امروز سالروز تولد سردارملی مرحوم ستارخان است نوشته او و زندگینامه اش را تقدیم می کنم. باشد که قدردان بزرگانمان باشیم . ایران به چنین فرزندانی می بالد و ایرانیان هم ....برای آمرزش او صلوات و فانحه ای هدیه کنید.

ستارخان ، سردار مقاومت آذربایجان و جنبش مشروطیت در جایی نوشته است:

من هیچ وقت گریه نمی کنم چون اگر اشک می ریختم آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست می خورد ایران زمین می خورد...اما در جریان مشروطه دو بار آن هم در یک روز اشک ریختم.
حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم ,بدون غذا.بدون لباس.از قرارگاه آمدم بیرون...چشمم به زنی افتاد با بچه ای در بغلش.. دیدم که بچه از بغل مادرش پایین آمد. چهار دست وپا رفت به طرف بوته علف.علف را از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها را خوردن... با خود گفتم الآن مادر آن بچه به من فحش می دهد و می گوید لعنت به ستارخان که ما را به این روز انداخته است.
اما... مادر کودک آمد بچه اش را بغل کرد و گفت :

عیبی ندارد فرزندم

"خاک می خوریم اما خاک نمی دهیم"

آنجا بود که اشکم در آمد.

************************************************

زندگینامه مختصر این رادمرد که در چنین روزی به دنیا آمده به قرار زیر است(اینجا):

ستارخان سردار ملی (1284-1332ق) فرزند حاج حسن قراجه داغی در منطقه قراجه داغ (ارسباران) در 28 مهرماه 1245 هجری در32 کیلومتری مهاباد به دنیا آمد. سوابق زندگی او در دوران کودکی و نوجوانی تا درگیری‌های جنبش مشروطه‌ چندان معلوم نیست. از اطلاعات جسته و گریخته‌ای که از وی به دست آمده، درمی‌یابیم که او با پدر خود در روستاهای اطراف ارسباران به شغل پارچه‌فروشی مشغول بوده است.

ستارخان پس از قتل برادرش اسماعیل به دست نیروهای دولتی به همراه خانواده خود به تبریز مهاجرت کرد و در محله امیرخیز اقامت گزید و از داش‌ها و لوطی‌های آن محله شد.

وی مدتی جزء سواران حاکم خراسان بود، از آنجا به عتبات عالیات سفر کرد، پس از چندی به تبریز بازگشت و به مباشری املاک محمدتقی صراف در سلمان مشغول گردید. سپس به توصیه رضاقلی خان سرتیپ وارد خدمت قراسوران (ژاندارمری) شد و حفاظت راه مرند و خوی به او محول گردید. چندی بعد مورد توجه مظفرالدین میرزا (ولیعهد) قرار گرفت، ضمن دریافت لقب خانی، از تفنگداران ولیعهد در تبریز محسوب گردید. ستارخان بنابر عادت لوطی‌گری در یکی از درگیری‌های خود با مأمورین محمدعلی میرزا (ولیعهد) در تبریز، مورد تعقیب قرار گرفت، از شهر گریخت و مدتی به راهزنی پرداخت. سپس با وساطت بزرگان و معتمدین محل به شهر بازگشت و دلالی اسب را پیشه خود کرد.

در سال 1325ق انجمن ایالتی آذربایجان به واسطه رشادت‌های ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردار ملی و سالار ملی اعطا نمود.

با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر کشور، مجاهدین و آزادی‌خواهان آذربایجانی و قفقازی به فرماندهی ستارخان و باقرخان به حمایت از مشروطیت قیام نمودند و در مقابل قوای 35 تا 40 هزار نفری اعزامی از مرکز و خوانین محلی به فرماندهی عبدالمجید میرزا عین‌الدوله که برای سرکوبی قیام تبریز اعزام شده بودند به شدت مقاومت کردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت نمودند. تبریز به مدت 11 ماه توسط قشون دولتی محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگیری به عمل آمد. زندگی بر مردم بسیار سخت و طاقت‌‌فرسا گردید. نهایتا با وساطت قنسول‌های روس و انگلیس و موافقت دولت‌های طرفین عده‌ای از قوای روسیه به تبریز وارد شدند و راه جلفا را برای ورود آذوقه باز کردند. در نتیجه محاصره شهر به پایان رسید و سربازان دولتی و خوانین محلی مخالف مشروطیت از اطراف تبریز دور شدند. بدین ترتیب نقشی که ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبریز داشتند به پایان رسید.با حضور سربازان روسی در تبریز موقعیت برای ستارخان و باقرخان سخت و خطرناک گردید. آنها به اتفاق جمعی دیگر از سران آزادی‌خواه به قنسولگری عثمانی پناهنده شدند. سپس تحت فشار روس‌ها و بنابر دعوت آیت‌الله محمدکاظم خراسانی به همراه جمعی از مجاهدین در روز هشتم ربیع‌الاول 1328ق به تهران مهاجرت کردند. در تهران استقبال شایانی از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شورای ملی مورد تجلیل قرار گرفتند و دو لوح نقره‌ای طلاکوب به ستارخان و باقرخان اهدا گردید و برای هر کدام ماهیانه مبلغ هزار تومان مقرری از طرف مجلس تعیین شد و در پارک اتابک (محل فعلی سفارت شوروی) اسکان یافتند.در جریان ترور آیت‌الله سیدعبدالله بهبهانی دولت مشروطه تصمیم به خلع سلاح گروه‌های مسلح گرفت، ستارخان با این امر مخالفت نمود و با قوای دولتی به جنگ پرداخت در این جنگ پای او تیر خورد و تسلیم شد و 30 تن از نیروهای وی کشته و 300 تن اسیر شدند.وی چهار سال پس از این واقعه در تاریخ 28 ذی‌الحجه 1332 (برابر25 آبان 1293) درگذشت و در باغ طوطی در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.

کد مطلب 304335

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 37
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۳:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    ياشاسين سردار اذربايجان،ياشاسين اذربايجان،ياشاسين ايران اوغولاري(فرزندان)
    • صدای جوانان A1 ۰۷:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
      63 6
      افسوس كه آنطور كه بايد و شايد اين قهرمانان ملي را نمي شناسيم و هر از گاهي شاهد اهانتهايي به اين بزرگواران در سطح كشور هستيم.
  • سهند A1 ۰۳:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    یاشاسین آذربایجانین غیرتلی اوغلانلاری.
    • حسین IR ۰۶:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
      83 31
      ستارخان برای آزادی جنگید اما نمی دونست که روزی حتی اجازه تدریس به زبان آذربایجانی رو به فرزندانش نخواهند داد.
  • reza IR ۰۳:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    124 3
    روحش شاد.
  • علی پورقلی A1 ۰۴:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    79 5
    من اهل ورزقانم، روستایی بنام بیشک( سردار کندی فعلی) بین شهر ورزقان و شهر اهر( 45 کیلومتر از هم فاصله دارند) واقع شده که زادگاه ستارخان میباشد و ایل و قبیله ایشان هنوز در این روستا زندگی میکنند ، نمیدانم چرا زادگاه وی در این نوشتار مهاباد درج شده است.
    • حسن A1 ۰۶:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
      15 6
      داداش دلیلش اینه که اون زمان شناسنامه ها افسری بود یعنی افسران میومدند روستاها با یک پول شناسنامه میفروختند دقیقا نمیدونم چیکار میکردن ولی خود شناسنامه مادر من که تو یکی از روستاهای مشکین شهر بدنیا امده و اصلا تا 50 سالگی مسافرت انچنانی نداشته صادره از طایفه طالش مکیلی نمیدونم خلخال بود یا تالش بود کجا بود دقیفا نمیدونم کجاست ولی برا تعویض شناشنامش و ثبت ازدواج پدرم و مادرم که قدیما ازدواج کرده بودن کلی مصیبت کشیدن تا بدونن اون افسری که بهش شناسنامه داده برده کجا ثبتش کرده
  • نشانه نیوز IR ۰۴:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    16 10
    با سلام و خسته نباشید این مطلب خود را در نشانه نیوز مشاهده نمایید
  • hasan A1 ۰۵:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    18 10
    در32 کیلومتری مهاباد مهاباد(سویوق بولاغ ) نه اهر
  • سهراب GB ۰۵:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    133 4
    من يك لرستاني هستم ، به هموطنان آذري ام از زمان باستان تا دوران مشروطيت و اكنون افتخار ميكنم كه همواره براي كل سرزمين ايران زجر كشيده اند و جانفشاني كرده اند . از گفته آن مادر من هم اشك ريختم به دو دليل ، اول بخاطر رنجي كه مي كشده دوم بخاطر اين همه شور وطن پرستي . زنده باد همه فرزندان ايران زمين آذري و لر كرد بلوچ و فارس .
  • اصفهانی IR ۰۶:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    66 3
    من هم به عنوان یک اصفهانی به تمام هموطنان ترکم درود میفرستم که با رشادت های خود افتخارات آفریدند...
  • سعید IR ۰۶:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    43 3
    زنده باد ستار خان وباقر خان که جانانه در مقابل استکبار ایستادند.
  • آراد IR ۰۶:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    55 5
    روح آن مادر ایرانی شاد که گفت خاک میخوریم ولی خاک نمیدهیم
  • دلیران تنگستان IR ۰۶:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    51 3
    سلام بر دلیر مرد آذربایجانی..روحت شاد سردار ملی....جانفشانی های بزرگان ماندگار خواهد ماند.
  • ابراهیم A1 ۰۶:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    40 5
    روحن شاداولسن ای اذر بایجانن ایستکلی اوغلی
  • از اردبیل IR ۰۶:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    39 11
    درود بر لرستان غیور
  • اورمو A1 ۰۶:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    66 11
    متاسفم واسه کسانیکه منفی می دن ولی یاششششششششششششششششششششششششاسین سردار خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخاااااااااااااااااااااان
  • مهدي!! A1 ۰۷:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    34 16
    زنده باد ياد تمامي ايران دوستان ، در جاي جاي اين سرزمين كهن و پارسي ، از مردمان مهربان و صلح طلب با هر گويش و قومي و دين و آئين كه باشند: آذريها ، كردها ، لرها ، بلوچها ، فارس هاو...... و تمامي مردان و زناني كه فقط به خاطر و نام و يكپارچگي ايران در تاريخ آن كوشيده اند و از جان و مالشان گذشته و ميگذرند
  • سعيد IR ۰۹:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
    37 5
    خيابون ستارخان شيرازو عشقه،،،
  • بی نام A1 ۱۰:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۴
    28 4
    حالا گريه دار اينه كه دشمن خونخوار سردار و سالار ملي و كل مشروطه و كشور ايران يعني روسهاي خونخوار , بظاهر شدن دوست ايران و دولتمردان ما براشون فرش قرمز پهن ميكنن . تفو بر تو اي چرخ گردون , تفو .
  • عليرضا IR ۰۶:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۶
    13 2
    نمي دونم ما اون بچه هستيم يا نه؟ نمي دونم ستار خان داريم يا نه و اگه داريم چند تا؟ ولي ميدونم مادرامون همشون همينن. بي خود نيست كه مادر و وطن با هم همنام هستند. « مام وطن»
  • علی رضا IR ۱۰:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۶
    14 4
    ستارخان ! دیگه باید مثل اون توی خواب ببینیم ... شک نکنین. از همین جمله ی آخر میشه فهمید.
  • ساغر IR ۱۴:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۵
    9 3
    بابا ایول دست مریضا ستار خان روحت شاد
  • شبنم US ۱۲:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    15 4
    خیلی دوست دارم و عشقم به تو وباقر خان وهمه ی مردان بزرگی که برای حفظ این آب و خاک کوشیدند و یکپارچه ومتحد نگهش داشتن و از دست خارجیا و مزدورا حفظ کردن کم نمی شه.
  • trakhtor A1 ۱۱:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۱
    25 7
    درسته توی تهران و بقیه جاها ترک ها رو مسخره میکنن ولی من همیشه به آذری بودن و تبریزی بودن خودم بالیدم وافتخار کردم...یاشاسین آنا یوردوم آذربایجان
  • احسان A1 ۰۷:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۴
    19 2
    درودبرستارخان وباقرخان وهمه دلیرمردان ایران که ازاین خاک مقدس دفاع کردنداماهزارافسوس که اون طوری که بایدولایق این افرادهست ازآنهایادنمی شود
    • bahram.mb A1 ۰۸:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۶/۰۲
      3 28
      همچین چیزی صحت نداره
  • محمود A1 ۱۴:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۱۱
    17 3
    ایران وطنم تو را با تمام مردمانت دوست دارم. درود بر ستار خان . من کرمانیم افتخار میکنم به همتون دمتون گرم
  • سزا IR ۲۰:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۵
    17 2
    نام مردان بزرگ باید زنده بماند من وهم باشگاهیانم نام زور خانه شهر خود را که واقه در بهار همدان است به افتخارسردار ملی ایران بزرگ با افتخار ستار خان گذاشتیم روحش شاد باد.
  • حسین US ۰۹:۴۸ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۷
    19 6
    زنده باد ایران و ایرانی
  • صیاسابت قدم الوار A1 ۲۱:۰۹ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۵
    20 10
    یاشاسین ازربایجان یاشاسن تورک اوغلانلارن به احترام ستارخان ۱دقیقه سکوت کنید
  • بهزاد شاهین دژ IR ۱۱:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۴
    16 4
    یاشااااااااااااااااااااااااااااااااااسین آذربایجان
  • ايراني IR ۱۸:۲۶ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۶
    6 4
    ياشاسين ايران
  • بی نام A1 ۰۴:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۳
    6 2
    ایرانه یکپارچه خوبه
  • بختیاری A1 ۰۹:۵۷ - ۱۳۹۶/۰۴/۰۶
    5 2
    درود بر سرداران ایران ستارخان. میرزاکوچک خان. علیمردان خان. سردار اسعد. یارمحمدخان.همه و همه ی بزرگان و تاریخ سازان
  • آذربايجان اوغلي A1 ۲۲:۱۹ - ۱۳۹۶/۱۱/۲۵
    5 0
    درود بر تمامي دلير مرداني كه در طول ساليان متمادي از مرز و بوم اين وطن مخافظت كرده و ميكنند .درود بر آن شير زني كه گفت : خاك ميخوريم اما خاك نميدهيم . درود بر همه مردم وطن پرست.
  • سحر A1 ۱۵:۲۹ - ۱۳۹۷/۰۲/۲۷
    1 0
    روحت شاد سردار اروم بخواب که ایران به تو مدیونه