با «جباری زیر طاقی» از نازی‌آباد تا پرسپولیس

رضا جباری مهاجم سال‌های نه چندان دور پرسپولیس مهمان ما در کافه خبر بود.او هنوز هم وقتی یاد جدایی از این تیم می افتد ناخودآگاه اشک می‌ریزد.

مرتضی رضایی - زاوش محمدی: بغض کرده بود.آب دهانش را قورت داد تا شاید اتفاقی بیفتد اما نشد و بغض اش ترکید.شوخی نبود،وقتی اسم پرسپولیس و جدایی از این تیم آمد انگار یک تکه از بدنش را جایی جا گذاشته باشد.جایی نزدیک به ۱۵ سال قبل.همان روزهایی که پرسپولیس در کارگران تمرین می کرد و نیمکت ورزشگاه آزادی هنوز فلزی بود.جایی که وسط هفته هم ورزشگاه جای سوزن انداختن نبود و ترافیک را که اصلا حرفش را نمیشه زد.جایی که جباری با "زیرطاقی"هایش معروف بود و جایی که....حالا اما از آن همه هیاهو بغضی مانده که هر بار یادش می افتد می ترکد.رضا جباری در کافه خبر برای عشقی اشک ریخت که هنوز هم داغش در سینه وجود دارد.او حرف هایی را به زبان آورد که شاید سال ها به زبان نیاورده بود.رضا می گفت:«کاش زمان به عقب بر می گشت تا او بتواند دوباره برای پرسپولیس بازی کند.»

این روزها چه کار میکنی و کجا مشغولی؟ در این بازی های پیشکسوتان شرکت می کنی؟
این روزها در تیم نوجوانان پرسپولیس کار میکنم که زیر نظر خود باشگاه است.

تو بچه نازی آباد هستی؟ چرا یک باشگاه در آن جا راه نمی اندازی؟ از آنجا بازیکنان بسیاری تولید می شوند.
چگونه من راه بیندازم؟ باید یک دلسوز هم همراهی کند.از آن زمین استقلال جنوب و سایر زمین های آنجا بازیکنان زیادی به فوتبال ایران معرفی شدند مثل امیر قلعه نویی.اما الان به جای آن زمین ها مرکز تجاری ساخته اند.تا دلتان بخواهد آنجا فضا و زمین هست اما استفاده نمیشود.من الان علاوه بر فوتبال در کار ساختمان هم هستم و زندگی را میگذرانم.ما در زمان فوتبالمان نه رفیق بازی داشتیم نه تفریحات و نه هیچی. الان بازیکنان ۱۰ برابر ما قرارداد می بندند.اگر من تا ۳۶-۳۷ سالگی بازی میکردم الان تریلیاردر بودم.بازیکنانی بودند که بعد دوران بازی شان مشکل درآمدی داشتند اما الان اینگونه نیست.آن هایی که دنبال فوتبال هستند به پول فکر نمیکنند اما بعضی ها هم هستند که در به در به دنبال تیم هستند چون به فکر پول هستند. من اما اینگونه نیستم و نمیتوانم سر خم کنم و تن به هر کاری بدهم تا مثلا بتوانم به یک قراردادی برسم.

قبول داری که شبیه محسن بیاتی نیا هستی؟
محسن شبیه من هست البته. یک بار در یکی از همین بازی های پیشکسوتان در ورزشگاه دستگردی که پخش زنده هم بود،گزارشگر بازی ۹۰ دقیقه میگفت محسن بیاتی نیا عجب فوتبالی بازی میکند! در حالیکه من در زمین بودم.

خب برسیم به زمانی که رضا جباری آمد به پرسپولیس. چه شد که پرسپولیس را انتخاب کردی؟
من وقتی توی لیگ پدیده شدم،به تیم ملی هم دعوت شدم که البته زیاد بازی نکردم. آن سال،سال خوبی برای من بود و انتخاب هایم هم انتخاب درستی بود.فامیل های ما پرسپولیسی تیر بودند و آنها به من میگفتند که تو برو تمرین پرسپولیس تست بده علی پروین حتما میفهمد که تو فوتبالیستی و تو را انتخاب می کند.من اما گفتم چنین اخلاقی ندارم که برم تست بدهم. من در بهمن بازی میکردم و به تیم ملی امید هم رسیده بودم و در حد خودم نمیدیدم که بروم تست بدهم.اما به من میگفتند که برو و زیر نظر علی پروین تست بده. من بازهم زیر بار نرفتم و گفتم کاری میکنم که این ها بخاطر فوتبال من دنبالم بیایند.خدا خواست و آن سال درخشیدیم. بعد از آن بود که پیشنهادات برای من از استقلال و بقیه تیم ها آمد. اما قبل از همه علی پروین از طریق یک آشنایی به من پیام داد که بیا دفتر ما تا صحبت کنیم.من رفتم دفتر علی آقا.تنها هم بودیم و باهم صحبت کردیم. بر خلاف آن چیزی که میگفتند علی پروین کسی را تحویل نمیگیرد،به محض اینکه من وارد دفتر شدم به پایم بلند شد و کلی من را تحویل گرفت. همین رفتار و جذبه علی پروین من را گرفت. یک مقدار در مورد تیم و بازیکنان تیم صحبت کردیم.بالاخره همه دوست دارند در یکی از دو تیم استقلال یا پرسپولیس بازی کنند اما من هدف از اول بازی برای پرسپولیس بود. واقعیت این است که بازیکن به فکر منافعش است. من در نهایت به ۴ گزینه پاس و پرسپولیس و استقلال و ذوب آهن رسیده بودم. ذوب آهن هم پیشنهاد وحشتناکی ارائه داده بود.من در همان نیم ساعتی که با علی پروین صحبت کردم کار تمام شد و با علی آقا دست دادم.سال ۷۹ از استقلال هم پیشنهاد داشتم.آقای فتح الله زاده از طریق یکی از دوستانم پیشنهاد داده بود که بیا ۳۰ میلیون قرارداد ببند و همه را اول بگیر.در حالیکه پیشنهاد پرسپولیس ۱۰ میلیون بود اما بخاطر دستی که با علی آقا داده بودم پای حرفم ماندم.واقعیت این است که در آن سال ها بین ۳۰ میلیون و ۱۰ میلیون خیلی فرق بود اما من به تعهدی که داده بودم وفادار ماندم.

مهدی هاشمی نسب هم در همان سال ها با ۱۰۰ میلیون از پرسپولیس به استقلال رفت.
من که در آن مقطع رقم قرارداد مهدی را نمی دانستم اما بعدا فهمیدم مهدی برای سه سال از استقلال ۱۰۰ میلیون تومان گرفت.یعنی سالی حدودا ۳۳-۳۴ میلیون.حالا استقلال برای یک سال به من چقدر پیشنهاد داده بود؟ سی میلیون. آقای فتح الله زاده از طریق همان دوستم گفت بیا و به پول رضایت کاری نداشته باش. سی میلیون بگیر و امضا کن.

وقتی فهمیدی مهدی هاشمی نسب برای سه سال قرارداد چنین پولی گرفته چه حسی داشتی؟
برایش خوشحال بودم چون مهدی واقعا پول نیاز داشت. با آن پول خانه اش را خرید و برای خودش کاسبی راه انداخت.مهدی هم می خواست که در پرسپولیس بماند اما خب او را نخواستند. ضمن اینکه پرسپولیس چنین پولی هیچوقت به هیچ بازیکنی نمی داد.

رضا اگر الان بازی می کردی چقدر می ارزیدی؟
من نمیتوانم این را بگویم اما هوادارانی که برایم کامنت میذارند می گویند اگر الان بازی میکردی میلیاردی پول می گرفتی.آن موقع ما سقف قرارداد پرسپولیس را میپگرفتیم. اگر مثلا علی پروین می گفت سقف قرارداد تیم ۲۰ تومان است و ما به تو ۱۰ تومان میدهیم،راست میگفت و دروغ توی کارش نبود. اما آن سالی که بگوویچ و غمخوار آمدند، به دروغ به ما گفتند که سقف قرارداد ۳۰ میلیون است و ما به شما همین ۳۰ میلیون را میدهیم. در همان فصل پاس،ذوب آهن و تراکتور از ۸۰ تا ۱۲۰ میلیون به من میدادند.مثلا پیکان به من ۸۵ میلیون پیشنهاد داد اما من گفتم ۱۲۰ میلیون و در نهایت هم در پرسپولیس ماندم. اصلا هم از این انتخابم پشیمان نیستم.

در آن پنج فصلی که در پرسپولیس بودی چه اتفاقاتی می افتاد که تیم خوب بازی میکرد،موقعیت گل فراوان داشت اما نتیجه نمیگرفت؟
از آن روز که وارد پرسپولیس شدم این مشکلات بود تا روزی که خارج شدم.مشکل مالی،مشکل زمین،مشکل مدیریت. ما هر سه ماه مدیر عوض میکردیم. آن سالی که قهرمان لیگ شدیم مدیر نداشتیم و علی پروین خودش مدیرعامل تیم بود. ما آن سال با ۴۰۰ میلیون پول ترانسفر مهدی مهدوی کیا قهرمان شدیم.ما یک روز خوش و آرام در پرسپولیس ندیدیم. بخاطر مشکلات زیادی که وجود داشت، من و بسیاری از بچه ها نمیتوانستیم تمام توانایی خود را بروز دهیم چون تمرکز لازم را نداشتیم.ضمن اینکه زمین های آن زمان هم افتضاح بود و این خیلی روی بازی بازیکنان فانتزی و تکنیکی تاثیر منفی میگذاشت. در آن پنج سال مشکلات زیادی داشتیم اما این عشق پرسپولیس همه آن مشکلات را پوشش میداد.

آن زمان که در پرسپولیس بودی،یک گل به استقلال زدی.گلی که بهروز رهبری فرد شوت زد،به دفاع حریف خود و تو در مقابل دروازه توپ را گل کردی. از حس و حال آن گل و جو استادیوم بگو.بعد از گل هم به سمت هواداران استقلال رفتی؟
من گل را در دروازه ای زدم که هواداران استقلال پشتش نشسته بودند و میخواستم بعد گل دور بزنم و به سمت هواداران خودمان بروم که از جلوی آن ها رد شدم وگرنه هیچ قصدی نداشتم و کاملا ناخودآگاه بود.چون من همیشه به همه استقلالی ها احترام میگذارم.من رفقای استقلالی زیادی دارم. محمد خرمگاه،مهدی امیرآبادی،سیروس دین محمدی،علیرضا اکبرپور و...باور کنید من محبت هایی که از طرف استقلالی ها دیدم را از هواداران خودمان ندیدم. با وجود اینکه به تیمشان گل هم زده بودم اما چون هیچوقت بی احترامی نکردم،آن هم موضعی علیه من نداشتند.من  افتخار میکنم که در هیچ استادیومی به من فحش ندادند به جز استادیوم اهواز که نمیدانم چرا ۹۰ دقیقه به ما فحش ناموس دادند.من الان به عنوان یک پرسپولیسی در کنار علی پروین،ناصر حجازی را هم اسطوره خودم میدانم چون برایم رنگ مهم نیست بلکه شخصیت افراد مهم است.

طی این همه سالی که برای پرسپولیس در دربی بازی کردی،آیا تا به حال شده که بیایند بگویند باید بازی را مساوی کنید؟
در همه این سال ها چنین چیزی به ما گفته نشده.مثلا ممکن بود آقای مصطفوی بیاید بگوید مواظب باشید جنجال نکنید اما اینکه نتیجه مشخصی را تعیین کنند، نه.

در این فوتبال به حقت رسیدی یا نه؟
نه.

چرا چنین فکری میکنی؟
من قطعا به حق فوتبالی ام نرسیدم.گاهی مقایسه میکنم با بازیکنان الان. اسم نمی آورم اما وقتی بازی خودم را کنار این ها میگذارم میبینم که به حقم نرسیدم. در تیم ملی هم به حقم نرسیدم.آن زمان در تیم ملی باندهایی بود به این شکل که یک سری بازیکنان هوای هم را داشتند و یک سری ها هم باهم بد بودند و این مسئله غیر مستقیم روی کار مربی هم تاثیر می گذاشت.

آن موقع هم پست هایت در تیم ملی چه بازیکنانی بودند؟
علی دایی بود.

علی دایی که نوک بود.تو عقب تر بازی میکردی.
علی آقا پروین من را معمولا در نوک حمله بازی می داد.خودم دوست داشتم عقب تر و به عنوان هافبک آزاد بازی کنم تا بتوانم توانایی خودم را بیشتر نشان بدهم اما تشخیص علی آقا این بود که مثلا من و علی کریمی در نوک بازی کنیم که البته جواب هم گرفتیم.زمانی که زوبل مربی ما بود در سیستم ۳-۴-۳ من به عنوان مهاجم چپ بازی میکردم و آن پستی بود که دوست داشتم. آن مقطع هم بهترین بازی هایم را برای پرسپولیس کردم.چیزی که در آن زمان به من بیشترین آسیب را میزند دعوت نشدن به اردوی تیم ملی بود. زمان آقای بگوویچ من بی چون و چرا برای تیم بازی میکردم و گل هم میزدم. مثلا در یک بازی هتریک میکردم و بعد آن میدیدم که در لیست تیم ملی نیستم اما مثلا یک تعداد بازیکن از تیم خودمان هستند. آنجا واقعا روحم میمرد. این مسائل خیلی به من لطمه وارد می کرد.یادم نمیرود هیچوقت که پس از اعلام اسامی تیم ملی،رفتم کنار زمین تمرین پرسپولیس اما نتوانستم تمرین کنم. بگوویچ میگفت چرا تمرین نمیکنی،من هم میگفتم که اصلا روحیه ندارم.فردای آن روز آقای ابراهیمی از تدارکات تیم ملی با من تماس گرفت و گفت که در لیست تیم ملی اشتباهی رخ داده و شما دعوت شده ای.من هم گفتم مگر می شود اشتباه شود؟من در لیست نیستم و الان هم آمده ام شمال که استراحت کنم.به هرحال به اردوی تیم ملی رفتم اما این که اشتباه صورت گرفته را باور نمیکنم بلکه فکر میکنم بگوویچ با برانکو صحبت کرد و این مسائل را برایش توضیح داد و بعد از من خواستند که به اردوی تیم بروم.

آن زمان پرسپولیس دو مربی خارجی را تجربه کرد.زوبل و بگوویچ.اما با هیچکدام به نتیجه نرسید.عده ای میگفتند علی پروین باعث دو دستگی در آن تیم شده بود.
خدا را شاهد میگیرم که چنین چیزی وجود نداشت. همان موقع هم میگفتند که علی پروین چون خودش نیست می خواهد این تیم را نابود کند اما مطمئن باشید پروین کاری نمیکند که پرسپولیس لطمه بخورد. کسی که صندوق عقب ماشینش یک روز رختکن پرسپولیس بوده و این همه بین مردم محبوب است،هرگز چنین کاری نمیکند.آن زمان میگفتند رضا جباری و علیرضا امامی فر و حمید استیلی جاسوس های علی پروین هستند. من بروم و جاسوسی کنم؟حضور زوبل باعث شد موقعیت بعضی ها به خطر بیفتد.یک مربی جدید آمده و بعد از چند جلسه تمرین میگوید که اگر در بازی پنالتی شد،رضا جباری بزند. من تا آن زمان اصلا اجازه پشت ضربه قرار گرفتن را نداشتم چون در تیم علی انصاریان و بهروز رهبری فرد و حمید استیلی و دیگران حرف اول و آخر را میزدند.یک عده هم که بازی نمیکردند می گفتند مربی چیزی بلد نیست. مربی هرچقدر هم بد،بازیکن وظیفه اش است که بازی کند.آن زمان سر همین مسائل بین علی پروین به عنوان مدیرفنی تیم و زوبل که سرمربی بود اختلاف ایجاد میشد. علی پروین می گفت ما چطور همه مسائل را به کسی بدهیم که تازه به تیم آمده و هنوز کاملا با شرایط آشنا نیست؟ من هم باید در ارنج تیم نظر بدهم. به نظر من هم حرفش غیر منطقی نبود.این را می توانستند بین خودشان حل کنند که اینگونه نشد.من در تیم زوبل ۴هفته بیرون نشستم چون به او گفته بودند که رضا جباری علیه تو حرف زده در حالی که روحم هم خبر نداشت.درست مثل همان ماجرای خبرچینی.خداشاهده من آن سال یک تلفن به علی پروین نزدم.اصلا علی آقا را ندیدم.می گفتند ابراهیم اسدی و کریم باقری جاسوس های علی پروین هستند. این چه حرفیه آخه؟ وگرنه که نه زوبل مربی بدی بود،نه علی آقا بد تیم را میخواست اما خب یک سری ها برای منافع خودشان حاضر بودند هرکاری بکنند و پیازداغ این اختلاف را زیاد میکردند.شما اگر واقعا پرسپولیسی باشی هیچوقت حاضر نیستی ضد منافع تیم کار کنی.

کمی بیاییم جلوتر. چه شد که از پرسپولیس جدا شدی؟ حس میکنم که بعد از آن همه درخشش و حمایتی که پشت خودت داشتی ناگهان تمام شدی و رفتی.
جدایی ام از پرسپولیس ناخواسته بود و اصلا قلبی نبود.شاید از روی لجبازی و یا بی مهری ای که برخی مسئولان داشتند.من بازیکن آزاد بودم اما کسی سراغ من نیامد.بعد از پرسپولیس هم هیچوقت نتوانستم بروم و بازی کنم چون روحم و فکرم در پرسپولیس بود و پایم اصلا همراهی نمیکرد که جای دیگری بازی کنم. واقعا در آن زمان افسردگی مزمن گرفته بودم و هیچوقت با آن قضیه نتوانستم کنار بیایم.من نباید پرسپولیس را از دست میدادم(بغض میکند)

فکر نمیکنی پرسپولیس تو را از دست داد؟
نه.پرسپولیس هیچوقت کسی را از دست نمی دهد.

اگر قرار باشد یک نفر را در این ماجرا نبخشی،چه کسی را نمیبخشی؟
من هیچکس را به اندازه خودم مقصر نمیبینم.شاید اگر آگاهی و تجربه ام بیشتر بود کار به اینجا نمیرسید. الان هم مدام به خودم میگویم چرا رفتی؟ نمیگویم که چرا تو را نخواستند.من با ابومسلم و راه آهن مذاکره میکردم اما در پرسپولیس هیچکس عین خیالش نبود.من یک سفر رفتم مشهد و با اکبر میثاقیان و تیمسار ملاحی مذاکره کردم و همانجا هم یک قراردادی امضا کردم که فکر میکردم داخلی است اما نبود. بیشتر هدفم این بود که با این کار پرسپولیسی ها به تقلا بیفتند و دنبالم بیایند.از باشگاه هم واقعا دل چرکین بودم.آن سال به مهرزاد معدنچی ۱۲۰ میلیون میدادند اما میخواستند به من ۵۰ میلیون بدهند و میگفتند پول نیست.من بازیکن آزاد بودم و با همین وضعیت از منافع خودم گذشتم و چند جلسه با پرسپولیس تمرین کردم.حسن نیت از این بالاتر؟تا اینکه به من گفتند قرارداد علیزاده و معدنچی هرکدام ۱۲۰ میلیون است.نوش جانشان اصلا ۳۰۰ میلیون بگیرند. اما اگر پول نیست برای همه نباشد. نه اینکه به من بگویند نیست و به بقیه بدهند. من هم گفتم ۱۲۰ میلیون پول میخواهم و دیگر سر تمرین نرفتم و علی پروین هم سر همین ماجرا از من دلخور شد و دیگر سراغی از من نگرفت.

هیچ‌وقت با علی پروین صحبت نکردی در این مورد؟
نه علی پروین جدی فکر میکرد که من میروم نه من خودم قصد رفتن داشتم.وقتی از مشهد برگشتم تهران،عکسی که با پیراهن ابومسلم گرفتم منتشر شد.آنجا بود که محمود خردبین به من زنگ زد گفت علی آقا گفته بیا. من هم روی حساب این که قراردادم با ابومسلم داخلی بوده گفتم برمیگردم.ابومسلم به من ۱۵۰-۲۰۰ میلیون میداد در حالیکه که علی آقا به من گفت ۱۲۰ تا به تو میدهیم. من حاضر بودم که پول کمتر بگیرم و به پرسپولیس برگردم. واقعیت هم این است که من به نیت تحریک پرسپولیسی ها قرارداد با ابومسلم امضا کردم حالا نگو که آن قرارداد رسمی بوده. اکبر میثاقیان هم بعد آن به من گفت که نمی توانی زیر قرارداد بزنی چون در هیئت ثبت شده است.مدام دنبال یک راه فرار و گریز بودم که بتوانم به پرسپولیس برگردم اما دیگر دیر شده بود.بعد از آن هم در ابومسلم یک نیم فصل بازی نکردم و با آن ها به مشکل خوردم. بعد از آن به تراکتورسازی رفتم که آنجا هم لحظه با فرشاد پیوس به هما باختیم و نتوانستیم لیگ برتری شویم و بعد از آن هم برگشتم تهران که دیگر علی پروین از پرسپولیس رفته بود.من در طول دوران فوتبالم هیچ درخواستی از هیچکسی نداشتم به جز یک بار که از حاج آقا انصاری فرد خواستم اجازه دهد من به پرسپولیس برگردم. شان و اسم و رسم خودم را نادیده گرفتم و خودم را شکستم تا به پرسپولیس برگردم. آقای انصاری فرد گفت دنیزلی قبول نمیکند. من گفتم اوکی من به عنوان یک بازیکن تستی،نه به عنوان رضا جباری می آیم و تست میدهم.چند جلسه تمرین میکنم اگر قبول کرد که هیچ اگر نکرد هم برای من بد میشود اما اشکال ندارد. بازهم انصاری فرد گفت که دنیزلی قبول نمیکند. چه میشد که این فرصت به من داده میشد؟

بعد از تراکتور هم رفتی استیل آذین و بعد هم تمام.
نه من تمام نشدم.خودم حاضر نشدم بازی کنم.من ۳۱ سالم بود که از فوتبال کنار رفتم.همان موقع هم خیلی ها من را میخواستند اما دیگر نخواستم بازی کنم.مثلا ملوان من را میخواست.تیمی که دوران سربازی ام آنجا بودم.پول خوبی هم میدادند.اما من دلم با این تیم ها نبود.دلم با پرسپولیس بود و نمی توانستم جای دیگر بازی کنم.

واکنش هواداران به این قضایا چه بود؟ تو یکی از محبوب ترین بازیکنان تیم بودی.
خیلی از هواداران نمیدانند این مسائل را. چون من اصلا اهل حاشیه و جنجال نبودم.خیلی ها من را در خیابان میبینند و میگویند آقا رضا چی شدی؟کجا رفتی؟ هواداران فکر میکنند من مصدوم شدم رباط پاره کردم و رفتم.

رضا بیاییم جلو و برسیم به پرسپولیس فعلی.پرسپولیسی که چهار سال پیش برانکو را آورد تا بعد از افشین قطبی و پیروانی و دایی و استیلی و درخشان و هرکسی که مدعی نیمکت پرسپولیس بود،بتواند این تیم را یک بار دیگر سر پا کند. قبول داری که این تیم بهترین پرسپولیس تاریخ از لحاظ شکل تیمی است؟ شاید پرسپولیس هایی بوده اند که از لحاظ مهره هم بهتر از این تیم بودند اما تیم برانکو چیز دیگریست.
نظر من هم دقیقا همین است.درود بر شرف آن کسی که برانکو را به پرسپولیس آورد. انتخاب،انتخاب درستی بود.برانکو ۵ سال سرمربی تیم ملی ایران بود و فوتبال ما را میشناخت.آن روزی هم که آمد،تیم عالی بازی میکرد اما نتیجه نمیگرفت ولی امروز همه دارند جواب صبر و اعتماد به برانکو را میبینند.

قبول داری برانکوی پرسپولیس با برانکوی تیم ملی فرق دارد؟ برانکوی تیم ملی خیلی محتاط بود.
البته در همان زمان هم بد نتیجه نگرفت.و ضمن اینکه باید توجه کنیم فضای تیم ملی با باشگاه خیلی فرق دارد. الان مقایسه کی روش و برانکو اصلا مقایسه درستی نیست چون دو مقوله کاملا جدا از هم هستند. شاید اگر کی روش مربی یک باشگاه بود این مقایسه بهتر انجام می شد.از لحاظ کیفیت فنی قبول دارم که پرسپولیس برانکو از تیم ملی برانکو بهتر است.زمان برانکو حاشیه در تیم ملی هم زیاد بود و به تیم ضربه میزد.امروز الان نه پرسپولیس حاشیه دارد و نه تیم ملی و این خیلی اتفاق خوبی است.

برانکو در پرسپولیس هم خیلی مقتدر عمل کرد و بازیکن درجه یکی مثل رامین رضاییان را کنار گذاشت و به حسین ماهینی ناآماده اطمینان کرد.یا طارمی را هم کنار گذاشت و الان میبینیم که تیم به بهترین شکل دارد پیش می‌رود.
وقتی صحبت از مربی حرفه ای میکنیم یعنی همین. یعنی یک سری اصول و دیدگاه به نظر شخصیتی و فنی داری و باید به آن پایبند باشی. بعضی مربی ها بخاطر منافع شخصی شان یا نتیجه گرفتن تیم از اصول خود دست میکشند و همینجاست که همه چیز کات میشود.بازیکن سالاری از همینجاست که شروع میشود.برانکو اصولش این است که بازیکن محور نیست.برانکو بازی دادن به حسین ماهینی ناآماده را به جان میخرد تا به اصولش پایبند بماند و نتیجه اش هم میشود همین که یک تیم شکل میگیرد.رامین رضاییان هم باشی و در چارچوب قرار نگیری،کنار میروی.به تیم هم هیچ لطمه ای وارد نشد.

برانکو بدشانس هم بود که ماجرای خیریت برایش پیش آمد.نظرت درباره طارمی چیست؟
من مهدی طارمی را از لحاظ فوتبالی قبول دارم. واقعا هم به درد پرسپولیس میخورد و اصلا شکی هم در این مورد وجود ندارد.نظر طارمی این بود که برود اما من اگر جای او بودم تحت هیچ شرایطی نمیرفتم.

