دکتر جهانگیر کرمی، در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین، مهمترین دستاوردهای نشست سه جانبه و سفر رئیس جمهور به باکو را مورد بررسی قرار داده است.

ابوالفضل خدایی: متن بیانیه مشترک روسای جمهوری اسلامی ایران، فدراسیون روسیه و جمهوری آذربایجان ساعاتی پیش از عزیمت دکتر حسن روحانی به تهران دوشنبه شب به امضای سه طرف رسید. محوریت بیانیه مبتنی بر گسترش همکاریهای اقتصادی، حمل و نقل، زیست محیطی و از همه مهمتر همکاریهای امنیتی و سیاسی است. کارشناسان می گویند نشست سه جانبه و بیانیۀ آن حاوی نکات و پیام‌های مهمی است. اینکه سه کشور تا چه اندازه می‌توانند اهداف و بندهای بیانیه را اجرایی کنند، پرسشی است که دکتر جهانگیر کرمی، مدرس دانشگاه، کارشناس روسیه و اوراسیا ضمن تشریح دستاوردهای سفر رئیس جمهور به باکو به آن پاسخ داده است:

دستاوردهای سفر رئیس جمهور به باکو را چگونه ارزیابی می کنید؟ بیانیۀ پایانی حاوی چه نکاتی است؟
این بیانیه به توسعه همکاری های سه جانبه در حوزه های اقتصادی، تجاری، فنی، بانکی و در حوزه های ارتباطاتی به ویژه مسئله خطوط ریلی و کریدور شمال-جنوب تأکید دارد.

این بیانیه همچنین به مسائل منطقه ای به ویژه نقش دریای خزر به عنوان دریای صلح و دوستی و سرعت بخشیدن به تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر تأکید دارد. موضوعات دیگر از جمله امنیت و همکاری در حوزۀ انرژی برق، گاز و همینطور تأکید بر مناقشات منطقه ای از جمله بحران قره باغ است. همچنین مبارزه با تروریسم وافراط گرایی و تأکید بر اجرای برنامه جامع اقدام مشترک یعنی برجام از جمله موضوعاتی هستند که در این نشست اعلام شده است.

به عبارتی 5 محور اصلی بیانیه مشترک را مسائل اقتصادی، ارتباطی، انرژی، امنیت و مسائل منطقه ای تشکیل می‌دهد. این بیانیه نشانگر این مسأله است که سه دولت و کشور ایران، روسیه و آذربایجان عزم خود را برای ایجاد یک محوری از ارتباطات اقتصادی با هدف توسعه منطقه ای، جدی می بینند و برای ایجاد آن تلاش می کنند.

چشم انداز این بیانیه و پیشرفت روابط سه کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
این نشست از معدود مواردی است که در سالهای اخیر بین ایران و یکی از کشورهای حوزه منطقه ای مشترک یعنی آسیای مرکزی، خزر و قفقاز برگزار می شود و می تواند بیانگر نکات مثبتی برای همکاری های منطقه ای و دورکردن منطقه از نگرانی های امنیتی وتنش هایی که در گذشته منطقه درگیر آن بوده، باشد.

به نظر بنده نکته مهم این است که روسیه برای نخستین بار در این نشست حاضر می شود و در مسائل منطقه ای مانند قفقاز حاضر به همکاری اقتصادی می شود. درگذشته مقامات جمهوری اسلامی ایران به این موضوع بارها تأکید داشتند که مسائل منطقه قفقاز، باید با حضور سه کشور قفقازی و سه کشور پیرامون آن یعنی ایران، ترکیه و روسیه حل و فصل شود. متأسفانه دو دولت روسیه و ترکیه هیچکدام در این زمینه گامی بر نداشتند. بین روسیه و ترکیه گفتگوهایی برقرار بوده و از سال 2008 برنامه هایی را در زمینه قفقاز دنبال می کردند که به دلیل تعارضات و اختلافاتی که در مورد قفقاز بین دو طرف وجود داشت، به جایی نرسید.

دلیل این چرخش در سیاست روسها چیست؟
روسیه برای نخستین باری است که در مورد قفقاز با ایران وارد گفتگو می شود. به نظر من دلیل آن این است که جمهوری اسلامی ایران نسبت به مسائل قفقاز دارای یک موقعیت منحصری است. منطقه درگیر چالش‌های زیادی است. روسیه به عنوان یک کشور مجاور منطقه قفقاز، با گرجستان و آذربایجان مشکلاتی داشته است. به ویژه کشور گرجستان که در سال 2008 با روسیه بر سر اوستیای جنوبی جنگ داشته است.

کشور ترکیه نیز با ارمنستان روابط تیره ای دارد و تنها جمهوری اسلامی ایران در بین سه کشور مجاور منطقه قفقاز جنوبی، یعنی ارمنستان، گرجستان و آذربایجان روابط خوبی داشته است. همچنین ایران با هیچ یک از این کشورها مسأله حاد امنیتی و تنش انگیزی نداشته است. لذا ورود کشورهای مجاور منطقه ای مثل روسیه به تعامل با ایران در مسائل قفقاز، در واقع یک امر جدیدی است و هم اینکه می تواند برای حل و فصل مسائل منطقه ای بسیار امید بخش باشد که به هرحال این مسائل به شکل مشترکی وجود دارد. من امیدوارم هستم که این مسأله به نشست ها و تعاملاتی با حضور هر سه کشور ارمنستان،گرجستان و ترکیه گسترش پیدا کند.

به هرحال یک واقعیت مهم ژئوپولتیکی را نمی توان نادیده گرفت و آن این است که منطقه قفقاز جنوبی در طول تاریخ خود این ارتباطات را به ویژه در هزاره اخیر با ایران و دردوره امپراطوری عثمانی و ترکیه و از گذشته با دولت روسیه داشته و هر حرکت، اقدام و تلاشی برای توسعه، همکاری، امنیت و ثبات در منطقه مستلزم همکاری هر سه کشور پیرامونی با کشورهای قفقازی است.
نکته دیگر امیدوارکننده این است که با وجود گذشت دو دهه از نشست مینسک برای حل بحران قره باغ، هیچ اتفاقی رخ نداده است. به نظر بنده این نشست می تواند سرآغازی برای کشورهای منطقه قفقاز جنوبی و کشورهای پیرامون آن و تأکید برحل و فصل مسائل بحرانی درقفقاز جنوبی با تکیه بر درون منطقه، محیط متصل منطقه، محیط ژئوپولیتیکی و پیوسته در منطقه باشد. یعنی حضور ایران، ترکیه و روسیه به جای کشورهای اروپایی و آمریکایی که در واقع ارتباطی با منطقه ندارند، مفید و موثر باشد.

نگاه طرفین بیانیه به برجام چگونه است؟

طرفها در مورد توافق ایران با کشورهای 1+5 در این بیانیه استقبال کرده اند و اهمیت آن می تواند در مورد توسعه همکاریهای منطقه ای باشد که این توافق را پیش ببرد و اجرایی کند.

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که در 6 قطعنامه تحریمی که در گذشته علیه ایران به ناحق تصویب شده بود، یکی از تأثیرات منفی و فلج کنندۀ آن این بود که روابط منطقه ای ایران را کاهش داد. به عنوان مثال روابط ایران با روسیه و آذربایجان کاهش پیدا کرد. از سویی برخی از کشورهای همسایۀ ایران از جمله آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و یا کشورهای عربی تحریم های مضاعفی علیه ایران اعمال می کردند؛ هم به خاطر فشارهای غرب و بعضاً برخی لابی گری ها در داخل این کشورها، با ایران همکاری نمی کردند.
مسأله توافقات و برجام این بهانه را در سطح بین المللی و منطقه ای مجاور جمهوری اسلامی ایران از دست این کشورها گرفته و هم اینکه دیگر این کشورها تحت فشارهای بین المللی نخواهند بود و میتوانند به شکل مستقل روابط تجاری و اقتصادی خود را با جمهوری اسلامی ایران دنبال کنند.
تأکیدی که در این بیانیه شده این است که آن شرایط سابق به پایان رسیده و ایران با دوره جدید و در چارچوب یک نگاه و گفتمان جدیدی به تعاملات منطقه ای می نگرد که آن دوره پسابرجام است.

آینده را چگونه پیش بینی می کنید؟
پیش بینی در مورد همکاری های سه جانبه کار راحتی نیست، اگرچه بنده بسیار امیدوار و خوش بین به آینده این روابط به خاطر سیاست های دولت جدید هستم؛ چون جمهوری اسلامی ایران تعامل را در دستور کار خود قرار داده است و بهانه ها را از دشمن و رقبای ایران گرفته است.

از سوی دیگر اینکه در سطح منطقه ای نیز از نگاه و سیاست خارجی جدید جمهوری اسلامی ایران استقبال شده است، لذا امیدوار کننده است و باید خوش بینانه نگاه کرد. ولی نباید این موضوع را نادیده گرفت که این کشورها همیشه به صورت طبیعی در معرض فشارهایی از طرف قدرت های غربی به ویژه از طرف آمریکایی ها هستند. غربیها تلاش میکنند که این کشورها را از جمهوری اسلامی ایران دور کنند که از این طریق فشار بر ایران را افزایش دهند و حوزه نفوذ خود را گسترش دهند. لذا احتمال دارد در آینده شاهد چنین موضوعاتی در منطقه باشیم.

به نظر من فضا امیدوار کننده خواهد بود به دلیل اینکه کشورهای منطقه، نگاهشان را از قدرتهایی که در واقع فقط بحران می آفرینند و بعد از بحران به موضوع اهمیتی نمی دهند مقداری دور کرده اند. نمونه آن بحران اوستیا بود که غربی ها به غیر از بلوف زدن اقدامی نکردند و یا مثلاً مورد مشابه آن، امروز بحران اوکراین را شاهد هستیم. لذا بهترین گزینه و روشی که می تواند منافع ملی همه کشورها را تضمین کند این است که این کشورها در تعاملات منطقه ای بیشتر کوشش کنند و نگاهشان به سمت ملتهایی که نقش بحران سازی را در مسائل منطقه ای ایفا می کنند معطوف نکنند.

5252

کد خبر 566237

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =