فرنوش صفوی‌فر

قسمت اول فصل دوم از مجموعه شهرزاد در حالی آغاز شد که در آن، صحنه ای از یک بیمارستان روانی در چند دهه پیش تهران به نمایش درآمد، صحنه ای که یک روانپزشک نمی تواند بی اعتنا به آن بگذرد.

ماجرا از این قرار است که پیشتر در صحنه‌هایی از این مجموعه، رفتارهای نامتعارف و سخنان هذیان گونه، از شیرین دیده بودیم که منجر به خشونت هایی نسبت به یکی از خدمتکاران منزل و نهایتا قتل او شده بود. این بار، مباشر خانواده، با پرداخت نوعی رشوه به پزشک معالج او، متقاعدش می کند به بستری شیرین در یک بیمارستان روانی، توطئه ای که بتواند زمینه ساز به قدرت نشاندن قباد، همسرش، شود.

یکی از علایم ناگوار در بیماری های روانپزشکی بدبینی مفرط و احساس ناامنی مرتبط با آن است که اجازه زندگی طبیعی و سالم را به افراد مبتلا نمی دهد. متاسفانه سناریوی «توطئه برای بستری در بیمارستان روانپزشکی» یکی از تظاهرات این نوع بدبینی بیمارگون است که مانعی جدی بر سر راه درمان و دریافت مراقبت‌های مورد نیاز این بیماران به شمار می‌رود. سناریویی که در بسیاری موارد در مسایل اجتماعی ما هم، از مافیای سیب زمینی و زباله گرفته تا باند چشم پزشکان و واردکنندگان دارو و سیگار، به مذاق ما خوش می آید و چه درست و چه غلط، راه رفع این مسایل و گفتگو بر سر آنها را می بندد.

در ادامه می بینیم که این توطئه چینی به مقصود رسیده و زن در بیمارستان روانی بستری می‌شود. بیمارستانی که در آن افراد با ظاهر کج و معوج و رفتارهای بسیار اغراق‌شده و نامتعادل رفت و آمد دارند و رفتار کارکنان نیز، قهرآمیز و نه از سر مراقبت و پرستاری است. تصویری تیره و خشونت بار که شاید به لحاظ تاریخی چندان بیراه نباشد، اما متاسفانه بازتاب آن در مجموعه ای پربیننده، می تواند حس منفی موجود نسبت به مراقبت‌های روانپزشکی را، در زمان حاضر، تشدید کند. مراقبت هایی که امروزه بر اساس شواهد علمی و با رعایت اصول اخلاقی و احترام به کرامت انسانی و توام با شفقت و همدلی با بیماران و خانواده‌هایشان انجام می شود.

درست است که سازندگان این مجموعه می توانند ادعا کنند که صرفا اثری هنری ساخته اند و تعهدی به بازنمایی واقعیت (چه واقعیت تاریخی و چه واقعیت حال حاضر) ندارند، سخن من به بینندگان این مجموعه آن است که تصاویری را که از بیمارستان روانی مشاهده می کنند، همچون ادعای احتمالی سازندگانش، به مثابه آفریده تخیل آنان و روایتی از گذشته تلقی کنند و به خود فرصت دهند تا از منابع دیگر، تصاویری متعهدانه تر به واقعیت موجود بیمارستان روانپزشکی دریافت کنند.

شکی نیست که ساخت آثار مستندتر و با واقع مداری بیشتر، می‌تواند به اصلاح نگرش های منفی تحریف شده نسبت به بیمارستان و درمان روانپزشکی یاری برساند و نهایتا سهمی اساسی در سلامت روان جامعه‌مان داشته باشد.

*روان‌پزشک

47234

کد خبر 683628

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • بی نام A1 ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۶/۰۴/۱۴
    1 0
    الانم تو آسایگاه های روانی وضعیت بهتر از این نیست میتونید گزارش تهیه کنید همین چند وقت پیش مگه نبود از دوربین مدار بسته رفتار پرسنل یکی از مراکز با بیمارا لو رفته بود نمیگم تقصیر دکتراست بیمارا از نظر روحی مشکل دارن تقصیرکار که نیستند پرسنل مراکز هم بنده خداها صبری دارن بعضی مادرا نمیتونن گریه بچه تحمل کنن کتکشون میزنن اینو که دیگه تو خیابون همه دیدن ملت اعصاب ندارن
  • بی نام A1 ۱۱:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۴/۱۸
    0 0
    نویسنده محترم این تصاویر مال گذشتست مخاطب والا این رو می فهمه با این منطق گشت ارشاد هم می تونه بگه گذاشتن کلاه می تونه شائبه ایجاد کنه یعنی همانقدر که گاهی مردم ساده دل قصه ها را جدی می گیرند و به دنیای واقعی می کشانند و ما می خندیم و باور نمی کنیم همانقدر هم اهل تخصص از پزشک و پرستار و روان شناس هم ظاهرا فیلم ها را جدی می گیرند و ما دیگه نمی توانیم بخندیم
    • بی نام IR ۱۷:۴۱ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۲
      1 0
      اتفاقا ان دهه تهران فقط سه روان پزشک بی نظیر داشت دکتر میرسپاسی ودکتر داوویدیان دکتر رضایی