۰ نفر
۱۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۸

چند سالی است که شبکۀ تی. وی. پرشیا، در شهرهای دبی و آنتالیا مسابقات رقص برگزار می کند.

این مسابقات معمولا سه داور دارد که مشهورترین شان؛ محمد خردادیان است. اگر کسی محمد خردادیان را نمی شناسد می تواند نام او را در سایت گوگل جستجو کند. در مقایسه با سایر برنامه های مشابه، دو ویژگی این برنامه را متفاوت کرده است: ابتدا شرکت کنندگان آن هستند که اکثرشان ساکن ایرانند و از شهرهای کوچک و بزرگ کشورمان و تقریبا از همۀ طبقات اجتماعی(از کم درآمد تا پردرآمد) در این مسابقه حاضر شده اند و دیگر آنکه بر خلاف انتظار، تعداد دخترانی که از ایران در این برنامه شرکت کرده اند معمولا بیشتر از پسران است.

در این برنامه، با هر شرکت کننده، قبل و بعد از اجرایش مصاحبه می شود. شرکت کنندگان حرف های دلشان را به سادگی بیان می کنند. همان حرف های معمولی که از نظر جامعه شناختی قابل توجه است. مثلا یکی از دختران برای پیروزی اش؛ به اهل بیت متوسل می شود، دیگری که از شهر مشهد در مسابقه شرکت کرده است از امام رضا(ع) یاری و حمایت می طلبد، دیگری آرزو می کند که با اجرای بهترین رقص اش، ایرانیان را در جهان سربلند کند، دیگری از همشهریانش در یک شهر کوچک درخواست می کند که به او رأی بدهند و دیگری از بینندگان می خواهد که در نمازشان برای ورود او به مرحله نهایی دعا کنند. به غیر از این مسابقه، دختران و پسران ایرانی ؛ شرکت کنندگانِ همیشه حاضر در مسابقات خوانندگی هستند که توسط تلویزیون های محلی ترکیه و جمهوری آذربایجان به زبان رایج این کشورها برگزار می شود.

همۀ این شرکت کنندگان در این کشور متولّد شده و رشد یافته اند. اینان در مهدکودک هایی تربیت شده اند که یکی از برنامه های آموزشی آنها آموزش مناسک دینی بوده است. مهد کودک هایی که اگر قرار باشد دختران سه سالۀ آن در برنامۀ « پنگول و خاله نرگس» شرکت کنند حتما باید روسری بر سر داشته، گلو و جوراب شلواری شان معلوم نباشد تا برنامه از نظر صدا و سیما قابل پخش شود، در مدارسی تحصیل کرده اند که بدون استثناء یکی از آموزش های اصلی آن اصول و احکام اسلامی بوده است و ضریبِ درس فرهنگ و معارف اسلامی در کنکور 3 است، مدارسی که در بسیاری از آنها دانش آموزان باید به اجبار در نماز جماعت شرکت کنند تا اطمینان حاصل شود که نماز خواندن را خوب یادگرفته اند. آنان با صدا و سیمایی بزرگ شده اند که هیچ اخباری در آن بدون ذکر سلام بر پیامبر و اهل بیت اش خوانده نمی شود و هنگام پخش مسابقات ورزشی جهانی،صحنه های تکراری و آهسته، جایگزین تصویر زنانی می شود که این سازمان معتقد است تصویر آنان با ارزش های اسلامی نمی خواند، اینان در کشوری بزرگ شده اند که در متروی پایتخت اش غرفۀ پاسخ به سوالات شرعی راه اندازی می شود و در شهرهای مذهبی اش برگزاری هیچ کنسرت موسیقی مجاز نیست. کشوری که در کنار درب ورودی ادارات آن بنرهایی نصب شده است که حجاب صحیح را به زنان گوشزد می کنند، و در ورودی تمامی مکان های تجاری تابلوهایی نصب شده است که در خصوص رعایت حجاب تذکر می دهند و رانندگان تاکسی آن با الصاق برچسبی بر شیشۀ ماشین شان می گویند که از ارائه خدمات به افراد بدحجاب معذروند!

به راستی چه می شود که "هر آنچه در ظاهر سخت و استوار به نظر می رسد به آسانی دود می شود و به هوا می رود؟" چه می شود که با وجودِ برنامه ریزی دقیقِ فرهنگی نهادهای دولتی از مهد کودک ها تا دانشگاهها، محصول نهایی متضاد با انتظار آنها می شود؟

ای کاش سیاستگذاران فرهنگی یکبار هم که شده، فقط یکبار بأیستند، به عقب نگاه کنند، فکر کنند و بعد برای ادامۀ راه تصمیمی تازه بگیرند. شاید هم بعد از این نگاه و اندکی تأمل، تصمیم بگیرند که دیگر هیچ تصمیمی نگیرند. هر دوی اینها اقدامی مثبت خواهد بود. حرف های سادۀ این جوانان نشان می دهد که آنان در قلب خود به مقدسات اعتقاد دارند و مشکلی با آن ندارند. مسأله چیز دیگری است. آب مایۀ حیات است ولی اگر همین مایۀ حیات را به کسی بیش از نیاز و ظرفیت اش بخورانید موجب دلزدگی و پس زدن او خواهید شد.

کد خبر 751372

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۰۸:۲۱ - ۱۳۹۶/۱۱/۱۳
    2 0
    و جالب اينجاست كه بيننده تلويزيوني اين برنامه ده ها برابر بيننده هاي صدا و سيماي ميلي هست