هیچ کس گمان نمیکرد لیگ هشتم طعمی اینچنین داشته باشد. استقلال بعد از آنکه به دلیل ماجراجویی زرینچه و نوازی، لیگ قهرمانان آسیا و صدر جدول لیگ برتر را با هم تحویل داد، دل به روزنههای امید و اما و اگرهایی بست که اساساً برای فوتبال ما ساخته شدهاند. پیام با شکست مقابل استقلال هم این تیم را قهرمان و هم خود را حذف کرد. این، دراماتیکترین پایان برای تیمی است که فقط در همین 8 دوره لیگ برتر دو بار قهرمانی را در همین ثانیههای پایانی از دست داد. در اهواز هم معلم، کار خودش را به بهترین شکل ممکن انجام داد تا فوتبال پاک او به قیمت تلخکامی ذوبیها تمام شود. تیمی که همه برنامههای جشن قهرمانیاش را هم تدارک دیده بود به این دلیل پایانی تراژیک پیدا کرد که حساب روز آخر را نداشت. این تیم که بدون حاشیه تا اینجای کار پیش آمده بود، محاسبات مناسبی برای آخرین بازی لیگ برتر نداشت تا بدترین و تأثیرگذارترین شکست فصل را متحمل شود.
تیم مجید جلالی میدانست که باید همین جمعه در فولادشهر بازی جام حذفی را برگزار کند. آنها بردند هرچند میدانستند برد آنها در اهواز میتواند بازی جمعه را انتقامی کند. جلالی با برد در این بازی از آبروی خودش و فوتبالی دفاع کرد که این روزها زیر بار اتهامات فراوان کمر خم کرده. او برای این لیگ و این فوتبال آبروداری کرد. فارغ از آنکه همتای علمیاش در ذوب و مردم اصفهان و مدیران صنعتی به دلیل باخت ذوب ناراحت شوند. جلالی دل فوتبال را شاد کرد واگرچه دلش از بعضی مربیان خون بود و این را در کنفرانس بعد از بازی هم گفت (آنها که به من در طول یک هفته اخیر تهمت زدند و ابهام درست کردند، خودشان تمام زندگیشان ابهامآلود است) و اگرچه دلش خیلی از شکست دوستش در ذوبآهن گرفته بود؛ اما با این حال اینها دلیل نمیشد که فوتبال پاک را فراموش کند.





نظر شما