آیا دولت دهم به جای اجرای مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام و انتقال پایتخت، راه حل دولت سازندگی را در پیش خواهد گرفت؟

علی پاکزاد: اولین بار در سال ۶۴ مصادف با دویستمین سال پایتختى تهران موضوع انتقال پایتخت مطرح شد ولی به دلیل شرایط جنگی کشور مسکوت ماند تا اینکه در سال 68 یعنی زمانی که کشور تازه از زیر بار جنگ تحمیلی بیرون آمده و دولت هاشمی رفسنجانی با شعار سازندگی سکاندار قوه مجریه شده بود و تلاش می کرد حال و هوای جنگی کشور را در تمامی بخش ها تغییر دهد، این بحث دوباره مطرح شد.و بحث معضلات شهری در پایتخت در فهرست اولویت های دولت قرار گرفت.
مشکلاتی که پیش از آن به دلیل معضلات جنگ تحمیلی مجال پرداختن به آن نبود و مطرح کنندگانش نیز با عتاب و خطاب مواجه می شدند در این دوره اهمیت پیدا کرده بودند و دولتی که علاقه اش را به کارهای بزرگ طی سالهای بعدی فعالیتش اثبات کرد این موضوع را مورد بحث قرارداد.
در آن زمان با توجه به آنکه تلاش می شد تهران به عنوان پایتخت بزرگترین کشور شیعه نشین جهان اسلام به عنوان ام القرای مسلمین جهان شناخته شود، دولت سازندگی وظیفه خود می دانست چهره ناهمگون این شهر از سال 57 تا 68 به دلیل تواتر غیر قابل اجتناب حوادث هیچ اصلاح و عمران جدی به خود ندیده بود باید به سرعت بازسازی می شد ولی آیا امکان این وجود داشت؟
شهر تهران که که از موج مهاجرت های اصلاحات ارضی رژیم پهلوی با توسعه ای ناموزون مواجه بود طی این دهه در اثر نبود ساختارهای نظارتی و قانونی از نظر ابعاد بسیار گسترش پیدا کرده بود ولی بی قاعده بودن این رشد باعث می شد هر نوع تغییر و تحولی در ان با مشکلات و هزینه های فراوانی همراه شود.
به همین دلیل پیشنهاد تغییر پایتخت در آن زمان مورد توجه قرار گرفت کاری که به نظر آسان تر از اصلاح پایتخت قدیمی به نظر می رسید، بنابراین دولت سازندگی درهمان ابتدای کار خود بحث انتقال پایتخت و برآورد هزینه های آنرا به عنوان کی پروژه مطالعاتی تعریف کرد.
برآوردهای اولیه در آن زمان نشان داد هزینه انتقال پایتخت از تهران چیزی حدود 5 هزار میلیارد تومان هزینه خواهد داشت این هزینه در سال 68 معادل 10 برابر بودجه عمومی دولت و 6 برابر بودجه کل کشور بود.
همزمان با اعلام این هزینه سرسام آور دولت تصمیم گرفت بر روی طرح های دیگر کار کند زیرا دولت سازندگی با توجه به هزینه های سنگین باز سازی خرابی های جنگ و محدود بودن درآمدهای ارزی و ریالی دولت نمی توانست از پس تامین هزینه ای تا به این حد سنگین بر بیاید.
گفته می شود در همان زمان غلامحسین کرباسچی به عنوان شهردار جوان و خوشفکر اصفهان توانست با طرحی که برای دولت هزینه چندانی نداشت توجه رئیس وقت دولت را به خود جلب کند.
غلامحسین کرباسچی به جای جابجایی شهر تهران بحث ساماندهی شهر و ایجاد چارچوب های جدید توسعه آنهم بدون تحمیل هزینه به دولت را مطرح کرد، وی با گرفتن مجوز های خاص از دولت برای تعریف عوارض و مالیات های جدید از پایتخت نشینان طرح خود گردانی شهرداری ها را کلید زد و البته بحث خود گردانی بعد از شهرداری تهران مورد توجه دیگر بخش های دولت قرار گرفت بطوری که بعد از مدتی به عنوان یکی از محورها و اصول مدیریت دستگاههای اداری و اجرایی دولت سازندگی درآمد. البته خود کرباسچی نیز به قدری توانست در میان دولت مردان وقت برای خود محبوبیت پیدا کند که به عنوان اولین شهرداری پایتخت امکان حضورش در جلسات دولت فراهم شد روندی که بعد از او تا سال 82 نیز ادامه پیدا کرد.
البته این برنامه با توجه به آنکه جنگ پایان گرفته بود و شهر تهران دیگر در معرض خطر قرارنداشت و یکی از جذاب ترین مناطق سرمایه پذیر کشور بود با موفقیت همراه شد و داغ شدن بازار مسکن نیز به شهردار جوان گمک کرد عواید شهرداری را که در دوران جنگ کفاف خرج و دخل کارکنان محدودش را هم نمی دادتا حدی افزایش دهد که حتی به عنوان یکی از وام دهندگان به دولت مطرح شود.
فروش تراکم، توسعه طرح های عمرانی را ممکن ساخت و به این ترتیب کرباسچی توانست با تکیه براین منابع مالی گسترده طرحها و پروژه های شهری فراموش شده ای مانند اتوبانها، توسعه فضاهای عمومی، بازسازی بافتهای فرسوده و... را بهاجرا دراورد و چهره تهران را طی یک دهه از شهری جنگ زده به شهری مدن تبدیل کند.
البته تبعات این پروژه مانند افزایش شدید قیمت مسکن و دیگر خدمات شهری در تهران برای اقشارمتوسط و آسیب پذیر مشکلات فراوانی را به همراه داشت تا حدی که هنوز هم منتقدین به عملکرد کرباسچی معتقدند مشکلات اقتصادی شهر تهران ناشی از عملکرد کرباسچی بوده است که معاش مردم را قربانی سرعت اجرای طرحهای بلند پروازانه خود کرد.
هرچند بسیاری نیز معتقدند دولت سازندگی با این کار تهران را از یک بن بست بیرون اورده دوباره قابل سکونت کرده است؛ فارغ از تمامی این نقد و تایید ها به هرشکل با اجرای این طرح ها بحث انتقال پایتخت برای بیش از یک دهه به بایگانی سپرده شد و اگرچه گاه گاهی بحثی هم در مورد ان مطرح شده است ولی در عمل این بحث تا سال 86 چندان مودر توجه قرار نگرفت.
اما در سال 86 و همزمان با طرح مجدد این موضوع در دولت و تایید آن در غالب مصوبه توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام دوباره بحث انتقال پایتخت در دستور قرار گرفت.براساس مصوبه مجمع تشخیص مصلحت که انتقال پایتخت باید با شش پیش شرط انجام گیرد:
1- انتخاب مکان های مناسب و استقرار مراکز زیست و فعالیت جهت اقدامات توسعه متوازن و همچنین مراکز حیاتی و حساس متناسب با ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و پدافند غیرعامل.
2- فعالیت های توسعه ای ملی و استانی در مناطق مرزی با اعطای مشوق های اقتصادی و تقویت زیربناها و استقرار مناسب جمعیت و تقویت نیروهای نظامی و انتظامی با توجه به تهدیدات.
3- ساماندهی سطوح خدمات و استقرار جمعیت در کشور با توجه به مدیریت سوانح طبیعی، حوادث، منابع آب و رعایت شرایط زمین شناسی جهت افزایش ضریب ایمنی تاسیسات زیربنایی و حیاتی و ابنیه مراکز جمعیتی و شهرها و روستاها.
4- تقویت همگرایی، یکپارچگی ملی، وحدت و پیوندهای اجتماعی با ارتقا سطح توسعه یافتگی مناطق مختلف کشور و ایجاد قطب ها و کانون های توسعه.
5- انتقال مرکز سیاسی کشور در مکان مناسب جهت بهبود و اصلاح استقرار جمعیت و فعالیت در کشور تا پایان چشم انداز.
6- توسعه متوازن روستاها و شهرهای کوچک و پیشگیری از مهاجرت های بی رویه به مراکز استان ها.
البته این مصوبه با پیش شرط های دیگری از سوی کارشناسان اقتصادی همراه شد مانند جلوگیری از افزایش جمعیت پایتخت از 250 هزار نفرطی 50 سال آینده و موارد دیگر ولی به رغم آنکه در همان زمان که این مصوبه با استقبال دولت همراه شد تا ابتدای سال جاری از سوی دولت برای اجرای این مصوبه هیچ اقدام عملی صورت نگرفت.
اولین عکس العمل دولت به بحث انتقال پایتخت نه در دولت نهم که در دولت دهم و در ابتدای سال 89 صورت گرفت زمانی که رئیس دولت در مصاحبه ای تلویزونی در فرودین ماه بحث انتقال 5 میلیون نفر از تهران را به عنوان راه حل معضلات تهران مطرح کرد و موضوع انتقال دفاتر شرکتهای دولتی که مقر فعالیتشان خارج از تهران است و مدتیبود به فراموشی سپرده شده بود با ضرب الاجلی دوباره جان گرفت.
همچنین بحث انتقال کارکنان دولت به شهرستانها کلید خورد و با افتتاح سایتی به عنوان انتقالی جمع آوری اطلاعات متقاضان خروج از پایتخت آغاز شد که البته در دو ماه اول تنها 1400 نفر از کرکنان دولت در این سایت ثبت نام کردند در حالی که تعدااد کراکنان دولت مستقر در تهران چیزی در حدود 600 هزار نفر برآورد می شوند.
یعنی در حالی که بحث انتقال پایتخت به عنوان مصوبه از سوی مجمع تشخیص مصلحت به دولت ابلاغ شده است به نظر می رسد دولت محمود احمدی نژاد هم با طی کردن مسیر طی شده توسط ودلت سازندگی تلاش دارد به اصلاح پایتخت فعلی قناعت کند و کاری که کرباسچی کلید زد ولی نتوانست کامل کند را دولت دهم تکمیل کند و آنهم اصلاح ساختار جمعیتی پایتخت.
معروف است از کرباسچی انتقاد کردند کارهای عمرانی شما هزینه زندگی در پایتخت را بالا می برد، وی در جواب گفت پایتخت نشینی نباید برای هرکسی با هردرآمدی ممکن باشد!
البته شاید اگر برآوردهای سال 68 را درست بدانیم بر مبنای میزان بودجه عمومی دولت انتقال پایتخت امروز چیزی حدود 1200هزار میلیارد تومان هزینه در برداشته باشد و با توجه به این هزینه منطقی است که دولت دهم هم مسیر دولت سازندگی را دنبال کند.

کد خبر 75859

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • محکامه IR ۰۷:۰۹ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    دولت برای کوچک سازی باید عزم خود را جذب نماید و موضع خود را مشخص.در اوج بحران تعدیل نیرو در وزارتخانه ها ،در یکی از وزارتخانه ها دویست و اندی نیرو را اخیرا وارد نموده اند و بدون اینکه آنها کمترین تجربه ای از اداری بودن داشته باشند آنها را جایگزین نیروهای باتجربه 7و 8 سال نموده اند.چگونه انتظار دارند که با این عملکردها مردم باورشان شود که دولت قصد خیر دارد و همکاری نمایند.