اعتماد نوشت: محسن امیریوسفی در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد درباره «خواب تلخ» و «آشغال‌های دوست‌داشتنی» سخن گفته است.

بخش‌هایی از این گفت‌وگو را می‌خوانید: 

ــ براي من خيلي هولناك است اگر اين فيلم (آشغال‌های دوست‌داشتنی) هم با اكران نشدن طولاني روبه‌رو شود و مي‌دانم زماني‌كه اكران شود اين سوال مطرح مي‌شود مگر فيلم چه مشكلي داشت كه با چنين تاخيري نمايش داده مي‌شود. مانند همان سوالي كه اكنون درباره «خواب تلخ» پرسيده مي‌شود. الان خاطره خوش اكران فيلم است و خاطره بد مديراني هستند كه در زمان ديده شدن يك فيلم جلوي اكران آن را مي‌گيرند. اي‌كاش مديران سينمايي ما انگ توقيف هيچ فيلمي را براي خود برجاي نگذارند. اميدوارم اين اتفاق يعني اكران «آشغال‌هاي دوست داشتني» امسال و در دوره رياست آقاي دكتر ايوبي بيفتد كه مديري فرهيخته هستند. بهترين كار ايشان در دوره مديريت‌شان تشكيل گروه سينمايي «هنر و تجربه» بود و حتي اين‌كار به‌نظر من مهم‌تر از بازگشايي خانه سينما بود.


ــ البته اميدوارم هيچ‌وقت اين اتفاق براي آشغال‌هاي دوست داشتني و هيچ فيلم ديگري نيفتد ولي اين فيلم متعلق به زمان خاصي نيست و نگاه اوليه اين فيلم وحدت ملي، گفت‌وگو و دوري از خشونت است. ولي همانند «خواب تلخ» سعي كرده‌ام كه حرف فيلمم براي زمان خاصي نباشد و هر زمان بتوان آن را ديد. اما بهتر است خيلي روي اين فرازماني و فرامكاني بودن فيلم تاكيد نكنيد چون حاشيه‌ امني به مديران مي‌دهد تا اكران آن به تاخير بيفتد.منظورم اين نيست كه فيلم براي آيندگان مي‌سازم!! تاكيد مي‌كنم عدم اكران اين فيلم لكه ‌سياهي است كه اميدوارم در مديريت فرهنگي فعلي هوشمندانه با آن برخورد شود و فيلم در زمان خودش كه الان است اكران و ديده شود.

ــ با سومين دوره جشنواره در دولت اعتدال و مديريت دكتر ايوبي روبه‌رو هستيم. اين آخرين جشنواره فجر دوره اعتدال به صورت جدي است. چون هميشه آخرين جشنواره هر دولتي در اصل يك ميهماني خداحافظي باشكوه است كه اهميت مديريتي فرهنگي آنچناني ندارد. من در ١٣ دوره متوالي جشنواره با سه فيلم سينمايي هشت بار تقاضاي حضور در جشنواره را داشته‌ام! دوبار براي خواب تلخ، سه بار براي آتشكار و سه بار براي آشغال‌هاي دوست داشتني. و به‌نظرم اين جشنواره براي دولت اعتدال مهم‌تر است. براي همين دوست داشتم حل مشكل «آشغال‌هاي دوست‌داشتني» هم در همين دوره جشنواره باشد و تنها گله من همين است كه اين راه را هم دبير جشنواره مي‌خواهد به‌طور غيرقانوني ببندد.

ــ یکی از پخش‌كنندگان و تهيه‌كنندگان سينماي تجاري ايران كه خيلي به حوزه سينما و ارتباط سينماي ايران با مخاطب اشراف خوبي دارد نكته جالبي به من گفت و آن اين بود ‌كه چند عنصر وجود دارد كه براي زمين‌خوردن يك فيلم كار مي‌كنند و اگر هركدام از اين عناصر در يك فيلم وجود داشته باشد كافي است كه فيلم را از نظر تجاري زمين بزند. نداشتن تيزر تلويزيوني (كه به ما ندادند!)، نداشتن بيلبورد تبليغاتي، نداشتن چهره سينمايي، داشتن موضوع مرگ و عزراييل و شخصيت مرده‌شور و زمان اكران فيلم كه ١٢ سال بعد از ساخته شدنش است! به قول اين دوست همه اين موارد مخرب براي اكران در خواب تلخ جمع شده‌اند اما خوشبختانه از فيلم استقبال شد. اين نشان مي‌دهد كه تماشاگر سينماي ايران قابل پيش‌بيني نيست و متفاوت‌تر از آن چيزي است كه فكر مي‌كند. من همه جا گفته‌ام كه هميشه دنبال اكران فيلم بودم حتي با اجاره سالن براي يك تک سانس چراكه هميشه گفته‌ام اين فيلم پيش از هرچيزي براي مخاطب ساخته شده است.

ــ من در كارم اصولگرا هستم. اصولگرايي در تمامي سينما وجود دارد و مخصوص شخص من نيست. سينمايي هست و اصولي دارد و بايد پايبند اين اصول باشيم اميدوارم پاي آن اصول لازم نباشد جان بدهيم! يا اتفاق بدتري بيفتد. شايد خاستگاهي كه شما دنبالش هستيد براي من از جريان فيلم كوتاهي مي‌آيد كه از سال ٧٦ وارد آن شدم. باتوجه به اتفاقات سياسي كشور در آن مقطع زمان، ما نسلي بوديم كه با هيجان و انرژي وارد سينما شديم اما در عين حال تابع يك‌سري از قوانين دست‌وپاگير نبوديم. نه ضد‌قانون بوديم و نه عادت داشتيم از خط قرمز عبور كنيم.


ــ 
در اصل از اصولگرايان هنر سينما در اين حوزه بوديم. قبل از آنكه اصولگرايي وارد فضاي سياسي مملكت ما شود واژه‌اي بوده كه در هنر وجود داشته است و ما آن ‌را از سينماگران و بزرگان سينما و هنر يادگرفتيم كه پايبند بودن به برخي اصول الزامي و مشخص است. در جريان همان نسل فيلمسازان فيلم كوتاه كه از بهترين دوستان من هستند مانند وحيد موساييان، مجيد برزگر، مصطفي آل‌احمد، علي‌رضا اميني، سامان سالور، رضا سبحاني، شهرام مكري، عليمحمد قاسمي، مهرداد اسكويي و... در كنار اين نسل فيلمسازان انگشت‌شماري هم بودند كه هرچند در حوزه فيلم كوتاه فيلمسازان موفقي بودند اما اين بحث براي آنها مطرح بود كه در ابتدا چند فيلم بلند تجاري بسازيم، بار خودمان را ببنديم و بعد برگرديم دنبال كاري كه براي دل‌‌مان مي‌خواهيم انجام بدهيم. اما متاسفانه در حال‌حاضر ١٤، ١٥ سال گذشته، هنوز آنها را مي‌بينيم كه نتوانستند به فضاي قبلي دل خودشان برگردند. به‌نظرم خاستگاه سينماي فيلم كوتاه اين بود كه ما از ابتدا در اين حوزه يادگرفتيم دنبال امضاي شخصي خودمان در سينما باشيم. امضاي شخصي فراتر از اين است كه فيلمي را ببيني و از سوژه فيلم ايده بگيري. من هميشه فيلم را براي لذت بردن مي‌بينم و كمتر پيش آمده فيلمي را ببينم كه ايده‌اي به من بدهد و اين البته خيلي برايم جذاب است تا از يك فيلم، كتاب، قطعه موسيقي يا اتفاق تاريخي ايده بگيرم. هرچند فيلم‌هاي درخشاني هست كه ممكن است يك فيلمساز آن را دوباره‌سازي كند. ممكن است من هم روزي چنان تحت‌تاثير فيلمي قرار بگيرم ولي حتما در ابتداي فيلمم مي‌نويسم كه اين اثر دوباره‌سازي يا با الهام از چه فيلمي است. اما فكر مي‌كنم حداقل در چند فيلم اولم اين كار به نوعي براي من رد شدن از آن اصول است. در سينما و كار هنري مهم‌ترين چيز،  امضاي شخصي است.

ــ باوجود گذشت ١٢ سال از ساخت اين فيلم، براي من فقط مساله عدم اكران مهم بوده است و كلمه توقيف هميشه باري سنگين دارد و به عنوان كسي كه بيشتر از همه از اين كلمه آزار ديده‌ام، بايد بگويم در اين حوزه از اين كلمه سوءاستفاده شده است. توقيف فيلمي كه هم سرمايه فيلمساز و هم حاصل نگاه او است با تاخير يك ماهه و دوماهه در اكران فرق دارد. به‌نظرم خيلي مواقع با اين كلمه بازي شد و شأن كلمه توقيف را پايين آوردند و آن را دم‌دستي كردند و توجهي به وجه مخرب كلمه توقيف نشد. كلمه توقيف بايد همچنان ابهت خودش را داشته باشد تا از آن دوري كنيم و بدانيم چه سرنوشت بدي را براي يك گروه يا كل سينماي ايران مي‌سازد. در اين سال‌ها كمتر از كلمه توقيف استفاده كرده‌ام و فقط عبارت عدم اكران را مطرح كردم چون در درون خودش مستتر است. ما ١٢ سال زودتر مي‌توانستيم اين گفت‌وگو را داشته باشيم، ١٢ سال زودتر مي‌توانستيم فيلم خواب تلخ را اكران كنيم و بفهميم گروهي از مخاطبان هستند كه به اين فيلم و سينما علاقه دارند و فيلمي است كه با گروهي از نابازيگران ساخته شده و كاملا ديده مي‌شود.

۵۸۵۸

کد خبر 498757

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =