تیتر سه وبلاگ‌ها

  • جام ملت‌های آسیا کشک شد!

    بیچاره ژاپن، وای به حال عربستان و عراق

    جام ملت‌های آسیا کشک شد!

    ما چقدر برای رسیدن به ۴۲ سال آرزوی تحقق نیافته قهرمانی در جام ملت‌ها زحمت کشیده و برنامه‌ریزی کرده ایم که امروز برای قرار گرفتن کاپ این بازی‌ها در کلکسیون افتخارات فوتبال ایران حکم قطعی صادر می‌کنیم؟ یعنی جام ملت‌های آسیا این قدر کشک و بی‌مقدار است که ۴۲ سال برای رسیدن به آن حسرت کشیده‌ایم؟

  • تنهایی ناراحت‌کننده عادل فردوسی‌پور در تلویزیون

    خاطره‌های صداوسیما، یکی یکی می‌روند

    تنهایی ناراحت‌کننده عادل فردوسی‌پور در تلویزیون

    آن‌چه در محتوای این نوشته جاری است، تنها یادی است از آدم های خاطره‌انگیز تلویزیون در دهه ما که متاسفانه یا دیگر در تلویزیون حضور ندارند، یا مثل آقای شفیع خیلی زود از دنیا می‌روند. صداهای آشنایی که هر کدامشان هزاران خاطره خوش هستند.

  • دعوت دوباره از کی‌روش به رینگ خونین!

    دعوت دوباره از کی‌روش به رینگ خونین!

    ایرادها به فهرست تیم ملی که طبعا هرگز باب سلیقه همه نیست به طرز عجیبی بیشتر شده، تا جایی که گاهی وقت‌ها از خود سوال می‌کنیم چه لذت و سودی در ناکامی تیم ملی کشور است که بعضی‌ها شیفته رخ دادن این اتفاق هستند؟

  • مرد اول فوتبال آسیا چه کسی است؟

    مرد اول فوتبال آسیا چه کسی است؟

    برای دایی هزاران افسوس باید خورد که او یک مربی در لیگ ایران است؛ دایی ظرفیت های بسیار بیشتری از نظر شهرت و اعتبار دارد که می تواند برای فوتبال آسیا یک وزنه اساسی باشد.

  • کم‌لطفی به علی دایی در فضای مجازی

    امروز برای دقایقی، یاسر القحطانی در نظرسنجی سایت کنفدراسون فوتبال آسیا از علی دایی که پیشتاز مسلم این رقابت بود سبقت گرفت، اما سوال این است یک مهاجم سعودی که نیمی از اعتبار دایی را در فوتبال آسیا ندارد (درباره فوتبال جهان صحبت نمی‌کنیم که قحطانی خواب رکورد جهانی دایی را هم نمی‌تواند ببیند) چگونه این همه رأی می‌آورد؟

  • حضور جنجالی کی‌روش در دربی تهران

    این غایت آرزوی فوتبالی است که تصور می کند ۸ سال پس از مبارزه بر سر دیدن بازی های لیگ، می تواند همچنان این جدال بی حاصل و گاهی اوقات خصمانه را ادامه بدهد. در حالی که ما اصلا تکلیفمان با خودمان روشن نیست و فقط اصرار می کنیم کی روش بیننده دربی باشد!

  • چرا علی کریمی، علی کریمی است؟

    وقتی کریمی می‌آید، بازیکنانی که احساس سرخوردگی و تحقیر در آن‌ها موج می زد، غرور از دست رفته خود را پیدا می‌کنند و این گونه است سپیدرود که در آستانه فروپاشی بود دوباره از خواب بیدار می‌شود.