از انبار گندم تا خانه میخک؛ گزارشی از زندگی گذری تن فروشان در یک ساختمان آجری مولوی

خانه میخک قرار نیست محله جمشید و ساکنان محله غم را جلوی چشم بیاورد، اما کلونی است برای محافظت از زنان آسیب دیده؛ معتاد، تن فروش،‌ بیمار.

شیما سادات عطری: حوالی میدان اعدام؛ در کوچه پس کوچه های تنگ خیام هیچ کس از جمع شدن تن فروشان و معتادان زن در یک ساختمان آجری خبر ندارد. زنانی که شب های خود را شاید در خوابگاه های انبار گندم و آزادی، محله ای در حول و حوش مولوی تهران، به صبح برسانند، اما صبح ها برای جان و جلا گرفتن سری به خانه آجری کوچه نخست می زنند. حمام می روند، آرایش می کنند، سیگار می کشند، گپ می زنند، معاینه می شوند و حتی پای کامپیوتر می نشینند.

بی هویت بودن این خانه ادعایی است که روانشناس و مسئول مرکز میخک دارد؛ ادعایی که اگرچه در میان پرس و جوی آدرس از این و آنِ محل، در میان زنان درست از کار در می آید؛ اما در اشاره دست پسر جوان به خانه کوچک بی نشان، محلی از اعراب ندارد: "دنبال چه می گردی؟ اینجاست."

این خانه قرار نیست محله جمشید، شهر نوی زمان های گذشته و ساکنان محله غم را جلوی چشم بیاورد؛ اما برای شاهدی از دهه 60 ؛ تصویر، تصویر ناشناخته و مبهمی است از زنانی که به نام تن فروش شناخته می شوند. مجبور است از در خانه به بیرون سرک بکشد تا آنجا را پیدا کنم. درست پشت در ورودی کاغذ بزرگی زده شده که کنترل HIV و شعار زندگی کردن با ایدز را فریاد می زند. تا چشم کار می کند پله های تاریک پایین رونده و بالا رونده ای است که دیوار های کنارش از هشدار های استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری، ایدز و بیماری های مقاربتی پوشیده شده است.

از پله های این خانه، زنان معمولی محل هم بالا می روند؛ به این بهانه که اینجا جای خاصی برای آدم های خاصی نیست و مردم محل باید وجود این خانه در این کوچه را تاب بیاورند. اما حکایت زیر زمین، حکایتی دیگر است؛ حمام، انباری، کمد، کامیپوتر، فضایی که با یک پلاستیک سرتاسری آویزان شده از سقف به زمین از باقی زیر زمین جدا شده و نام اتاق سیگار گرفته و صندلی های غرق دودی در آن جا خوش کرده است. میز وسط بیشتر شبیه سالن زیبایی است جایی که دور آن می نشینند و آرایش می کنند. در جواب سلامت، سلام های بلندی می شنوی و یک خوش آمدی. به همین سادگی وارد جمع زنانی می شوی که در خیابان آنها را به دیده تحقیر می نگری و از آنها دوری می کنی؛ زنان آسیب دیده از اعتیاد، از خانواده های گسسته، از زنان روسپی خیابان گرد و از معتادان به شیشه و الکل.

 

میاییم، می گوییم و می خندیم

تعدادشان زیاد نیست. می توانی با انگشتان دست بشماری. اینها تنها معدودی از 600 عضو این خانه اند. دور نشسته اند از دو نفری که در نشئگی مصرف شیشه اند؛ با یک نان بربری به دست و یک لیوان خالی و از دنیای اطرافشان چیزی نمی فهمند نه حتی حضور غریبه ای که آنها را رصد می کند. دور میز بزرگ وسط اما در جواب کنجکاوی هایت جواب هایی می دهند: "شما بیاوریدش ما خودمان کمکش می کنیم."

این پاسخ شیرین در مقابل سئوالی است که از نحوه انتقال زنان آسیب دیده به این مرکز پرسیده می شود: "الان دیگه نمی شه یقه معتاد رو بگیری، بگویی ترک کن. باید خود معتاد تمایل داشته باشه که تو این مسیر بره. شما اگر صد بار هم ببریدش کمپ، دوباره می یاد بیرون و می زنه. مگه این که واقعا خسته شده باشد. من خسته بودم."

دندان های ریخته شده فک بالایش حتی پشت خروارها رژ لب هم پنهان نمی شود: "35 سالمه و سه تا بچه دارم. 16 سال مشروب خوردم و از 18 سالگی هم که وارد دانشگاه شدم مواد مصرف کردم. الان 3 سالی می شود که گذاشتم کنار؛ اینجا هم کاری نداریم، روزها میاییم، دور هم می شینیم و می گوییم و می خندیم."

می گوید جلسه دارد و برای رفتن آماده می شود؛ در جواب کنجکاوی من می گوید: "دیگر کجایش به تو ربطی ندارد."

دختر جوان سرخ پوشی را همراهش راه می اندازد. به نظر معتاد هم نمی آید:"از شهرستان برای خریدن جنس به تهران، کیش و قشم می روم؛ شوهر و یک بچه 5 ساله هم دارم. اینجا هم همراه عمه ام آمده ام. کار خاصی ندارم." روانشناس مرکز اما از رابطه جنسی او با مردان زیادی به واسطه عمه اش می گوید و این که خانواده اش از این ارتباط ها بی اطلاع هستند.

 

یک مقدار هروئین کشیدم؛ از 19 سالگی تا 40 سالگی

مسئول سابق خوابگاه آزادی هم زنی 52 ساله است که سفیدی موها و افتادگی صورت و دندان هایش خیلی بیشتر روی سنش گذاشته است: "اعتیادم چیز زیاد مهمی نبود. از 8 سالگی مشروب می خوردم و یک مقدار هم هروئین کشیدم؛ از 19 سالگی شروع کردم تا 40 سالگی. هروئین رو در کمپ ترک کردم؛ 2 سال و 6 ماه و 5 روز تو ترک بودم که لغزش کردم به سمت شیشه و برای اولین بار شیشه زدم. بعد از آن، هم می خوردم و هم می کشیدم. مصرفم را روزی یک گرم کرده بودم. دیگر می خواستم بمیرم؛ آخرسر هم خودکشی کردم. یک روز 2 گرم شیشه را خوردم و 3 گرم هم کشیدم؛ اما نمردم. الان 2 -3 سال است که پاک شده ام."

 

اینجا را تمیز کن،‌ بخواب

او کسی است که شیرین را به این مرکز آورده است: "در خوابگاه آزادی ما امکانات زیادی نداشتیم. من بچه ها را به اینجا آوردم چون از نظر تست سرطان، هپاتیت و HIV خدمات به ما می دهند. در خوابگاه آزادی کمی هم از نظر هزینه تحت فشار بودیم و نمی توانستیم آذوقه خودمان را تامین کنیم؛ برای خوابیدن باید آنجا را نوبتی نظافت می کردیم و اگر هم این نبود باید شبی هزار یا دو هزار تومان برای ماندن پول می دادیم. حتی از نظر پوشاک و لوازم بهداشتی مثلا شامپو هم در مضیقه بودیم و در همان زمان هم بچه ها از خانه میخک لوازم مورد نیازشان مثلا شامپو را تامین می کردند. کمپ ها هم رایگان نیستند؛ علاوه بر این که همه جور آدمی را آنجا می آورند، از آگاهی می آورند، مظنون به قتل، متهم می آورند و... در خوابگاه آزادی آن زمان حدود 30 نفر می خوابیدند. مردها اما خوابگاه خودشان را دارند؛ یه جایی توی جاده کرجه"

 

خیلی زیاد نمی کشیدم؛ حواسم بود

سارا دختر لیسانس کامپیوتر یکی دیگر از افرادی است با ظاهر امروزی و مرتبش پشت لپ تاپ نشسته و خودش را در حال کار نشان می دهد: "شیشه می کشیدم. الان هم 3 ماه است که پاک شده ام. این دومین بار است که ترک می کنم. اول های دوران کارشناسی ام بود که دوستم شیشه رو بهم تعارف کرد. گفت سر حال می یای. اون موقع هم کار می کردم هم درس می خوندم؛ خسته بودم. کشیدم؛ خوشم اومد. الان قیمت ندارم اما اون زمانی که من می خریدم، خوبش گرمی 30 تومان بود؛ آشغالش هم گرمی 20 تومان بود."

تمایل زیادی به حرف زدن دارد و این ویژگی او را در میان زنان کلافه میخک متمایز می کند. 27ساله است و برخلاف بقیه هنوز سرحال است: "خیلی زیاد نمی کشیدم؛ حواسم بود. ولی خوب بابام فهمید و 206 ام رو از من گرفت؛ البته اون خودش هم معتاد بود. می گفت تو باید دندون هایت بریزد تا آدم شوی. راست هم می گفت؛ وضعمان خوب بود و من همیشه جنس خوب کشیدم و تپل هم می خوردم. هیچ وقت دنبال مواد نمی رفتم؛ مواد رو برایم دم خونه آوردن و کشیدم. ولی باز با این حال دو بار فرار کردم. جنس داشتم اما از اونجایی که اعتیاد داشتم؛ همیشه نگران بودم که این جنس آیا فردا هم هست یا نه؟ یک بار هم رفتم کمپ برای ترک؛ ولی دوباره دچار لغزش شدم. "

 

گشت سیار در سوراخ سنبه های شهر

جمع شدن زنان آسیب دیده برای یک گپ دوستانه با هم سلکان، گرفتن وسایل پیشگیری از بارداری رایگان و درمان بیماریهای مقاربتی کار گشت سیار است. همه کارکنان این خانه، زن هستند؛ حتی گشت سیاری که با پای پیاده خیابان ها و پارک های اطراف را به دنبال زنان آسیب دیده می گردد. مبصر این مرکز همین مامور گشت است؛ گشتی که بدون ماشین در سوراخ سنبه های این شهر بزرگ و در حوالی میدان شوش و مولوی دنبال زنانی چون خودش می گردد و آب مقطر و سرنگ بین تزریقی ها پخش می کند. پدهای الکلی و آب های مقطری که به گفته روانشناس این مرکز صرف تمیز کردن زخم های بدنشان می شود.

