۰ نفر
۲۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۹

آیا می‌توان از پیام‌هایی که لحظاتی پس‌از وقوع حادثه در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی ظاهر می‌شود، برای مهار بحران سود جست؟

پیام‌ها درست از لحظه‌ای که شلیک‌ها متوقف شد، فرستاده شدند. در ساعت 7 صبح روز 16 آوریل 2007، دانشجویی به نام سئونگ هوی چو، دو قبضه اسلحه نیمه خودکار را با خود به محوطه دانشگاه صنعتی ویرجینیا و دانشگاه ایالتی در بلاکسبورگ، (یا آن گونه که مصطلح است؛ ویرجینیا تک) برد، و همان‌گونه که پیش می‌رفت، در سر راه خود ده‌ها نفر از دانشجویان و استادان را نقش زمین کرد. در ساعت 9:51 همه چیز تمام شده بود: چو لوله یکی از اسلحه‌ها را به‌سوی خود گرفت و شلیک کرد.

در ساعت‌های بعد از آن، در حالی که دانشگاه هیچ بیانیه رسمی به غیر از اطلاعیه تعداد کشته‌شدگان صادر نکرده بود، نجات‌یافتگان و وابستگان دانشگاهیان کماکان در بی‌خبری بسر می‌بردند و نمی‌دانستند که کدام‌یک از دوستانشان زنده‌ مانده‌اند و کدام‌یک از دست رفته‌اند. در نتیجه، آنها به بهترین منبع خبری که در اختیار داشتند روی آوردند: اینترنت، و به‌خصوص شبکه اجتماعی فیس‌بوک.

یادداشت‌ها به سرعت ظاهر شدند و اسامی تلفات احتمالی منتشر شد. آنهایی که در اینجا به آنها اشاره می‌شود، برای حفظ حریم خصوصی افراد ویرایش شده‌اند و فقط حروف ابتدای اسامی آنها آورده شده: در یکی از صفحات، این‌چنین به نام یکی از درگذشتگان اشاره شد:«CH، به ادعای یکی از اعضای انجمن بانوان»؛ و در یکی دیگر از صفحات فیس‌بوک چنین نوشته شده بود: «من به‌تازگی صحبت با نامزدش را به پایان رساندم، این‌چنین به نظر می‌رسد که ‌HJ نیز در میان تلفات است».

هم‌چنان که اطلاعات انباشته می‌شد، افراد دخیل خودبخود شروع به ایجاد روش‌های شخصی خود برای اطمینان از صحت اطلاعات کردند. از نویسندگان ناشناس و یا مبهم خواسته می‌شد که هویت خود را اعلام کنند. مثلا، افرادی که می‌خواستند نام یکی از قربانیان این حادثه تیراندازی را اعلام کنند، مجبور می‌شدند که هویت خود را اعلام کنند و مشخصا بگویند که این اطلاعات را از کجا آورده‌اند.

یک روز بعد، ویرجینیا تک نام قربانیان را اعلام کرد، در حالی‌که برای جامعه آنلاین این خبر دیگر کهنه شده بود: تا آن لحظه نام 32 نفر از مقتولین حادثه روی اینترنت منتشر شده بود.

داستان دانشگاه ویرجینیا تقریبا منحصر‌به‌فرد است. لیزا پیلن، دانشمند علوم کامپیوتری در دانشگاه کلرادو در این رابطه می‌گوید: «هنگامی که مردم با حادثه‌ای مواجه می‌شوند یا از وقوع آن در نزدیکی خود باخبر می‌شوند، عموما تمایل شدیدی به گردآوری اطلاعات در مورد آن پیدا می‌کنند.» در این روزها، او و همکارانش مشغول کار روی سایت‌های شبکه‌های اجتماعی هستند.

ولی کاربران شبکه‌های اجتماعی معمولا به‌دنبال دور زدن قوانین هستند، تمایلی که سبب شده دولت‌ها برای استفاده از این اطلاعات و تبدیل آن به واکنش‌های سنتی، بیهوده تقلا کنند و البته کمتر موفق شوند.

ژانت ساتن، جامعه‌شناس دانشگاه کلروادو است که در مورد ارتباطات بحران تحقیق می‌کند. وی می‌گوید: «مسئولان شرایط اضطراری آرزو دارند که بتوانند جریان اطلاعات را کنترل کنند. ولی شما نمی‌توانید آن را کنترل کنید. بهترین کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم، این است که بیاندیشیم چگونه می‌توانیم آن را هدایت کنیم.»

خانم پیلن، پژوهش خود را «انفورماتیک بحران» نامیده و این تحقیق، وی را به تعداد زیادی از مناطق بحران هدایت کرده است. برای مثال، در مورد حادثه دانشگاه ویرجینیا، او و همکارانش به بررسی وب‌سایت‌ها در ساعت‌های اولیه بعد از تیراندازی پرداختند؛ سپس پنج روز بعد از تیراندازی به بلاکزبورگ سفر کردند و با مردم مصاحبه کردند. در بازگشت به کلرادو، آنها یک خط زمانی با ذکر جزئیات، از ارتباطات رسمی(شامل ای‌میل‌های دانشگاه و کنفرانس‌های خبری) و ارتباطات غیر رسمی (پیام‌های ارسال‌شده به فیس‌بوک و عکس‌های فلیکر) تهیه کردند که روی یک نمودار کاغذی خیلی بزرگ در دفتر کارشان نصب شد.

این کار، آنها را قادر کرد که هنجارهای مرتبط با آنها را تعقیب کنند. پیلن در این رابطه می‌گوید: «از دیدگاه مدیریت بحران، یکی از مشکلات این است که ما چگونه می‌توانیم مطمئن باشیم که اطلاعات قرارگرفته در وب‌سایت‌ها درست است؟ ما در این مورد دیدیم که آنها اطلاعات خود را تصحیح می‌کنند.»

به سرعت گسترش آتش‌سوزی جنگل
در مهر و آبان سال 2007، پیلن و همکارانش واکنش آنلاین به بحرانی دیگر را بررسی کردند. در آن زمان، بیشتر از 20 مورد آتش‌سوزی، محدوده‌ای را از سانتاباربارا تا توابع سن‌دیگو در جنوب کالیفرنیا فرا گرفت، تقریبا 20 هزار هکتار از جنگل‌های آن مناطق را سوزاند، بیش از 1500 خانه را تخریب کرد و صدها خانواده را مجبور به تخلیه منازل خود کرد.

پیلن و همکارانش، وب‌سایت‌های خبری محلی و تالارهای گفتگوی آنلاین ازجمله کریگ‌اسلایت، فیس‌بوک، تویتر و فلیکر را بررسی کردند. آنها در روز دهم آتش‌سوزی، پیمایش منطقه و مصاحبه با افراد محلی را آغاز کردند.

یکی از کسانی که از منطقه فرار کرده بود، چنین نوشته بود: «وب‌سایت‌های خبری ملی کاملا بی‌ارزشند، چون آنها همه چیز را به‌جز آتش‌سوزی کم‌اهمیت مالیبو نادیده گرفتند، صرفا به این دلیل که در آنجا، خانه تعدادی از افراد مشهور و محبوب رسانه‌ها قرار داشت».

ولی به‌رغم این‌که ارتباطات دولتی رسمی در بعضی موارد سودمند بود، نمی‌شد به آنها اعتماد کرد. یکی دیگر از حادثه‌دیدگان نوشت: «سایت‌های به اصطلاح اضطراری ناحیه، همیشه خراب بودند».

در عوض، خیلی از مردم به وب‌سایت‌هایی روی آوردند که توسط رسانه‌های محلی هدایت می‌شدند: مانند ایستگاه رادیویی محلی KPBS که در سن‌دیگو قرار داشت یا وب‌سایت‌های فردی. هر فرد محلی که اطلاعاتی برای به‌اشتراک گذاشتن در اختیار داشت و به اینترنت هم دسترسی داشت، به این وب‌سایت ها مراجعه می‌کرد و درنتیجه، اطلاعات جدید همیشه در این وب‌سایت‌ها بدست می‌آمد.

بعضی نیز نقشه گوگل‌مپ را روی سایت‌ها قرار داده بودند و کاربران می‌توانستند روی آنها اطلاعاتی مانند محل وقوع آتش‌سوزی‌ها را قرار دهند. دیگر وب‌سایت‌ها نیز تالارهای گفتگو (چت‌روم) ترتیب داده بودند که در آنها، کسانی که خانه خود را ترک نکرده بودند و افراد دیگری که به خانه‌های خود برگشته بودند، آنچه را که می‌دیدند، با هم به اشتراک می‌گذاشتند.

شبکه‌های گسترده جهانی (WWW)
به اشتراک‌گذاری آنلاین اطلاعات در طول بحران به ایالات‌متحده محدود نمی‌شود، و دیگر آژانس‌های رسانه‌ای نیز هم‌اکنون از این مفهوم استفاده می‌کنند. برای مثال در اوایل ژانویه، شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای الجزیره که در دوحه پایتخت قطر مستقر است، وب‌سایتی آزمایشی را راه‌اندازی کرد که پیام‌های متنی، گزارش‌های تلفنی و موبایلی و اطلاعات تویتر را در مورد بحران در نوار غزه، روی یک نقشه مجازی زمین که توسط مایکروسافت درست شده، به نمایش می‌گذاشت.

در تحقیقی دیگر، یان کو، فیلیپ وو و ژیائوژینگ وانگ، پژوهشگران دانشگاه مریلند در کالج پارک، تمایل همگانی را برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات در روزهای بعد از وقوع زمین‌لرزه سیچوان چین در 12 می 2008، بررسی کردند.

وو می‌گوید: «زمین‌لرزه در ساعت 14:28 اتفاق افتاد و کمتر از یک دقیقه بعد، یک پیام در تالار گفتگوی تیانا قرار گرفت». تیانا یکی از محبوب‌ترین وب‌سایت‌ها در چین است، یک تابلوی اعلانات که بیش از 20 میلیون کاربر ثبت‌شده دارد. در کمتر از ده دقیقه، 56 نظر ثبت شد که نشان می‌داد زمین‌لرزه در 22 شهر دیگر نیز احساس شده است.

پژوهشگران، هزاران نظر ثبت‌شده در آن سایت را که در روزهای بعد از زلزله ارسال شده بود، خواندند و دسته‌بندی کردند. آنها دریافتند که شهروندان چینی از این سایت به همان دلیلی استفاده کردند که مردم کالیفرنیا در زمان آتش‌سوزی از سایت‌ها استفاده می‌کردند: جستجوی اطلاعات در مورد خانه‌هایشان، شهرشان و خانواده‌شان؛ و هم‌چنین، هماهنگی فعالیت‌ها برای کمک به قربانیان حادثه.

مواردی از موفقیت این کارها نیز ثبت شد که پوشش وسیع رسانه‌ای نیز یافت. در یکی از آنها، یک دانشجوی کالج، در اخبار دید که ارتش در یافتن محلی برای فرود هلیکوپتر در نزدیکی روستایی تخریب‌شده در حاشیه یک کوه با مشکل مواجه شده است. آن زن که در همان منطقه بزرگ شده بود، اطلاعاتی تفصیلی را از جایی که هلیکوپتر می‌توانست در آن فرود بیاید، در یک تالار گفتگو منتشر کرد و از کاربران تقاضا کرد که آن را به گوش مسئولان برسانند. در نهایت، این خبر به گوش مسئولان ذیربط در ارتش رسید، و آنها یک هلیکوپتر را به جایی که او گفته بود، فرستادند که توانست با موفقیت فرود بیاید.

او می‌گوید که بدبختانه داستان‌هایی از این دست نادر است. در اکثر موارد، مسئولان رسمی و افراد حرفه‌ای در مهار بحران‌ها و شرایط اضطراری به هیچ وجه نمی‌دانند که مردم و شهروندان عادی چگونه در طول دوره بحران از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. او می‌گوید: «حتی در ایالات متحده، مسئولان رسمی شرایط اضطراری تازه الان شروع کرده‌اند که در مورد آن فکر کنند. در چین، من فکر نمی‌کنم هیچ‌گونه تلاشی برای این کار صورت پذیرد».

شبکه واکنش اجتماعی
این امر، یعنی عدم حضور دولت و مسئولان رسمی در این فضا؛ همان چیزی است که بن اشنایدرمن، متخصص کامپیوتر در دانشگاه مریلند و همسرش جنیفر پیرس دین از کالج پژوهش‌های اطلاعات دانشگاه، سعی دارند تغییر دهند. در سال 2007، آنها مقاله‌ای یک صفحه‌ای را با نام 911.gov در مجله ساینس منتشر کردند. این مقاله که عنوانش را از شماره تلفن اضطراری در آمریکای شمالی (911، شبیه به 110 در کشورمان) گرفته، تاسیس یک شبکه واکنش اجتماعی را پیشنهاد می‌کند که می‌تواند قدرت سایت‌های شبکه اجتماعی را با سیستم‌های رسمی حالت‌های اضطراری دولتی ترکیب کند.

اشنایدرمن می‌گوید: «سیستم تلفن اضطراری همیشه برای کار در شرایط عادی طراحی می‌شود و در این شرایط عملکرد آن عالی است؛ ولی اگر با یک گردباد یا حادثه‌ای تروریستی مانند11 سپتامبر مواجه شود، زیر بار تقاضاها در هم می‌شکند.» دست‌کم به‌طور بالقوه، یک وب‌سایت می‌تواند چنین حالت‌های اضطراری و بار آن را خیلی راحت‌تر تحمل کند و تنها در صورت لزوم نیاز به اضافه کردن سرورها دارد.

همان‌گونه که اشنایدرمن می‌گوید، مردم می‌توانند به‌جای تماس تلفنی با 911، از طریق اینترنت یا با فرستادن پیام کوتاه از تلفن‌های همراه، وقوع حادثه را اطلاع دهند. نرم‌افزار، محل این گزارش‌ها را روی یک نقشه که لحظه به لحظه به‌روز می‌شود، جمع‌آوری می‌کند.

شهروندان و نیروهای مقابله با حوادث غیر مترقبه می‌توانند بدون مواجه شدن با اشغالی خطوط تلفن از وضعیت شهر آگاه شوند و خبر وقوع حوادث را به مسئولان ذی‌ربط منتقل کنند. مردم هم‌چنین می‌توانند در سیستم اطلاع‌رسانی منطقه‌ای ثبت‌نام کنند و از طریق اینترنت یا پیام کوتاه تلفن همراه، اخبار مربوط به وقوع حوادث را در منطقه خود دریافت کنند، تا بتوانند واکنش مناسب و به‌موقع را در برابر حوادث داشته باشند و حتی در صورت لزوم، منطقه را ترک کنند.

به علاوه، مردم می‌توانند که با استفاده از تالارهای گفتگوی جمعی با همسایگانشان؛ قبل، بعد و در طول دوره بروز شرایط اضطراری در تماس باشند. در نتیجه، مثلا در شرایط تخلیه اضطراری یک محله در زمان آتش‌سوزی، یک خانواده قادر خواهد بود که به همسایه‌ای که روی ویلچر می‌نشیند، کمک کند که به موقع، منزلش را ترک کند.

اشنایدرمن در حال همکاری با وو، کو، و دیگر محققانی است که می‌کوشند مدل کوچکی را از این سیستم طراحی کنند و ببینند که این مدل کوچک در کمپ دانشگاه مریلند چگونه عمل می‌کند. وو می‌گوید که مسئولان رسمی شرایط اضطراری در اداره امنیت عمومی دانشگاه، خیلی از این فکر استقبال کرده‌اند؛ ولی کماکان با احتیاط و دودلی به آن نگاه می‌کنند.

به گفته وی، آنها از این نگرانند که نفرات آنها نتوانند از این سیستم به خوبی استفاده کنند و این سیستم، افرادی را که عادت کرده‌اند در شرایط اضطراری از سیستم تلفنی 911 استفاده کنند، سردرگم کند. نگرانی دیگر آنها از این احتمال است که افرادی بتوانند از سیستم برای نشر اطلاعات ساختگی در مورد حوادث و شایعه‌پراکنی استفاده کنند. یکی از مسئولان این اداره اعتقاد دارد که «اگر شما به همه مردم اجازه دهید مستقیما در مورد حوادث اطلاع‌رسانی کنند، آنگاه تنها چیزی که دارید، ترس و وحشت همگانی است».

سیستم مدیریت بحران فعلی
این عکس‌العمل، (علاقه توام با شک و تردید)، واکنش خیل عظیمی از نیروهای مقابله با حوادث غیر مترقبه را بازتاب می‌دهد. سازمان‌های مقابله با بلایای طبیعی ملی و محلی، مدت مدیدی است که با سیستم مدیریت بحران کار کرده‌اند. پروتکل استانداردی که در در دهه 1970، توسط آتش‌نشانانی که با آتش‌سوزی جنگل‌های کالیفرنیا مبارزه می‌کردند، تهیه شده، به‌مرور زمان از سوی دیگر سازمان‌های ملی نیز پذیرفته شده که از آن جمله می‌توان به سازمان فدرال مدیریت بحران، FEMA اشاره کرد.