طارمی با آن مشکلی که برای پرسپولیس آفرید باعث شد تیم به الهلال ببازد و از آسیا حذف شود. پرسپولیس اما با پنجره بسته و با بازیکن کمتر،قوی تر برگشت و به فینال آسیا رسید.الان دوباره پنجره ها باز شده و گفته میشود طارمی میخواهد برگردد.بازگشتی که قطعا خیلی ها با آن موافق نیستند. به نظرت طارمی حق دارد برگردد؟
از طارمی باید به اندازه یک پسر ۲۵ ساله توقع داشت.من در این ماجرا مقصر اصلی را آن مدیر ۶۰ ساله ای میبینم که میدانست این کار غلط است اما برای راضی نگه داشتن هوادار و این که بگوید ما طارمی را برگرداندیم، این جمله را میگوید که فوقش جریمه میشویم. با علم به این قضیه که طارمی قرارداد داشت،نباید طارمی را می آوردند بلکه به او میگفتند برو فسخ کن رضایت نامه بگیر بعد بیا.مدیران وقت با اطلاعات غلطی که دادند، اینگونه القا کردند که همه چیز تقصیر طارمی است و هجمه ها همه روی مهدی آمد. درحالیکه آن مدیر خطاکار الان رفته و اثری ازش نیست اما مهدی در این فوتبال مانده.با این حال شما ببینید چرا محمد انصاری و حسین ماهینی رباط پاره کردند؟چرا کتف کمال مدام آسیب میبیند؟ چون جایگزین نداشتند که بنشینند بیرون و استراحت کنند. از شدت فشار و بازی های مداوم آسیب دیدند.الان حق محمد انصاری که بخاطر پرسپولیس از پیشنهادات میلیاردی گذشت را چه کسی میدهد؟ از این زاویه،واقعا آن اتفاقات غیرقابل بخشش است.

میخواهم نظرت را درمورد دعوای بچگانه کی روش-برانکو بدانم.دعوایی که دیگر حوصله همه را سر برده و فوتبال ایران را با چند دستگی مواجه کرده.
این قطعا یک لج بازی است.این دو مربی از نظر فنی درجه یک هستند و آن اوایل هم خیلی باهم خوب بودند. ولی الان من دوست دارم بدانم توجیه کی روش برای دعوت فرشاد احمدزاده به تیم ملی چیست؟ جز این است که از لج برانکو دعوت کرده؟ فرشاد در پرسپولیس گل میزد و پاس گل میداد اما چنین خبری نبود.

برانکو هم گاهی شانتاژ میکند.مثلا وقتی کی روش بازیکنان پرسپولیس را دعوت میکند،میگوید بازیکنان من که چاق بودند،چرا دعوتشان میکنید؟یا نکاتی دیگر را میگوید که فقط باعث افزایش اختلاف میشود.
من این را قبول دارم.نباید فراموش کنیم که تیم ملی برای همه ماست.برای ترک،کرد،عرب،لر،فارس و همه ماست.تیم ملی یعنی همه ما باید برای ایران بجنگیم. این بد است که کی روش مسائل شخصی را وارد تیم ملی کرده. در این ماجرا هم برانکو اشتباه کرده هم کی روش.اما مسئولیت تیم ملی با کی روش است. او میتواند با برانکو اختلاف داشته باشد اما حق ندارد بازیکنی که شایسته است را به تیم دعوت نکند.الان شجاع خلیل زاده به چه دلیلی به تیم ملی دعوت نشده؟ چنین روندی را نمیشود در تیم ملی اعمال کرد.یک ملت پشت این تیم ملی است.اگر بازیکنی که حقش نیست را دعوت کنی،یعنی به یک ملت توهین کرده ای.

