فیلتر می‌کنیم، بازار خرید و فروش وی.پی.ان گرم می‌شود/ چاره چیست؟

یک استاد ارتباطات درباره پدیده فیلترینگ معتقد است این رفتار باعث بی اعتمادی عمومی مردم شده و شاید در کوتاه مدت و مقاطع محدود، چاره ای برای برخی بحرانها باشد ولی فیلترینگ در بلندمدت، هیچ فایده و سودی برای کسی ندارد و با فضای مبهمی که به وجود می‌آورد به التهاب جامعه دامن می‌زند.

مریم صدرلادبایی-امید سلیمی‌بنی: دهم اردیبهشت سال گذشته، با دستور یک مقام قضایی، شبکه اجتماعی تلگرام دچار بلای فیلترینگ شد.اخیرا هم برخی مقامات انتظامی به سایت‌های آگهی آنلاین دستور دادند آگهی های خودرو و مسکن را که دارای نرخ است، حذف کنند. آنها می گویند دادن آگهی با قیمت بالا و نامتعارف باعث دلال بازی و افزایش مصنوعی نرخها و در نتیجه از بین رفتن امنیت روانی و اقتصادی جامعه می شود.

حتی کار به جایی رسید که یکی از مقامات قضایی اعلام کرد در صورتی که محرز شود یک نفر، آگهی را با نرخ نامتعارف به قصد گران کردن و برهم زدن امنیت روانی جامعه در فضای مجازی درج کرده باشد، مصداق افساد فی الارض است و ممکن است به اعدام محکوم شود.

در یک ساله اخیر تجربه فیلترینگ شبکه های اجتماعی چه سود و زیانهایی داشته، این بحثی است که باعث شد تا دکتر عبدالرضا سپنجی استاد دانشگاه و عضو هیات علمی و استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در کافه خبر به بیان سود و زیان پدیده فیلترینگ بپردازد.

سپنجی در کافه خبر توضیح داد: نباید و نمی شود دور کشور را دیوار کشید و از تعامل سازنده مردم با دنیا جلوگیری کرد. او می گوید سیاستهای اشتباه فیلترینگ فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، کشور را به قهقرا می برد و باعث عقب ماندگی تاریخی ملت می شود.

مشروح سخنان او را در ادامه می خوانید:

فیلترینگ تلگرام یک ساله شد، جمع بندی شما از برآیند سود و زیان این کار در یک سال گذشته چیست؟
به دلایلی در مقطع اخیر مجددا بحث فضای سایبری و محدودسازی فیلترینگ مطرح شده و سالگرد فیلترینگ تلگرام هم هست. آن موقع هم هشدار دادیم این فضا مطلوب و این راه حل درستی نیست. خیلی ها می گویند اصلا این راه حل نیست و پاک کردن صورت مسئله است. شوربختانه دچار سیاستگذارانی هستیم که اصلا با فضای اجتماعی آشنایی ندارند و با التهابات این فضا و نحوه مواجهه با آن آشنا نیستند. کشور ما دچار مسئله اقتصادی و جامعه دچار التهاب ویژه ای است. برخی آقایان با عدم آشنایی دارند مسایلی را طرح می کنند و می گویند نیازی به اینترنت نداریم و شبکه ملی اطلاعات همه مشکلات ما را حل می کند.

ما نباید به این سمت و سو برویم با یک سری افرادی که دانش روز را ندارند، فضای ارتباطات و تعاملی دنیا را نمی شناسند و شبکه ها و اینترنت را نمی شناسند.

چرا این قدر نگران آسیب زدن فیلترینگ به جامعه هستید؟ آمار می گوید ریزش کاربران تلگرام حدود ۵ یا ۶ درصد بوده است، آیا فیلترینگ می تواند رشد یا تغییرات جامعه پویا و جوان ایران را متوقف کند؟
اصلا به هیچ وجه نمی توانند جامعه را متوقف کنند. موفقیت فیتلرینگ ۵ درصد یا حتی کمتر بوده است. فردی که بخواهد به داده ها دسترسی پیدا کند، چه در عصر مکتوب و چه در عصر صوتی و تصویری، به محتوا دسترسی پیدا کند. هر چه سد می زدید، دور می زد. موسیقی و کتاب و اطلاعات را از هر طریقی پیدا می کرد. رئیس جمهور می گوید باید زبان انگلیسی ترویج شود و دانش آموز ما بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. وقتی در سطح عالی کشور این نگاه است که ما تبادل دانش و داده با فرهنگهای مختلف کنیم، این با فیلترینگ پاسخگو نیست. نیاز به تربیت رسانه ای و سوادآنلاین داریم که می توانیم نگاه صیانتی داشته باشیم.

این سئوال پیش می آید که آیا نباید از شهروندان در مقابل آسیب های فضای مجازی حفاظت شود؟
ما به عنوان یک شهروند اگر به فرزند خود بگوییم با هیچ کس تعامل نداشته باشد، هر گاه در معرض یک آسیب قرار بگیرد دچار مشکل می شود. ولی اگر نگاه صیانتی داشته باشید و او را در مسیر تعامل داده قرار دهید و ضعفها و قوتهای فرهنگ خود را بداند، آدم توانمند می شود که به راحتی شکست نمی خورد. او روش حل مسئله را می داند. ما با این شیوه عمل نمی کنیم و صورت مسئله را پاک می کنیم. فیلترینگ ساده اندیشی و پاک کردن صورت مسئله است. این که راههای دسترسی اطلاعات را مسدود کنیم از دل آنها رشد و پیشرفت در نمی آید.

پس چطور می توان مردم را در مقابل آسیبهای این فضا واکسینه کرد؟
صرفا با آموزش و فرهنگسازی می توان این اتفاق را پیش برد. کسانی که به این مسیر می روند، دیر یا زود به بن بست می رسد. در کتاب ایران در چهارکهکشان ارتباطی آمده که برای داشتن رادیو باید از کلانتری مجوز می گرفتند. رادیو اینطور ماند؟ ما بعدها با یک کیت ساده، رادیو ترازیستوری ساختیم. برای ویدئو و فاکس این مشکلات را داشتیم. در فضای اینترنت روشن بینی در دیدگاه مقام معظم رهبری بود که ما با آن مشکلات روبرو نشدیم. ولی نگاهی که به بحث شبکه ملی اطلاعات می شود، نگاه خوبی نیست. شما از اقیانوس اینترنت دنیا می روید کنار و در چند حوضچه شنا می کنید. اگر قرار بود پیام انقلاب برای ما ایرانیها منتشر شود که اینترنت و شبکه ملی هم نیاز نداریم، صدا و سیما هست ولی پیام انقلاب و اسلام برای همه دنیا است. با این نگاه باید همیشه دیوار دور خودمان می کشیدیم و هیچ جا سفر نکنیم.

در تاریخ می بینیم جهانگردانی مانند ابن بطوطه و ابن خلدون به کشورهای اسلامی می آیند ولی ایرانیها به چین و هند و غرب می رفتند و پیام اسلام را می بردند. نمی گویم در اینترنت خوراک نامطلوب تامین نمی شود، ولی این وظیفه نهادهای امنیتی و انتظامی ما است که مسئله را رصد کنند. اتفاقهای متعددی در کشورهای دیگر می افتد، دیوانه ای سلاح می خرد و مردم را می کشد و فیلمش را در همه جای دنیا با اینترنت پخش می کند. آیا آنها هم اینترنت را می بندند؟

از اصلی ترین دلایل فیلترینگ شبکه های اجتماعی در دی ماه ۹۶، بحث امنیت بود. الان هم مسئله فروش اسلحه در شبکه های اجتماعی به شدت مورد توجه قرار گرفته است. نمی شود گفت برای دست یافتن به امنیت-که قدر و قیمتی برای آن نمی شود تعیین کرد- شبکه های اجتماعی را می توان فیلتر کرد؟
من در مقطع کوتاه چند هفته ای با نظارت ویژه یا محدودسازی این مسیرها موافقم. اگر ببینیم فضای امنیتی کشور را محدود می کند، موافقم مسدودسازی شود. ولی در بلندمدت، مسدودسازی خطرناک است. کاربر، نیاز خود را رفع می کند. در مقاطع زمانی ومکانی این اتفاق ممکن است بیفتد، ولی باید تاریخ را خواند. مگر در انقلاب، ما تلگرام یا اینترنت داشتیم؟ مردم رسانه های خود را پیدا می کنند. هر تحولی قرار است اتفاق بیفتد، فضای ارتباطی خود را می یابد. ما در دهه ۵۰ فضای به شدت سیاهی را داریم. ساواک حتی در خانواده ها هم نفوذ کرده بود. در تاریخ تشیع می بینیم همسران از همدیگر، مذهبشان را در دوره اموی و عباسی پنهان می کردند. این فضا بالاخره تغییر کرد. ما در تاریخ داریم که مادر در لحظه مرگ به فرزند خود می گوید من شیعه بودم و این را عیان نکردم. ولی می بینیم امروز به عصری رسیدیم که پیام شیعه و اسلام را منتقل می کنیم. همه با آن آشنا هستند. بحث تاثیر مهم است. ممکن است شما اثرات پیام را دچار خدشه کنید. ما در صدا و سیما دچار اثر مشکل ساز بومرنگ شدیم. با تکرار بیش از حد یک پیام، مخاطب شما دچار کرختی می شود. دچار این می شود که از بس تکرار کرده اید به نقطه فلات یادگیری می رسد و بعد دچار اشباع می شود و دیگر پیام را نمی گیرد. صدا و سیما در عرصه های مختلف سیاسی و حتی دینی، دچار این آسیب شده است. مخاطب آنقدر در معرض پیامها قرار گرفته است که دچار بی حسی می شود و اساسا آن چیزی را انجام می دهد که مدنظر تو نیست. مردم تحت تاثیر پیام قرار نمی گیرد و اساسا کرخت می شوند.

 یکی دیگر از دلایل فیلترینگ را جلوگیری از تعرض برخی محتویات آلوده فضای مجازی به مبانی اخلاقی جامعه می دانند. آیا با دلیل خوبی برای فیلترینگ روبرو نیستیم؟
مسدودسازی خیلی وقتها نقض غرض است. وقتی فرد می خواهد به محتوای مسدودشده دسترسی یابد، به پروتکلی دست می زند که فیلتر را دور بزند و نهایتا تمام محتویات مختلف از جمله محتویات نامطلوب که امنیت اخلاقی جامعه را مخدوش می کرد در دسترس او قرار می گیرد. این برای کاربرد بالغ شاید کمتر آسیب زا باشد ولی برای کودکان و نوجوانان این به شدت خطرناک است. در تمام نقاط دنیا، برای کاربران کم سن و سال، نوجوان و کودک، استانداردهای دسترسی تعیین می کنند ولی ما با استفاده از فیلترشکن دیگر هیچ کنترلی روی کاربران کودک نداریم. وقتی شما در شرایط امروز جامعه، اشتغال و درآمد مناسب تامین کنید و آموزشهای مناسب به او بدهید، خیلی از نیاز به این دسترسی ها کاهش می یابد.

اصلا خانواده برای آموزش سواد رسانه ای به فرزندانش وقت دارد؟ یا بهتر است بگوییم وقت می گذارد؟
در جامعه می گویند زمان گفتگو بین خانواده ها زیر ۲۰ دقیقه آمده است. این مطلوب نیست. نباید فرزند نوجوان ما شبانه روز پای موبایل باشد. اگر ما مشغولیت مناسبی برای او فراهم کنیم از جمله مطالعه، تفریح در خارج از خانه و مانند آن، می توانیم با بچه ها در فضای به شدت رسانه ای شده، تعامل کنیم. ما دچار اشباع رسانه ای شده ایم که حدود یک دهه است اتفاق افتاده است. در این فضایی که دوز مصرف داده بالاست و اطلاعات به شدت در اختیار مردم قرار می گیرد، این که ما یک جاهایی تلاش کنم در معرض این اطلاعات نباشم، این صیانت از مغز و اندیشه و وجود خودم است که با فیلترینگ ممکن نیست. من باید آموزش ببینم نه این که محدود شوم. ما یک قانون طلایی داریم در فضای اینترنت و تعامل، هر روابطی که در فضای واقعی است، باید در فضای سایبری هم رعایت شود. اگر اخلاق در جامعه نهادینه نشود، در فضای سایبری هم غیراخلاقی خواهیم بود. جامعه وقتی غیراخلاقی باشد، فضای سایبری هم غیراخلاقی خواهد شد.

در آموزه های دینی می گویند لقمه حرام فرزند را فساد می کند. چقدر جلوی این را گرفتیم؟ اگر تلگرام را بستیم ولی اشتغال نداشته باشیم و عزت نفس مان درست حفظ نشود، لقمه حرام به خانه بیاوریم، بچه ما چه شرایطی خواهد یافت؟ اصلا تلگرام و اینستاگرام نباشد، باز هم آسیب می بینیم.

فیلترینگ با شعار صیانت از بنیانهای اخلاقی جامعه، پذیرفتنی است؟
در فیلترینگ اگر فضای باز اجتماعی و حتی سایبری در جهان موازی داشته باشیم و در عین حال نهادهای مسئول و انتظامی مراقبتهای خاص خود را داشته باشند و مثلا اگر از این طریق سلاح جابجا می شود، از مسیرهای دیگر هم افراد مجرم، سلاح دریافت می کنند. اگر ما بزرگراهی را می بندیم که مجرمی تردد نکند، ما خدمات عمومی را می بندیم تا خطایی صورت نگیرد. با جمیع این مباحث، فیلترینگ، خیلی کمک کننده نبوده و طبعا افزایش سواد رسانه ای و ارتقای سطح فرهنگ استفاده از فضای سایبر و شبکه های اجتماعی کمک کننده است. اگر اخلاقیات در زندگی روزمره ترویج شود و الگوهای مناسب از آدمهای موفق در اختیار مردم و جوانان باشد، بسیار کمک کننده است. خداوند در قرآن می گوید با تلاش به توفیق می رسید. جامعه ای که رانت وویژه خواری و مفاسد اقتصادی در آن است و آدمها می بینند کسانی از مسیرهایی موفق شده اند که از راه اخلاقی و شرافتمندانه به آن نمی شود رسید، طبعا دچار آسیب می شود.

اخیرا بحث محدودسازی فضای مجازی به حذف آگهی های خودرو و مسکن دارای نرخ هم رسیده است. آیا این محدودسازی ها می تواند امنیت روانی و اقتصادی جامعه را تامین کند؟
در مباحث اقتصادی، انحصار کالا و خدمات را می بینیم که اقتصاددانها در این باره صاحب نظر هستند. من به عنوان یک شهروند و حتی یک مشاهده گر میدانی می توانم اظهارنظر کنم. طبعا محدودسازی تبلیغات نرخ دار، نمی تواند فضای روانی جامعه را آرام کند. به لحاظ حقوقی، هر خدمت و کالای غیرتعزیراتی را فروشنده می تواند به قیمت متناسب بازار بفروشد. چند دهه است خودرو انحصاری تولید می شود و هیچ نظارتی الان بر نرخ گذاری نمی شود. طبعا اگر کسی این کالا را تهیه کرده است و به او بگویید اطلاع رسانی نکن، طبعا این نرخ را به صورت شفاهی یا اطلاعیه کتبی به اطلاع مخاطب خود می رساند. محدودسازی ارائه قیمت، نه تنها امنیت روانی جامعه را برنمی گرداند، هیچ اتفاقی نمی افتد. مسایل زیربنایی جامعه اقتصاد و اشتغال و آموزش است. اینها را اگر دولت برنامه ریزی کند، حتی در شرایط تحریمی الان هم می توان وضعیت را ارتقا داد. مگر منع واردات خودرو، به تحریم ارتباط دارد؟ ما می توانیم برای شکستن انحصار و قیمت گذاری غیرمنصفانه‌ای که خودمان داریم به آن دامن می زنیم، اقداماتی مانند واردات را داشته باشیم. ما مسیر عرضه را مسدود کردیم و تقاضا هم کاذب یا صادقانه وجود دارد، قیمتها طبعا رشد می کند، وقتی شما مسیر اطلاع رسانی قیمت را مسدود می کنید، طبیعی است کمکی به مخاطب شما و فضای عمومی جامعه نمی کند و امنیتی برای او ایجاد نمی کند. اگر فردی نیازمند خودرو و مسکن باشد، طبعا آن را با قیمت موجود مجبور است تهیه کند و مسدودسازی نرخ ها به بازار سیاه دامن می زند و بیشتر جلوی رقابت را می گیرد.

در دفاع از محدود کردن قیمتهای مسکن و خودرو می گویند این کار باعث جلوگیری از دلالی و تنش در قیمتها می شود. با این نوع از محدودسازی چقدر موافقید؟ این توجیه، منطقی است؟
در فیلترینگ بحث روانشناسی اجتماعی خیلی مهم است، ممکن است ما ناچار شویم مسیرهایی را مسدود کنیم تا به اهدافی برسیم که مال دوره خاصی است. اگر این در فضای واقعی و سایبری ادامه داشته باشد، این می شود قانون و رویه. قطعا این آسیب زاست. وقتی شما نرخی را از طریق اینترنت دسترسی می یافتید و با توان پرداخت خود مقایسه می کردید، حداقل می دانستید نمی توانید بخرید و آرامش می یافتید. وقتی شما می بینید قیمت اعلام نمی شود، ابهام خواهید داشت و نمی دانید تکلیف تان چیست. ممکن است کالایی را بخواهید داشته باشید ولی توانش را نداشته باشید. طبعا سراغش نمی روید ولی وقتی ندانید کالا و خدمات چقدر قیمت دارد، ابهام شما بیشتر می شود. این به بحثهای خانوادگی و اجتماعی دامن می زند و آسیب بیشتری می زند. ما دیگر به هیچ چیز نمی توانیم اعتماد کنیم. به بازارهای سیاه در عرصه های مختلف مانند ماشین و مسکن و ... دامن می زند و زندگی روزمره ما امنیتی می شود که اصلا جذاب نیست. درست است سلامت و امنیت نیاز روزمره ما است ولی اگر همه عرصه ها امنیتی شود، همه گوشه ای می نشینند و منزوی می شوند.

با وجود بازگشت مردم به شبکه های اجتماعی فیلتر شده مانند تلگرام، چه هزینه‌ای به مردم تحمیل می شود و این هزینه ها کجا می رود؟
وقتی فیلترینگ شبکه ها را داریم هم شما برای خرید فیلترشکن متضرر می شوید و هم این که خرید و فروش وی.پی.ان گردش مالی بالایی دارد که آسیب زاست. دولت هزینه می کند سایتها و شبکه ها را فیلتر کند. بعد می بینید هزینه زیادی از درآمد سرانه کاربران برای دور زدن فیلتر صرف می شود. تلگرام نرم افزار بسیار کاملی است و ما مشابه آن را در داخل نداریم. ما دو هزینه را محتمل می شویم، یکی هزینه کنترل و فیلترینگ و دوم هزینه دور زدن فیلترینگ! همچنین باید در نظر داشت فیلترشکن های ما حجم بالایی از داده را مصرف می کند. پروتکل های فیلترشکن دو تا سه برابر داده های ما را مصرف می کند تا فیلترها را دور بزنیم. این یعنی ضرر سه جانبه ما در بحث فیلترینگ. تنها مسیر ما آموزش و فرهنگ سازی و ارتقای سواد آنلاین و رسانه ای است و نهادهای امنیتی و انتظامی هم باید مسایلی که امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد را رصد و کنترل کنند. ما باید با ریشه های مشکل برخورد کنیم.

۴۷۲۳۱

کد خبر 1256485

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • US ۱۰:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۲/۱۹
    16 2
    بهتره بذاریم مردم خودشون بین پیام رسان ها انتخاب کنند زوری نمیشه