محمدرضا اصلانی: هوشنگ کاظمی پدر گرافیک ایران و مرتضی ممیز پدر تصویرسازی شرقی است

مهر نوشت: محمدرضا اصلانی هنرمند مستندساز در مراسم نکوداشت هوشنگ کاظمی از این هنرمند به عنوان پدر گرافیک ایران و آورنده گرافیک علمی به ایران یاد کرد.

فرهنگسرای ارسباران شب گذشته دوشنبه ۱۸ آبان ماه میزبان هنرمندان پیشکسوتی بود که آمده بودند تا در مراسم نکوداشت زنده یاد هوشنگ کاظمی در قالب پنجاه و یکمین نشست پژوهشی هنر شرکت کنند.

در آغاز مراسم محمدحسن حامدی مدیر نشریه تندیس که برگزاری این نشست های پژوهشی را برعهده داشت، از رسیدن عدد این برنامه ها به ۵۱ ابراز خرسندی کرد و اعلام کرد که ما در این مراسم ها نبش قبر نمی کنیم بلکه در واقع به تدوین تاریخ هنر ایران می پردازیم.

در دوران زندگی هنرمندان از آنها یاد کنید

در ادامه محسن وزیری مقدم هنرمند نقاش روی صحنه آمد و سخنانش را با شعری از اقبال لاهوری آغاز کرد که: چو رخت خویش بربستم از این خاک/ همه گویند که با ما آشنا بود.

او از این که در دوران زندگی هنرمندان از آنها و تأثیرگذاری هنرشان در این مملکت سخنی گفته نمی شود و به آنها رسیدگی نمی شود، انتقاد کرد و گفت: این اخلاق خوبی نیست که در مملکت ما می گذارند تا هنرمندان بمیرند آنگاه درباره آن‌ها سخن بگویند. باید این اخلاق را کنار گذاشت، هنوز بسیاری از این هنرمندان زنده اند و لازم است که خدمات فرهنگی و هنری آن‌ها شناسانده شود و به آن‌ها رسیدگی شود.

وزیری مقدم در ادامه از هوشنگ کاظمی به عنوان دوست دوران دانشکده یاد کرد که بسیار علاقه‌مند به هنر، شاعر، ظریف و بسیار حساس بود.

این هنرمند نقاش که به تازگی برای برپایی نمایشگاهی از آثارش به ایران آمده است، در ادامه سخنانش به ذکر خاطراتی از همراهی با هوشنگ کاظمی و مهربانی های او پرداخت.

وی از هوشنگ کاظمی به عنوان پایه گذار دانشکده هنرهای تزیینی یاد کرد و به تلاش های او برای راه‌اندازی رشته گرافیک در ایران اشاره کرد.

وزیری مقدم در ادامه به بدرفتاری هایی که با هوشنگ کاظمی در این دانشکده صورت گرفته بود، اشاره کرد و گفت: آنقدر او را آزار دادند تا آن که مجبور به کناره گیری از ریاست این دانشکده شد.

وزیری از فردی به نام پهبد سخن گفت که در همراهی با رژیم شاه و ساواک، استادان و معلمان این دانشکده از جمله هوشنگ کاظمی را می آزرد و به آن‌ها توهین می کرد.

وزیری مقدم از سفرهایی که به همراه کاظمی به دور ایران داشته است، سخن گفت و خاطراتی را در این زمینه برای حاضران تعریف کرد.

این هنرمند مجسمه ساز در پایان سخنانش از حاضران خواست تا به قطعه ای موسیقی از باخ که مورد علاقه او و هوشنگ کاظمی بوده است، گوش بسپارند.

وزیری مقدم در حالی که به صدای این موسیقی گوش می سپرد، منقلب شد و در حالی که می گریست گفت: این قطعه موسیقی درباره سن ماتیو است که به خدا می گوید او را بیامرزد، من هم از خداوند می خواهم که هوشنگ را بیامرزد.

گرافیک علمی را هوشنگ کاظمی به ایران آورد

قباد شیوا هنرمند پیشکسوت طراحی گرافیک ایران سخنران بعدی این مراسم بود که پشت تریبون قرارگرفت و گفت: اولین بار آقای کاظمی را به همراه وزیری مقدم در قهوه خانه ای در شمیران به اسم سیراکو ملاقات کردم، مردی بلند قامت، خوشرو، مهربان و خوش سیما که نمونه یک نژاد پارسی بود. من اگر کاری به لحاظ گرافیک در این مملکت کرده ام و به فرهنگ کشور خودمان توجه نشان داده ام، از استاد هوشنگ کاظمی آموخته ام.

