گرچه مردم و حاکمیت باید همراه با یکدیگر برای ریشهکنی فقر در جامعه حرکت کنند، این بدان معنا نیست که بین وظایف ایشان اختلاط بهوجود آید و شرح وظایف یکسانی داشته باشند. اکنون،دولت و مردم همگی رویکرد «فقیردرمانی»را اولویت اول خود قرار دادهاند. مردم به فقرا صدقه میدهند و دولت نیز با نامهای دیگر همین کار را میکند. در نتیجه، فقیر امشب ممکن است با شکم سیر سر به بالین بنهد، ولی از صبح فردا دوباره گرسنه است و دست نیاز خودرا سوی همین مردم و دولت دراز میکند و این چرخه همچنان ادامه مییابد.
فقردرمانی ناقص
فقردرمانی آن هم به صورت ناقص، رویکرد و راهبرد مردم دولت قرار گرفته است که اعطای وامهای مختلف و با مبالغ پایین که میان مردم میتواند یکی از مصادیق آن باشد که آن هم نمیتواند نتایج مثبت طولانیمدت و مستمری داشته باشد و در نتیجه، فقیر و نیازمند فقط مدت کوتاهی از وضعیت بهتری برخوردار میشود، ولی دوباره به همانجای اول بازمیگردد. حرکتهای مردمی نیز در این رویکرد، به علت فردی بودن و پراکندگی، بسیار کمرنگ و ضعیف مینماید. تا زمانی که دولت با نگاه فقیردرمانی و اقدامات حمایتی مستقیم به مسئله بنگرد و از بودجه عمومی به نهادهایی که باز هم به صورت مستقیم «ماهی به گرسنه» میبخشند تخصیص دهد، ظاهراً نباید منتظر تحول جدی در ریشهکنی فقر باشیم.
فقر درمانی کامل
مجموعه سیاستهای دولت باید منجر به تثبیت اقتصاد کلان و ایجاد امنیت و آرامش برای فعالان عرصه اقتصاد و کارآفرینان باشد. عنایت به زیرساختها و توجه به امور زیربنایی از مؤلفهها و محورهای توسعه است. بدون شک، اشتغال عامل اصلی فقرزدایی است. این یعنی تولید ثروت همگام با عدالت اجتماعی که همان فقر درمانی کامل و راهبرد سوم است و باید اولویت اول دولت باشد. فقر درمانی کامل نه وظیفه مردم است، نه در توان آنها. فقیردرمانی و فقردرمانی ناقص وظیفه نوعدوستانه، انسانی و اسلامی مردم است.
دولت نیز میتواند در این مسیر به جای اقدامات مستقیم، حامی و زمینهساز تشکیل و اقدامات مثبت و مؤثر تشکلات مردمی (NGOها) و اقدامات بشردوستانه آنها باشد تا ایشان فقیردرمانی را به عنوان مسکن جامعه و فقردرمانی ناقص را همچون مسیری برای خود قرار دهند که نیازمندان را به نقطهای میرساند که آماده ورود به عرصه «فقردرمانی کامل» دولت شود.






نظر شما