کتاب «مردگان باغ سبز» توقیف شد.

ظاهراً به این دلیل که رمان تاریخی محمدرضا بایرامی شباهت‌های زیادی با روزگار ما دارد. احتمالا مدافعان بایرامی زیربار این اتهام نخواهند رفت و شواهد و مدارک و دلایل زیادی خواهند آورد مبنی بر اینکه نویسنده مورد علاقه‌شان از اتهامات وارده مبراست و وقایع مندرج در کتاب صرفاً روایت یک دوره تاریخی است و هیچ ربطی به انتخابات سال 88 و وقایع پس از آن ندارد. من اما می‌خواهم با قبول همه آن اتهامات از بایرامی و کتابش دفاع کنم.

یعنی بنا را کاملا بر این می‌گذارم که بایرامی آگاهانه دوره‌ای از تاریخ را برای ما روایت کرده که شباهت‌های زیادی با روزگار ما دارد. اسم رمان را هم عامداً گذاشته «مردگان باغ سبز». خب که چه؟ اگر بایرامی اسم رمانش را می‌گذاشت «به هلاکت رسیدگان جهنم سبز» و آن وقت آن دوره از تاریخ را هم به دلخواه حضرات مهرورز روایت می‌کرد بازهم کتابش را توقیف می‌کردند؟ این حرف‌ها به معنای دفاع از یک جناح و یا گرایش خاص سیاسی نیست.

در چشم من و نسل من همه گروه‌ها و جناح‌های سیاسی از یک سنخند اما این به معنای بی‌تفاوت بودن در مقابل حوادث عظیم و تعیین‌کننده نیست. بایرامی نویسنده است و قرار نیست نوع نگاهش را با مدیران فرهنگی تنظیم کند. چطور وقتی بایرامی راوی فصلی از فداکاری‌های مردم این سرزمین در هشت سال دفاع مقدس است او را حلوا حلوا می‌کنیم و روی سرمان می‌چرخانیم اما وقتی لحن و نگاه او را به مقطعی از تاریخ نمی‌پسندیم به بی‌رحمانه‌ترین شکل با او برخورد می‌کنیم؟

از سال گذشته تا به امروز ده‌ها کتاب درباره انتخابات سال 88 به چاپ رسیده. آن هم کاملا منطبق با سیاست‌های مدیران مهرورز. خب بگذارید یک کتاب هم خلاف سلیقه بی‌عیب و نقص شما منتشر شود. چه می‌شود؟ تازه بایرامی به شیوه اهل سیاست کتاب ننوشته. به کسی که تهمت نزده. توهین نکرده. رمان نوشته. می‌دانید فرق یک اثر ادبی با یک بیانیه سیاسی چیست؟

می‌دانید عکس‌العمل شما درباره کتاب بایرامی دقیقا شبیه برخورد یک مقام قضایی با یک فعال سیاسی برانداز است؟ استاد علی معلم دامغانی در نکوهش اظهارات سیاسی اخیر استاد شجریان نوشته بود: اگر ایشان به جای آن نظر یک قطعه آواز با همان مضمون اجرا می‌کرد کسی معترض ایشان نمی‌شد (نقل به مضمون).

این سخن یعنی ساحت هنر و ساحت سیاست را از یکدیگر جدا ساختن. یعنی اینکه بین سطل آشغال آتش زدن و رمان نوشتن فرق‌هایی هم وجود دارد. اما ظاهراً این موضوع به ظاهر ساده را بسیاری از مدیران فرهنگی ما متوجه نمی‌شوند. توقیف «مردگان باغ سبز» در کارنامه مدیران فرهنگی دولت دهم ثبت خواهد شد و بی‌گمان هیچ‌کس بابت چنین شاهکاری به عاملان آن تبریک نخواهد گفت.

اگر چنین عملی منجر به حذف و نابودی «مردگان باغ سبز» می‌شد اقدام مدیران فرهنگی چندان هم قابل سرزنش نبود اما در همین چند روز که شایعه توقیف اثر خواندنی محمدرضا بایرامی شنیده شده است به طرز چشم‌گیری بر مخاطبان این کتاب افزوده شده است تا بار دیگر سخن حضرت مولانا مصداق بیاید که: «از قضا سرکنگبین صفرا فزود»!

کد مطلب 100055

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۹:۳۴ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۱
    0 0
    بنازم به آزادی و دموکراسی‌ای که در این مملکت جریان دارد!
  • بدون نام IR ۱۹:۴۲ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۱
    0 0
    اسم رمانش را چی میذاشت راضی میشدید؟ نفرینشدگان باغ سبز؟! مردگان باغ قرمز؟!
  • sheda IR ۲۱:۴۵ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۲
    0 0
    با سلام لطفا بگویید چطور میتونیم این کتاب رو تهیه کنیم