این سیستم که از یک زنجیره مشخص بالا به پایین دستورات پیروی می‌کند، به اطلاع‌رسانی و ارتباطات تنها به چشم یک جاده یک طرفه نگاه می‌کند: اطلاعات توسط مسئولان تهیه و از طریق بیانیه‌های منتشرشده در تلویزیون، رادیو و دیگر رسانه‌ها به اطلاع عموم رسانده می‌شود. این دیدگاه با تحقیقات قدیمی در مورد جامعه‌شناسی بحران مطابقت دارد.

دنیس واگنر، جامعه‌شناسی است که در بنیاد ملی علوم مشغول به کار است و بیش از 3 دهه به مطالعه رفتارهای اجتماعی در شرایط بحران پرداخته است. وی می‌گوید: «سی سال پیش، هیچ کس در مورد ارتباطات بحران سخن نمی‌گفت. در آن زمان تنها کار ممکن، تحقیق روی بیانیه‌ها بود».

سوالی که آن زمان پژوهشگران را به خود مشغول کرد، این بود که چگونه می‌توان اطلاعیه‌ای تاثیرگذار نوشت؛ که برای مثال به مردم در مورد تخلیه محل سکونت خود پیش از وقوع طوفان‌ها آموزش دهد؛ و چگونه مطمئن شد که همه آن را شنیده‌اند.

کاتلین تیرنی، جامعه‌شناس و مدیر مرکز مخاطرات طبیعی در دانشگاه کلرادو می‌گوید: «ولی بعدها ناگهان انقلاب اینترنت اتفاق افتاد، و این چرخه یک طرفه اطلاع‌رسانی را در هم پیچید». شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های اشتراک‌گذاری عکس، تلفن‌های همراه و پیام‌های متنی، این چرخه را در شبکه به کلی دگرگون کرده‌اند.

در واقع این تنها چیزی بود که انتظار می‌رفت. این چرخه هیچ‌گاه آن گونه که مدل‌ها انتظار داشتند، خطی نبود. یکی از اولین کسانی که این واقعیت را فهمید، توماس درابک بود. او پژوهشگر بحران در دانشگاه دنور در کلرادو بود که روی تخلیه‌های اضطراری بعد از طغیان رود ساوث‌پلات در نزدیکی دنور که در سال 1965 روی داد، به تحقیق می‌پرداخت. بیش از 60 درصد کسانی که درابک با آنها مصاحبه کرده بود، گفتند که حتی بعد از این‌که اخطاری مبنی بر ترک محل دریافت کردند، سعی کردند که قبل از هر اقدامی صحت آن را بررسی کنند، آن را با خانواده و دوستانشان مطرح کنند، در مورد مساله صحبت کنند، بررسی کنند آیا همسایگانشان اقدام به تخلیه کرده‌اند یا نه و کارهایی از این دست.

دست‌یابی به درک مشترک
پژوهشگران در تعداد زیادی از بحران‌ها همین تمایل به اشتراک‌گذاری اطلاعات را مشاهده کرده‌اند. بعد از بمب‌گذاری سال 1993 در مرکز تجارت جهانی نیویورک، بنینو آگولره، جامعه‌شناس مرکز تحقیقات بحران در دانشگاه دلاور در نیوارک، متوجد شد کسانی که در ادارات بزرگ‌تری کار می‌کردند، در مقایسه با افرادی که در ادارات کوچک‌تر مشغول فعالیت بودند، زمان بیشتری را قبل از ترک ساختمان تلف کردند؛ دلیلش هم این بود که زمان بیشتری طول می‌کشید تا به یک درک مشترک از چیزی که در حال اتفاق افتادن بود، برسند.

دنیس میلتی، پژوهشگر مدیریت بحران در دانشگاه کلرادو می‌گوید: «خیلی سخت است که به مردم بقبولانیم که در معرض خطرند. شما چگونه به افراد می‌قبولانید که در معرض خطر هستند؟ فقط از طریق افراد دیگر.» و از آنجا که فرآیند پیشنهادی زمان زیادی را تلف نمی‌کند، این یکی از فواید استفاده از اینترنت است. ساتن می‌گوید:« در زمان‌های پیش از عصر فناوری، شما فقط می‌توانستید از همسایگانتان در مورد صحت آن بپرسید؛ ولی اکنون می‌توانید از هر کسی در کل کشور صحت و سقم آنرا پرس‌وجو کنید.»

