پاسخ استاد عرفان وقتی شاگردش به ثروتمندان توهین کرد/ دو روایت از زندگی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

دو روایت از شیوه رفتاری آخوند ملا حسینقلی همدانی با شاگردش میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در سالروز درگذشت میرزا جواد آقا، از علمای معاصر فقه، اصول، اخلاق، حکمت و عرفان اسلامی

1. میرزا جواد آقای تبریزی از خانواده اعیان و اشراف بود و پدرش در تبریز از خانواده ملک‌التجار و از تاجران متمکن بود. نقل است روزهای اول که برای تحصیل وارد نجف شده بود با این‌که طلبه بود به عادت قبل به شیوه اعیان و اشراف حرکت می‌کرد و لباس های فاخر می پوشید و هر جا می رفت نوکری داشت که به همراه می برد.

میرزا جواد اهل فضل و اهل معنا بود و بعد از مدتی توفیق شرف یابی به جلسات درس استاد علم اخلاق و معرفت، مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی را پیدا کرد.
روز اولی که حاج میرزا جواد آقا، به شکل یک طلبه اعیان و اشراف به درس آخوند ملاحسینقلی همدانی می‌رود، وقتی‌که می‌خواهد وارد مجلس درس بشود، آخوند ملاحسینقلی همدانی، از آن‌ جا صدا می‌زند که همان‌جا (یعنی همان دم در، روی کفش‌ها) بنشین. حاج میرزا جواد آقا هم همان‌جا می‌نشیند. البته به او بر می‌خورد و احساس اهانت می‌کند، اما تحمل این تربیت و ریاضت الهی او را پیش می‌برد.
یک روز بعد از تمام شدن مجلس، مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی به حاج میرزا جواد آقا رو می‌کند و می‌گوید: برو این قلیان را برای من چاق کن و بیاور!
جواد آقا بلند می‌شود، قلیان را بیرون می‌برد؛ اما از آنجا که اعیان‌زاده بود نمی خواست جلوی جمعیت، با آن لباس‌های فاخر این کار بکند. قلیان را می‌برد به نوکرش که بیرون در ایستاده بود می‌دهد و می‌گوید: این قلیان را چاق کن و بیاور.
او می‌رود قلیان را درست می‌کند و می‌آورد به میرزا جوادآقا می‌دهد و ایشان قلیان را وارد مجلس می‌کند. مرحوم آخوند ملاحسینقلی می‌گوید: خواستم خودت قلیان را درست کنی، نه این‌که بدهی نوکرت درست کند!
این شکستن منیت و خودبزرگ‌بینی او را وارد مسیری می‌کند که به مدارج کمال و مقامات عرفانی می‌رساند.

2. حاج میرزا جواد آقا بعد از دو سال که شاگردی آخوند ملا حسینقلی همدانی را کرده بود، خدمت استادش عرض می کند: من در سیر خود به جایی نرسیدم.
آقا در جواب از اسم و رسمش سؤال می کند و او تعجب کرده می گوید: مرا نمی شناسید؟ من جواد ملکی تبریزی هستم!
ایشان می گویند: شما با فلان ملکی ها بستگی دارید؟
میرزا جواد آقا چون آنها را خوب و شایسته نمی دانست، از آنها و ثروتشان انتقاد می کند.
مرحوم آخوند ملاحسینقلی در جواب می گوید: هر وقت توانستی کفش آنها را که بد می دانی جلوی پایشان جفت کنی، من خود به سراغ تو خواهم آمد.
این حرف بسیار تاثیر می کند و آقا میرزا جواد فردا که به درس می رود خود را در محلی مستقر می کند که پایین تر از بقیه شاگردان بنشیند و در روزهای بعد طلبه هایی که از فامیل ملک التجار در نجف بود و ایشان آنها را خوب نمی دانسته مورد محبت خود قرار می دهد تا جایی که کفششان را پیش پایشان جفت می کند. بعد از مدتی این خبر به آن طایفه که در تبریز ساکن بودند می رسد و رفع کدورت از بابت حرف های میرزا جواد آقا می شود.

