روایتی از اهالی روستای سفیدسنگان؛ «رومینا را فقط پدرش نکشت»

خاله می‌گوید رومینا دختر خیلی شادی بود، دلش می‌خواست برود عروسی، دلش می‌خواست عروس شود، مکثی می‌کند و جمله‌اش را این طور تمام می‌کند: «بچه بود، خیلی بچه بود خب.»

مستوره برادران نصیری: به گل‌های قالی خیره مانده‌ایم،‌ توی اتاق من و زنی که کنارم نشسته غریبه هستیم، مادر،‌سه تا از خاله‌ها و دخترخاله رومینا هم هستند، مادر بزرگ با موهای حنا بسته، وسط آشپزخانه نشسته است، حرف نمی‌زند، جای دیگری است و فقط گاهی چیزی از روی زمین برمی‌دارد، می‌گیرد میان دستانش، می‌تکاند، چیزی مثل غبار. می‌تکاندش جایی دورتر از اینجا.

زنی که کنارم نشسته هم‌زبان جمع است، این امتیاز او باعث شده من غریبه‌تر به نظر بیایم. با پسر و همسرش از تبریز آمده‌اند، با هم رسیده‌ایم، گوشی‌اش را نشانم می‌دهد، می‌گوید از وقتی عکس رومینا را دیده و داستانش‌ را شنیده است، بی‌تاب شده که بیاید و خانواده‌اش را ببیند.

من با همراهی آقای ح که از آشنایان خانواده دشتی یعنی خانواده مادری رومیناست آمده‌ایم برای مصاحبه،‌ اما خانواده دل و دماغ حرف زدن ندارند، می‌گویند گفتنی‌ها را گفته‌اند و دیگر نمی‌خواهند چیزی بگویند.

میان دوراهی کار و اخلاق مانده‌ام، محبت‌شان آن‌قدر زیاد هست که می‌دانم اگر اصرار کنم، نتیجه می‌دهد، اما منصفانه نیست. زنی که از تبریز آمده مشکل مرا ندارد، با اینکه به صندل راحتی‌ای که پوشیده و لباس‌هایش اشاره می‌کند و می‌گوید می‌داند که ظاهرش مناسب تسلیت نیست اما آمده که حتما مادر رومینا را ببیند. می‌رود بالا، من می‌مانم و پسرش و آقای ح که نمی‌داند باید چه کند که به قول خودش من دست خالی برنگردم.

«دیرگاهی است که چون من همه را

رنگ خاموشی در طرح لب است.

جنبشی نیست در این خاموشی

دست‌ها، پاها در قیر شب است.»

آقای ح بالاخره تصمیم نهایی را می‌گیرد، می‌گوید حالا که آنها هم اصرار می‌کنند، برو بالا و یک استکان چایی بخور و اگر خودشان حرفی زدند همان‌ها را بنویس.

من و زن تبریزی کنار هم نشسته‌ایم در حلقه زنانی مشکی پوشیده که نزدیک‌ترین نسبت‌ها را با رومینا دارند. زن، ترکی با خاله‌ها صحبت می‌کند، نگاه خالی مرا که می‌بیند می‌آید به کمک، فارسی توضیح می‌دهد که چه‌ها گفته و شنیده است.

مادر رومینا ساکت است. یکی از خاله‌ها سرصحبت را با ما باز می‌کند: «پدرش که ماجرا را می‌فهمد می‌گوید بهتر است که رومینا خودش، خودش را بکشد بجای اینکه من بکشمش،‌ این حرف‌ها باعث شد رومینا بترسد، فکر می‌کنم به همین خاطر هم فرار کرد، توی نامه‌ای که قبل از فرار می‌نویسد هم همین را گفته، خطاب به پدرش گفته حالا که می‌خواستی من خودم را بکشم، پس من می‌روم و فکر کن که من مرده‌ام.»

زن تبریزی کارم را راحت‌ می‌کند، جای من می پرسد که رابطه پدر و دختر چطور بوده؟ به روایت خاله پدر آدم خوبی بوده، البته اخلاق‌های دوگانه‌ای داشته: «حالی به حالی بود، گاهی خیلی خوب بود و گاهی بداخلاق می‌شد اما کلا با رومینا خوب بود و کلا دختر خیلی دوستش داشت، حتی بعد از اینکه رومینا را کشت به خواهرم می‌گوید من سهم خودم را برداشتم و کشتم، سهم تو را(برادر کوچک رومینا) برای تو گذاشتم.»

خاله می‌گوید رومینا دختر خیلی شادی بود، دلش می‌خواست برود عروسی، دلش می‌خواست عروس شود، مکثی می‌کند و جمله‌اش را این طور تمام می‌کند: «بچه بود، خیلی بچه بود خب.»

خاله معتقد است مردان دور و بر پدر رومینا در اینکه او را بکشد نقش داشته‌اند، مثلا عموی‌اش گفته بود سرپرستی زن و بچه‌ام با تو خودم می‌کشمش، دیگرانی هم بوده‌اند که گفته‌اند چطور می‌خواهی با این موضوع که دخترت فرار کرده و دوباره برگشته خانه کنار بیایی، چطور می‌خواهی سرت را توی محل بالا بگیری.