گری بریز از مشاوران منطقه‌ای FEMA در دنور است که طی 22 سال گذشته، مدیرعامل اتحادیه جهانی آتش‌نشانان بوده. وی می‌گوید فرصتی که بازخورد جامعه در اختیار گروه‌های امداد می‌گذارد، خیلی هیجان‌انگیز است. او یک آتش‌سوزی را در دکرز کلرادو در تابستان گذشته به یاد می‌آورد که در آن، او توانست تنها 30 دقیقه بعد از این‌که از شروع آتش‌سوزی باخبر شد، عکس‌های آتش را که توسط یکی از افراد محلی روی اینترنت قرار داده شده بود، ببیند.

او می‌گوید: «این توانایی ما را برای آگاهی از موقعیت و وضعیت حادثه ارتقا می‌دهد. روزی می‌رسد که ما در یک آتش‌سوزی که با سرعت زیادی حرکت می‌کند، اگر سیستم درستی در اختیار داشته باشیم، بتوانیم با پیام‌های متنی به مردم هشدار دهیم و در ضمن از آنان بخواهیم که در صورت امکان، از آتش عکس بگیرند و آن را به مرکز آتش‌نشانی ای‌میل کنند. به این ترتیب توانایی ما در درک موقعیت حادثه و نحوه برخورد با آن بهبود چشمگیری خواهد یافت.»

به باور بریز، این سناریو هنوز راه درازی تا بدل شدن به وقعیت در پیش دارد. او در سال 2008 با یک مقام مسئول در مرکز عملیات اضطراری یک شهر بزرگ در مورد اطلاعاتی که هم‌اکنون روی اینترنت قرار دارد، صحبت کرده بود. او واقعه را این چنین به یاد می‌آورد: «چند روز بعد، آن مرد دوباره با من تماس گرفت و گفت که باید اعتراف کند اداره آی.تی سازمانش، دسترسی به این سایت‌ها را برای پرسنل سازمان ممنوع کرده است! ولی در اینجا یکی از مدیران به این مساله علاقه‌مند شده و اولین کاری که باید بکند، این است که به واحد آی.تی برود و آنها را قانع کند».

ساتن نیز به مورد مشابهی اشاره می‌کند. هنگامی که او در یک کنفرانس در سال 2008 با حضور روسای ایالتی سازمان‌های مقابله با حالت‌های اضطراری و اورژانس، در مورد پژوهش‌هایش سخنرانی کرد: «دو نفر به من گفتند این برای ما چیز جدیدی است، ما حتی از وجود چنین چیزی خبر نداشتیم، چه رسد در مورد آن سوال کنیم.»

مساله اینجاست که وقتی پاسخ این سوال پیدا شد، با آن چه کار می‌توانند بکنند. ساتن می‌گوید: «این اطلاعات وجود دارد و شما می‌توانید آن را روی شبکه پیدا کنید، ولی چگونه این اطلاعات را با هم جمع می‌کنید؟ آیا به یک مرکز حوادث غیر مترقبه می‌فرستید، یا یک مرکز جمع‌آوری اطلاعات، یا یک اداره اطلاعات محلی و یا هیچ‌جا؟»

هنگامی که اشنایدرمن در سال2007 شبکه واکنش اجتماعی را پیشنهاد داد، فکر می‌کرد که در عرض 3 تا 5 سال به واقعیت می‌پیوندد. اکنون، او فکر می‌کند 5 تا 10 سال دیگر زمان منطقی‌تری باشد، چون تحقیقات زیادی مانده که باید انجام شود. ولی او هنوز منتظر است. او به توسعه ایده اتصالات هایپرتکست در دهه 1980 کمک کرد و در کمتر از یک دهه بعد، دید که کل شبکه اینترنت از آن استفاده می‌کند.

مشکلی که وجود دارد، این است که همه یا به اینترنت دسترسی ندارند و یا این‌که دانش فناوری را برای استفاده از آن ندارند. ولی، در جریان یک حادثه، یک شبکه واکنش اجتماعی تقریبا می‌تواند به همه سود برساند، خانواده‌ها، دوستان، همسایه‌ها و اولیای امور می‌توانند آن‌چه را که می‌دانند، با هم به اشتراک بگذارند. اشنایدرمن آینده را چنین می‌بیند: «به نظر من این اجتناب‌ناپذیر است.»

نیچر، شماره 457، ژانویه 2009- ترجمه: مجید جویا

کد خبر 3870

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =