۰ نفر
۱۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۶:۳۷

شریعتی حرف های ضدرژیم نمی زد و حرف های او عقیدتی بود، تا سیاسی.

او اسلام را راحت باز می کرد یا اسطوره را می شناساند و تحلیل می کرد و این زبان شریعتی بود. به رژیم کاری نداشت و این خود دانشجویان بودند که تشخیص می دادند. شعرا و نویسندگان ما در آن زمان این زبان را بلد بودند حتی صادق چوبک که در شرکت نفت کار می کرد و در نوشته هایش نمی توانست طنز ضدحکومتی ننویسد، شرکت نفت آن را چاپ می کرد و صدایش را در نمی آورد.

شریعتی یک ایدئولوگ بود. 30 سال از مرگ او گذشته است و در این مدت بلوک شرق فروپاشید. سرمایه داری بیشتر از آن. او اگر زنده بود قطعاً رویکردی متناسب با اوضاع و احوال اکنون داشت.

 اگر در حال حاضر دکتر شریعتی به نوعی حضور داشت چون فضای حال را تجربه کرده بود او نیز رشدیافته تر از گذشته بود، همین طور که ما به شکل گیری حال حاضر کشورهای شرق و غرب واقفیم و امکانات اکنون را می شناسیم. او نیز همین علم را می داشت و آگاهی بخشی او بر همین اساس بود. اما یک چیز مسلم است. او اگر می بود مصمئناً استاد انقلابی می شد که آن را به شکل هایی که بتواند خود را حفظ کند، ترویج می کرد. یعنی شعور انقلابی را مهمتر از خود انقلاب برای مردم می دانست.

شریعتی در اولین حرف هایش در اولین جلسات درسش گفت که من اطمینان دارم عمر درازی نخواهم داشت. او 7 سال از من بزرگ تر بود و در سن 44 سالگی فوت کرد. بنابراین فرصتی نداشت. او اصلاً وقتی نداشت که برای شخصی مثل حکیمی و دیگران درخصوص اثبات حرف هایش سند و مدرک تهیه کند. وقتی از او برای اثبات حرف هایش مدرک می خواستند او برمی آشفت و می گفت مثل اینکه عمر شما دراز است ولی من فرصت این کارها را ندارم و... شریعتی یک جامعه شناس است وقتی که لازم است فیلسوف است وقتی ضرورت ایجاب می کند روانشناس و... ولی در یک سخنرانی ممکن است هر سه را داشته باشد. او وقتی در سپاه دانش تدریس می کرد در مورد منحنی تعلیم و تربیت سخن می گفت و او اینچنین بود.

   

کد مطلب 81312

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 14 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علي IR ۰۳:۴۴ - ۱۳۸۹/۰۵/۲۱
    2 0
    خدا آن بزرگمرد را بيامرزد