«درختی میان دو لحظه می‌پژمرد

اتاقی به آستانه خود می‌رسید

مرغی بیراهه فضا را می‌پیمود

و پنجره‌ای در مرز شب و روز گم شده بود.»

زن تبریزی که زودتر از من رسیده قصد رفتن دارد، هنوز خداحافظی نکرده که من حس مزاحم بودن دارم، چای‌ام را سر می‌کشم و بلند می‌شوم، مادر رومینا کمی جلو می‌آید، صدایش از جایی دور می‌آید، پشت خروار اندوه و غم، چند جمله می‌گوید، جملاتی از سر حسرت که کاش پدر و دختر را با هم تنها نمی‌گذاشت، کاش نمی رفت لباس‌ها را بشوید. حالا دیگر چه فرقی می‌کند که کدام لباس‌ها شسته شده باشند، وقتی که تا ابد رخت‌شان رخت عزاست.

فقط خانواده رومینا نیستند که تصمیم گرفته‌اند سکوت کنند، مردی با کلاه حصیری، زنی که آمده از دوره‌گرد پارچه‌فروش خرید کند، مرد جوان موتور سوار، خانم نعمتی، مدیر مدرسه رومینا و خیلی‌های دیگر دوست ندارند چیزی بگویند، از طرفی معتقدند هر آنچه که باید گفته شده و نیازی به توضیح بیشتر نیست، از طرفی معتقدند ناگفته‌ها دارد به شکل نادرستی راهش را از شبکه‌های اجتماعی و به قول خودشان فضای مجازی پیدا می‌کند و تیغ می‌کشد به چهره حقیقت. آن قدر این مدت قضاوت و حرف و حدیث گفته و چرخیده شده که کسی حاضر نیست بار بیشتری بر دوش این امواج که آمده چند خانواده را برده زیر آب و سیل شده، بگذارد.

خانم ف اما حرف‌هایی دارد، پررنگ‌ترین تصویرش از رومینا روز بازگشایی مدرسه‌هاست، پسر خانم ف و برادر رومینا پیش‌دبستانی بودند، آن روز رومینا دست برادرش را گرفته و آورده بود مدرسه، در دست دیگرش یک دسته‌گل بزرگ و زیبایی بوده که برای مربی پیش‌دبستانی آورده بود. خانم ف دست‌گل و چهره خندان رومینا یادش مانده، این‌ها را که تعریف می‌کند، لبخند دارد، اما آخر حرف‌ها نگاهش خشک می‌شود:« من هنوزم باور نمی‌کنم این اتفاق افتاده.»

خانم ف خودش وقتی ۱۲ ساله بوده ازدواج کرده، آن هم ازدواج فامیلی، اصلا نمی‌دانسته ازدواج یعنی چه، او دختر ندارد ولی اگر دختر داشت محال بود تا قبل از ۱۸ سالگی شوهرش می‌داد، البته او که هم‌روستایی بهمن و اهل شلقون است، فکر می‌کند بهمن پسر بدی نبوده و خب کم پیش نیامده که اهالی روستای‌شان با روستای همسایه یعنی سفیدسنگان فرار کرده باشند و بعد هم اغلب خانواده‌ها مجبور به رضایت شده و ازدواج شکل بگیرد و لابد بهمن هم با همین نیت برنامه فرار را چیده است.

«نوسان‌ها خاک شد

و خاک‌ها از میان انگشتانم لغزید و فرو ریخت.

شبیه هیچ شده‌ای!

چهره‌ات را به سردی خاک بسپار.»

مرز دو روستا خیلی باریک است، آن‌قدر که زمینی محصور با کاج‌ها را رد کنی ناگهان همه چیز از سفیدسنگان به شلقون تغییر نام می‌دهد اما تفاوت‌ها مرز پررنگ‌تری دارد، آن‌قدر که یکی از اهالی می‌گوید، هر چه دختر ما به آنها داده‌ایم کتک‌خورده و زجر کشیده به خانه برگشته و هرچه دختراز آنها گرفته‌ایم با عزت و احترام زندگی کرده، همین حرف را می‌توانید برعکس کنید و از دهان دیگری بشنوی. ظاهرا همه چیز در صلح و صفاست اما پای وصلت که به میان می‌آید، بزرگترها چندان راضی نیستند.

مردی که کلاه روستایی بر سر دارد، مرد کنار دستش را نشان می‌دهد و می‌گوید: همین آقا از آن روستاست اما با ما رفت‌وآمد دارد، هیچ مشکلی هم نداریم اما بد و خوب همه جا هست، هر جا ممکن است جوانی داشته باشد که پدری نخواهد او را به دامادی قبول کند.

«روی علف‌های اشک‌آلود به‌راه افتاده‌ام

خوابی را میان این علف‌ها گم کرده‌ام

دست‌هایم پر از بیهودگی جست‌وجوهاست.»

روایت‌ها از بهمن متفاوت است، کسانی او را تایید می‌کنند و کسانی معتقدند که اگر رومینا با هر کس دیگه‌ای غیر او فرار کرده بود، سرنوشتش این نبود. ظاهرا فرار راهی است برای اینکه خانواده‌ها تفاوت‌های مذهبی، فرهنگی یا اقتصادی را بدون راه حل بهتری، شوک‌گونه بپذیرند و چاره‌ای برایشان نماند جز اینکه با اتفاق انجام شده کنار بیایند. کسی از اهالی چنین حجمی از خشونت را سراغ ندارد، بدترین سرنوشت برای دختران فراری طرد شدن از خانواده بوده یا طلاق که البته دومی می‌تواند عاقبت هر ازدواجی باشد.

مرد مغازه‌داری از قول پدر رومینا می‌گوید که آن طرف ماجرا اگر هر کسی غیر از بهمن بود، «راضی» می‌شد و لابد حالا خانواده‌ها داشتند برای مراسم عروسی خودشان را آماده می‌کردند.

«میان خوشه و خورشید

نهیب داس از هم درید.

میان لبخند و لب

خنجر زمان در هم شکست.»

عمو و برادرزاده هستند، خانه‌شان را با دست نشانم می‌دهند؛ تقریبا همسایه خانواده مادری رومینا محسوب می‌شوند، عمو تمایلی به صحبت ندارد، تاکید دارد بروم و از خود خانواده‌ها سوال کنم، برادرزاده اما یک حرف را مدام تکرار می‌کند، اینکه رضا اشرفی، پدر رومینا فرشته نبود اما این چهره شیطانی‌ای که از او ساخته شده با واقعیت یکی نیست. او معتقد است پدر رومینا تحت شرایط محیط و همان چیزی که به اسم حرف مردم و حفظ ناموس معروف شده، دست به این کار زده است.

مرد دیگری حرف برادرزاده را می‌گیرد و ادامه می‌دهد: «البته معلوم بود که رومینا می‌خواست به هر قیمتی از آن خانه فرار کند، پدرش دست‌کم قاتل نبود اما قاتل شد، بخاطر حرف‌های بقیه، بخاطر اینکه اگر این کار را نمی‌کرد دیگر نمی‌توانست سر بلند کند جلوی بقیه. اینجا محیط کوچک است.»

مرد جوان دیگری پی حرف‌ها را می‌گیرد و می‌گوید: «باید رضا اشرفی مجازات شود اما بهمن هم باید مجازات شود، شاید اگر بهمن بعد از اینکه با رومینا فرار کرد، چند بار از او لایو نمی‌گذاشت، پدر رومینا ان‌قدر عصبانی نمی‌شد، بهمن هم مقصر است، اگر اندازه قاتل نباشد اما می تواند مسبب آن شود.»

«می‌گویند: دستی در خوابی گل می‌چید.»

ظهر شده، آفتاب آمده بالای سرمان، داغ می‌تابد بر سرهایمان، روستا خلوت شده، سفیدسنگان پر از باغ‌های کیوی است و شالیزار، روستا ساکت شده، فقط صدای آب است و پرنده. روستا در آستانه یک بعد از ظهر آرام و قشنگ است و هیچ جای این زیبایی شبیه هلال ماهی که خون از آن چکیده نیست.

«باد می‌رفت به سر وقت چنار

من به سر وقت خدا می‌رفتم.»

*شعرها از سهراب سپهری

۲۳۴۷۴۷

کد خبر 1393200

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 81
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۹:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    یه پدر و یه دختر معصوم و یک خانواده از بین رفت. منتظر باشید ببینیم آقا بهمن یعنی فرهاد داستان ما از دوری عشقش سر به کوه میگذاره یا بزودی در آغوش عشق جدیدش همچی رو فراموش میکنه؟!
    • IR ۲۲:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      133 6
      دقیقا همین میشه
    • IR ۲۲:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      80 31
      قضاوت به این راحتی نیست
    • ۲۳:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      55 2
      دقیقا
    • ۲۳:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      37 6
      دقیقا
    • FR ۰۷:۲۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      75 40
      حداقل یک نسل دیگه، نسلی که الان پدران بالای ۴۰ ۵۰ ساله هستن بالای ۶۰ ۷۰ سال بشن، وقتی که قدرت سنتی مردسالار بودن خودشون رنگ ببازه، نسل جدید جایگزین، نسل آگاه تر و نرمتری خواهد بود. باید قبول کنیم که سیستم مردسالاری که ریشه در ایران و فرهنگش داره فرهنگ غلط و اشتباهی هست! فرهنگی که هیچ حقی به بچه نمیده، فرهنگی که زن و بچه دارایی مرد حساب میشن فرهنگ مرده ای هست! اگه میگید که هزاران ساله که همچین چیزی هست، درسته ریشه بسیار طولانی داره اما چون چیزی قدمت داره به معنی درست بودن نیست! خوشحالم بابت دسترسی هر شخصی به اطلاعات امروزه هر کسی می تونه در مورد حق و حقوق انسانی خودش بخونه و بدونه که قربانی سیستم سنتی هست و حالا می تونه برای اینده اش خودش تصمیم بگیره! برای رومینا و امثال اون که در کل کشور و جهان همین حالا در گیر این اتفاقا تو خونه هستن متاسف هستم که تو این سن باید مثل یک شی سنتی باهاشون رفتار میشه! اگه مردید، سعی نکنید زن و بچه هاتون رو به چشم دارایی خودتون ببینید! هیچ فرقی به لحاظ انسانی بین مرد و زن نیست! هیچ فرقی هم بین بچه هاتون و خود شماها به عنوان پدر و مادر نیست!
    • FR ۰۷:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      50 48
      به خاطر گذشته ای که در ایران بوده، نباید خودتون رو قربانی سیستم سنتی ایران کنید. اگه فکر میکنید سیستم سنتی جواب میده، سخت در اشتباه هستید. میدونم عنوان مرد براتون یه عنوان سنگینی هست و نگاهی که جامعه بهتون داره، باعث میشه که باورها و ارزش هایی رو در خودتون پرورش بدید که روحیه مردسالاری تون رو تقویت میکنه ولی واقعا دارید مسیر اشتباهی رو میرید! خیلی از خانواده هایی که الان پدر و مادرهای ۵۰ ۶۰ ساله دارن رو ببینید، اکثر زن های این خونه هویت مستقلی ندارن! جرات نمی کنن تو روی شوهرشون وایسن با اینکه حق باهاشون هست! به این میگن ظلم! طی سال های سال حق و حقوق زن و بچه رو این قدر براشون محدود تعریف شده که باور کردن خیلی هاشون که اره سقف ارزوهای زن یا بچه توسط پدر و سیستم مردسالار تعریف میشه پس این ظلم رو پذیرفتن اما الان این موضوع فرق کرده! اگه می خواید به عنوان یه مرد، حق و حقوق انسانی زن و بچه هاتون رو شما تعریف کنید، بدونید که قراره حسابی به مشکل بخورید! در اینده زن و بچه هاتون ازتون متنفر میشن از اینکه تو زمانی که باید بهشون حق انتخاب میدادید ندادید و مسیر زندگی شون به سمتی رفت که شما خواستید
    • FR ۰۷:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      44 44
      مطمئن باشید این اتفاق خواهد افتاد همین طور که برای نسل دهه ۶۰ و ۷۰ فعلی افتاده و ارزوهای سرکوب شده شون رو می تونید تو فضای جامعه توسط خانواده مخصوصا پدر خانواده ببینید. یکیش هم خود من به عنوان یه جوان دهه ۷۰ هستم. سعی نکنید از لغت هایی مثل ناموس استفاده کنید. این لغت مخصوص سیستم مردسالاری هست! ننتیجه اش میشه قتل رومینا توسط پدر و همراهی اطرافیان پدر این خانواده به خاطر حرف هایی که به پدر زدن! غیرت هم تقریبا همین طوره! این لغت هارو برای مردها بوده از قدیم که نشون بده تو خانواده کی مالکه کی هست! این لغت ها در باطن این موضوع رو نشون میده که مرد هست که شخص اوله و به اسم غیرت و ناموس می تونه هر کاری دلش بخواد بکنه زنش رو کتک بزنه، بچه اش رو کتک بزنه! حتی بکشتش! به لطف مذهمون هم این موضوع تو قوانین دست مردهارو بسیار باز گذاشته! ادعای مردها هم اینه که زن ها فیزیکشون اجازه نمیده یا عقلشون اجازه نمیده و ازین صحبت ها! این صحبت ها فقط و فقط تو سیستم مردسالار ارزش داره نه هیچ جای دیگه!
  • US ۱۹:۳۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    نویسندهی متن خیلی سعی کرده احساسی بنویسه ولی به معنی واقعی کلمه خراب کرده اصلا جالب نبود
  • بی نام IR ۱۹:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    دو واحد جامعه شناسی روستائی و عشایری پاس کرده بودین درک می کردین چی شده؟ عرف حکم داده نه عقل و قانون! شاهد میگه من هم دوازده سالگی ازدواج کردم پس 14 کوچیک نیست به عرف محل! فرار کردن هم غریب نبوده به عرف محل شاهد میگه بسیار زیاده هست. فشار روانی اطرافیان هم که ناشی از عرف محل هست پدر رو در وضعیت قرار داده. نمیشه تهران بشنی برای عرف اقوام کشور نسخه بپیچی! اونهائی که با قانون و حقوق آشنا هستند می دونن که عرف از منابع قانون هست و قاضی به عرف محل رجوع میکنه. الان که قانون شریعت مسکوت نیست ولی اگر هم مسکوت بود باز هم عرف حاکم بود. من فکر می کنم همون 10 سال اشد مجازات و بعداز سه سال به تعذیری و یا تخفیف به خاطر حسن رفتار تبدیل بشه. بانوئی برای خودش می شد. حبف ولی موضوع احساسی نیست!
    • بی نام BE ۲۱:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      قتل فقط قتله هیچ توجیهی نداره تجاوز به حق حیات یک انسانه. جز خداوند احدی بر روی زمین حقی در مورد حیات و ممات دیگری نداره. شخصا با حکم اعدام مخالفم و طبق قوانین قصاصی هم برای پدر فرزندکش وجود نداره. اما این قتل عمد محسوب میشه و عدالت (حداقل در این دنیا) برای دختری 14 ساله که هنوز در دنیای نوجوانی و سرخوشی بوده فقط با اجرای اشد مجازات اجرا میشه حبس ابد بدون عفو. به خاطر عرف، به خاطر حرف مردم، ناموس ... نفس یک انسان رو روی زمین قطع کنی؟ به چه حقی؟
    • IR ۲۱:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      43 33
      غیر از عرف و رسم و رسوم، آیا ایشون در دوازده سالگی با مرد 30 ساله ازدواج کرده و با مذهب متفاوت خودش (سنی)؟ حالا مسایل دیگر مثل اختلافات فرهنگی و مادی رو ما خبر نداریم.
    • IR ۲۲:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      82 14
      اگر درست فرهنگسازی بشه فرهنگ روستا هم درباره ازدواج زودهنگام دخترها درست میشه
    • US ۲۲:۳۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      بفرمایید در جنگل زندگی میکنیم و حیوان هستیم ! قانون ، قانون هست و باید طبق قانون عمل شود نه عرف یک روستا ! اگر در روستایی عرف باشد مردم عریان در ملا عام بگردند قانون قبول میکنه ؟ یا همه مواد مخدر بکشن و بفروشن و مشروبات الکلی استفاده بکنن و بگن عرف هست ؟ جناب جامعه شناس ، بفرمایید نقش قانون چی هست ؟ نقش پلیس و نیروی انتظامی چیه پس؟ هر کس هر کاری خواست بکنه بگه عرفه !
    • امین IR ۰۱:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      21 16
      باریکلا به شما که دو واحد رو پاس کردی انقدر راحت و منطقی مشکل رو بررسی کردی و پرونده رو بستی
  • IR ۲۰:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    88 28
    الان دو تا دختر باجناقم کمتر از 18 سالگی ازدواج کردند و خودشان هم انتخاب کردند و دارای فرزند تک هم هستند مدام دعوا و طلاق گرفته و آس و پاس هستند هر دو. .......قانون کشورمان نباید اجازه دهد و محضر ها اجرا کنند و از طریق کد ملی می توانند فرد عقد نکند. حالا درست است ایشان مرده و تسلیت میگم اگر هم ازدواج می شد این مردن بهتر از آن مردن است. باز فامیل های دگر هم دارم چنین هستند.. البته فکر نکنید من خودم و فامیلانم دارای تحصیلات عالیه داریم. باید فرهنگ بشود و فرد بداند سن ازدواج بالای 18 است مثل سربازی ملکه بشود در ذهن افراد. برخی بخاطر پول بخصوص از ناحیه دفتر ازدواج تشویق می کنند برای ازدواج . انشالله برایمان درسی باشد اشکالات رفع شود در اسرع وقت. ضمنا من فکر می کنم پدر دارای بیماری دو قطبی بوده است. هر خانواده نیاز به شماور روانشناس و روانپزشک و نیز پزشک عمومی هستیم. اعضای خانواده نحوه برخورد را بدانند.
  • IR ۲۱:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    97 19
    گرچه واقعه وقتل غیر قابل بخشش وگذشته ، ولی مراقب افکار عمومی باشیم ، بقول دوستمون قطعاً فرهاد قصه بدنبال شیرین دیگری خواهد بود . ولی خانواده ای نابود شد !
  • IR ۲۱:۵۲ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    50 29
    به فضل خدا اندازه دانه ای خردل حق به ناحق تبدیل نخواهد شد و خداوند انشاالله همه را جزا دهد
    • IR ۲۲:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      63 22
      فضل خدا چه ربطی به حق و ناحق داره؟ بلد نیستی مگه مجبوری نظر بدی؟ از بدو زندگی انسان روی زمین در زمان هابیل و قابیل تاکنون حق و ناحق شده و میشه.
    • IR ۱۰:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      34 9
      چرا یکهو زدی دنده چپ؟ نظرم را گفتم. به نظر من اون مردی که اسمش پدر بود کار ناحقی کرده و حتی اگر ما مجازاتش هم بکنیم و بندازیمش زندان باز باید در روز جزا جواب خدا رو بده و اون روز نمی تونه بگه به خاطر غیرت بنده تو را کشتم
  • IR ۲۲:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    88 6
    بیچاره خانواده ها و خصوصا مادرش
    • IR ۲۲:۳۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
      34 9
      دقیقا
  • IR ۲۲:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    44 6
    جای تاسف دارد
  • IR ۲۲:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    33 1
    «باد می‌رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می‌رفتم.»
  • IR ۲۲:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    44 13
    زن کشی
  • IR ۲۲:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    96 7
    حیف از نوجوانی این بچه
    • عبدالکریم محمود پور AE ۰۰:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      39 2
      خدایاچه زمانه ای بدی هست
    • ناشناس IR ۲۳:۳۶ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      7 1
      ایشون خردسال هست نه‌ نوجوان نوجوان از 16 سال‌ به‌ بالائه
  • IR ۲۲:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    36 11
    افسوس
  • IR ۲۲:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    67 17
    قضاوت در این باره خیلی سخته
  • IR ۲۳:۳۶ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    44 21
    فوریه قضاییه بایدبخاطراشتراک عکس دختران دم پسررامجازات کندقاتل اصلی اینه که بااینکارش باعث مرگش شد
  • IR ۲۳:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    میگم چرا نظر چرت میدید .شهر های کوچک وروستاها ابرو و غیرت و چیزا خیلی براشون مهم تا شهر های بزرگ مثل تهران ومشهد وجاهای دیگ ک خر تو خره .دخترا امروزیم ده سالش دیگه همچیو میدونن چ برسه سیزده ساله ک میگین گول خورده .کجا گول خورده .پدرش حق داشت سه بار گردنش بزنه مگ زیر بته بار اومده هر کار دلش خاد بکنه پدرش ابروش شرفش غیرتش همچیش از دست داد با این کار اینا من حق بهش میدم خوب کاری کرد دستش درد نکنه.اینکارم نمیکرد یه دختر دیگه ب دختر فراریا ومعتادا و خرابا کشور اضاف میشد
    • AT ۱۷:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      54 13
      وای به احوال تو که فکر می کنی قتل فرزند به دست پدر بهترین راه حل مشکل بوده. چند سالته؟ چرا عقلت با جاهلیت گره خورده؟
    • ناشناس IR ۱۸:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      8 2
      باباش اگه خیلی ادعای شرف داشت چرا پسره رو نکشت زورش به یه دختر بچه رسید؟
    • IR ۰۲:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
      3 15
      احسنت آفرین درست گفتی، درود بر شرف پدرش اونهایی که دم از وااای وااای میزنن حتما شرفی ندارن مقصر اصلی مادرش با مخفی کاری و بعدم اون مرد فریبکار
    • IR ۱۵:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
      0 0
      شاید اگه شما جای رومینا بودین و به اون طرز فجیع توسط پدرتون به قتل می رسیدین،الآن مفهوم غیرت و شرف و ناموس رو به درستی درک کرده بودین و میدونستین حفظ ناموس و غیرت یعنی حفظ امنیت و آرامش زنان و کودکان و دختران نه دامن زدن به بی امنی و تهدید و تملک آن ها،به خاطر این افکار به دور از انسانیتتون بهتره خودتونو به یک روانپزشک معرفی کنید.
  • از ماست US ۲۳:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    42 11
    نکاتی که میشه در این‌قضیه دید: ۱- روش های بد تربیتی و عدم اطلاع کافی والدین و تعصب های اشتباه که وقتی دختر احساسی میشه به شکل درست باهاش برخورد نمیشه و با رفتارهای چکشی منجر به فرارش و بدتر شدن اوضاع میشه.۲- قضاوت اهالی و اقوام که وضعیت روحی پدر رو بدتر میکنه که کار به اینجا میرسه. این که به کار هم کار دادن و اجازه میدن دیگران رو قضاوت‌ کنن. ۳- عدم وجود روانشناس یا مددکار که صحبتای دختر رو جدی بگیره و حداقل قبل تحویل اون از پدر ارزیابی روانی انجام بشه. ۴- مادر که در برابر پدر سکوت میکنه و با اینکه میدونه جون دخترش در خطره خونه میارتش. ۵- اون جوونی که از فقر آموزش های جنسی اقدام به ارتباط با این دختر میکنه.۶- پدری که خاطر تفکر غلط خودش رو صاحب دخترش و جونش میدونه. کلا قاتل اصلی خیلی از فرهنگای غلط ماست.
    • احمدی IR ۱۵:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
      0 0
      جواب شما واقعاعالی و کامل بود
  • IR ۲۳:۵۲ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۸
    32 13
    مگر زن جز اموال شماست...
  • IR ۰۰:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    " دختر ۱۳ ساله در آغوش نامرد اجنبی ۳۵ ساله " / تقصیر پدر چی بوده این وسط جز آبرویی که ذره ذره تونسته با بدبختی جمع کنه و .../ اتفاقا بیشترین گناه رو دختره داشته و کمترین گناه رو پسره وتنها کسیکه در این جریان پاک و بی گناه بوده پدر بوده ، شک نکنین ، کارش هم شرعی بوده
    • AT ۱۷:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      58 4
      شرع رو به لجن نکش
  • IR ۰۰:۱۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    49 11
    درسته روستای سفیدسنگان تفکرات سنتی را با خود حمل می کند. ولی همین پدر اگر دخترش را در تهران هم بزرگ می کرد، قطعا باز هم غیرتش اجازه نمی داد که فرار او با پسر نامحرم را بدون پاسخ رها کند.‌ نقش اهالی روستا در حد کاتالیزور بوده.
  • غمزده IR ۰۰:۱۲ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    قاتل اصلی بهمنه که عکسهای نامربوط شون رو برای پدر مقتول فرستاده و اونو جری کرده تا به این عمل وحشتناک اقدام کنه ، به نظرم اون باید قصاص بشه که معلوم نیست چی در سر داشته ، والا پدر مقتول که با از دست دادن فرزندش یه بار قصاص شده .
  • بقیه الله CA ۰۰:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    رومینارابهمن بیشرف کشت اگه کسی عاشق فردی بشه راضی به ناراحتیش نمیشه چه برسه ازنقطه ضعف اش به نفع خویش استفاده بکنه چراعکسهاش وبه پدرش فرستاده
    • شمس تبریزی IR ۰۱:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      38 14
      به خدمت جناب بقیة الله عرض کنم که خوشمزه تر از همه اینها اینه که این آقازاده که شباهت زیادی هم به امیر تتلو داره گفته به خاطر اینکه سنی بودم، به من زن ندادن. طرف روی گردنش ستاره داوود را خالکوبی کرده و بحث شیعه و سنی را پیش کشیده. خخخخخخخخخ. یکی نیست بهش بگه آقا برو پی کارت. تو برو دنبال دوست دخترت. خخخخخخخخخخخخخ. تو را چه به این غلطها که حق با عمر بوده یا علی. همین را به پدر آن دختر هم عرض میکنم. تعجب من از اینه که یه مشت آس و پاس هم برای ما منبر میرن و بحث شیعه و سنی راه میندازن.
    • IR ۱۰:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      53 9
      این نامرد دختر 13 ساله را فریب داده بعد هم عکسهای دختر مردم را با خودش برای ان پدر بیچاره فرستاده در اصل قاتل اصلی ان است و در واقع ان باید اعدام شود که دیگر کسی جرات نکند این کار را با کسی بکندو خانواده ای را از هم متلاشی کند
  • بصیرت IR ۰۱:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    36 9
    خانم مستوره با زیرکی کامل یک گزارش یکسو با خطوط فکری جاهلانه خودت که قطعا ظاهرت هم نشان دهنده آنست تهیه کردی در طول گزارش پدر را محکوم کردی و فقط در پاراگراف آخر از بهمن یک مطلبی زدی!!!!! اگر غیرت دینی داشتی که باز قول می‌دهم که نداری. حداقل یک گزارش و نقد منصفانه از پدر رومینا و آن بی غیرت حرام لقمه که زمینه این جنایت را ایجاد کرده مینوشتی. ضمنا عکس این بیشرف بهمن که دستگیر شده نشان دهنده باطن خبیثش است، را برای مخاطبینتان اگر راست میگی بارگذاری کنید.
  • RO ۰۱:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    54 9
    پسره حدودا ۱۶ سال از دختره بزرگتر با کمال گستاخی میگه چندساله با دختره رابطه داشته ! چه کسی باید گوش چنین بی شرفی را بگیرد ؟؟ .... باید این فرد پلید رو نیز به اشد مجازات برسونن که از خامی و بچگی دختر کم سن و سال سو استفاده کرده و یکی از افراد موثر که باعث و بانی قتل شده ،این پسره است این جور پسرها اهل زندگی نیستن،بلکه چه بسا خودشون هم ول معطلن.
  • IR ۰۲:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    50 16
    و باز یک دختر بچه ساده تشنه محبت در دام یک شارلاطان پی هوس و خانواده ای ناتوان از تعلیم و راهنمایی و هدایت درست فرزندان ...
  • ل ع IR ۰۳:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    46 16
    پدر جنایت کنه اسمشو می ذارن غیرت!!! حرف مردم همیشه شکنجه ست برای من که دو زار ارزش نداره کار خودمو میکنم منتظر نظر دیگران نیستم بس که مردم فضول دیگران هستن تو گناهان خودشون گیرن چسبیدن به گناه نکرده دیگرون
  • علی IR ۰۴:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    59 14
    اون پسر ، که چهار روز با این دختر بوده ، اگه خواهرش هم با یه غریبه بیرون بود چه حالی میشد؟؟باید بگیم شاید اون پسرهم تو قتل رومینا شریک هست
    • US ۰۰:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
      63 2
      همون "چه حالی می شد" باعث قتل این دختر توسط پدرش شد. یاد بگیریم چه دختر چه خواهر چه همسر، شخصیت و آزادی و اختیار مستقلی دادن و برده این حالی شدن های تعصبی نیستن و کسی مالک اون ها نیست. باید تغییر رو از خودمون شروع کنیم.
  • دبیر IR ۰۵:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    35 7
    اموزش و پرورش را اصلاح کنید تا راستگویی ابروداری بشه نه پنهان کاری
  • دبیر IR ۰۵:۲۸ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    24 6