بیا فنی صحبت کنیم.مثلا بنظرت شجاع دعوت شود و بازی کند و مرتضی پورعلی گنجی روی نیمکت بشیند؟
مرتضی بسیار مدافع خوبی است و باید باشد.شجاع هم حقش است که دعوت شود. این که کدام یک بازی کنند به نظر مربی برمیگردد. آقای کی روش میگوید سیدجلال را بخاطر جوان گرایی دعوت نکردیم.اما بازیکنانی مثل مسعود شجاعی و پژمان منتظری به تیم دعوت میشوند. خدا وکیلی الان سید آماده تر است یا پژمان؟ما عقل داریم و دیوانه نیستیم و فوتبال هم را میفهمیم.کی روش نباید اختلافاتش با برانکو را سر سیدجلال یا شجاع خالی کند.ضمن اینکه من تمام رفتارهای برانکو در قبال کی روش را هم تایید نمیکنم.ولی بنظرم این انتخاب و رفتار بو دار است. وگرنه که من کجا و کی روش کجا. من از لحاظ فنی در جایگاهی نیستم که کی روش را نقد کنم اما فکر میکنم این کارش به تیم ملی لطمه می زند.من اینگونه نیستم که تعصب بیجا داشته باشم.کی روش مربی بسیار بزرگی است و دستاوردهای زیادی برای تیم ملی داشته.اینکه یک سری پرسپولیسی ها میگویند کی روش در مقایسه با برانکو هیچ است را اصلا قبول ندارم.

قبول داری که کی روش نسلی برای ما ساخته که تا جام جهانی بعدی هم میتوانند برای تیم ملی بازی کنند؟یا مثلا ساختمان پک که هرآنچه یک فوتبالیست برای تمرین لازم دارد در آن مهیاست.
بله تیم بسیار جوان و خوبی داریم که میانگین سنی آن ۲۳ تا ۲۵ سال است.الان اگر کی روش برود هم ما این ساختمان را داریم و این دستاورد ارزشمندی است.اما من میگویم مثلا چرا قرارداد کی روش جوری تنظیم نشده که مثلا جواد نکونام و علی کریمی به عنوان دستیاران ایرانی کنارش فعالیت کنند؟اگر ما با قدرت این را میخواستیم حتما کی روش هم قبول میکرد آنگاه دستاورد او برای فوتبال ما بیشتر میشد.فوتبال از جزییات و کلیات تشکیل شده.آن تیمی موفق است که به جزییات توجه کند. الان به عنوان یک مربی جوان و تازه کار دوست دارم دو هفته بروم کنار امیر قلعه نویی تا ببینم او چه کار میکند که بازیکنان مثل موم در دستش هستند.چه مدیریتی دارد که وقتی به هر تیمی میرود آن تیم شخصیت قهرمانی پیدا میکند؟ حالا اگر این امکان با حضور کی روش فراهم باشد که فوق العاده است. اگر کلاسی با حضور کی روش برگزار کنند من نفر اول حاضرم.

فکر میکنی تیم ملی ما پتانسیل قهرمانی در آسیا را دارد؟حداقل انتظاری که ما داریم این است که به جمع ۴ تیم برسیم.
من نظرم این است که باید قهرمان شویم.توانایی و ابزارش را هم داریم.این اندازه برای تیم ملی هزینه شده و به تیم کی روش فرصت داده شده. این واقعا پوئن بزرگی است که حالا باید از آن استفاده شود.بعد از این همه سال که ما قهرمان نشدیم،با توجه به قدرتی که تیم ملی دارد و آن نمایش های درخشان جام جهانی، اگر الان قهرمان نشویم پس کی قرار است بشویم؟

برانکو میتواند سرمربی بعدی تیم ملی باشد؟
امیدوارم این اتفاق نیفتد و برانکو سال های سال در پرسپولیس بماند و مربی دیگری هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد.

به عنوان سوال آخر.تقابل هواداران استقلال و پرسپولیس بر سر حکومتی بودن تیم رقیب و چنین مسائلی دارد به فوتبال ما ضربه میزند. نظر تو در این خصوص چیست؟
من این صحبت ها را قبول ندارم.این دقیقا مثل همان بحث است که میگفتند دربی باید مساوی شود. خب اصلا چنین چیزی نبود.این هم مثل همان است.ما گاهی میخواهیم ضعف خود و مثلا بد بازی کردن تیم را گردن وزیر و این مسائل بیندازیم.در حالیکه وزیر ورزش متولی هر دو تیم است و مدیران این دو باشگاه از سوی ایشان انتخاب و حمایت میشوند.

استقلال و پرسپولیس هویت ایران به شمار میروند. چه اشکالی دارد که رییس جمهور و وزیر ورزش برای این تیم رایزنی کنند؟ مگر رییس جمهور فرانسه که در هر بازی در استادیوم است شان خود را پایین می آورد؟ درست شدن کار استقلال و پرسپولیس یعنی خدمت به ۴۰ میلیون ایرانی.

این که بگوییم وزیر استقلالی یا پرسپولیسی است را اصلا قبول ندارم.

۲۵۶ ۲۵۱

کد خبر 1214644

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =