۲ نفر
۱۷ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۶:۲۵

محمدرضا مهاجر

پسرش که داشت می رفت خوب نگاهش کرد و نگاهش کرد و نگاهش کرد...
 این آخرین باری بود که راه رفتنش را می دید.
طاقت نیاورد و به خیمه برگشت. تا نگاهش به لیلا افتاد چشمان هر دو شان خیس شد.

1717

کد خبر 1257534

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =