روحانی و میراث انتخاباتی او

گرایش به روحانی و دولت آینده ی او محصول خوش بینی کاذب به وی، یا به زعم مخالفان وی؛ غرب گرایی او!!!!؛ یا ناشی از یک جوزدگی نیست. بلکه حاصلِ وجود شاخص های واقعی و قابل اتکایی است که باید به خوبی مدیریت شوند. امید دارد تنها دوستان روحانی و یاران او در این آوردگاه جوزده نشوند که بزرگترین خطر برای آن ها همین جوزدگی و از دست دادن همین فرصت ها در گذرگاه چالش زمانِ موجود در فراروی حرکت این دولت در آینده ی نزدیک؛ است.

از همان آغاز، این نکته به وضوح آشکار بود که در انتخابات 24 خرداد ماه برای گزینش هفتمین رییس جمهور ایران؛ دو محور با یکدیگر تلاقی خواهند داشت. این نکته را در محافل رسمی و غیر رسمی بیش از یک سال مانده به انتخابات بیان داشتم که در دو سوی محور عمودی "فشار بیرونی و التهاب درونی"، قرار دارد و در دوسوی محور افقی "اراده ی حکومت و خواست ملت"، جای می گیرد.

همان گون که سیگنال ها و پیشران های موجود نشان می داد، محور عمودی رمینه پرور ساخت متن بافت انتخابات شد و محور افقی زمینه ساز بافت موقعیتی آن را فراهم ساخت تا در نهایت شاهد پیروزی خواست ملت و تاثیر گذاری آن بر محور مختصات عمودی یعنی التهاب درونی و فشار بیرونی باشیم . این معنا سناریوی مطلوب برای برگزاری انتخابات یازدهم در ایران بود.
با پیروزی دکتر حسن روحانی ملقب به «شیخ دیپلمات» وزن این تاثیر خود بخود به سمت سوی سیاست خارجی تمایل پیدا کرد. اکنون نگاه ها به دولت روحانی است تا با حل بحران های منطقه ای متوجه ایران؛ فضای تنفس را برای بهره برداری حوزه داخلی سیاست فراهم نماید و با باز شدن مجاری تنفس اقتصاد کشور بار دیگر روال عادی و مطمئن حرکت چهره خود را بیاراید . اما پرسش در این است که چرا این نگاه به دولت روحانی وجود دارد؟ به ویژه چرا غربی ها و دردرون آن ها آمریکایی ها از آن استقبال به عمل می آورند؟
- پنداشته آرایی
برای ارائه پاسخ به این پرسش می توان با رویکردی سیاست یازانه و مثبت آن را به تمامه محصول پیروزی شخصیتی به نام حسن روحانی دانست یا با دیدی سیاست بازانه اما منفی و تخریب گرایانه؛ آن را حاصلِ سویه گیری روحانی و خشنودی ناشی از برآورد غرب از سخنان شیخ دیپلماتیک در کمپین انتخاباتی؛ خواند. اما این دیدگاه ها بسیار تقلیل گرایانه و آفت زده اند. برای پاسخ به پرسش هایی از این دست حتما باید چارچوبی تئوریک فراهم ساخت.
برای این منظور می توان پنداشته ی جیمز روزنا را مورد توجه قرار می دهد. بر این اساس، ارایه متغیرهای مستقل، وابسته و واسطه ای، نشان از رفتار سیاسی هر دولت براساس مجموعه ای از عوامل گوناگون است که با اولویت های مختلف در کنار هم جمع شده و در نهایت به تصمیم گیری منجر می شود. در چارچوب نظریه روزنا، متغیرهای مستقل عبارتند از نوع قدرت، اقتصاد، فرهنگ و جامعه، حال آنکه وی متغیرهای وابسته را فرد، نقش، جامعه، حکومت و نظام بین الملل می داند و متغیر واسطه ای را نیز نوع حکومت کشور قلمداد می کند.
متغیر فرد: متغیر فرد عبارت است از ویژگی های انحصاری تصمیم گیرندگان که شامل تمام جوانب تصمیم گیرنده است. روزنا معتقد است که خصایص فرد بیشتر در کشورهای توسعه نیافته، تازه استقلال یافته و کوچک مطرح است که فاقد نقش های سازمان یافته و نمادهائی بوروکراتیک بوده و در اصل جوامعی که رهبران، کمتر تحت نفوذ و تأثیر افکار عمومی و گروه های ذی نفوذ قرار دارند. البته با توجه به این متغیر، روزنا بر این عقیده است که تصمیم های متخذه از ناحیه یک شخص با تصمیم های شخص دیگر در همان موقعیت به خاطر توانایی ها و روحیات متفاوتشان، متفاوت می باشد.
متغیر نقش: این متغیر بدین معنا است که مسئولان دولتی بدون توجه به خصوصیت فردی و انحصاری که در متغیر فرد به آنها اشاره شد، با تکیه بر سمت و جایگاهی که در حکومت دارند نسبت به موضوعی از خود واکنش نشان می دهند. جایگاه فرد در ساختار حکومتی و وظایف، مسئولیت ها و وفاداری هایی که بر اساس این جایگاه از او انتظار می رود، بر تصورات فرد از جهان و تصمیم گیری های او در عرصه سیاست خارجی تأثیر می گذارد. به طور کلی می توان نقش را این گونه تعبیر کرد؛ تصوری که یک دولت، حکومت و یا یک فرد می پندارد که باید براساس آن عمل کند،‌ نقش به ویژگی های رفتاری تعریف می شود که ناشی از مسئولیت های سیاست گذاری یک بازیگر است. هر فردی که چنین جایگاهی را پرکند، از او نیز رفتار مشابهی انتظار می رود. ما می توانیم نقش را تعامل بین فرد و نظام سیاسی بدانیم و انتظاراتی که نظام مزبور از فرد دارد. هرچند نقش ممکن است حیطه عمل فرد را محدود کند ولی چنین نقشی براساس صفات شخصیتی فرد برداشت و ایفا می شود.
متغیر دولتی یا بوروکراتیک: متغیر دولتی، بدین معنا که به جوانب ساختاری دولتی اطلاق می شود. ساختار پیچیده یک دولت، روابط سازمان های درون دولتی و در نهایت، کارشناسان و متخصصان درون یک تشکیلات، تدوین کننده و ارایه دهنده پیشنهادها و خطوط کلی تصمیم گیری در سیاست خارجی می باشند و هیچ تصمیم گیرنده ای قادر نیست فارغ از این ملاحظات تصمیم گیری نماید، به ویژه در نظام های گسترده بوروکراتیک دولت های غربی، این عامل و متغیر بیشتر بروز می کند. منظور از این متغیر، نوع سیستم تصمیم گیری موجود در یک کشور و تأثیر این روش و سازوکار بر سازمان های دارنده استانداردهای هدایت شده و برنامه ریزی شده است که منجر به تصمیمم گیری یا سیاست گذاری می شود. حال با تقسیم بندی کشورها به سیستم باز و بسته و یا ترکیبی از هر دو، می توان الگوهای متفاوتی را جهت روند تصمیم گیری و اتخاذ نوع آن مطرح کرد. معمولاً در سیستم های باز، محیط بازی اعم از عوامل محیط خارجی و داخلی تأثیرات قابل ملاحظه ای بر روند تصمیم گیری دارند، در حالی که در سیستم های بسته این امر چندان مقدور نیست. در سیستم های باز معمولاً تصمیم گیری بسیار کند صورت می گیرد؛ زیرا نظام بوروکراسی فوق العاده به تخصصی شدن تمایل دارد، از این رو تصمیم ها کند ولی نتایج دقیقی به دنبال دارد؛ گذشته از آنکه روند تصمیم گیری و نتیجه آن به عنوان موضوع بحث تا حدی دموکراتیک تلقی می شود. حال آنکه در سیستم های بسته چون منصب از مقام جدا نیست و سلسله مراتب وجود ندارد و اساس ارتقای مقام، نه شایستگی بلکه میزان ارتباط و وابستگی به کانون قدرت و ایدئولوژی است، به همین خاطر در این شرایط روند تصمیم گیری از سرعت بیشتر برخوردار بوده ولی دقت عمل در این نوع در حداقل قرار دارد.
متغیر اجتماعی: متغیر اجتماعی در اصل تمامی جوانب غیردولتی یک جامعه را شامل می شود که در روند اتخاذ تصمیمهای سیاست خارجی دخیل است که ارزش های، ایدئولوژی های حاکم بر یک جامعه ملی، گروه های ذی نفوذ و فشار و دیگر موارد را شامل می گردد. البته این عوامل در جوامع سنتی و مدرن دارای تضادهایی هستند، به طوری که در جوامع مدرن احزاب و تشکل های تعریف شده ای وجود دارد که هم بر سیاست داخلی و هم سیاست خارجی تأثیرگذار هستند و همچنین دارای اهداف و برنامه هایی نیز در این خصوص می باشند، به طوری که می توانند از طریق پارلمان، افکار عمومی و ... بر فرآیند تصمیم گیری اثر بگذارند. به همین خاطر در کشورهای دموکراتیک، سیاست خارجی کشور تحت تأثیر نظام حزبی و شرایط و وضعیت احزاب قرار دارد، به طوری که در کشورهای دو حزبی سیاست خارجی از ثبات لازم برخوردار است؛ چون در این گونه جوامع سیاست خارجی جزو منافع ملی کشور محسوب می شود و حزب مخالف نیز اجازه دخالت در روند سیاست خارجی را به خود می دهد؛ حال آنکه در روش های چند حزبی سیاست خارجی فدای خواسته های حزبی می شود. به هر حال احزاب جزو بازیگرانی هستند که به سیاست خارجی توجه دارند، ولی درجه اهمیت آن به شرایط جامعه و مقتضیات خاص آن بستگی دارد. افکار عمومی نیز به عنوان یک عنصر و عامل مستقل در پی تأثیر گذاری بر سیاست خارجی است. افکار عمومی از دو بخش پایدار و ناپایدار تشکیل شده، بخش پایدار که به فرهنگ و تاریخ، و بخش ناپایدار به روان شناسی فردی و جمعی مربوط می شود؛ برای مثال، حساسیت های مذهبی مردم ایران ناظر به بخش پایدار افکار عمومی است.
متغیر سیستماتیک یا نظام بین الملل: دولت در روند تصمیم گیری از محیط اطراف خود نیز متأثر می گردد و واکنش به این نظام در محاسبه تصمیم گیرندگان منظور می شود که این نظام در اصل همان نظام منطقه ای و جهانی است که شامل قطب بندی های مختلف می گردد و همچنین نظام های بازدارندگی و موازنه قوا و یا توازن وحشت. روزنا در تشریح متغیرهای مستقل، دولت ها را از نظر نوع قدرت به دو دسته قدرت های بزرگ و کوچک تقسیم می کند و معتقد است که قدرت های بزرگ و قدرت های کوچک از لحاظ اقتصادی نیز یا دارای اقتصادی پیشرفته اند و یا عقب افتاده. در کنار آن، وی نوع جامعه دولت ها را به دو دسته باز و بسته تقسیم می کند و معتقد است که فرهنگ نیز یا نفوذپذیر است و یا نفوذناپذیر. روزنا در خصوص متغیر واسطه ای که نوعی سیاست خارجی است، این گونه بیان می کند که سیاست خارجی یا ارزش های پیشینی هستند و یا ارزش های پسینی و یا ترکیبی از هر دو مورد. در ارزش های پیشینی، روند تصمیم گیری به علت غیر قابل معامله بودن منافع ملی به دشواری اتخاذ می گردد و پیچیدگی آن بسیار زیاد بوده است، حال اینکه ارزش های پسینی منافعی هستند که قابل معامله بوده و در این صورت روند تصمیم گیری دشواری های ارزش های پیشینی را ندارد، اما هر از گاهی نیز برخی از تصمیم ها ترکیبی از ارزش های پیشینی و پسینی است که در این حالت فشار بر تصمیم گیری به حدی است که ترتیب اهمیت عوامل تأثیر گذار به وضعی جبری در آمده و بازیگر دیگر خود را قادر به تصمیم گیری مناسب نمی بیند.
- روحانی فرصتی برای گذار از التهاب درونی و فشار بیرونی
بر اساس متغیرهای موجود در چارچوب پنداشته ی روزنا؛ باید به موارد زیر پروا روا داریم:
1- متغیر فردی) ویژگی های انحصاری تصمیم گیرندگان که شامل تمام جوانب تصمیم گیرنده است؛ عنصر بس مهمی در تصمیم گیری به حساب می آید. حسن روحانی یک روحانی ساحب نام در جامعه روحایت کشور است. عضو مجلس خبرگان رهبری است. نماینده رهبری در شورای امنیت ملی است. یار دیرینه آیت الله هاشمی ، به حساب می آید. و سید اصلاحات از او حمایت می کند. او تحصیل کرده ای است که غرب را خوب می شناسد. غربی ها هم وی را در مذاکرات هسته ای شناخته اند. دارای سوابق مثبت و تعریف شده ی امنیتی است سویه گیری معتدلانه ی او در این سال ها در داخل و خارج کشور آزموده شده است. دانشگاهی و اهل پژوهش عالمانه و به دور از هیاهوهای کاسب کارانه و وابستگی های علمی به منزلت سیاسی است. روحانی از اعتدال گرایانی برخاسته است که داری هویت معنادار در بین اصول گرایان و شخصیت تعریف شده در بین اصلاح طلبان است و این معانی به او توانایی فردی بالایی می بخشد.
2- متغیر نقش) حسن روحانی با این تعریف در متغیر فردی؛ می تواند با تکیه بر سمت و جایگاهی که در حکومت دارد نسبت به موضوعی از خود واکنش نشان دهد. جایگاه فرد در ساختار حکومتی و وظایف، مسئولیت ها و وفاداری هایی که بر اساس این جایگاه از او انتظار می رود، بر تصورات فرد از جهان و تصمیم گیری های او در عرصه سیاست خارجی تأثیر می گذارد. تصوری که از روحانی وجود دارد مرد مدبری را نشان می دهد که دارای سویه گیری های معتدلانه و تجارب گرانسنگ سیاسی - امنیتی و در همان حال پایگاه قابل قبول حکومتی و حمایت بالای مردمی است. او با این اوصاف بر سندلی دومین مقام حکومتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تکیه می زند. جایگاهی که خاتمی اهمیت آن را درک نکرد؛ اما، بر منزلت آن افزود و بر عکس، احمدی نژاد اهمیت آن را به نمایش گذاشت ولی منزلت آن را کاست؛ و او اکنون باید در این بافت موقعیتی نشان دهد که هم اهمیت آن را درک می کند و هم منزلت آن را افزایش می بخشد. این کار بس سختی است ولی افکار عمومی در دو بخش داخلی و خارجی و دو سطح توده ها و نخبگان از او متوقعند.
3- متغیر دولتی یا بوروکراتیک) همان گونه که بیان شد؛ متغیر دولتی، بدین معنا که به جوانب ساختاری دولتی اطلاق می شود. ساختار پیچیده یک دولت، روابط سازمان های درون دولتی و در نهایت، کارشناسان و متخصصان درون یک تشکیلات، تدوین کننده و ارایه دهنده پیشنهادها و خطوط کلی تصمیم گیری در سیاست خارجی می باشند و هیچ تصمیم گیرنده ای قادر نیست فارغ از این ملاحظات تصمیم گیری نماید، به ویژه در نظام های گسترده بوروکراتیک دولت های غربی، این عامل و متغیر بیشتر بروز می کند. روحانی با پشتوانه ی حضور جدی در مرکز مطالعات استراتژیک؛ و در اختیار داشتن تیمی کارآزموده از دیپلمات های همکار وی در شورای امنبت ملی پای به میدان می گذارد از گذرگاه هایی عبور کرده است که مخاطرات زیادی را تجربه کرده است. پاسخ گویی او به پرسش های مصاحبه گران تعریف شده ی تلویزیون ملی؛ وجوابگویی وی به شبهه افکنی بعضی از رقبای قدرتمند حکومتی در مناظره ی انتخاباتی؛ نمایانگر همین معنا و افزایش سسطح توقعات از وی شده است. حمایت رهبری مقتدرانه ی نظام جمهوری اسلامی ایران از وی؛ و حمایت آیت الله هاشمی و حوزه های علمیه و فقها ومراجع از او، این معنا را ژرفا می بخشد.
4- متغیر اجتماعی) از همین نکته ی پایانی در متغیر دولتی است که پلی به متغیر اجتماعی زده می شود. این متغیر؛ در اصل تمامی جوانب غیردولتی یک جامعه را شامل می شود که در روند اتخاذ تصمیم های سیاست خارجی دخیل است. ارزش های، ایدئولوژی های حاکم بر یک جامعه ملی، گروه های ذی نفوذ و فشار و دیگر موارد با تغییر ذائقه ی سیاسی مردم در انتخابات اخیر خود را به نمایش گذاشت. تمام نظر سنجی ها نشان می داد که روحانی با حمایت هاشمی و خاتمی در دور اول پیروز است. نگرانی هایی وجود داشت؛ اما، نتیجه نشان داد که این نگرانی ها چندان پر معنا نبود. امروز روحانی در برابر این متغیر بیش از هر کوردی پاسخگو است. او باید از یک سو حکومت با سویه گیری مشخصش را در حفظ اصول و ارزش های انقلابی در نظر داشته باشد و از سوی دیگر بخش وسیعی از رای دهندگانی را که خواستار تدابیر میانه روانه و به دور از هیاهوی کاذب انقلابی در دستیابی به اهداف ملی هستند. با پروای جایگاه وی؛ در بین نیروهای اجتماعی حامی او؛ و پایگاهش در بین نیروهای حکومتی سطح توقعات از وی در خارج و داخل کشور زیاد است .در تحلیل نهایی نیرهای اجتماعی و قدرت سیاسی حاکم از او توقع دارند که التهاب درونی را کاهش و فشار فزاینده بیرونی را بکاهد. این درخالی است که او باید ارزیابی کند که این هردو منبع قدرت تا چه اندازه از وی و سیاست های عملی اش حمایت خواهند کرد.
5- متغیر سیستماتیک یا نظام بین الملل) دولت روحانی مانند هر دولت دیگری، در روند تصمیم گیری از محیط اطراف خود نیز متأثر می گردد و واکنش به این نظام در محاسبه تصمیم گیرندگان منظور می شود. او در انتخابات موضعی میانه روانه و منطبق با خردسیاسی را نشان داد نظام بین الملل پیام او را دریافت کرده است. بر آن است که از فرصت روحانی سود جوید. نمایندگان کنگره ی امریکا با همراهی بخش قابل قبولی از نمایندگان کنگره آمریکا خواهان استفاده ی اوباما از فرصت روحانی هستند. اتحادیه ی اروپا بر آن است که از این قافله عقب نماند. نتانیاهوی صهیونیست نگران است و با جمله ای خارج از عرف و ادب دیپلماتیک او را گرگی در لباس میش می خواند. .جالب این که از این نظر با تندروهای داخلی به مخرج مشترک می رسد. برخورد این نظام که در اصل همان نظام منطقه ای و جهانی است، شامل قطب بندی های مختلف می گردد؛ که درمجموع و به دور از مواضع غیر قابل اتکای نتانیاهو همگی مثبت بوده است. اکنون درخواست های حضور رهبران جهان در ارتباط با شرکت در مراسم تحلیف رییس جمهور ایران بسیار قابل تامل است. و همین سطح توقعات از دولت روحانی را افزایش و کار را بر وی سخت تر می نماید.
با پروای آنچه گفته آمد می توان پاسخ به پرسش این مجال را باز یافت. گرایش به روحانی و دولت آینده ی او محصول خوش بینی کاذب به وی، یا به زعم مخالفان وی؛ غرب گرایی او!!!!؛ یا ناشی از یک جوزدگی نیست. بلکه حاصلِ وجود شاخص های واقعی و قابل اتکایی است که باید به خوبی مدیریت شوند. امید دارد تنها دوستان روحانی و یاران او در این آوردگاه جوزده نشوند که بزرگترین خطر برای آن ها همین جوزدگی و از دست دادن همین فرصت ها در گذرگاه چالش زمانِ موجود در فراروی حرکت این دولت در آینده ی نزدیک؛ است.

کد خبر 304622

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۲۰:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۳۰
    5 1
    تحلیل جالبی بود. از خواندنش لذت بردم گرچه بسیار دشوار بود و شاید نویسنده باید آنرا کمی از حالت آکادمیک خارج می کرد تا قابل فهم برای عده بیشتری شود.
  • ناشناس EU ۰۵:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۱
    4 0
    من بادیدگاه استاد آشنا هستم. ایشان همیشه در بیان نظراتش به تئوری های علمی روی می آورد. این جالب است که جامعهی ما با این تحلیل ها در قاب علمی آشنا شود و سطح تحلیل ها بالا رود.شاید به این دلیل است که دیدهام عدهای که تلاش دارند وی را نبینند هم به تحلیل هایش اشاره می کنند.
  • بی نام A1 ۲۱:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 5
    بابا با سواد. استاد. سیاست مدار. "ساحب نام" نه "صاحب نام"