۰ نفر
۱۴ مهر ۱۳۸۹ - ۰۳:۴۸

علی مطهری

فتوای اخیر رهبر انقلاب درباره حرام بودن اهانت به همسران پیامبر(ص) فتوایی در جهت وحدت اسلامی و حاکی از شناخت درست شرایط زمان ازسوی ایشان است.

 از نظر میزان تاثیر در دنیای اسلام باید گفت این اظهار نظر شباهت بسیاری به فتوای شیخ شلتوت درباره به رسمیت شناختن  شیعه به عنوان یکی از مذاهب اسلامی دارد. می توان گفت این فتوا در واقع یک اقدام عملی درباره وحدت شیعه و سنی بود بود و ما از مرحله حرف گذشتیم و نشان دادیم وحدت برای جمهوری اسلامی تنها موضوعی زبانی نیست.

نکته دوم این است که این فتوا اقدامی علیه افراطی گری برخی بود که فکر می کنند برای تقویت شیعه باید برخی شخصیت های صدر اسلام و صحابه پیامبر را - که مورد احترام اهل سنت هستند- موردهجوم قرار داد. ما هم در مقابل از مفتی های روشن بین  اهل سنت انتظار داریم با صدور فتوایی جلوی برخی اقداماتی که وهابیت علیه شیعه صورت می دهند بگیرند تا موجب تقریب بیشتر میان مذاهب اسلامی شود.

شهید مطهری بحثی مستقل تحت عنوان «وحدت اسلامی» دارند که بسیار خوب آن را تبین کردند. ایشان اشاره می کنند که  منظور ما از وحدت این نیست که مذاهب اسلامی  اصول خود را کنار بگذارند و همه به یکی از این مذاهب بپیوندند یا اینکه وجه  مشترک همه این مذاهب منبعی باشد تا همه به آن امر مشترک ایمان بیاورند و در واقع یک مذهب جدید درست شود. ایشان معتقدند مقصود ما از وحدت اسلامی آن است که  هر کدام از فرق اسلامی ضمن اینکه به مذهب خود  اعتقاد دارند در مقابل دشمن مشترک یک جبهه واحد تشکیل دهند.

البته  تشکیل جبهه واحد در مقابل دشمن مشترک هیچ منافاتی با بحث و گفت و گوی علمی و مناظره ندارد ما می توانیم در عین اینکه یک پیکر واحد را در مقابل دشمنان اسلام به وجود بیاوریم در عین حال درباره اصول مذاهب خودمان هم گفت و گو کنیم و هر فرقه دیگران را به اصول خود فرا بخواند.

بنابراین تمسک به مشترکات می تواند موجب وحدت میان همه مذاهب اسلامی شود. امروز هم به جای اینکه بیشتر بخواهیم مذهب شیعه را  به دنیا معرفی کنیم باید به دنبال معرفی اسلام به دنیا بود. چون معتقدیم اسلام واقعی شیعه است. بنابراین وقتی درباره اسلام تبلیغ شود در واقع شیعه معرفی شده است و دیگر نیاز نیست دائما از شیعه و سنی سخن گفت.

هر دو طرف باید سخن از اسلام بگویند و کمتر اشاره به تشیع و تسنن داشته باشند. منتها هر کدام از ما می گویم اسلام واقعی مذهب ما است، این طبیعی است ولی معرفی شیعه یا یکی از مذاهب اهل تسنن به دنیا نباید تبدیل به فرقه گرایی شود.

ما می خواهیم اصول فکری خود را بیان کنیم و در ضمن هم اعلام کنیم مقدار زیادی مشترکات با فرق اسلامی داریم. شیعه در توحید و نبوت هیچ اختلافی با اهل سنت ندارد، در مساله عدل و معاد مشترکات زیادی دارد. فقط در بحث امامت و بحث خلیفه بلافصل بعد از پیامبر(ص) است که ما معتقدیم این امر«منصوص» بوده و به وسیله خداوند تعیین شده است.

در مقابل اهل سنت معتقدند خلیفه از طرف مردم انتخاب شده است. سالها از این واقعه گذشته است. می توان از نظرگاه تاریخی درباره آن سخن گفت ولی تاثیری در زندگی امروز ما ندارد. شیعیان و اهل سنت اگر دقت کنند متوجه این موضوع می شوند که اختلاف جدی بین آنان وجود ندارد.

اگر خوب دقت کنیم می بینیم اهل سنت معتقدند امامت بحث «رهبری اجتماع و حکومت و اداره جامعه است.» آنها معتقدند که حاکم بعد از پیغمبر اسلام  همان کسی است که انتخاب شد اما ما به عنوان شیعیان معتقدیم امام علاوه بر اینکه رهبری سیاسی است مرجع بیان دین و حجت خدا بر روی زمین است. بنابراین ولایت معنوی دارد و معصوم است و قاعدتا چنین فردی نمی تواند از طرف مردم انتخاب شود و باید تعیین شده از سوی خداوند باشد.

اهل سنت هم اگر  امام را مرجع بیان دین و دارای ولایت معنوی بدانند قاعدتا آنها هم تایید خواهند کرد که انتخاب چنین شخصی از طرف مردم مقدور نیست. چون آگاهی مرم نسبت به این قضیه وجود ندارد. مقصودم از  طرح این بحث عقیدتی بیان این نکته بود که اگر دقت کنیم متوجه خواهیم شد شیعیان و اهل سنت در «معنای» امامت اختلاف دارند اما در اصول دین و مذهب در اکثر موارد اختلافی با هم ندارند و باید توجه به دشمنان مشترک داشته باشیم و جبهه واحد در مقابل آنها تشکیل دهیم.

همانطور که حضرت امام خمینی(ره)، شهید مطهری و قبل از آنها آیت الله  بروجردی روی مساله وحدت اسلامی تاکید زیادی داشتند. فتوای اخیر رهبر انقلاب هم نشان می دهد توجه ویژه ای به مساله وحدت اسلامی دارند و این فتوا هم نشانه روشن بینی ایشان است.

 عضو کمیسیون فرهنگی مجلس

کد خبر 97947

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =