۰ نفر
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۸:۴۹
تونی آدامز و تراژدی الکل

یکی از بهترین کاپیتان هایی بود که دیده بودیم. مدافع میانی بالا بلند. بی‌باک در بازی هوایی. اهل نفوذ و نواختن ضربه های نهایی و درکنار همه اینها قدرت والای رهبری.

ولی او سوی تیره ای هم داشت. خیلی سیاه. تونی الکلی بود. آن چه هم به خود و خانواده و فوتبالش ضربه زد.

نبرد او با الکل، بخش مهم زندگی اش را ساخت و کتابش با عنوان "معتاد" را چنان صادقانه نوشت که دست بدست گشت. برخی از جمله های کتاب را می خوانید.

در نوجوانی اعتماد به نفس نداشتم. فقط وقتی فوتبال بازی می کردم خودم را پیدا می کردم. من از هفده سالگی پیراهن آرسنال را بر تن کردم.

اولین اعتیاد من فوتبال بود. فوتبال مرا ازافکار و احساساتم دور می کرد. در زمین جدی بودم و با واقعیت خودم که ترسو و سازش ناپذیر بود فرق داشتم. ولی شما نمی توانید همیشه به شخصیت درون زمین دل دهید و دیر یا زود زمانی فرا می رسد که در آینه به خود واقعی تان خیره می شوید و در می یابید آدم دیگری بربرتان ایستاده.

در بیست و نه سالگی که تیم خوبی داشتیم تلاش می کردم "یک الکلی خوب باشم"، ولی نمی شود. تصور می کنم اگر آن قدر نمی نوشیدم جام های بیشتری می بردیم. در ۱۹۹۱ فقط در یک بازی شکست خوردیم. دیداری که همه در میدان بودند جز من که در زندان جلمزفورد بسر می بردم. پنجاه و هشت روز زندان. وقتی در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۳ شکست ناپذیر شدیم کاپیتان مان پاتریک ویرا بود که نه الکل می نوشید و نه راهی زندان شد. وقتی بابی رابسون برای جام جهانی نود انتخابم نکرد دریافتم چه بلایی سرم آمده. نمی توانم احساس تنفر از خودم را توصیف کنم. نه نمی توانم. از خواب بلند می شدم. عرق کرده. بالا آورده. در رختخوابی خیس شده از پیشاب. می دانید تجربه مشترک همه الکلی ها چیست ؟ سفر به جهنم...

* منتشر شده در صفحه اینستاگرام نویسنده . ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹

۴۳ ۴۳

کد خبر 1386765

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 5 =