بلقیس سلیمانی ابراز تاسف کرد: ما ملتی هستیم که هر زمان می خواهیم چیزی را به بازار عرضه کنیم چه دوغ باشد یا اثر ادبی؛ می نویسیم پاستوریزه...می خواهیم آثار را پاستوریزه کنیم و تحویل مردم دهیم.

به گزارش خبرآنلاین، دومین نشست از سلسله نشست‌های نقد و بررسی نشر آموت که عصر دیروز 5شنبه 21بهمن در محل این انتشارات برگزار شد؛ کتاب‌‌های «از خواب می‌ترسیم» نوشته هادی خورشاهیان و «به چیزی دست نزن» نوشته لیلا عباسعلیزاده با حضور بلقیس سلیمانی و محمد اسماعیل حاجی علیان نقد و بررسی شد.

از خواب می ترسیم

هادی خورشاهیان در مجموعه داستان «از خواب می‌ترسیم» که دربرگیرنده 26 داستان کوتاه است سعی داشته تا تازه‌ترین دلمشغولی‌های انسان امروز را در موقعیت‌هایی از زندگی روزمره بیان کند. همه داستان‌های این کتاب در سال جاری نوشته شده‌اند. در اغلب داستان‌های این کتاب، آدم‌ها در موقعیت‌های ناخواسته‌ای، به گونه‌ای نارضایتی‌های خود را از وضعیتی که در آن هستند، ابراز می‌کنند و یاس پنهان شده در لایه‌های مختلف داستان‌ها که در موقعیت‌هایی با دیدگاه‌هایی متفکرانه توصیف می‌شود، از اختصاصات برخی داستان‌های کتاب خورشاهیان است.

به چیزی دست نزن

مجموعه داستان «به چیزی دست نزن» لیلا عباسعلیزاده نیز مجموعه‌ا‌ی داستانی با 17 داستان کوتاه است که به دغدغه‌های روحی و روانی زنان و موضوعات متنوع دیگر از جمله جنگ، عاطفی و خانوادگی اختصاص دارد. «اجرای ساعت بیست و یک، دو تا چشم قرمزِ قرمز، پرتره، فاصله، زمهریر، چشم جناب سروان، دستمال لیمویی، صدای ملکوتی کهن، وقتی جنگ تمام شده بود و ...» داستان‌های این کتاب هستند.

در ابتدای جلسه محمد اسماعیل حاجی علیان، نویسنده و منتقد ادبی با اشاره به اینکه فرصت پیش آمده موجب می شود با تحلیل این آثار؛ دریچه ای جدید به داستان ها برای مخاطبان باز شود، پیرامون کتاب «به چیزی دست نزن» گفت: اثر لیلا عباسعلی زاده مجموعه ای یک دست و سلیس است و خواندن آن در یک نشست برای هر داستان می تواند بار مفهومی که هدف نویسنده بوده است را کامل منتقل کند و این شیوایی نوشتار کمتر در آثار برخی از نویسندگان دیگر وجود دارد.

وی در خصوص چند داستان مجموعه «به چیزی درست نزن» به ارایه توضیحاتی پرداخت و گفت: بحثی که در هر دو اثر مورد نقد وجود دارد این است که قالب برخی از داستان ها، داستان شگفت است. در ایران این نوع داستان ها به این نام معروف شده است و داستان فانتستیک هم به آنها می گویند. در واقع داستان های شگفت؛ گونه ای از داستان های علمی و تخیلی هستند که بحث علمی آنها کمتر و بحث تخیلی آنها پر رنگ تر است.

به گفته حاجی علیان؛ داستان شگفت یک قالب خاص دارد. در این نوع، داستان از یک پیش آماده سازی هایی شروع می شود و در نهایت با ضربه نهایی به پایان می رسد.

 حاجی علیان

حاجی علیان با بیان اینکه داستان «اجرای ساعت بیست و یک» که اولین داستان مجموعه «به چیزی دست نزن» است از قالب داستان های شگفت است؛ در ادامه توضیحات خود درباره این مجموعه گفت: داستان اجرای ساعت 21 را راوری روایت می کند و شخصیت اصلی آن نیز مرد است. این داستان یک افتتاحیه خوب همراه با یک شخصیت پردازی مناسب را همراه دارد.

