گاهی خودم دلم به درد می آید از دیدن اینکه ما از کجا به کجا رسیدیم.
تصویرگری کتاب در حدود قرن دهم هجری قمری ،یعنی در دوره های تیموری و صفوی در اوج بوده و در دنیا حرفی برای گفتن داشته است. این جابجایی و این نزول تدریجی مسئله ای است که ما باید به آن نگاه کلی داشته باشیم والا اگر بگوییم که در این مرحله این طوری بوده و در مراحل بعد طور دیگری بوده است شاید نتیجه گیری درستی نکرده باشیم.
این مطلب باید منعکس بشود که "تصویرگری کتاب "برای ما ایرانی ها مسئله بسیار مهمی بوده است؛ مهم تر از هر جایی و هر کسی و هر ملتی و هر قومی. علت آن هم واضح و آشکار است. هیچ قومی و هیچ ملتی در جهان نبوده که پیغمبر نقاش داشته باشد. "مانی" صاحب دیدگاه و دینی شده و معروف شد به این که تصاویر زیبا و دلفریب کتاب دینی اش، ارژنگ را خودش نقاشی کرده و توانسته مردم را به سوی خودش جلب کند، به حیرت بیندازد و در حقیقت "نقاشی" معجزه او باشد.
ما چنین سابقه و چنین پیشینه ای را داریم؛ پیشینه ای که در هیچ جای دیگر حتی به صورت اسطوره -که این هم به هر حال بخشی از اسطوره است- وجود نداشت. وقتی که درباره مانی و ارژنگ صحبت می کنیم ،مسئله به این شکل مطرح می شود که صفحات کتابش مصور بوده و صحنه هایی را که او در متن ادبی آورده بود باید به تصویر موجه می کرد و به این ترتیب مجموعه ای به وجود آمده بود که مجموعه جذاب و دلپذیری بوده است.
واقعا هم قبل از دوره مانی یعنی در اوایل دوره ساسانیان ،در قرن سوم میلادی ،در جایی دیگر هم ما کتاب مصور چندانی نمی بینیم. یعنی رومی ها و قبل از آن یونانی ها در این دوره ها کتاب مصور به این صورت که معروف شده باشد نداشتند.اگر افسانه مانی یک بخش اسطوره ای است و ما هیچ ورقی از کتاب ارژنگ را نداریم، اما اطلاعات زیادی داریم که بعدها چطور کتاب ها را مصور می کردند. در بعضی از متون اولیه اسلامی اشاره هایی شده است به کتابی مصور که در اواخر دوره ساسانیان ،یعنی در قرن ششم میلادی تهیه شده بود و این ورق ها در حقیقت صورت پادشاهان ساسانی با لباس شان بوده و در نوشته توضیح می دهد که هر ورق با رنگ های مختلف کار شده بود . لباس هر پادشاه رنگ های خاص خودش را داشته و با آب طلا و با آب نقره هم رنگ آمیزی شده بود. به طور قطع و یقین اولین نسخه های مصور کتاب را در دوره ساسانیان داشته ایم.
با آمدن اسلام ،یک دوره چالشی شروع می شود میان اینکه آیا تصویر باید باشد یا تصویر نباید باشد. این بحث و درگیری به نحو دیگری حل می شود. مهمترین کتاب مسلمین یعنی قرآن تذهیب می شود -تصویر نمی شود-در صورتی که در همان دوره سایر کتاب های مقدس مصور شده اند. انجیل هایی وجود دارد که با تصاویر صحنه های مقدس مذهبی همراه است.
وقتی صحبت از هنر دوره اسلامی می کنیم، این نکته باید در خاطرمان باشد که بیشتر آن، کار هنرمندان ایرانی است . این هنرمندان سنت نقاشی دوره ساسانی را با خود داشتند و می دانیم که این سنت بسیار بسیار عظیم بوده است. چه به صورت آثاری که در حجاری ها مشاهده می شود و چه به صورت شواهدی که در بافته های ابریشمی پارچه های رنگی می بینیم.
هنرمندانی می آیند و بر اساس این سنت هنر تذهیب را رواج می دهند. کلام خداوند را در سر سوره های قرآن تذهیب می کنند. دایره هایی در کنار خط آیات می گذارند و بخش هایی را با رنگ هایی دلفریب و عمدتا با طلا و رنگ هایی که بعدا افزون می شود؛ آبی، سبز، زرد، لاجوردی و رنگ های دیگر می آرایند. هر ورق قرآن را تبدیل به یک اثر تجسمی فوق العاده زیبا می کنند . این سنت ،سنتی است که ادامه پیدا می کند و در طول قرن ها بالنده تر می شود. در آغاز ،فقط تکه هایی از سرسوره ها تذهیب می شود، بعدا می بینیم در فاصله 400 سال، یعنی در دوره سلجوقی ها، این تزیین گسترش پیدا می کند و تمام دو صفحه اول قرآن ،سراسر غرق در طلا و غرق در رنگ های دلپذیر می شود که قطعا در میان همه هنرهای ملل دیگر، جایگاه عمده ای به شعور و شناخت رنگ هنرمندان بزرگ ایرانی می دهد.
اما تصویرگری ای که تا به امروز در خدمت قرآن درآمده و باقی مانده به صورت تذهیب است که عمدتا تصویر گل ها و بوته ها و نقش های مختلفی است که در هم تنیده می شوند. اما این ساقه های باریک ، این گل های درخشان و این شکل های دلپذیر به اینجا ختم نمی شوند. هنرمندان آرام آرام در عرصه های دیگری شروع به تصویرگری می کنند، این عرصه در دو وهله و در دو زمینه کتاب های علمی و فنی صورت می گیرد.
تصویرگری برای کتاب های علمی ضروری است . کتاب های گیاهان دارویی باید با تصاویر همراه باشند که این تصاویر،نشانه هایی باشند درباره اینکه نویسنده در چه موردی صحبت می کند. در این دوره کتاب های علوم پزشکی تصویرگری شد. بعدها کتاب های فنی (کتاب های مکانیک) هم تصویرگری شدند. البته این کتاب ها تصویرگری های خاص خودشان را دارند. این امر بهانه ای شد که هنرمندان نقاش ایرانی کتاب های پزشکی، نجوم و فنی را تصویرگری کنند و کار عمده خودشان را شکل دهند.
کاری که آرام آرام از حد و اندازه معمولی که کتاب لازم دارد فراتر رود و تبدیل به زمینه بسیار وسیع تر و گسترده تری شود. مثلا در کتاب های پزشکی اگر قرار است نشان بدهند که بیماری دارد به وسیله طبیبی معاینه می شود .نقاش صرفا به این اکتفا نمی کند که به این امر سندیت محض بدهد و تصویر یک طبیب و یک بیمار را بکشد، بلکه اطرافیان اینها را هم می کشد دیوار،سقف و آدم های دیگر را هم تصویر می کند. همان طوری که بعدها در کتاب هایی که در دوره های دیگر تصویرگری می شود یک هنرمند نقاش یا تصویرگر به این اکتفا نمی کند که فقط و فقط موضوع اصلی را تصویر کند بلکه به بهانه موضوع اصلی ،تصویری کلی از همه جهان ترسیم می کند و سهم و دین و وظیفه خودش را به این ترتیب ادا می کند.
قدیمی ترین نسخه های کتاب علمی به وجود آمده اکنون در دست است. قدمت آن به قرن ششم هجری قمری می رسد و این نمونه ها در مکتب معروف به "مکتب بغداد" کار می شده؛ چون در آن زمان هنوز بغداد مرکز خلافت بود و هنرمندان بزرگ عمدتا از جانب ایران به آنجا رو می آوردند و جمع می شوند و آثار هنری خودشان را در سبک و شیوه خود به وجود می آورند. با از میان رفتن خلافت عباسی وقتی که هلاکوی مغول بغداد را تصرف می کند، در سال 656 هجری قمری ،خلافت عباسی منقرض شده و آن مرکزیت هم از بین می رود. به این ترتیب هر شهری برای خودش مکتب خودش را پیدا می کند. هنرمندان خودش را پیدا می کند و هر مرکزی هنرمندانی را به وجود می آورد که آنها هم هنرمندان دیگرتر را تربیت می کنند.
بخش دیگری از هنر تصویرگری که از همین دوره آغاز می شود و عمدتا بعد از سقوط بغداد و استقلال پیداکردن شهرها و مراکز مهم در فلات ایران و بین النهرین است، در کتاب های ادبی یا کتاب های تاریخی دیده می شود. این کتاب ها یا دیوان اشعار هستند یا کتاب هایی که در موضوعات مختلف متنوع ادبی نوشته شده بودند.
آرام آرام از قرن هفتم هجری نقاشی ایرانی یعنی آن چیزی که ما به اسم مینیاتور می شناسیم در شکل اصلی و اساسی خودش اهراز می کند و زمینه خودش را در مصادر مختلف ادبی جستجو و پیدا می کند. هنرمندان شروع می کنند به تصویرگری دیوان شعرای بزرگ که مهم ترین آن طبیعتا شاهنامه است. شاهنامه اثر ادبی و حماسی شاعر بزرگ ایران ،فردوسی طوسی 200 سال بعد از این که نوشته می شود، به تصویر کشیده می شود. حالا برای ما قابل درک است که چرا این تصویرگری به این صورت از شاهنامه شروع می شود.
شاهنامه درباره دورانی صحبت می کند که اثری از آن دوران در دست نیست. دوران اساطیری شاهنامه به بخش غیر مستند تاریخ اختصاص دارد. شاهنامه فقط در اواخرش درباره ساسانیان صحبت می کند که هم حجم کمتری نسبت به دوران اساطیری دارد و هم اهمیت ادبی کمتری دارد. شاهنامه در حقیقت یادآور و بازگو کننده دردها، خاطره ها و به یاد آورنده عظمتی فوق العاده است. نگران این است که نکند ملت ما یادشان برود که کی بودند و از کجا آمدند. بنابراین تصویر لازم است تا این شکلی که گم شده، یعنی تاریخی که گم شده، به وسیله تصویر حبس، ثبت و گرفته بشود و این تصویر باقی بماند. تصویری که شما هر بار می توانید به آن رجوع کنید.






نظر شما