قباد شیوا دلیل مهاجرت کاظمی را به استرالیا، اتفاقی ناگوار در زندگی شخصی او ذکر کرد و گفت: دلیل مهاجرت او از ایران، گلایه اجتماعی نبود، بلکه درگذشت دخترش بود که حین بازی والیبال در مدرسه به یکباره فوت کرده بود و این اتفاق او را بسیار دگرگون کرد و بنابراین ایران را ترک کرد.

وی با انتقاد از ناشناخته ماندن این هنرمند تأثیرگذار در ایران بیان کرد: بعد از رفتن کاظمی از ایران، ما و همکارانش یادی از او نکردیم و نسل بعد از انقلاب هم او را نشناخت.

شیوا کتابی را درباره هوشنگ کاظمی به حاضران نشان داد و گفت: این تنها کتاب مستندی است که درباره این هنرمند و آثارش نوشته شده و از سوی انتشارات رسم منتشر شده است که خوب است علاقه مندان بخوانند تا بدانند چه کسی گرافیک سرزمین ما را شکل داد.

قباد شیوا در ادامه سخنانش از هوشنگ کاظمی به عنوان نخستین ایرانی یاد کرد که دانش آموخته رشته گرافیک در فرانسه بود و قوانین گرافیک نو را به ایران آورد.

وی تأکید کرد: هوشنگ کاظمی برای نخستین بار رشته گرافیک را به صورت علمی در دانشکده هنرهای تزیینی ایجاد کرد و یکی از طراحان پیشرو گرافیک ایران بود.

قباد شیوا درباره آثار گرافیکی این هنرمند فقید توضیح داد: با وجود آن که در خارج از ایران گرافیک را تحصیل کرده است، اما آثارش کاملا ایرانی و به روز است در حالی که ۶۰ سال پیش طراحی شده است. او یک ایرانی واقعی بود که به فرهنگ کشورش می اندیشید.

این طراح گرافیک با اشاره به این که هوشنگ کاظمی هیچ گاه اهل مصاحبه و مطرح کردن خودش نبود، اضافه کرد: آثار گرافیکی کاظمی تنها آثار ماندنی این مملکت است، او روی آثارش تعصب داشت و خودفروخته نبود که به هر سازی برقصد، اما در دانشکده هنر قدیم که از جمله مراکز خوب هنری این کشور بود،قدرش را ندانستند و او را رنجاندند.

قباد شیوا همچنین به جریان نقاشی سقاخانه اشاره کرد که در دوران حضور او در این دانشکده، آغاز شد.

این طراح گرافیک با تأکید بر ضرورت آگاهی نسل جدید از تاریخ فرهنگ و هنر این کشور یادآور شد: یکی از مشکلات ما این است که تاریخ خود را خوب نمی دانیم و ملتی که تاریخش را نشناسد، فرهنگش رو به زوال خواهد بود.

شیوا در پایان سخنانش تصریح کرد: هوشنگ کاظمی اگر به ایران می آمد و مشاهده می کرد که چه بر سر گرافیک ایران آمده است و از آن گرافیک شاعرانه ای که در ذهنش داشت، خبری نیست، زودتر از اینها دق می کرد چرا که ما دیش هایمان را به سمت غرب تنظیم کردیم و به راه هایی که او برایمان باز کرده بود، توجهی نشان ندادیم.

ممیز پدر تصویرسازی و طراحی روایت در ایران است

محمدرضا اصلانی هنرمند مستندساز نیز از جمله سخنرانان این مراسم بود.

اصلانی در ابتدا به خاطر پخش موسیقی باخ از وزیری مقدم تشکر کرد و گفت: این قطعه موسیقی برای همه نسل ما خاطره انگیز است و در واقع قطعه موسیقی زندگی همه ما بود که با شنیدنش منقلب شدم.کلمه ای با عنوان «گرافیست» وجود ندارد

اصلانی گفت که تا سال ۵۰ کلمه گرافیک در ایران شناخته شده نبود اما اکنون چنان این کلمه جای خود را باز کرد است که به هنرمندان آن هم گرافیست اطلاق می کنیم در حالی که چنین کلمه ای اصلا وجود ندارد چون گرافیک و نقاشی سبک و مکتب نیستند که با ایسم همراه شوند بلکه شاخه ای از هنر هستند و ما به راحتی به این اصطلاحات لاتین چیزهایی را اضافه می کنیم که در مباحث زبانی اتفاق بسیار جالبی است.

وی در ادامه سخنانش به تاریخ ورود هنر مدرن به ایران اشاره ای کرد و گفت:ممیز در واقع ایلوستراسیون (تصویرسازی) را در ایران به یک امر جامع و هنرمندانه رساند و جناحی پیشرو و حرفه ای را در این زمینه بوجود آورد. ممیز در کنار صاحبنظر هوشمندی چون هشترودی وسرمایه گذاری هوشمندانه مدیران روزنامه کیهان و کتاب هفته، یک مکتب تصویرسازی را به وجود می آورد و به این ترتیب برای اولین بار گرافیک ایلوستراسیون ما در سطح جهان مطرح می شود.

اصلانی با اشاره به عنوان پدر گرافیک ایران یادآور شد: مرتضی ممیز به عنوان پدر گرافیک ایران مطرح می شود که به واقع هم همین طور است اما بهتر است او را پدر ایلوستراسیون و طراحی روایت در ایران بدانیم و شأن او در این زمینه یک شأن جهانی است. می توان پدر ایلوستراسیون شرقی هم به او اطلاق کرد که در کنار هشترودی اعتباری بلامنازع در این زمینه یافت و لایقش هم بود. اما کار فرهنگسازی و ساماندهی گرافیک در سطح جهانی و معتبر کار مهندس هوشنگ کاظمی بود.

هوشنگ کاظمی پدر گرافیک ایران است

این مستندساز تأکید کرد: در واقع با احترام به دوستی دیرینه ام با زنده یاد ممیز که جایش را هنوز خالی می دانم، مهندس کاظمی را می توانم پدر گرافیک ایران بنامم.

وی افزود: کارهای گرافیک کاظمی بسیار گم مانده بود اما او تنها کارهای گرافیکی نکرد بلکه اندیشه گرافیک را در ایران ساماندهی کرد.

اصلانی یکی از کارهای اساسی کاظمی را راه اندازی دانشکده هنرهای تزیینی دانست و بیان کرد: شاید باید گفت او با این کارش گرافیک ایران را به قبل از دهه ۳۰ و بعد از آن تقسیم کرد چرا که آثار این دوره تفاوت چشمگیر و شگفتی با هم دارند و در این دوره گرافیک ایران فقط تزیینی و زیبا نیست بلکه یک اندیشه فلسفی پشت این گرافیک شکل می گیرد.

وی ادامه داد: من هم دانش آموخته این دانشکده بودم گر چه نیمه کاره رها کردم به دلیل خرابکاری های ساواکی ها که سعی می کردند فضای دانشکده را از دست معلمان و استادان واقعی آن دربیاورند، اما چشم و گوشم با این دانشکده باز شد.

اصلانی به ذکر تاریخ تأسیس این دانشکده و شاگردان و استادان آن پرداخت و گفت: این دانشکده سال ۳۹ راه اندازی شد اما به این منظور ۵ سال هوشنگ کاظمی تلاش کرد و مذاکره کرد و عجیب بود که این مذاکرات او که به جایی وصل نبود به نتیجه رسید بنابراین یک اتفاق بود.

استادان اولیه این دانشکده که حالا چیزی از هنر در آن نمانده است، وزیری مقدم، حسین کاظمی نقاش و طراح بزرگ این کشور، جوادی پور از گروه خروس جنگی، بیژن صفاری، لیلیت تریان از بزرگترین مجسمه سازان ایرانی، سیما کوبان، عیسی بهنام، محمد مقدم، فریدون رهنما، آنتوان ژیرار، برنو و .... بودند که این گروه بنا به دلیل حضور پهبد نیامده بودند بلکه دور مهندس کاظمی جمع شده بودند.

وی افزود: این دانشکده یک مکان مدرسی نبود بلکه یک فضای بینشی درکار هنرهای بصری به وجود آورده بود. حسین زنده رودی، عربشاهی، قندریز، پیلارام، بروجنی، پولادی، مشهدی زاده، صفرزاده ایرج انباری، مهدی سحابی و ... از درون این بینش بیرون آمدند.

آرشامیان، عباس معیری، حسین رسایی، فرشید ملکی، ناهید آرین هم بودند که هر کدام از این فارغ التحصیلان یک جریان آفرین بودند. قندریز تالاری را به محل بحث و گفتگوی هنرمندانه راه اندازی کرد.

حسین زنده رودی خط را وارد نقاشی می کند، پیلارام خوشنویسی را وارد نقاشی کرد و مکتب سقاخانه به نحوی راه اندازی می شود.

اصلانی تأکید کرد: این مرد حسین کاظمی به تنهایی این کار را کرد اگر اغراق نکرده باشم و این دانشکده یک تأثیر کلی برجریان هنر و ادبیات داشت به طوری که اولین شعر موج نو در این دانشکده چاپ شد و بیرون آمد و به این ترتیب شعر و ادبیات هم از آن زمان تصویری شد که متأثر از همین دانشکده بود.

این مستندساز ادامه داد: کاظمی شاید بیش از یک سال یا دو سال در این دانشکده نماند اما کاری کرد که با وجود نبودنش این دانشکده سرپای خود ماند و این جریان تداوم عمیقی تا سالهای هفتاد پیدا کرد.

محمدرضا اصلانی در پایان سخنانش یادآور شد: این افراد تداوم دهنده ایران و فرهنگ ایرانی هستند، اگر ایران هست به همت این تک مردان و تک زنان است.

او همچنین با اشاره به این که امروز سالروز درگذشت مهدی سحابی یکی از شاگردان این مدرسه بود، از حاضران خواست تا به احترام او از جای خود برخیزند.

ادای احترام به سلسله جبال گرافیک ایران

آرش تنهایی آخرین سخنران این مراسم بود که از استقبال علاقه مندان به هوشنگ کاظمی برای حضور در این مراسم تشکر کرد و در ادامه گفت: از هوشنگ کاظمی آثار بسیار کمی بر جای مانده است و نادانسته های ما درباره او و آثارش بسیار است.

این طراح گرافیک، هوشنگ کاظمی را در گرافیک همچون علی حاتمی در زمینه سینما دانست و گفت: دلبستگی های کاظمی به سنت ها و فرهنگ و هنر کشورش که از کودکی با آن زندگی کرده است، یادآور علی حاتمی و توجه او به این فرهنگ و هنر در سینمای ایران است.

او درباره عنوان پدر گرافیک ایران هم بیان کرد: من از خانواده گرافیک ایران هستم و به همه سلسله جبال گرافیک ایران ادای احترام می کنم از صنیع الملک غفاری عموی کمال الملک گرفته تا علی قلی خویی، تجویدی، بیوک احمری، محمد بهرامی و ... اما هوشنگ کاظمی اولین کسی است که دانش گرافیک را وارد ایران کرد و نقطه عطفی در هنر گرافیک ماست اما متأسفانه در کتابهای ما هیچ اسمی او او برده نشده است.

او با اشاره به مسائلی که در مراسم اختتامیه «سرو نقره ای» رخ داد، بیان کرد: چیزی که مرا ناراحت می کند این است که باید احترام همه بزرگان گرافیک ایران قباد شیوا، فرشید مثقالی، مرتضی ممیز و ... حفظ شود. همه اینها سلسله جبال گرافیک ایران هستند و نباید دچار کوته فکری های روزمره شویم و تصور شود که هوشنگ کاظمی در مقابل مرتضی ممیز است و یا قباد شیوا در مقابل دیگری قرار گرفته است، بلکه همه آنها در کنار هم گرافیک ایران را می سازند.

آرش تنهایی با تأکید بر این که آورنده علم گرافیک به ایران هوشنگ کاظمی است، به مرور زندگی این هنرمند پرداخت.

کاظمی، مادر هنر فرهنگی ایران است

عباس مشهدی زاده در پایان این مراسم روی سن آمد و به ارائه توضیحاتی درباره آن چه گفته شد، پرداخت.

مشهدی زاده تصریح کرد: من از قدیمی ترین شاگردان هوشنگ کاظمی هستم او رسالت احیای فرهنگ این مملکت را داشت که موفق شد و سرفراز هم از دنیا رفت.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: من معتقدم که مادرها گرامی ترند چرا که زاینده بزرگان هر مملکتی هستند بنابراین من از هوشنگ کاظمی به عنوان مادر هنر فرهنگی ایران یاد می کنم.

در پایان این مراسم فیلمی از زندگی و آثار هوشنگ کاظمی به نمایش درآمد و پس از آن نیز حاضران از نمایشگاه آثار زنده یاد هوشنگ کاظمی بازدید کردند.

۵۷۲۴۴

کد خبر 476852

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =