نامه ای به پرچمدار اعتدال

مدیریت آینده پلی است بین برنامه های استراتژیک و آینده پژوهی. ایران عزیز و اسلام گرانسنگِ ما نیازمند کوشش شبانه روزی برای حل مسائل پیشاروی و بحران های فراروی خود است. صدای امام "ره"، در گوشم طنین انداز است : "همه با هم"، این همه با هم را باید در پرتو شعار پر بهای اعتدال گرایی و تئوریزه کردن آن دوباره زنده کرد. به فردای شما در ساخت فردای ایران زمین امید داریم. اگر خدای ناخواسته، این امید خاموش گردد؛ درانداختن تدبیر دیگری برای روشن ساختن شمع امید، بسیار سخت و پرهزینه تر از دیروز خواهد بود.

نامه ای به پرچمدار اعتدال
حضرت حجه الاسلام و المسلمین روحانی
درود ها و سلام گرم من را پذیرا باشید.
بسی خشنودم که هم اکنون پس از گذشت یک ماه از پیروزی درخشان شما در انتخابات 25 خرداد ماه و توفیق اجباری دیدار حضرتعالی برای عرض گزارشی از بداخلاقی های سیاسی مدعیان نگاهبانی از حرمت اخلاق سیاسی؛ دست به نگارش آورده ام تا پس از هیاهوی موجود؛ این بار نه برای گزارش بد اخلاقی گروهی متعبد نُما؛ که برای عرض ادب و بیان نگرانی، از آینده به نگارش پردازم. در این ماهی که گذشت اخبار و سیگنال ها و پیشران های موجود در آن ها را در محافل گوناگون دنبال نمودم. پیامدهای میمون و مبارک پیروزی شما را پیگیری و در همان حال شاهد دو گرایش نگران کننده بودم. یک جریان که تلاش دارد لباس عوض کند و با تغییر سریع مواضع خود، از برابر شما به در آید و برای مصلحت خویش در کنار شما قرار گیرد و جریان دیگر که بر آن است تا از همین حال با ایجاد فضای مسموم؛ زمینه پرور تشکیل اتاق های فکر بر ضد شما و بسیج نیرو برای بحران آفرینی در برابر دولت آینده ی شما برآید.
جناب رییس جمهور منتخب
به خوبی می دانم که خود بیش از من و ما، به این نکات توجه دارید. اما، وظیفه ی ما نیز آن است که به دیده بانی جامع آینده ی تحرک اعتدال گرایی پروا نشان دهیم. اعتدال گرایی، تحرکی است که پدر معنوی آن؛ در دوران ما، حضرت آیت الله هاشمی و پرچمدار سرافراز آن در عصر حاضر حضرتعالی هستید. ان تحرک با وجود نقدهایی که بر گذشته اش وارد است به آینده ای پربار می اندیشد. از همین رو، باید ثابت کند که می تواند در عصر بحران کارآمدی در نظام جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ارزش های مردم سالارانه، این بحران را در بدترین موقعیت ناشی از سوء تدبیر های داخلی و فشارهای فزاینده ی خارجی با تدبیر سیاسی حل نماید. کلید تدبیر در دست شما پشتوانه ی بزرگ آراء مردمی و حمایت مدبرانه ی رهبری معظم انقلاب اسلامی، را به دنبال دارد.
جناب روحانی
دولت روحانی باید بیش از هرچیز به این بیاندیشد که مشارکت فعال در درون را برانگیزاند این معنا در نخستین لایه؛ به همگرایی فعال برای هماهنگی عملیاتی با حکومت و ارکان وابسته به آن بازمی گردد. این ساده انگاری خواهد بود که فکر نماییم بدون حمایت رهبری معظم نظام جمهوری اسلامی از سیاست های حضرتعالی و فرمان ایشان به همکاری همگی ارکان نظام حکومتی دولت یازدهم راه به جایی برد. تلاش خواهد شد که با رویکردهای متفاوت و گاه به ظاهر متباین؛ شما و دولت شما را دربرابر حکومت تعریف نمایند. این گروه در دو جامه تن خواهند پوشید. جامه ی نخست را اصول گرا نمایانِ خواهان قدرت به تن خواهند پوشید. آنانی که با نام دین و ارزش های دینی نان می خورند و زندگی می آرایند و بیشترین ضربه را به اصول و ارزش های انقلابی وارد می کنند.. آن ها دین را تجارتخانه ی قدرت خود کرده اند و در عمل بنده ی قدرت اند. در برابر این گروه دین گریزان تجدد گرا ی قرار دارند که لباس نقد خواهند پوشید و به نفی خواهند پرداخت. این گروه طیف وسیعی از ضد انقلاب تا اصلاح طلب نمایانی را در بر خواهد گرفت که هرگونه سیاست ورزی شما و دولتتان را برای همگرایی حکومت برای افزایش غلظت مشارکت ملی و اثرگذاری عملیاتی برای بازگشایی قفل های بسته ی موجود، در چارچوب گرایش به اقتدارگرایی و دور شدن از شعارهای انتخاباتی به بیان خواهند آورد.
رییس جمهور منتخب مردم ایران در دولت یازدهم
این نکته را که در نامه ی خویش به حضرت آیت الله؛ نگاشتم برای شما نیز بازمی گویم که : هر "آن"، ی برای خود آینده ای دارد آینده ی "آن" ی که شما در آن پیروز شدید برای ملت ما بسیار مهم و سرنوشت ساز است . آنچه ما باید به آن همت نهیم؛ آینده ی دوران خود ماست. آینده ی فرزندانمان؛ فردای آرزوهایشان، آینده ای نزدیک و دور، زمانی که به سرعت به ما نزدیک می شود.. آینده ای نزدیک که تشخیص آن، حتا برای بسیاری از کارکشتگان عرصه های سیاست؛ در دوران ما به زحمت میسور است. هر دورانی را مانند هر انسانی بیش از هر چیز آینده ای است، آینده ای که تجربه ی هشت سال گذشته ی دولت های نهم و دهم نشان داد؛ این زمان، اگرچه به ظاهر بسیار کوتاه می گذرد، اما، در باطن می تواند چه پیامدهایی به جای گذارد. این آینده، عبارت است از امور جاری آن دوران ها، کارها، کوشش ها طرح ها و برنامه های کم و بیش طولانی، دگرگونی ها، مبارزه ها، و بیم ها و امیدهای آن دوران؛ دورانی پر از این شاخص ها روبروی شما و دولت آینده حضرتعالی است.
ملت ایران به دنبال آینده ای است که بتواند در پرتو مدیریت آن؛ اصالت اصول گذشته ی پرافتخارش را پایایی بخشد و دستیابی به اهداف تعریف شده اش را در پرتو مدیریت مدبرانه با پیوند به دانشواژه ی پیشرفت؛ معاصرت بخشد. انقلاب اسلامی در گذر از دوران جوانی به میان سالی در سی و پنجمین سال حیاتش با التهاب های آشکار و پنهان درونی و فشارهای چندلایه ی بیرونی بر آن است که در یکی از مهم ترین فرازهای حیات سیاسی اش به میدان آزمایش دولت یازدهم آید تا سکان دار اجرایی چهار سال مهم آینده اشان را به محک نهند و عیار آن را بسنجند.. این دولت زمانی پیروز خواهد بود که پشتیبانی های این ملت را پویایی و پایایی بخشد و مشارکت در درون را زمینه پروری نماید.
این سال ها؛ سال های گذر از بحران کارآمدی برای اثبات پایایی و پویایی الگوی اسلامی بنیان گذاشته شده در ایران است. الگویی که مدعی سعادت بشر در پرتو تحکیم دولت اسلامی به عنوان پیش درآمدی برای برپا داشتن تمدن بزرگ اسلامی است. این درحالی است که ایران اسلامی با گام های قابل ادراکی به سمت بروز و ظهور شکاف های عمده ای چون پان ایرانیسم، پان اسلامیسم و پان مدرنیسم گام بر می دارد. بحران هایی که اگر با تعادل معنادار و تعریف شده تدبیر نشوند، سویه گیری های تندروانه ای را از خود به نمایش خواهند گذاشت. این سویه گیری ها دستاوردهای ملتی را تهدید خواهند کرد که شهدای نام آوری چون مطهری ها، بهشتی ها، مفتح ها، همت ها، باکری ها، چمران ها، و هزاران شهید گمنام را در خاک مقدس ایران زمین دفن کرده است.
جناب دکتر روحانی
به خوبی بر این نکته وقوف دارم که کارشناسان مبرزی سال ها در کنار حضرتعالی و با مدیریت بهینه ی شما به چالش های فراروی شما اندیشیده اند. اما، این فرزند کوچک این مرزوبوم بر خود واجب می داند که به عرض برساند:
فردا از آن کسانی است که امروز شجاعت مخاطره، دارند. شجاعت مفهومی غلیط است؛ مفاهیم غلیظ واژگانی کم پهنا ولی پرژرفایند. آینده را باید ساخت؛ نه آنکه منتظر آن ماند. شجاعت؛ حد وسط ترس و بی باکی است. فردای آبادانی ایران عزیزمان و شکوفایی باورهای اصیل اسلامی مان بیش از زمان دیگری، در گرو شجاعت است. والاترین نیاز شجاعت؛ اعتدال است. اعتدال گم گشته ی پیروزی است. خطی ثابت نیست، که بر آن گام نهیم، بل، سطری است که باید با رسم الخط عقل و تجربه آن را بنگاریم. ما مردم ایران امروز بیش از هرزمانی به اعتدال نیازمندیم. اعتدال را باید در احترام به آینده ی مردم به میدان آورد. این میدان عرصه ی به میدان آوردن آبرو است. مال و جان در این گستره اثر چندانی ندارد.
اقتصاد ایران مملو از منابع است. آکنده از نیروی انسانی است. انباشته از آینده است؛ اما فاقد فرهنگ لازم برای نهادینه ساختن مراکز فعالیت های اقتصادی است که در تحلیل نهایی تحت عنوان هر نامی تنها کارکرد بنگاه های اقتصادی را دارند. برای عبور از این بنگاه های پراکنده به سیسیتم سازی پولی - مالی و تبدیل آن به سامانه ای از سازمان های اقتصادی درهم تنیده و در عین حال هماهنگ برای دنبال کردن رسالتی مای نیازمند عزم جدی و رعایت حد اعتدال میان کارکردهای سه گانه ی اقتصادی یعنی ایجاد اشتغال، سرمایه گذاری و توسعه و رشد هستیم. اقتصاد ایران نیازمند فرهنگ سازی تعادلی است به گونه ای که در بستر این تعادل؛ تعاملی معنادار بین کنشگران فعال اقتصادی به وجود آید. رقابت عادلانه میان آن ها؛ در محیط توزیع عادلانه ی ارزش های مادی و حمایت های معنوی صورت پذیرد. این جا است که می توان از آن ها آرام، آرام یک نهاد قدرتمند اقتصادی ساخت که در عین رقابت کثرت گرا با یکدیگر، رسالتی ملی را در وحدتی عملی، برای پیشرفت کشور برای خود قائل باشند.
- رییس جمهور منتخب ملت بزرگ ایران
فرهنگ دروجه کاربردی آن استفاده از دستاوردهای مادی و معنوی عقل سلیم و مدیریت عالمانه و مدبرانه ی این دستاوردها برای دستیابی به تمدنی ماندگار است. سمبل ها و نمادهای باقی مانده از فرهنگ اسلامی - ایرانی ما بسیار ارزشمندند اما ارزش عملیاتی و تعریف کاربردی این همه ارزش های الهی و نشانگان ملی؛ زمانی معنادار است که کارآمدی این همه موجودیت فرهنگی را در ساخت و پرداخت عرصه ی تمدنی نوینی نشان دهد که نیاز های امروز و خواسته های به حق فردای جامعه ی ملی ما را پاسخ گویند؛ و الگویی زنده و پر نشاط را برای بشریت و آینده ی حیات بشری به یادگار نهند. ما برای ساخت و پرداخت سازو کارهای چنین حرکت عظیمی در حال؛ نیازمند، ادبیات مدبرانه، رفتارهای قاطعانه و بیش از هرچیز و هر زمان دیگر کنش های معتدلانه هستیم.
- حضرت حجه الاسلام روحانی
این ارزش های والای برخاسته از انقلاب اسلامی مردم شریف ایران بود که انقلاب اسلامی را رقم زد و نظام جمهوری اسلامی را بنیاد نهاد. نظام جمهوری اسلامی نماد مردم سالاری دینی در دنیا است. همین ویژگی است که می تواند این نظام را از ساخت های حکومتی دین گرایانه و دین سالاری های مردم فریبانه، در تاریخ جدا سازد. اصالت الهی آن را بر اساس فرامین الهی پیامبر اعظم "ص"، به ترسیم آورد و مدلی برتر از کارآمدی دین را در عرصه ی سیاست.به آیندگان معرفی کند. این معنا و حفظ اصالت این سویه گیری در گرو پاسداشت آزادی، عملی سازی عدالت، و فضاسازی آرام برای مردم شریفی است که برای رسیدن به زندگی آسوده محقند. آیا نباید بپذیریم که مردم سالاری دینی به عنوان والاترین ارزش انقلاب اسلامی پاس داشته شود و در پرتو مصلحت اندیشی های فاقد روح انقلابی گاه؛ این مردم سالاری متکی بر پوپولیسم و توده گرایی منحرف به نام ارزش های دینی اصالت آن را از متن به حاشیه نبرد. به این می اندیشیم که برای دستیابی به یک مردم سالاری دینی بر اساس سنت فکری معمار کبیر انقلاب اسلامی نیازمند تعادل معنادار و نیروی های تعادل بخش میان جمهوریت و اسلامیت نظام هستیم.
اعتدال گم شده ی همیشه پیدای ایران است. هرجا که نگاه می افکنی به آن نیازمندیم و هرچه بیش تر می کاویم کمتر می یابیم. این است که به اعتدال موجود در شعارهای شما و همفکرانتان امید داریم. و در همان حال نگران، که موج فرصت طلبان از یک سو و بدخواهان از سوی دیگر "گاز انبری"، آسیب رسان را برای دولت حضرتعالی به همراه نیاورند.
- جناب روحانی
دنیا در حال گذار به منطق جدیدی در فلسفه ی قدرت و در سپهر سیاست است. قدرت های بزرگ جهانی در این گذار در منازعه ای پنهان بر آنند که تمامی هزینه های مادی و غیر مادی این منازعه ی پنهان را بر اساس تجارب به دست آمده از سه جنگ جهانی در قرن بیستم میلادی به کشورهای دیگر چون ایران تحمیل کنند. آن ها به دنبال آنند که به اهداف ملی خود دست یابند و همگی آن ها در یک منطق واقع گرایانه به دنبال منافع خود هستند و از قربانی کردن حقوق دیگران در چارچوب های توجیه گر و اقناع سازانه و گاه آشکارا پرهیزی ندارند. از سوی دیگر این واقعیت را نمی توان از نظر دور داشت که ما نمی توانیم از ارتباط معنادار و بر اساس منافع ملی و مصالح دینی با تمامی کشورهای جهان اجتناب ورزیم. هیچ شهروند عاقلی در هیچ کشوری پیدا نمی شود که حاضر به تسلیم در برابر قدرت های استعمارگر و زورگو باشد یا بخواهد استقلال کشور خود را فدای منافع کشور دیگری کند؛ اما، استقلال در این دوران نه در رویارویی با قدرت های بزرگ جهانی که در فهم معادلات بین المللی با دردیداشت ادبیات مدبرانه، رفتارهای معقولانه، و کنش های متنفذانه امکان پذیر است. ایجاد تعادل میان وابستگی به قدرت های جهانی و منازعه های پرهزینه با آن ها، در نقطه ی پیوستگی با نظام بین الملل و بازی ماهرانه برای افزایش قدرت مدبرانه؛ نیازمند سیاست های تعادلی است.
- رییس جمهور آینده ی کشور عزیزم ایران
با این اوصاف بر من حق دهید که نگران باشم از یک سوی سیل فزاینده توقعات رو به تزاید در عرصه ی سیاست داخلی روبروی شما است و از سوی دیگر، فشار های روبه تزاید بیرونی، در پس قرو نشستن برف های شادیِ ناشی از جشن روی کار آمدن حضرتعالی؛ مهم تریم چالش فراروی شما "چالش زمان"، است. شعارهای پرشور و حاوی شعور شما در کمپین انتخاباتی سطح توقعات ملی و بین المللی را از دولت شما بالا برده است. دو دولت پیش از شما، در ادبیات سیاسی به شکل یک متناقض نُمای پیچیده؛ سایه ی خود را بردولت شما خواهد انداخت. عناصری به پاسداشت دستاوردهای آن دولت ها، - که این روز ها به شماره ی دستاوردهای آن سخت مشغول و به دنبال جمع امضا برای ماندگاری آن در حافظه ی پنهان تاریخ اند - خواهند پرداخت؛ و در همان حال با سنگ اندازی در برابر تلاش شما، کوشش خواهند کرد کلید های تدبیر شما را برای بازگشایی قفل های موجود ناکارآمد جلوه دهند.
از سوی دیگر کوشش خواهد کرد، تلاش های شما را در عرصه ی سیاست خارجی برای تنش زدایی در مقام سازش کاری به نمایش گذارند. اگر شما نتوانید در سال نخست هدایت سکان دولت به دستاوردهای ملموس در ساحت سیاست خارجی؛ و عامه پسند در عرصه ی سیات داخلی دست یابید؛ نقشه ها از آستین برون خواهد آمد. - برایم جالب است برای بعضی از دوستان درخواست ملاقات و یا احیانا انجام ملاقات رهبران سیاسی اسلام خواه منطقه با سران آمریکا؛ چون مرسی، تلاشی قابل پذیرش برای زمینه سازی درجهت رشد اسلام گرایی است؛ این در حالی است که مصاحبه ی یکی از اندیشمندان، یا سیاستمداران ایرانی با مقامات دست چندم یا رسانه های غربی سازشکاری و حتا بیش از آن است - و انجام هر گونه تحرکی را بر شما تنگ خواهند ساخت.
در این صورت است که با نبود موفقیت نسبی حضرتعالی در سال نخست بر آن خواهند شد تا این "چالش زمان"، را برای شما به بحران زمان تبدیل نمایند و این همان جیزی است که رقبای منطقه ای و بین المللی ایران نیز چندان از آن ناخشنود نخواهند بود.
جناب روحانی
استدعای عاجزانه و خواهشی پر تمنا دارد تا یک نظام جامع دیده بانی را در نظر داشته باشید؛ تا این نظام جامع، با دردست داشت امکانات کیفی، و کمی مورد نظر بتواند اتاق وضعیت ی را طراحی کند که به دور از هیاهو های سیاسی و دست به دست شدن پست ها و مقام های مختلف تنها به آینده ی چالش ها و بحران های پیشاروی دولت آینده و به تبع آن انقلاب بزرگ ملت ایران بیاندیشد. و با مشاوره با مراکز مختلف علمی و پژوهشی در طیف های گوناگون فکری، آینده های ممکن، محتمل و مطلوبِ پیشاروی دولت را به خوبی واکاوی نماید
به عنوان کوچکترین عضو جامعه آینده پژوهی ایران، که امید دارد آینده پژوهی سیاسی در خدمت اهداف ملی و عظمت "فرهنگ و تمدن ایرانسلامی"، ملت بزرگ ایران باشد؛ بر این نکته تاکید دارد که "خروج از واگرایی در درون و انفعال در برابر برون"، و تبدیل آن به "مشارکت در درون و تعامل سازنده در بیرون"، نیازمند این نظام جامع دیده بانی است. باید این حرکت جدی تر از گذشته در دستور کار حضرتعالی قرار گیرد.
جسارت من را ببخشایید خود بهتر می دانید مدیریت آینده پلی است بین برنامه های استراتژیک و آینده پژوهی. ایران عزیز و اسلام گرانسنگِ ما نیازمند کوشش شبانه روزی برای حل مسائل پیشاروی و بحران های فراروی خود است. صدای امام "ره"، در گوشم طنین انداز است : "همه با هم"، این همه با هم را باید در پرتو شعار پر بهای اعتدال گرایی و تئوریزه کردن آن دوباره زنده کرد. به فردای شما در ساخت فردای ایران زمین امید داریم. اگر خدای ناخواسته، این امید خاموش گردد؛ درانداختن تدبیر دیگری برای روشن ساختن شمع امید، بسیار سخت و پرهزینه تر از دیروز خواهد بود.
جناب رییس چمهور
جسارت این معلم کوچک سیاست را ببخشایید. بر آن بودم که این مطالب را در جلسه ای در حضور دوستان مشترک به بیان آورم اما، تماس های من پس از پیروزی حضرتعالی با این دوستان بزرگوار به واسطه ی حجم بسیار کارها ی موجود و هجوم دوستان دیگربرای خدمت در رکاب شما، بی پاسخ ماند.
از همین رو این نامه را نگاشتم و در وبلاگ خود گذاشتم. با زبانی روزه و با دلی پر از امید به آینده؛ در نزدیکی افطار ششم رمضان، دست دعا بر می دارم و برای شما و مجموعه ی دوستانتان برای عبور از دالان چالش زمان از خداوند رحمان و رحیم عاجزانه طلب پشتیبانی و همراهی می نمایم. نهمت آن دارم که بیش از نقد دولت حضرتعالی به عنوان یک معلم سیاست؛ افتخار "دفاع معقولانه ی آشکار و نقد منصفانه ی پنهان"، بیابم.
بار دیگر، دست به آسمان بلند می کنم و عاجزانه از پروردگار برای شما و دوستان عزیزتتان، و تمامی کسانی که برای آینده ی درخشان این مرزو بوم اهورایی کمر همت بسته اند؛ پویایی، پایایی، و پیروزی خواستارم.
آمین یا رب العالمین
م. مطهرنیا
نگارش/25/تیر/ 1392

کد خبر 304063

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ناشناس A1 ۱۹:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۸
    8 3
    امیدوارم آقای دکتر روحانی بر خلاف آقای احمدی نژاد به نظرات نخبگانی چون دکتر مطهرنیا بها دهند.