او می گوید: "گشت سیار هم یکی از همین بچه هاست. 10 ساله که پاک است. از زمانی که باردار شد دیگر مواد نزد. یکی از وظایف ما این است که برای اینها کار درست کنیم، اما خوب این کار بسیار سختی است. چه کسی حاضر می شود به اینها کار بدهد. دو نفر از پرسنل ما از همین آدم ها هستند، بعد از پاک شدنشان ما آنها را به کار گرفتیم و به عنوان پرسنل خودمان به آنها حقوق می دهیم. حتی در پروتکل ما وجود یک نفر مبتلا به HIV مثبت هم دیده شده است. اما واقعیت این است که با این کار ما هم مدام در معرض خطر قرار می گیریم. محیط کاری ما به اندازه کافی پرخطر هست؛ با این وضعیت ما دچار مشکل خواهیم شد."

 

اینجا از متادون خبری نیست

گلدان های اینجا هم به جای گل های مصنوعی با کاندوم های رنگی تزئین شده اند. چیزی که مرکز میخک را به عنوان مرکز حمایت از زنان آسیب دیده اجتماع از خانه مشابهش خانه خورشید جدا می کند نه تنها متادونی است که در آنجا هست و در اینجا اثری از آن دیده نمی شود؛ بلکه وجود زنانی است که در اینجا از طبقه مرفه تری هستند. مسئول مرکز از عضویت زنان با سواد در این مرکز می گوید و از اعتیاد زن جوانی که کارشناس ارشد یکی از دانشگاه های صنعتی معتبر است. مثال می آورد: "خیلی از اینها درآمدهای خوبی هم دارند. کسی را داریم که سن کمی دارد و مهندس هم هست. او به واسطه زنی در ساختمان های نیمه ساخته لواسان کار می کند و گاهی 500 هزار تومان در روز از برقراری ارتباط جنسی با کارگران افغانی درآمد دارد."

این کارشناس ارشد روانشناسی که خودش نیز دختر کم سن و سالی است؛ جذب زنان پاک شده و متمایل به ترک در این مرکز را تمایز دیگر این مرکز می داند: "بیشتر کسانی که به این مرکز می آیند تن فروش هستند؛ و بیشترین دغدغه ما ارائه خدمات پیشگیری از باداری، ابتلا به HIV و بیماریهای مقاربتی است. ما تلاش می کنیم که آنها را متقاعد کنیم تا کاندوم را از ما بگیرند و استفاده کنند. اما این که چقدر این خدمات موثر است و نتیجه دارد نمی دانیم. البته در این مدت که من اینجا هستم تنها 6 مورد ابتلا به HIV داشته ایم و آنها را هم ارجاع دادیم."

همه چیز باز هم به پایه های معروف خانواده برمی گردد. پایه های زندگی این زنان اما از پای بست ویران است. دختران فروخته شده دیروز و زنان بی سرپناه امروز نه تنها جایی برای زندگی ندارند که حتی جای فامیل پدر نیز در شناسنامه شان خالی است. روانشناس مرکز می گوید: "این ها معمولا خانواده های آشفته ای دارند. چه پدر و مادر و چه همسرشان. زنان احساساتی و وابسته تر هستند، زمانی که همسرشان مصرف کننده مواد می شود به علت وابستگی زیادی که دارند؛ و در برخی موارد حتی می خواهند عشقشان را به او ثابت کنند، معتاد می شوند و پاک شدن آنها خیلی به ندرت اتفاق می افتد."

آنها به فکر بچه دار شدن و فروختن بچه هستند

در لابه لای دفاتر این مرکز که با حمایت انجمن سلامت خانواده ایران (انجمن تنظیم خانواده سابق) اداره می شود؛ عضویت بالغ بر هزار زن مستند است. هزار زنی که تنها 600 نفر از آنها به تعبیر مسئول مرکز مددجوی فعال (زنان آسیب دیده) محسوب می شوند. مددجویانی که روزانه به طور میانگین 20 نفری از آنها به این مرکز سر می زنند.

به گفته مسئول مرکز خانه میخک هر روز هفته از صبح تا ساعت 3 بعد از ظهر تمام تلاشش را برای ارائه خدمات پزشکی، مامایی، روانشناسی و جنسی می کند. " تمام سعی ما این است که به آنها استفاده از کاندوم در رابطه های جنسی را آموزش دهیم و از باردار شدن آنها جلوگیری کنیم. البته آنها چندان برای باردار نشدن و استفاده از وسایل پیشگیری رغبتی نشان نمی دهند چون بیشتر آنها به فکر بچه دار شدن و فروختن بچه هستند."

او می گوید: "دختری 23 ساله معتاد به شیشه به اجبار خواهرش به این مرکز آمده بود، HIV مثبت هم بود؛ اما خودش معتقد بود که سالم است و در عین واحد با چندین مرد خانواده دار رابطه جنسی داشت. اینقدر میزان رابطه این دختر بالا بود که در طول مشاوره فقط تمام تلاشم این بود که سبد کاندوم را در کیفش خالی کنم. اما او به هیچ عنوان قبول نمی کرد که باید در رابطه های جنسی اش از کاندوم استفاده کند؛ در میان مشاوره هم فرار کرد."

امتناع از استفاده از وسایل پیشگیری در حالی است که مامای شاغل در خانه میخک از ابتلای اکثر آنها به بیماریهای مقاربتی و دستگاه تناسلی می گوید: "اکثر آنها برای درمان زگیل تناسلی تحت درمان هستند. ما به آنها نسخه دارویی می دهیم و چون با داروخانه ی نزدیک به اینجا هم قرار داد داریم می توانند به طور رایگان داروها را دریافت کنند. به آنها کاندوم های مردانه و زنانه نیز تحویل می دهیم. خیلی از طرف های رابطه این افراد تمایلی به استفاده از کاندوم ندارند و ما به این دلیل نحوه گذاشتن کاندوم زنانه را به زنان آموزش می دهیم؛ البته آنها از این داروها و کاندوم ها استفاده نمی کنند؛ در اولین فرصت آنها را می فروشند و خرج مواد می کنند."

میخک؛ یکی از دو پروژه انجمن سلامت خانواده ایران است؛ جایی که زنان گذشته از مرز نابودی درمان می شوند؛ اما در مرکز کاج، آسیب دیده ها جوان های زیر 25 سال هستند. جوان هایی که قبل از رسیدن به سی سالگی حتی دندانی هم برای از دست دادن ندارند.

۴۷۴۷

کد مطلب 356170

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 63
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • میم IR ۰۶:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    133 3
    آموزش خیلی کمه، متاسفانه اینجا اصلا کسی به فکر نیست که به یه سری مردم آموزش بده. تو پاراگراف آخر راجع به دختری که با اچ آی وی مثبت با چند مرد متاهل رابطه داره می نویسه. اون مرد متاهل خودش نباید فکر کنه باید تو رابطه خارج از خانواده اش از کاندوم استفاده کنه؟ این تو دنیا یه چیز جا افتاده است که ارتباط با غریبه ها و افراد پر خطر باید با کاندوم یا حتی 2 تا کاندوم باشه. ولی اینجا نه. بیچاره همسران این مردها. متاسفانه اینجا همه فقط صورت مساله رو پاک میکنن. تن فروشی تو ایران هست، تقاضا هم داره، کاریشم نمیشه کرد، لطفا نظام مندش کنید که جلوی درد و مرزها گرفته بشه. اگه تو مدارس اینا رو آموزش بدن خیلی خوبه، همه از سن پائین یاد میگیرن آلوده نشن، ولی استغفرالله، ما که اینجا از این چیزا نداریم
  • بی نام IR ۰۶:۱۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    108 1
    رحمت خدا بر كساني باد كه به اين بندگان زخم خورده كمك ميكنند . لطفا منتشر كنيد
  • بی نام IR ۰۶:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    135 2
    دلواپس ایرانیم
  • بی نام IR ۰۶:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    153 2
    یک ذره از پول اختلاس ها تمامی این مشکلات را حل می کند
  • حرف حساب A1 ۰۶:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    74 2
    اینو همیشه بدونید.وقتی فقر از دری وارد بشه ایمان از همان در خارج میشود.متاسفانه خیلی از اینها برای گذران امور زندگی تن به خودفروشی میدهند.وقتی درامدی ندارند،وقتی شهریه های سنگین وجود دارد،وقتی پول اب و برق و گازو .....سرسام اور باشد در هر جامعه ای این امر طبیعی هست و البته تو ایران داره خیلی بیشتر از پیش میشه.امیدارم راهی پیدا بشه.
    • بی نام EU ۱۰:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      16 21
      هیچ ربظی نداره/ میشناسم فقیرایی رو که بمیرن هم به این کارها تن نمیدن کارگری میکنن در و دیوار تمیز میکنن سبری پاک میکنن و واقعا متاسفم از خوندن این خبر
    • حرف حساب A1 ۱۲:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      3 2
      آفرین اقای بی نام با حرف شما کاملا موافقم،اما آستانه صبر و تحمل هر کسی فرق میکنه.این کارها از روی اجبار هست نه لذت.اگر بخواهی ریز بین باشی قطع به یقین بیش از 90 درصد این خود فروشیها اجاریست.
  • گلپایگانی A1 ۰۶:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    51 0
    گزارش تکان دهنده ای بود ممنون از گزارشگر محترم
    • بی نام A1 ۰۶:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      3 21
      چاکر آخاله
  • بی نام IR ۰۶:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    103 3
    این نیروهای خودسر و دلواپس یه آستینی بالا بزنند ثواب داره، آدرس هم که به حمد الهی جور شد
  • بی نام IR ۰۶:۳۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    49 3
    در حال حاضر وجود خانه هاي عفاف بهداشتي و تحت كنترل با افراد شناسنامه دار يك مساله حياتي است، بهرحال ميلي جنسي يك مساله غريزي و خدادادي است و طبيعيه كه همگان توانايي ازدواج و همچنين كنترل اين ميل رو ندارند، ممنوعيت هاي فعلي فقط موج گسترش سرخوردگي و فقر و بيماري و فعاليت هاي مخوف زيرزميني رو زياد مي كنه، رسيدن به اين نتيجه واقعا خيلي نياز به فسفر سوزاندن نداره،
  • سیدمحمود A1 ۰۶:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    57 0
    ممنون از گزارش زیبا و کاملتون . واقعا جای تاسف داره تو مملکتی که همش توش شعار میدن کسی به فکر زنان و دختران داخل مملکت خودمون نیست که یک سری محدودی تو چه وضعی دارن زندگی میکنن . به نظر من اکثر کسایی که دنبال اعتیاد و روابط جنسی نا مشروع میرن بخاطر بی مهری در خانواده ها شونه
  • بهروز IR ۰۶:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    35 0
    من هم گریه کردم . انگار سرمون رو زیر برف کردیم تا واقعیت ها را نبینیم . تا کی . این بلا ممکنه فردا گریبان بچه های خودمونو بگیره . مسیولین محترم یه فکری بکنید تا دیر تر نشده .
  • ایرانی US ۰۶:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    18 0
    در سالهای اخیر نوعی عادت نکوهیده بر ما مستولی شده و ان پاک کردن صورت مسائل جامعه بمنظور فرار از نگاه اجتماع داخلی وخارجی است بطوریکه ان معضل کوچک که بنوعی با زندگی عمومی اجتماع بتعادل رفتاری و همزیستی رسیده بود را منکر شدیم و بتدریج مثل افتی در کل محیط پراکنده شد و بجهتی هم فقر جامعه مادی و فکری روحی نیز اب به اسیاب مطلب ریخت و در نهایت ان سلول قابل کنترل تبدیل به غولی شد که سالها شاید زمان برای نابودیش مرد نیاز باشد . مقاله بسیار گویا و بدیع بود با سپاس .
  • بی نام IR ۰۶:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    40 2
    تن فروشي آخرين انتخاب يك زن مي تونه باشه، در همه جوامع هم هست، هم دليلش فقره هم لذت طلبي بيش از حد، اصلا هم به اين معني نيست كه اون زن انسان شيطاني و بديه، اين حقيقته سانسور نكن، منتهي بايد كنترلش كرد، وگرنه زيرزميني ميشه و تبديل ميشه به بلاي جان جامعه با انواع و اقسام مشكلات
  • بی نام IR ۰۶:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    103 1
    به این فکر کردید که هر زن تن فروش با چند مرد رابطه داره ؟؟؟؟ تعداد مردایی که دنبال این روابط هستند خیلی بیشتر از زنان است
    • بی نام A1 ۰۷:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      39 0
      بله همین دلیلی میشه برای عدم اعتماد و کاهش آمار ازدواج بین زنان و مردان
  • محمد IR ۰۷:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    27 0
    خیلی خوب بود ممنون. تن آدم میلرزه
    • بی نام A1 ۲۰:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      0 6
      اصلاً نلرزید. فکر کنید آیا خبر صحت دارد؟
  • بی نام A1 ۰۷:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    51 5
    کجایند دلواپسان؟
  • بی نام IR ۰۷:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    50 16
    مردها بیشتر مقصرند تا زنان ، مردها سست ترن
    • بی نام IR ۰۷:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      22 62
      خلقت مرد اينطوره، زنش بايد كمكش كنه تا خودشو نگهداره
    • خواننده IR ۰۷:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      40 2
      اصلا" فرمایش شما قبول. مردان سست ترند ولی طبق این گزارش زنان هستند که آسیب دیده اند. برای زنان آسیب دیده به هر دلیل سستی خودشان یا مردان، چه کاری می شود کرد؟
    • بی نام IR ۱۰:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      10 2
      من با پاسخی که داده شد کاملا موافقم مردهای ایرانی همه وابسته به مادر و بعد هم زنشون هستند
  • بی نام IR ۰۷:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    15 35
    به قاچاقچي و حتي معتاد نبايد رحم كرد، بايد همه شونو در يك جاي دور دست نگهداري كرد تا از بين برن و جامعه از گزندشون در امان باشه
  • بی نام A1 ۰۷:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    54 0
    تو سوئد و كشكورهاي اسكانديناوي تن فروشي جرم است و مرد را هم جريمه مي كنند ولي روابط دختر و پسر بعد از 18 سالگي آزاد است پس لطفا آنجا را مثال نزنيد . گزارش بسيار جالب بود . پنهان كردن زخم ممكن است عفونت وسرطان ايجاد كند . بگذاريد مساله شكافته شود در تلويزيون بدون رو دربايستي مطرح كنيد . حتي پند گرفتن يك تن هم غنيمت است . با زبان نصحيت و تكيه بر دانسته هاي غير روانشناسي مساله حل نخواهد شد .
    • حسين A1 ۰۸:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      12 48
      ازدواج موقت. هم آزادي جنسي نظام مند هم ضايع نشدن حق ذي نفعان. وقتي دو نفر دوست دارن با هم رابطه داشته باشن طبعا اگه حق كس ديگه اي اين وسط ضايع نشه هيچ مانعي تو اين رابطه نيست. حكم ازدواج موقت هم جوريه كه حق كودك متولد شده ضايع نميشه،
    • حسين A1 ۰۸:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      9 50
      ازدواج موقت. هم آزادي جنسي نظام مند هم ضايع نشدن حق ذي نفعان. وقتي دو نفر دوست دارن با هم رابطه داشته باشن طبعا اگه حق كس ديگه اي اين وسط ضايع نشه هيچ مانعي تو اين رابطه نيست. حكم ازدواج موقت هم جوريه كه حق كودك متولد شده ضايع نميشه،
  • بی نام IR ۰۷:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    33 3
    توزیع نابرابر ثروت.
  • بی نام IR ۰۷:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    25 2
    چرا تاكنون هيچ نماينده اي يا روزنامه اي در اين خصوص موضوع را موشكافي نمكينه و اظهار نگراني نميكنه وقتي در نقطه اي آتش روشن شده باشد بايد مهار شود وگرنه به همه جا سرايت ميكنه
  • پیمان IR ۰۷:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    19 23
    بافت شهری به شدت فرسوده این ناحیه و حوالی خیابان شوش و مولوی در سالهای اخیر باعث مهاجرت اکثریت اهالی قدیمی این محله ها شده و زمینه برای انواع بزهکاریها را فراهم کرده.بسیاری از خانه ها و کوچه های قدیمی حالت متروکه یا انبار کالا پیدا کرده است که باعث نا امنی این ناحیه و تبدیل آن به مامن معتادان شده است.به نظر می رسد با اجرای یک پروژه تخریب و نوسازی و مدرن سازی فضای این ناحیهنظیر پروژه نواب با تبدیل این ناحیه به به مکانی مناسب برای زیست خانواده ها زمینه بروز بسیاری از نا هنجاریها از بین برود. شهرداری و شورای شهرتهران بداند این کار به مراتب بیشتر از برج سازی در هر کوچه ای در شمال شهر برای مردم و شهر تهران ارزش داردو
    • بی نام IR ۰۸:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      36 7
      انگار داری درباره چندتا موش و سوسک حرف می زنی