این منتقد ادبی معتقد است: نویسنده در افتتاحیه داستان و کل مسیر به شگفت بودن شخصیت تاکید دارد و این مسئله در موقعیت هایی که برای شخصیت اصلی داستان ایجاد می شود باعث تشدید حالت شگفت می شود. همه شخصیت های فرعی این داستان به شخصیت محوری کمک می کنند که روایت شگفتش را به انجام برساند. یکی از نقدهایی که به این داستان وارد است شروع با تاخیر داستان است در واقع داستان اصلی در سطر آخر صفحه دوم شروع می شود.

وی ادامه داد: نویسنده سعی دارد در این داستان شخصیت یک انسان فراموش شده را به تصویر بکشد ولی کارهایی که شخصیت اصلی داستان در طول ماجرا انجام می دهد قطعا از عهده یک انسان فراموش شده بر نمی آید. اینها همه تناقض هایی است که در داستان «اجرای ساعت 21» وجود دارد و تا مرحله نهایی که ضربه نهایی داستان است، شدت می گیرد. در این داستان شخصیت اصلی و محوری با تیغ تیز جلوی دوربین تلویزیون رگ دست خود را می زند. این داستان مطمئنا جنایی، روانشناسانه و واقع گرایانه نیست بلکه یک داستان شگفت و فانتزی است و کاملا تناقض گویی ها نشان می دهد این فضا فضای داستان شگفت است.

حاجی علیان با اشاره به این نکته که با اطمینان می توان گفت نویسنده توانسته در داستان «اجرای ساعت 21» در خلق یک داستان شگفت موفق عمل کرده است، توضیح داد: نویسنده می توانست موفق تر هم باشد چون نظام علی و معلولی که داستان دارد اگر رعایت می شد عنصر شگفت بودن داستان می توانست تاثیر بیشتری بر مخاطب بگذارد.

این منتقد با اشاره به اینکه تعداد 17داستان کوچک کتاب «به چیزی دست نزن» تقریبا فضای ساختاری نزدیک به همی را دارند، اظهار داشت: داستان های این کتاب از لحاظ لحن و نوشتار به هم نزدیک هستند و چون فضای مدرن حاکم بر فضای داستانی است به مخاطب امروز لذت هم می دهد که تجربیات مختلفی را در شخصیت نویسنده دنبال می کند.

بلقیس سلیمانی

در ادامه بلقیس سلیمانی دیگر منتقد این نشست گفت: مسئله ای که در مجموعه «از خواب می ترسم» نوشته هادی خورشاهیان خیلی به چشم می آمد یک نوع پرداخت ویژه نوستالیک است. چیزی که در این مجموعه جلب توجه می کند یک اجرا از نوعی داستان فلش است. اما در این مجموعه داستان؛ پرداخت ها دو پاره می باشد. نویسنده آغاز داستان را به شکل داستان کوتاه پیش می برد یعنی شخصیت پردازی و جزئی نگری دارد ولی در پایان داستان را به شیوه فلش جمع می کند یعنی یک پایان کوبنده ناگهانی، اکثر قصه های این مجموعه این گونه بوده است.

وی معتقد است: این داستان ها از این دوپارگی رنج می برند البته شاید بتوان گفت در ایران این ژانر هنوز جایگاه خود را پیدا نکرده است و نویسنده در آغاز راه است و تجربه های وافری هم پشت سر ندارند. فکر می کنم اگر شیوه فلش را در پیش می گرفت یعنی اقتصاد کلمات را در کلیت داستان ها رعایت می کرد و طرح را یکپارچه و منسجم می نمود و برشی از یک وضعیت انسانی را نشان می داد و در پایان ضربه نهایی را می زد؛ داستان به یک اثر فوق العاده تبدیل می شد و یا بر عکس بسیاری از این داستان های کوچک استعداد این را دارند که یک داستان کوتاه خیلی خوب از دل آنها بیرون بیاید.

این داستان‌نویس ادامه داد: در مجموعه «به چیزی دست نزن» در بعضی از داستان ها پایان بندی ها به شیوه کلاسیک و یا فلش نیست و یک پایان بندی معمولی است برای اینکه داستان در وضعیت معمولی اتفاق افتاده است.

به گفته سلیمانی در داستان های مجموعه «از خواب می ترسیم» نویسنده یک نگاه رئالیستی به قضایا دارد. او حتی وقتی از عنصر خواب هم استفاده می کند وارد فضای فانتزی نمی شود و یا فضای سورئال نمی آفریند. یک نگاه رئالیستی خیلی معمولی به موضوعات دارد به همین دلیل داستان ها خیلی خوشخوان هستند یعنی پیچیدگی های تکنیکی ویژه ای در کار نمی بینم و موضوعات هم موضوعات مبتلا به جامعه هستند. یکی از داستان هایی که می توانست به صورت فلش پرداخت خوب داشته باشد داستانی است که در قبرستان اتقاق اقتاده است.

وی درباره این داستان اینگونه توضیح داد: این داستان از موقعیت های اگزیستانسیالیستی است که من فوق العاده می پسندم یعنی از فضای سرد و مرده بخواهیم زندگی بیرون آوریم. در واقع در این داستان تقابلی بین زندگی و مرگ ایجاد شده و یک موقعیت ویژه ای توسط نویسنده از دل آن آفریده شده است.

این منتقد اذعان کرد: خواب از موضوع‌های است که هر دو مجموعه داستان به آن پرداخته‌اند. در مجموعه «از خواب می ترسیم» کلیت داستان را خواب می سازد و راوی خود در مورد خواب توضیح می دهد. در مجموعه «به چیزی دست نزن» داستانی به خواب مربوط است با نام «موش کور» که در این داستان زنی تبدیل به موش کور شده است. این زن تصور می کند که چشمش حالت انسانی خود را از دست داده و یک مسخ شدگی را نشان می دهد. من از این داستان بسیار خوشم آمد ولی من به عنوان داستان نویس هیچ وقت خواب را داستان قرار نمی دهم.

سلیمانی با اشاره به اینکه خواب باید مجموعه ای از نشانه ها را در اختیار ما قرار دهد برای رسیدن به وضعیتی که در بیرون خواب اتفاق می افتد و خود نمی تواند قصه باشد مگر اینکه در آن اجرای هنرمندانه ای باشد و کلیت یک وضعیت را نشان دهد، گفت: بسیاری از داستان های این دو مجموعه موضوعاتی را طرح کرده بودند که همه نویسندگان آنها را دست مایه کار خود قرار می دهند. این سوال پیش می آید و آن این است که چطور می توانیم این موضوعات را به ساهت ادبی نزدیک کنیم.

وی ادامه داد: فکر می کنم دو راه داریم، یا باید برداشت ما برداشت تازه ای باشد یا باید پرداخت ما پرداخت تازه ای باشد جز این چاره ای نداریم. این جهان، جهانی یگانه است که بر ما ظاهر می شود و این برداشت های ماست که این جهان را می تواند تفسیر و تعبیر کند.

این داستان نویس معتقد است که هر داستان یک تعبیر از جهان است. در این دو مجموعه اکثر داستان ها در برخی لحظات از برداشت رنج می برند و در برخی لحظات از پرداخت رنج می برند. خیلی وقت ها برداشت ها می تواند تازه باشد اما پرداخت عادی است. یک نگاه تازه به وضعیت انسانی می تواند جذاب تر باشد. در ایران نویسندگان نگاه فلسفی به قضایا ندارند که بتوانند برداشت های ویژه داشته باشند. در واقع هر نویسنده ای که توانسته به اعماق رابطه ها برود و آنها را واکاوی کند اثرش ماندگارتر شده است. برداشت های تازه پرداخت های تازه را هم به همراه می آورند.

نویسنده کتاب «بازی عروس و داماد» تصریح کرد: اگر بتوانیم برداشت ویژه از پرداخت کلاسیک یا پرداخت وِیژه از برداشت کلاسیک در داستانها داشته باشیم؛خوب است. نمونه این مسائل کم نیستند نمونه آن آقای محمود دولت آبادی هستند. ایشان مثل خیلی از اقلیم نویس های ما یک اقلیم را دست مایه کار خود قرار می دهد اما ایشان پرداخت ویژه ای از زوایای یک روستا را دارد که دیگران ندارند. جامعه را در گستره وسیع می بیند. فرد را از جامعه و از چطری که بر روی موقعیت گسترده شده جدا نمی کنند. این مسئله یک مقداری ذاتی و یک مقداری آموزشی است که نگاه ها را و برداشت ها و پرداخت ها را ویژه تر می کند.

حاجی‌علیان در بخش دیگری از این نشست با اشاره به مجموعه «به چیزی دست نزن» و به ویژه داستان «دو چشم قرمز قرمز» گفت: در این داستان راوی ترکیبی است با یک روایت دانای کل و فرا فکنی که اول روایت دارد شروع می شود و فصل می خورد به سه پاره روایت من راوی زن و باز در پایان یک دانای کل که داستان را به پایان می رساند. این خود گوی ها یکی از مولفه هایی داستان های مدره است و روایت پاره و پاره آن هم می تواند آن را کامل کند اما متاسفانه دو مسئله در فضای روایت وجود دارد که از لحاظ فرمی دریافت را دچار مشکل می کند.

وی ادامه داد: در پاره اول این داستان دانای کل آمده است: «باید بلند شوم و کمی به خودم برسم مامان گفتی می آید خب پس به قدر کفایت وقت هست». اصطلاح به قدر کفایت نه از لحاظ دستوری و نه ویراستاری با بقیه متن سنخیتی ندارد چون ساختار داستان مدرن است این کلمه به قدر کفایت آمدنش در فضا داستان خیلی مناسب نیست. دومی عبارت «کجای این شب تیره بیاویزم قبای خود را» این یک پاره شعری است که نه با شخصیت پردازی شخصیت داستان هم خوانی دارد و نه از لحاظ زبان شناسی و ساختاری با فضای قالب داستان همخوانی دارد.

به گفته حاجی علیان خود گویی های درونی که به شکل جریان سیال ذهن در برخی از این سه روایت زنانه دیده می شود در رفت و بازگشت زبانی به عقل مطلق و ناخود آگاه نتوانسته تعادل ایجاد کند و بیشتر عقل مطلق حاکم بوده و این فضا، فضای ناخودآگاهی را دچار تردید کرده است. زمانی که شخصیت معمولی است استفاده از این دو جمله بامنطق روایی داستان هم خوانی ندارد.

سلیمانی با نقد اینکه هیچ یک از کتاب ها خوب ویرایش نشده است، گفت: این ایراد متوجه ناشر است. هر دو کتاب مشکلات ویرایشی را داشته اند. فکر می کنم بعضی کلمات، اشعار و عبارت جزی از وجود ما شده است. تقریبا همه ما با اشعار و اصطلاحات زندگی می کنند. ما بعضی وقت ها نمی توانیم پا بر روی نفس خود بگذارند حتی نویسندگان بزرگی چون سیمین دانشور بر سر این موضوع مشکل داشته اند. بعضی وقت ها یک اصطلاح ذهن نویسنده را اشغال می کند و می خواهد آن را در جایی به کار ببرد ولی متوجه نیست که با این پرداخت به داستانش ظلم می کند. بعضی پرداخت ها در آن موضوع نمی شیند. این همان حکایتی است که اگر نویسندگان خویستن داری کنند به اثر خود نیکی کرده اند.

حاجی علیان با اشاره به داستان «پرتره» از مجموعه «به چیزی دست نزن» گفت: این داستان در این مجموعه یکی از معدود داستان های کاملا سالم از لحاظ ساختاری و روایت شناسی است که یک شخصیت انسانی و دغدغه هایش را روایت می کند و کاملا داستان سلیس و روان و زیبایی است. داستان «زمهریر» دیگر داستان این مجموعه است که اگر چه در فضای فولکوریک نوشته شده اما کاملا مشخص است که اندیشه قالب اندیشه مدرن است. چون درخت مقدسی که وجوددارد آتش زده می شود برای سرما. این داستان یکی از داستان های است که گذشتن از سنت به سمت مدرنیسم رو به شکل جالب نشان بدهد.

در ادامه سلیمانی پیرامون داستان «زمهریر» گفت: یکی از بهترین قصه های این مجموعه داستان «زمهریر» است که جان انسانی بر اعتقادش هم برتر شمرده می شود. اما پرداخت در این مجموعه شتاب زده بود و گذشتن از سنت و باور به این راحتی اتفاق نمی افتد. این قصه یکی از سوژه های ناب است که می توانست بهتر به آن پرداخت و هر یک از افراد را نماینده گرایش فکری نشان دهد و داستان را دچار چالش کرد.

نشست

حاجی علیان داستان «یک امضای دیگر» از مجموعه «به چیزی دست نزن» را پر اشتباه ترین داستان این مجموعه دانست و گفت: من نام این داستان را گذاشته ام داستانی با کلکسیون اشتباهات که یکی از آنها تاثیر شاعرانگی و استفاده از شعر در این داستان است.

به گفته سلیمانی نیز این داستا دارای برخی مشکلات است که مربوط به ویراستار آن است. خیلی از نویسندگان در این زمینه مظلوم هستند. ناشران واقعا این همت را ندارند که ویراستار حرفه ای داستان بیاورند تا داستان را سامان بدهند. برخی از ویراستاران دوباره داستان را می سازد. در مورد زبان شاعرانه باید گفت در ادبیات داستانی ما اصولا به دو طریق از زبان شاعرانه استفاده می شود. یکی طریق ثواب و دیگری خطا. طریق ثواب جایی است که بیژن نجدی استفاده می کند. ما اصولا اکثرا از وادی شعر وارد وادی داستان شده ایم.

وی اذعان کرد: نویسندگان ایرانی در سنت شعری بسیار قوی رشد کرده اند. زبان نویسندگان زبان شاعرانه است و اصولا ما ملت شعر زده و شاعر مسلکی هستیم و نمی توانیم این مسئله را از خود دور کنیم و این مسئله بر روی آثار ما نمود بیشتری دارد. داستان ژانر زندگی مدرن است و زندگی شهری را نمایش می دهد و این پارادوکس از همین جا سر بر می زند. امیدوارم به جایی برسیم مانند نجدی که سبک ایجاد کنیم و در جای شاعرانه، شاعرانه صحبت کنیم و در جای دیگر هم همین طور متناسب با فضا.

سلیمانی ابراز تاسف کرد: ما ملتی هستیم که هر زمان می خواهیم چیزی را به بازار عرضه کنیم چه دوغ باشد یا اثر ادبی؛ می نویسیم پاستوریزه...می خواهیم آثار را پاستوریزه کنیم و تحویل مردم دهیم.

حاجی علیان در مورد مجموعه «از خواب می ترسم» گفت: بخشی از داستان های این مجموعه فاقد کشمکش داستانی هستند و در فضای خوش و خرم ایجاد شده است. اینها یک مقداری با نظام قالب که در اکثر آثار هادی خورشاهیان وجود دارد و می خواهد حرفی را ارایه دهد، فاصله ای دارد. داستان «ساعتم با اجازه خوابیده استم یکی از کارهای فانتزی و خوب مجموعه است و بازیی که با ساعت در طول داستان می شود تاکید بر فانتزی بودن شخصیت و داستان را دارد که می تواند نقطه برجسته کار باشد.

حاجی علیان در یک جمع بندی کلی در مورد مجموعه این دو زوج نویسنده اینگونه توضیح داد: همه نویسنده ها به این قضیه اشراف دارند ولی شاید اذعان نداشته باشند که زیست بوم تاثیر مستقیم در نوشتار دارد. زیست بوم مشترک در مجموعه این زوج تاثیر بسیار زیادی داشته است. آنجایی که مجموعه خورشاهیان 26 داستان کوتاه و لیلا عباسعلی زاده 17 داستان کوتاه است این تنوع داستانی اجازه بررسی را به منتقد می دهد.

وی داستان های این دو مجموعه را به داستان های داستان های زنانه و مردانه دسته بندی کرد و گفت: در داستان های زنانه یا راوی زن است یا روایت زنانه دارند و یا موضوعات مورد علاقه زنان را بررسی می کنند و یا درمورد زنان هستند. در مجموعه «به چیزی دست نزن» 10 داستان از 17 داستان زنانه است و در مجموعه از خواب می ترسیم 8 داستان از 26 داستان زنانه است. داستانه های مردانه در مجموعه «به چیزی دست نزن» 6 مورد از 17 مورد است و در مجموعه «از خواب می ترسیم» 13 مورد از 26 داستان مردانه است و داستان هایی که در آنها جنسیت مطرح نیست داستان «زمهریر» در مجموعه «به چیزی دست نزن» و در مجموعه «از خواب می ترسیم» 6 داستان از 26 داستان را به خود اختصاص داده است.

سلیمانی در پایان این نشست خاطر نشان کرد: حقیقتا تقسیم بندی داستان ها به زنانه و مردانه سخت است. در جمع بندی باید گفت اکثر داستان نویس ها سوژه داستانشان را خود قرار می دهند. در غرب عدم وجود حادثه باعث شده نویسندگان به این سمت گرایش پیدا کنند. اینکه چرا در ایران نویسندگان این مسئله را انجام می دهند، پاسخش این است که تکنیک های غربی داستان نویسی به سوژه های ایرانی نمی خورند و سوژه های غربی هستند که این تکنیک ها را بر تابند.

شایان ذکر است جلسه بعدی نشست های نقد کتاب نشر آموت پیرامون نقد رمان «شب آفتابی» نوشته نسرین ثامنی است.

191/60

کد خبر 129530

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • شبنم محمودی IR ۱۶:۴۷ - ۱۳۸۹/۱۱/۲۲
    0 0
    من گزارش خبرگزاری های دیگر را از این نشست خواندم اما گزارش خبرآنلاین کامل تر بود. کاشکی همه خبرنگارها مثل شما امانت دار باشند و فقط دنبال تیترهای درشت خبری نگردند