/6262

کد خبر 317992

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 13
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حمید A1 ۱۷:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
    81 2
    میخواستم بدونم که الان هم این گونه موارد در آقایون پیدا میشه ؟
    • بی نام EU ۱۸:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
      64 11
      پیدا شدن که پیدا میشه ... ولی معلوم نمیشه ...
  • امید IR ۱۸:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
    26 19
    ایکاش در این ایامی که فشار مشکلات اقتصادی بر دوش مردم فهیم ایران غلبه کرده داستانی را بیان مکردید که بیانگر خفظ و نگهداری آبروی مردم متوسط و ضعیف باشد از سوی توانگران و اغنیا. بنظرم این مطلب درعین درستی و نیاز به رعایت از طرف همه مردم، بیشتر بیانگر این است که مردم باید به مرفهین جامعه احترام بگذارند و این مالهای باد آورده آنها را مشروع ترسیم کند. بخدا حق این مردم این گونه داستان سرایی ها نیست. این مردم هم خون دادند و هم مال و هم هستیشان را. حیا کنید.
    • بی نام EU ۱۹:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
      13 0
      نه پول داشتند نشانه برتری است و نه فقر ... نه همه متمولین از راه نامشروع پول بدست آورده اند و نه همه فقرا از شدت تقوا فقیر شده اند ... گفتن عبارت "باد آورده" به مال کسانی که نمیشانسیم و تنها تحت عنوان "مرفهین جامعه" از اونها یاد میکنیم کار بسیاری خطایی در هر فرهنگ و اندیشه است ... هر چند میتوان گفت که هر جا مال باد آورده ای بود حق مظلومی از بین رفته ... اما نمیتوان هر جایی که مالی بود را مصداق آن دانست ... فقر پرستی به همان میزان مذموم است که پول پرستی مورد مذمت ...
    • بی نام A1 ۲۲:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
      5 0
      با نظر این دوست عزیز موافقم.
    • بی نام A1 ۰۵:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۶
      9 0
      هر کسی دارای مال و مکنت است الزاما بادآورده نیست و با این بیان تلاش و زحمتهای کسی که تمام عمر تلاش کرده و بالطبع دارا مکنت هم شده است را زیر سوال که میبریم هیچ بلکه تهمت هم میزنیم. مثل اینکه کسی بیاید بگوید فلانی که فقیر یا کم درآمد هست به خاطر بی عرضگی خودش است و ربطی به اقتصاد کشور ندارد!!!
  • یکی A1 ۱۸:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
    19 11
    نه پیدا میشه و نه معلوم میشه
  • علیزاده A1 ۱۹:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
    23 3
    عالی
  • بی نام A1 ۲۱:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
    2 1
    الان بزرگان زیادی داریم و مطمئن باشید اگر اهل خودنمایی بودن که همه خبر دار شده بودن.. یکسری کرامات هم که نقل میشود راوی اطرافیان اون شخص هستن و یا بعد از فوت آنها گفته میشود.
  • بی نام IR ۲۲:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
    11 2
    از این نظر، من یاد این بابا «منصور عرضی» (یا ارضی / عرزی / ارذی!) افتادم...ایشون هم خیلی خاضع و خاشع و از اینجور چیزهان و ادب و آداب سخن گفتن رو خوب بلدن و بقیه موارد!
  • بی نام A1 ۰۵:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۶
    2 5
    اگر پیدا می شد که الان ملت هوای هم رو داشتن. پیدا نمی شه نگرد نیس
  • معصومه A1 ۰۶:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۶
    6 2
    من از این آدما دیدم...
  • ساکت IR ۰۷:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۷
    1 0
    اساس آموزه تشیع برانسان سازی بنا شده است.هرآنچه برخود پسندی بر دیگران بپسند.داشتن نیت خیردرفکروعمل تامخلوقات ازآزاردست وزبان شمادرامان باشند!