دکتر علی لاریجانی گفت: «تغییر در علوم انسانی برای ما باید از حساسیت بیشتری برخوردار باشد؛ چرا که ما از لفظ اسلامیت استفاده می کنیم که بر یک امر وحیانی دلالت می کند و خیلی باید بدان توجه کنیم.»

به گزارش خبرآنلاین به نقل از ستاد خبری دومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی، دکتر علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی صبح امروز در در مراسم افتتاحیه این کنگره سخنرانی کرد.

گزیده سخنان رئیس مجلس در این کنگره را به تفکیک موضوع در جدول خبرآنلاین می خوانید.

موضوع

شرح اظهارات

ایجاد تحول در علوم انسانی

*تحول در علوم انسانی یک موضوع شعاری و زمانی نیست، ما مدام با این مسئله تحول در علوم انسانی مواجه هستیم و باید آن را شکافته و تنقیح کرده و با کمک افراد فاضل سیاستگذاری در این حوزه را انجام دهیم.

* تغییر در علوم انسانی برای ما باید از حساسیت بیشتری برخوردار باشد؛ چراکه ما از لفظ اسلامیت استفاده می کنیم که بر یک امر وحیانی دلالت می کند و خیلی باید بدان توجه کنیم.

* در جهت اهمیت علوم انسانی بحث های زیادی در بین متفکرین انجام شده و در سال های اخیر رهبری توجه تام به این موضوع داشته اند و ذهن ها را به این موضوع ترغیب نموده اند.

* نظریه پردازی و ساماندهی مبانی کار در علوم انسانی کار بسیار مشکلی است که داشتن یک نگاه عمیق به جایگاه انسان را می طلبد و نباید از بررسی آن خسته شویم.

ابعاد مختلف علوم انسانی

*در علوم انسانی است با موضوعی مواجه هستیم که دارای اراده و اختیار در ابعاد مختلف است و همین مسئله کار را سخت و متمایز می کند. مثلا در مطالعات ریاضی و فیزیک موضوع مورد مطالعه ما صاحب اراده نیست ولی در علوم تربیتی رفتار انسان را مورد بررسی قرار می دهیم که از فهم کلیات برخوردار است و بررسی رفتار او کار مشکل تری نسبت به سایر علوم است.

* در ذات این علوم به دلیل ارتباط با انسان جهان بینی و ارزش ها مداخله پیدا می کند و شاید برخی علوم که در طول تاریخ رشد کرده اند، مبانی آن ها منقح نشده ولی متاثر از همین موضوع است. ما باید در موضوع علوم انسانی یک تامل در مقوله انسان داشته باشیم و با توجه به جهان بینی اسلامی و قرآنی موضوع را بشکافیم که امری ستوده و لازم است.

نگاه متفکرین به علوم انسانی در طول تاریخ

  

* متفکرین در طول سالیان متمادی، نسبت به ابن موضوع حساسیت داشته و آن را به علم نظری، علم عملی، علم فن و هنر طبقه بندی کردند و کانت یکی از این متفکرین است که مقصودش از این طبقه بندی پررنگ کردن علوم عملی بود تا این علوم وجه متمایزی داشته باشد. در آثار ارسطو هم توجه تام به بخش اخلاقیات را ملاحظه می کنید.

* در سنت کانت آزادی و عقلانیت لازم و ملزوم یکدیگر هستند؛ چون به خوبی به استقلال انسان اهمیت می دهد و استدلال کانت برای انسان با تعریف ما در خصوص انسان در مکتب اسلام متفاوت است.

* در بین متفکرینی که در دوران جدید به موضوع تغییر در علوم انسانی پرداختند برخی نظرات تقریبا سامان یافته ای پیدا کردند؛ مثلا وضعیت علوم انسانی را از سایر علوم جدا کردند و معتقد بودند که روش و هدف علوم انسانی با علوم دقیقه متفاوت است و پایه آن به ویژگی زیستی انسان بر می گردد.

* برخی متفکرین که منتقد مدرنیته بودند در قرن جدید آرای آن ها نظم بیشتری داشت، توجه به علوم انسانی و دغدغه های متفکران منحصر به ما نیست و ممکن است که مبانی فکری آنها متفاوت باشد ولی آن ها نیز دغدغه تغییر در این حوزه را دارند.

نکات مورد توجه برای ایجاد تغییر در علوم انسانی

* مواجه ما با علوم مختلف مثل علوم دقیقه باید به سمت و سویی پیش رود که این علوم  را که متاثر از مدرنتیه هستند را کنار نگذاشته و نگاه افراطی به آن ها نداشته باشیم.

* نکته دیگر این است که ما می توانیم از برخی تجربیات کشورهای دیگر استفاده کنیم و برخی علوم را از آنها اخذ کنیم و فکر نکنیم با این کار از خلوص اسلامیت کاسته می شود.

* ما مسلمانان همواره باید به دنبال پیشرفت و ترقی باشیم و از روش های علمایی چون ابن سینا در این خصوص استفاده کرده و در اخذ علوم از دیگران مثل این فیلسوفان رفتار کنیم.

* شاید سنت قدمای ما که علوم مختلف را اخذ می کردند و براساس مبانی دینی آنها را بهینه می کردند و تکامل می بخشیدند مسیر خوبی برای آینده ماست، بنابراین تلقی بیرونی نباید این باشد که صرفا استفاده از پسوند اسلامی یعنی خاتمه کار و مکتب اسلام نیز همین مولفه را مدنظر داشته است.

* مبنایی که در فکر و سنت اسلامی ما وجود دارد آن است که ما علوم نافع را باید اخذ کنیم، مقصود از این مولفه آن است که باید از علومی که برای جامعه اسلامی نفع داشته باشد استفاده شود.

مساله استفاده از کلمه اسلامی

* نکته ای که در مورد استفاده از کلمه اسلامی وجود دارد این است که ما به طور طبیعی وقتی موضوع بحث اسلامی را طرح می کنیم نوعی کمال را در آن می بینیم و تلقی اولیه آن است که مکتب اسلام این تئوری را بیان می کند، اما در زمینه فلسفه که بیشتر از سایر زمینه های علوم انسانی در آن ممارست داشته ایم کمتر کلمه اسلامی به کار برده شده است، ما مکتب مشایی، اشراقی را داریم اما کمتر قدمای ما لفظ اسلامی را به کارمی بردند، باید توجه داشت که این مسأله به علت وجود ملاحظه ای و مربوط به علوم آکسیوماتیک است، شاید اگر در گذشته می گفنتد اگر نظامی اکسیوماتیک چون اقلیدس را داشتیم موفق بود بعدها مشخص شد که کمال در این تئوری نیست.

* باید تلاش کنیم که نظام فلسفی مان بیشترین حقایق را توضیح دهد، با این وصف نمی توانیم بگوییم که نظام فلسفی را طراحی کرده ایم که تمامی حقایق و فکر بشر را شکل داده باشد لذا استخدام کلمه اسلامی در فلسفه را باید با مساحمه بپذیریم. یعنی با بهره گیری از مبانی دینی نظام فلسفی را شکل دهیم، داعیه نداریم که می تواند همه حقایق را تبیین کند اما می گوییم مثلا می توان نظام های فلسفی متاثر از فکر اسلامی وجود داشته باشد لذا باید در باقی علوم انسانی نیز این سیر مورد توجه باشد.

عدالت در تفکر اسلامی

  

* موضوع اصلی کتب اکثر قدمای ما در فلسفه سیاست عدالت است در حالی که اکثر نحله هایی که در زمینه فلسفه اقتصاد کار می کنند دغدغه اصلی شان عدالت نیست هرچند که از آزادی و برابری سخن می گویند در حالی که در میان فلاسفه مسلمان عدالت وجود دارد. و در تفکر دینی ما نیز این مولفه جایگاه دارد، در واقع اگر ریشه عدالت را بشکافیم با توجه به تلقی از مساله فطرت به آزادی می رسیم اما اگر این مولفه ها در دست نباشد چرا رقابت و آزادی را معتقد می شویم؟ مثلا کانت آزادی را ملاک قرار می دهد.

* عدالت در تفکر اسلامی حتی در مقام تشریع هم اعم از حوزه اقتصاد است. اگر مبنای عدالت بسترسازی برای به فعلیت رسیدن فطرت انسان ها باشد قطعا رقابت نیز ایجاد می شود چراکه انسان باالقوه معنویت گراست لذا وقتی همه این مولفه ها به شکلی متوازن رشدکند عدالت نیز رشد می یابد؛ ضمن آن که موضوع عدالت که در فلسفه سیاست در اسلام مورد توجه قرار گرفته به علت تلقی متفاوت از اقتصاد است، مثلا جان راز که تئوری اش نظریه برتر اقتصادی در دوره معاصر است، بنابراین فطرت و عدالت از جمله اصلی ترین موضوعات در اثربخشی در گستره علوم انسانی است.

برقراری تعاملات با سیستم های علمی دنیا

* یکی از اشکالات ما آن است که روش هایمان متکی با سیستم های متعارف دنیا نیست و بسیاری از تعاملات در سازمان علومی که در حال رشد هستند جانمایی نمی شود لذا مورد نقادی قرار نگرفته و شکل نمی یابد، یعنی ما تحقیقات نسبتا خوبی داریم که باید برود در مجرای مقالات علمی در دنیا تا دیگران متوجه این تاملات شوند و در عین حال باید نقد و بررسی کامل تر شود لذا توصیه من آن است که در بخش مطالعات تطبیقی این مساله را جدی تر بگیریم و با متفکران حاضر در دنیا برای تطبیق تعاملی باشد تا بتوان این گستره را جلوه داد و گفت وگوی علمی در سطح جهانی شکل گیرد.

* اینکه تحقیقات در مجرای تعاملات علمی در سطح جهان قرار گیرد کمک می کند که دیگران تامل کنند و متوجه شوند متفکرانی هستند که جور دیگری اندیشیده اند؛ در جامعه ما تصور می شود که فقط ما هستیم که به این موضوع می پردازیم، ما با فرهنگ خودمان به مسائل علوم انسانی می پردازیم درحالی که دغدغه بسیاری از متفکران است که علوم انسانی شان با چه رویکردی در حال شکل گیری است. تحول در علوم کار ساده ای نیست و ممکن است منابع دینی ما غنی باشد اما ساختن این نظامات ساده نیست و نباید تصور شود که با برگزاری چند همایش این مشکلات حل می شود.

/6262

کد خبر 323128

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حسن امرائی عبدولی A1 ۱۳:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۸/۳۰
    8 0
    با سلام جناب دکتر لاریجانی عزیز شما وقتی از تغییر حرف می زنید معلوم است که ما چقدر با موضوع و راه حل آن فاصله داریم. بنده معتقدم که تمام کارهای انجام شده در این زمینه مساوی با صفر است چون افرادی مه در راس این برنامه ها قرار دارند اصلا سواد و سواد و شناخت به موضوع را ندارند. به صراحت باید گفت هیچ امیدی نمی توان به نتیجه این حرکت داشت چون هدف درست است اما راه اشتباه و روش ناصواب و افراد ناوارد........