    • بی نام IR ۰۸:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      13 2
      یعنی چی که تخریب کنن منطقه رو....این آدما که محصول اون منطقه نیستن که با تخریبش دیگه نبینیمشون...
  • محمد SE ۰۷:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    18 1
    درد
  • بی نام A1 ۰۸:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    38 3
    به دوستان دلواپس بگویید برن دلواپس این عزیزان باشند
  • بی نام A1 ۰۸:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    24 0
    در کشورهای اروپایی فروش تن جرم نیست بلکه خریداری آن جرم است . آنها این زنان را تحت حمایت قرار میدهند اما با اغفال کننده و کسی که دلال یا خریدار تن فروش باشد برخورد قانونی انجام میدهند.
  • وحيد A1 ۰۸:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    17 9
    اينقدر نظر داديد و راه حل رو نگفتيد، پاكدامن بودن ، آره قطعا سخته ، ولي به اين فكر كنيم كه با كنترل هواي نفس نه استرسي داريم نه نگراني داريم از اشتباهاتي كه كرديم...
  • بی نام IR ۰۸:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    17 0
    مطلب جالبی بود. متاسفانه ایم مساله از چیزهایی است که در کشور ما نادیده گرفته شده
  • بی نام A1 ۰۸:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    17 0
    متاسفم......
  • بی نام IR ۰۸:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    17 2
    از نظر بودجه وضع اين مرکز چطور است؟ فردا تعطيل نمي شود؟
  • سوداگر IR ۰۹:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    20 0
    دلواپساي عزيز بهتره شما به فكر اين قشر از زنان جامعه باشيد نه به فكر ليلا حاتمي كه زندگي سالمي داره نمي دونم چطور ميشه كمكشون كردواقعاً
  • مریم A1 ۰۹:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    13 1
    سلام اینها عوارض رشد و پرورش نا صحیح زن در جامعه ماست. زن هایی بدون رویا، بدون امکان تحقق به توانایی های خودشان...این تفکر درست نیست که تصور کنیم بحث تحصیل و موقعیت شغلی و امثالهم اولویت اول نیست برای زنان...زنها باید تحصیل کنند، سر کار بروند و درگیر زندگی و مشکلاتش بشوند... شما وقتی اینقدر روی جنسیت زن و باروری و بارداری و امثال آن تاکید کنند زن را به یک موجود کاملن جنسی به خودش و جامعه معرفی کنید روز به روز شاهد افزایش این اتفاقات خواهیم بود. وقتی هیچ موقعیت شغلی نیست چرا باید درآمد روی 500 هزارتومان را رد کرد
  • بی نام IR ۰۹:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    20 1
    قابل توجه کسانی که علاوه بر فقر لذت رو هم دلیل این کار میدونن هیچ کجا زنی برای لذت با این وضعیت فلاکت بار تن به خودفروشی نمیده همش فقر اقتصادیه زنی اگه وضع اقتصادی درست و درمون داشته باشه لذتش رو هم از همسر و یا شریک جنسی ایده الش به دست میاره
  • یک جوان دلواپس IR ۰۹:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    7 25
    دوباره یه بحث فرهنگی اجتماعی شد چسبوندینش به سیاست اخه چرا خودتون رو زدید به اون راه اینها چه ربطی به دلواپسان داره انگار خیلی از این دلواپسان سوخته اید که اینگونه حرف میزنید تا آنجایی که ما یادمان می اید تمام دوران اصلاح طلبان این بحث ها آغاز شد خوب است که آقای خاتمی یک نشست دلسوزانه با این عزیزان بیمار داشته باشند و ایشان را هدایت و راهنمایی نمایند. خبرانلاین اگر مدعی بی طرفی هستی چاپ کن. البته اگر بی طرفی.
    • بی نام IR ۱۲:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      8 1
      جوان دلواپس .خوبه در مورد همه چیز دلواپس بود نه فقط وقتی که منافعمان به خطر می افته.
    • یک جوان که دلواپس دلواپسان است IR ۲۰:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      7 1
      جالبه دوستان دلواپسمون ته هر کامنت یک جمله با مضمونه خبر آنلاین نظرم رو چاپ کن مینویستند که بصورت ضمنی این رو القا کنند که ما زیادیم ولی سانسور میشیم، واقعا فکر کردین ملت جگرند؟ گیرم که اینجا سانسور میشی، تو جامعه هم همینطوره که امثال شما رو یکی در هزار هم نمیبینیم؟
  • بی نام EU ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    15 2
    اون زماني که خاتمي ميخواست خانه عفاف راه اندازي کنه فکر همين جاها رو ميکرد
  • امیر A1 ۱۰:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    9 33
    یه بار دیگه این بخش گزارش را بخوانید:"خیلی از اینها درآمدهای خوبی هم دارند. کسی را داریم که سن کمی دارد و مهندس هم هست. او به واسطه زنی در ساختمان های نیمه ساخته لواسان کار می کند و گاهی 500 هزار تومان در روز از برقراری ارتباط جنسی با کارگران افغانی درآمد دارد". طرف مهندسه و نیاز مالی برای تن فروشی نداره.اما چرا اینکار رو میکنه؟؟بخاطر اینکه واقعا فاسد. حکم امثال این فرد در اسلام مشخصه. حدود را اجرا کنید.تعداد اینها خیلی کم خواهد شد. وقتی کاندوم و سرنگ مفت در اختیار بذارین و لی لی به لا لای اینها بذارین همین میشه دیگه. تف به این همه بی غرتی و وادادگی.
