نقد پیش‌نویس قانون سازمان نظام رسانه‌ای

دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها ، پیش نویس قانون سازمان نظام رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران را در سایت خود منتشر کرد. این پیش نویس که در 9 فصل و 78 ماده به همت دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها و جمعی از دست اندرکاران حوزه رسانه و حقوق دانان تهیه شده برای اطلاع و اظهار نظر اصحاب رسانه منتشر و در وبسایت دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها به آدرس: www.rasaneh.org قرار گرفت. در مطلب پیش رو فصل اول را مورد نقد و بررسی قرار دادم اگر عمری باقی باشد موراد بعدی در بخش های بعدی ارائه خواهد شد. امید است روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه عطف توجه نموده و نقطه نظرات سازنده خود را برای پربارتر کردن این پیش نویس اعلام فرمایند.

نقد و بررسی پیش‌نویس قانون سازمان نظام رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران (بخش اول) 

در متن ذیل تلاش کردم ذیل هر ماده اگر موردی به نظرم قابل توجه آمده است ذکر کنم بنابراین مواردی که بولد  شده است نظرات نگارنده است 

فصل اول : کلیات (تعاریف، اهداف و وظایف)

ماده 1 : در راستای اصول بیست‌ وچهارم و یکصدوشصت‌وهشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به منظور اجرای بند «الف» ماده 10 قانون برنامه پنجم توسعه ، مصوب 1389 و حمایت از حقوق و آزادی‌های مشروع رسانه ‌های همگانی، تنظیم مناسبات و روابط حکومت، شهروندان و روزنامه نگاران با یکدیگر و زمینه‌سازی برای حضور مؤثر و فعال روزنامه نگاران در عرصه‌های بین‌المللی، «سازمان نظام رسانه ای جمهوری اسلامی ایران» به موجب این قانون تشکیل می شود.

ماده 2 - تعاریف :

1- سازمان نظام رسانه‌ای :

سازمان نظام رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران که از این پس در این قانون «سازمان» نامیده می‌شود، مؤسسه ای است حرفه‌ای، غیر دولتی، غیرانتفاعی و دارای شخصیت حقوقی مستقل که به منظور تحقق بخشیدن به اهداف و انجام وظایف مقرر در این قانون تشکیل می‌گردد.

تعریف غیر دولتی روشن نیست آیا منظور این است که سازمانی که تشکیل می شود به دولت ها که هر چهار سال یکبار تغییر می کنند، وابسته نیست یا به حاکمیت به معنای  state  اگر اولی است که موضوعیت ندارد و اگر دومی باشد این استقلال در مواد هشت به بعد به شدت نادیده گرفته شده است.

2- رسانه :

«رسانه» در این قانون شامل کلیه وسایل ارتباط جمعی اعم از نوشتاری، شنیداری، دیداری، مجازی و هر نوع وسیله ارتباط جمعی مشابه دیگر است که در آینده ممکن است ابداع و به کار گرفته شود.

واقعا به صرف اینکه همه رسانه ها کار مشترک می کنند می توان آنها را در ذیل یک نظام صنفی قرار داد. آنهایی که در روزنامه و نشریات چاپی کار کردند می دانند چقدر کارشان با کسانی که برای سایت ها و محیط های چند رسانه ای کار می کنند متفاوت است . البته می شود این تفاوت ها را نادیده گرفت اما سئوال اصلی آن است چرا باید کسانی را که در رسانه های صوتی و تصویری مانند صدا وسیما کار می کنند و کار آنها هم فعلا کاملا غیر خصوصی  و عمدتا عمومی است با نظام صنفی رسانه های نوشتاری یکی باشند . تجربه سایرکشورها را در این مورد مرور کنید ببینید آیا آنها آمده اند همه رسانه های را در چهارچوب یک اتحادیه حرفه ای دیدند؟

3- روزنامه نگار:

روزنامه نگارحرفه ای کسی است که شغل اصلی او، فعالیت فکری و تولید هرگونه محتوای نوشتاری، شنیداری و دیداری و ارائه اخبار و وقایع جاری وتحلیل و تفسیر آنها در رسانه است.

کلیه روزنامه نگاران صرف نظر از نوع و مالکیت رسانه ای که در آن شاغلند، مشمول مفاد این قانون هستند.

تبصرة 1: برخورداری از حمایت های مصرّح در این قانون، منوط به عضویت در سازمان است. 

 تبصره 2: افرادی که شغل اصلی و مستمر آنها روزنامه نگاری نیست ولی در رسانه ها صاحب اثر هستند، عضو افتخاری محسوب می شوند و از حق رأی برخوردار نیستند.

تبصرة 3: منظورازروزنامه نگار در مفاد این قانون، روزنامه نگار حرفه ای است. مصادیق  روزنامه نگار حرفه‌ای در آئین نامه این قانون مشخص خواهد شد.

به نظر می رسد در تعریف روزنامه نگار باید تصریح شود روزنامه نگار کسی است که منبع درآمد اصلی او از راه کار در روزنامه و یا نشریات ادواری تامین می شود . یعنی اینکه شغل او تولید محتوا است یک مساله اساسی بشمار می رود اما افرادی هم هستند تولید محتوا می کنند اما منبع درآمد اصلی زندگی آنها از جای دیگری تامین میشود

ضمن آنکه سازمان در مواردی می تواند ازحقوق روزنامه نگاری و نه لزوما روزنامه نگاران حمایت کند . بدون آنکه لازم باشد خود را محدود به دفاع از فقط حقوق روزنامه نگاران عضو سازمان کند در مواردی پیش می اید که سازمان باید از حقوق صنفی روزنامه نگاری بدور از اینکه به فرد خاصی مربوط باشد حمایت کند . ضمن آنکه حتی مواردی ممکن است پیش بیاید که لازم شود از حقوق روزنامه نگاری که به هر دلیل عضو نشده است  حمایت کند . صد البته که این حمایت فقط در چهارچوب قانون خواهد بود.  بنابراین حمایت سازمان یک حمایت عام باید باشد و فقط تنها محدوده ای را که می توان برای ان قائل شد ، رعایت قانون و اصول حرفه ای روزنامه نگاری است .

ماده 3 : اهداف سازمان عبارت است از :

1-  تلاش جهت تحقق دین‌مداری، ظلم ستیزی، قانون‌مداری، انصاف، امانتداری، احترام به حقوق عمومی و شهروندی، احترام به حیثیت و حریم خصوصی شهروندان، روشنگری و مسوولیت‌پذیری در تمامی فعالیتهای رسانه‌ای؛

نه تنها باید تلاش کند بلکه باید تاکید بر اجراء دقیق و رعایت آن را داشته باشد . چون تلاش کردن یک امر نسبی و ساری و جاری است و صراحت کمتری دارد باید به صراحت گفت رعایت موارد مطرح شده ضرورت حتمی دارد وباید مورد احترام کامل همه اعضاء باشد

2-  تلاش در جهت پیشبرد و ارتقای سطح فعالیتهای حرفه‌ای رسانه‌ای؛

تنها تلاش کافی نیست باید تصریح شود یکی از اهداف اساسی سازمان ارتقاء سطح فعالیت های حرفه ای است  

3-کمک به حاکمیت قانون، رعایت منافع ملی، امنیت ملی ورعایت اخلاق حرفه‌ای درحوزه رسانه‌ها؛

از آنجا که منافع ملی و امنیت ملی دو موضوع اساسی و بسیار مهم برای فعالیت روزنامه نگاری حرفه ای محسوب می شوند. در اینجا لازم است در یک  یا دو تبصره مشخص منافع ملی و امنیت ملی تعریف شوند. زیرا این دو مفهوم با وجود اهمیت بسیار زیادی که دارند و نباید هیچگونه خدشه ای به آنها وارد شود؛ در مصداق یابی ممکن است دچار سوء برداشت بین افراد بشود. زیرا دومعیار اساسی برای تعیین تکلیف سردبیران و تصمیم گیرندگان  دراموردروازه بانی خبر بشمار می روند.  اما ناظران و افرادی که قضاوت می کنند ممکن از برداشت متفاوتی از منافع ملی و امنیت ملی و مصداق های آنها در موردی خاص داشته باشند. بنابراین هرچه تعریف روشن تر و دقیق تر ارائه شود در باره مصداق یابی و تطبیق شرایط حساس کار خبری و روزنامه نگاری با موضوعات روز کمتر دچار اشتباه می شوند. چون تجربه گذشته نشان میدهد  اکثر افراد به قصد سوء  منافع ملی یا امنیت ملی را به خطر نمی اندازند، بلکه به دلیل برداشت های مختلفی که از این دو مفهوم مهم دارند، به اشتباه و خطا افتاده اند.

4- حمایت از حقوق صنفی و حرفه‌ای و شئون اجتماعی روزنامه نگاران؛

در این بند هم باید روشن تر نوشت. زیرا شئون اجتماعی صراحت کافی ندارد بهتر است با واژگان دقیق تری آنرا روشن تر کرد. ضمن آنکه هیچ اشکالی ندارد که از رعایت حقوق سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی روزنامه نگار هم یادی شود.  

5-  تلاش در جهت استقلال حرفه ای، تأمین امنیت شغلی و تقویت جایگاه و منزلت حرفه ای و اجتماعی روزنامه نگاران؛

تلاش کافی نیست در اینجا باید به صراحت بیشتری بر تامین استقلال حرفه ای تاکید شود . همچنین لازم است رعایت اصول حرفه ای روزنامه نگاری از سوی خود روزنامه نگاران تاکید شود

6- نمایندگی روزنامه نگاران و تنظیم روابط آنان در تعامل با دستگاههای ذی‌ربط؛

تنظیم روابط خیلی کلی است در اینجا لازم است دقیقا تصریح شود روابط صنفی روزنامه نگاران با دستگاه های ذی ربط ، منظور قانون گذار است . یعنی در موارد دیگری که روزنامه نگار از سوی  روزنامه یا رسانه متبوع خود می تواند با دستگاه های ذی ربط در باره موضوعات کاری ارتباط برقرار کند لازم نیست حتما از طریق سازمان باشد.

7-   فراهم کردن زمینه ارتباطات ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی در حوزه رسانه‌ای؛

در این مورد هم مشخص نیست آیا منظور قانون گذار ایجاد انحصار در برقراری ارتباطات ملی و منطقه ای و جهانی از کانال سازمان است یا آنکه روزنامه ها و نشریات حسب موضوع کار خود روال ارتباطات قبلی را خواهند داشت فقط سازمان امکانات جدیدی برای تسریع در این امور فراهم می کند.

8-  نظارت بر حسن اجرای این قانون و مقررات مربوط.

این نظارت ازطریق چه مکانیزم سازمانی انجام میشود؟ محدوده آن تا کجا است؟ وچگونه اعمال میشود ؟ در صورت مقاومت روزنامه و یا روزنامه نگاران چه ضمانتی برای این نظارت وجود دارد؟

ماده 4 : وظایف و اختیارات سازمان به شرح زیر است :

1- تدوین مقررات و ضوابط و دستورالعملهای خاص صنفی روزنامه نگاران؛

2- اعطای پروانه روزنامه نگاری و نظارت بر فعالیت حرفه ای روزنامه نگاران‌ براساس این قانون و مقررات مربوط؛ دراینجا نیز موارد پیش گفته در باره نظارت باید روشن شود

3-  ایجاد وحدت رویه در اجرای وظایف سازمان‌های نظام رسانه‌ای استانی؛

رابطه سازمان نظام رسانه ای کشوری و استانی مشخص نیست و اصولا تفکیک آنها چه ضرورتی دارد؟

4- تدوین منشور و اصول اخلاق حرفه ا ی روزنامه نگاری؛

5- نظارت بر حسن اجرای اصول اخلاق حرفه‌ای روزنامه نگاری؛

دراینجا نیز موارد پیش گفته در باره نظارت باید روشن شود

6-    نظارت بر نحوه ایفای مسئولیتهای اجتماعی روزنامه نگاران

دراینجا نیز موارد پیش گفته در باره نظارت باید روشن شود ضمن آنکه مسئولیت های روزنامه نگاران باید در همه ابعاد سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و غیره در نظر گرفته شود.

7- حمایت از حقوق حرفه‌ای رسانه‌ها و روزنامه نگاران؛

بستر و محدودیت و چگونگی این حمایت باید دقیقا روشن باشد.

8-  ایجاد بسترهای لازم برای تحقق وظایف و تکالیف رسانه‌ها و روزنامه نگاران؛

از چه طریق و چگونه حداقل چند مورد آن را می شود ذکر کرد؟

9- ارتقای دانش و توانمندی حرفه‌ای روزنامه نگاران؛

از چه طریق و چگونه حداقل چند مورد آن را می شود ذکر کرد

10- ایجاد هماهنگی در ارتباط و تعامل روزنامه نگاران، تشکل‌های رسانه‌ای و رسانه‌های داخلی با مجامع رسانه‌ای منطقه‌ای و بین‌المللی؛

این هماهنگی باید به شرط درخواست باشد و نباید محدود کننده فعالیت های روزنامه نگاری هر نشریه بصورت مستقل باشد

11-  عضویت در سازمان‌ها و مجامع منطقه‌ای و بین‌المللی رسانه‌ای در چارچوب قوانین و مقررات کشور.

12- اقدام برای رفع مشکلات رفاهی، مالی و تأمین اجتماعی روزنامه نگاران؛

چهارچوب این اقدام ها باید مشخص و معرفی شود آیا سازمان قرار است مشکلات را رفع کند یا زمینه ایجاد مشکل را از بین ببرد.آیا سازمان خودش راسا ازمنابع مالی خود به رفع مشکلات کمک می کند؟

13- رسیدگی به تخلفات حرفه ای روزنامه نگاران؛

این رسیدگی باید بیشتر توضیح داده شود و همه چیز را به تدوین آئین نامه های اجرایی موکول نکرد زیرا این بخش از اهمیت اساسی برخوردار است

14- همکاری با مراجع ذی‌صلاح قضایی در رسیدگی به اتهامات رسانه ها و روزنامه نگاران و ارائه نظرهای مشورتی؛

این همکاری ها هم باید دقیق تر و روشن تر بیان شود و اصولا منظور از همکاری دقیقا چه اقدام های سازمان است که به قاضی محترم  در اتخاذ تصمیم کمک می کند؟

15- پیشنهاد اصلاح و تغییر قوانین و مقررات رسانه‌ای به مراجع ذی‌صلاح؛

در اینجا هم باید روشن شود آیا ازاین پس فقط سازمان می تواند پیشنهاد اصلاح بدهد یا علاوه بر روزنامه نگاران و سایر مراجع قانونی، سازمان هم می تواند این وظیفه مهم را بر دوش بگیرد.یعنی انحصار بازنگری در مقررات صنفی با سازمان است و یا سایر مراجع قانونی و یا روزنامه نگاران هم می توانند پیشنهاد بازنگری بدهند.  

16- انجام مسئولیت‌ها و وظایفی که در دیگر قوانین و مقررات به سازمان محول می‌شود.

کد خبر 370317

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 13 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سیداحمدحق نگار IR ۰۸:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۶
    2 0
    اینها خوب است اما تا وقتی که انحصار تصویر از دست رسانه میلی خارج نشود چندان تاثیری در فضای رسانه ای کشور نخواهد داشت