    • بی نام IR ۱۲:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      5 1
      امیر خان سرنگ و کاندوم مفت را برای خودش نمیدن برای محافظت از مردانی میدن که بی اطلاع باهاش رابطه برقرار میکنن .در حقیقت برای پیشگیری از ابتلای افراد بیشتر به ایدز ... اصلا این جور مراکز هدف اصلیشون همینه .
    • ندا A1 ۱۹:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      2 1
      تمام مشکلات جامعه ما اینه که با همه چیز احساساتی برخورد می کنیم . اولدورم قولدورم همیشه جواب نمیده دوست عزیز
    • بی نام IR ۲۰:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      6 1
      یعنی واقعا فکر میکنی فقط اگه به اینا کاندوم و سرنگ ندن اینا اصلاح میشن؟؟؟؟؟
    • بی نام IR ۲۰:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
      3 2
      همچین میگی مهندس انگار تمام درآمد ها برای اوناست، منم یک مهندسم از دانشگاه دولتی با معدل الف و درآمدم الان ماهی 500 تمن هم نمیشه که واقعا یک ریالش پس انداز نمیشه که هیچ، در خرجی خودم هم میمونم، درمورد اون مثالت هم بفرض صحت دو حال وجود داره، یا طرف بیماری جنسی داره یا نیاز به پول، چون رابطه با چند نفر در یک روز یا حتی چند بار در یک روز با یک نفر، مربوط به یک شخص سالم نیست و در هر دو حال نیاز به کمک داره، حالا به کسی هم که نیاز داره میگن فاسد و ربطی به اون موضوع نداره و راه برخورد با این مسایل چیزی شما میفرمایید نیست، چون تو همین جامعه ما مثلا زمان قاجار فساد به اندازه امروز نبود با اینکه امروز قوانین بازدارنده بیشتری داریم، جمله آخرت ...
  • بی نام A1 ۱۰:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    19 0
    وضعیت این زنان که معلومه که بخاطر فقر شدید و اعتیاد حاضر به تن فروشی هستند و از صمیم قلب دعا می کنم هرچه زودتر نجات پیدا کنند.ولی وای بحال آن مردان خانواده داری که با اینها رابطه برقرارمی کنند و به انواع بیماریها آلوده می شوندو چه بسا خانم بیگناه خود را نیز آلوده کنند.
  • بی نام A1 ۱۰:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    13 3
    خدا رو شکر که یکی به فکر افتاده . دیروز تو خیابون یه دختر بچه از پنجره باز ماشین ما سرک کشید و موزی که رو داشبورد بود برداشت و دررفت. از اون روز به این فکرم که این بچه ها از الان اینقدر بی پروا شدن بزرگ بشن میخوان چی بشن خدا به داد جامعه ما برسه.
  • بی نام US ۱۰:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    12 0
    یکی داستان است پر آب چشم
  • بی نام IR ۱۱:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    10 7
    واقعا باید فکری کرد روز به روز تعدادشون داره بیشتر می شه.بعضیاشون پول براشون مطرح نیست .بهترین کار اموزش و مشاوره و کار فرهنگی در دوران نوجوانی است.
  • بی نام A1 ۱۱:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    14 0
    شايد بد نباشد اگر قسمتي از نذورات خود را به مراكز نگهداري اين افراد اختصاص دهيم
  • بی نام US ۱۵:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    3 0
    به هرحال باز هم بد نیست .شروع خوبیست برای کنترل . امیدوارم مردم خودشان همت کنند وبا تاسیس وتوسعه وبهینه کردن این نوع مراکز به بهبود اوضاع کمک کنند والا از اولیاءامور که همتی بجز تهدیدوارعاب دیده نمیشود. بی نام از تهران.
  • بی نام A1 ۱۵:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    2 0
    بعضی وقتا تنها راه برای نبودن بودن است ولی ایا ما هم میتوانم در برابر نبودن ها باشیم وبمانیم و صبر کنیم
  • سياوش A1 ۱۵:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    4 0
    روايت تلخ اما درستي بود از آنچه هست.اي كاش تعدادبيشتري از ماازديدن وشنيدن ازيافتن خوشحال مي شديم.اين روايت رو بيشتر بايدشنيد،ديد،درك كرد... توانايي قلم شما ستودني است....بسيار خوب روايت كرديد...
  • بی نام A1 ۲۰:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
    4 0
    دوست عزیزی که خبر را تکان دهنده برداشت کرده است زیاد نگران نباشید مهارت زندگی را به فرزندان بیاموزید تا قدرت نه گفتن را بیاموزند قوی باشند و مسائلی که هنجار طبیعی جامعه نیست را نقد کنند و از آن درس عبرت بگیرند. تن فروشی، دزدی و غیره در همه جای دنیا هست. اندکی از افراد در ذات خود دارند نمی توان آن را ازبین برد راه حل را باید پیدا کرد تا کمک به این افراد آسیب پذیر نمود.
  • بی نام A1 ۰۲:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۱
    4 6
    جالبه، خیلی جالبه. اون بنده خدایی که حرف از ازدواج موقت زده ملت nتا منفی بهش دادن ولی اونی که حرف از قانونمند کردن روسپی گری زده اکثرا با حرفش موافقن. به کجا داریم میریم که روسپیگری مقبولتر از ازدواج موقت شده
  • بی نام IR ۰۶:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۳
    5 0
    این مراکز باید سالهای قبل راه اندازی می شد.الان توی هر کوچه ای از هر ده تا خونه 7 تاش....

آخرین اخبار