    نکته اول: عاشق شدن گناه نیست.عرف و فرهنگ یک جامعه هر چی باشه بازم گناه نیست.اما سو استفاده عاشق از عرف و تحت فشار قرار دادن پدر معشوقه گناهه.اگر عاشق واقعی بود نباید روابط خصوصی معشوقه اش را عمومی میکرد بهتره کنار عشقش باشه اگه واقعا عاشقه. نکته دوم چرا انقدر دیر پدر معشوق بداند و چرا معشوق به پدرش نگفته که اونم عاشق شده؟ و چراهای دیگری که در تربیت باید جست.خیلی وقتا راست گفتن تبعاتش بیشتره.راستگویی پاداش کمی داره.چرا؟!
  • دانشجو IR ۰۵:۳۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    28 13
    سلام. به نظرمن قضاوت خیلی سخته. چون ما از کل زندگی آدمها وشرایطشون خبرنداریم. ماانسانها گاهی باقضاوتهای غلطمون تیشه به ریشه میزنیم. ایکاش قضاوت روبه افرادی بسپریم که تخصص کافی دارند.
  • محمد AE ۰۶:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    40 8
    نااهل بی وجدان و بی مسولیتی که سر راه دختر ۱۳ ساله سبز میشه قاتل هست اون هوس باز بی شرافتی که اگر کسی سر راه خواهر خودش سبز می شد همین کارو می کرد
  • IR ۱۰:۳۶ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    31 7
    من قسمتی از دوران سربازی رو در ماکو بودم. در اون منطقه برای اولین بار کلمه فرار دادن دختر رو شنیدم از جوانی که تازه از زندان در اومده بود و داشت به میاندواب برمی‌گشت که برای بار دوم دختر محبوبش رو فرار بده. بعد فهمیدم که این ماجرا در اون منطقه مسئله نامعمولی نیست و ازدواج‌های زیادی به این شکل اتفاق افتاده. در واقع این روش دختر دزدیدن رو اونجا بیشتر یک آزمون عاشقانه برای زوج میدونستند تا یک مقوله ناموسی، و هرچه پسر بیشتر در این امر پافشاری می‌کرد عاشق‌تر محسوب میشد. براساس آنچه شنیدم این فرار دادن‌های عاشقانه در نهایت برای گرفتن رضایت والدین دختر بوده و داشتن رابطه جنسی در زمان فرار هرگز قسمتی از نقشه نبوده و از نظر مرد کاری نامردانه محسوب میشد. پسری که با من حرف زد در زمان فرار با دختر حتی یک شب با او در یک اتاق نخوابیده بود. مورد رومینا و پدرش را قضاوت نمی‌کنم و فقط خواستم تجربه‌ام در آن مناطق را با شما شریک شوم
  • نسیبه IT ۱۰:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    29 16
    از شدت بغض و اشک نتونستم بقیه مطلب و بخونم .فقط از خدا طلب مغفرت برای رمینای عزیز ،صبر برای مادر و برادر داغدیده و اشد مجازات از طرف خدا قبل از قانون برای پدر وحشی و سنگدل و خرافاتی و متهجر ش هستم .امیدوارم خدای متعال به تعداد اشک های مادر و برادر رومینا تاوان سختی از پدر و تمام کسانی که با آث این فاجعه انسانی بگیرد .
  • مقیمی IR ۱۰:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    43 10
    همه این وسط به سهم خود اشتباه کردند تاوانش را یک دختر 14 ساله داد. تنها جرم او دل بستن بود حالا درست یا اشتباه ولی مجازاتش این نبود
  • IR ۱۱:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    57 14
    مقصر اینگونه حوادث افرادی هستند که روابط بین دختر و پسر، خارج از بستر خانواده را در سالیان گذشته از طریق فضای مجازی ترویج داده اند. الگو های مستهجن مجازی نوجوانان و جوانان در فضای مجازی بی شک ریشه اینگونه رخدادها تلقی میشوند.
  • IR ۱۱:۵۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    16 13
    رومینا قربانی تفاوت فاحش دو نسل با دو فرهنگ متفاوت است
  • ناشناس RO ۱۳:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    27 33
    مگه در عیران قانونی هم است که از زنان حمایت کنه؟؟؟بیشتر به جوک شبیه تا حقیقت‌.
  • IR ۱۴:۳۶ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    20 8
    این چه مدل مطلب نوشتنه افتضاح
    • مه ی IR ۱۷:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
      0 1
      اگه موبایل هایی که در دست بچه های ۱۰_۱۵ ساله افتاده را کنترل نکنیم باید باز هم شاهد این دست از اتفاقات باشیم
  • IR ۱۷:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    1 0
    دختر معصوم که کشته شده...پدر که در زندان هستش...مادر بیچاره با کلی بدبختی و تصویر از دخترش در خانه تک و تنهاست...این بهمن بوده که با توجه به مشکل رومینا از او سو استفاده کرده...اگه کسی،کسی رو دوست داره به حفظ آبرو میاندیشه نه اینکه عکسهای شخصی رو پخش کنه..تعصب جزئی از زندگی همه ی ماهاست.. تعصب به مملکت...دین...مذهب...خانواده و ...بنظرم بهمن نقش بسزایی در نابودی این خانواده داشت..الان مظلوم نمایی میکنه و میگه بخاطر مذهب و غیره مخالف بودن...این حق پدر خانواده هستش..با بدبختی جان میکنه و نون در میاره آیا نباید تصمیم درستی واسه خانواده اش بگیرد؟
  • مهیار IR ۱۸:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    1 2
    آقای خبرنگار ودوستانی که عینک روشنفکری زده وپدر خانواده راقضاوت وقصاص میکنند واز این دختر یک فرشته میخواهند بسازند به نظر شما از این به بعد اگر هردختری ازخانه فرار کرد برایش جشن بگیریم؟؟؟؟من نمیدونم غیرت این نسل کجا رفته بابا دومیلیون شهید دادیم برای ناموس الان پدرخونه بشینه بیان ناموسش رو ببرن وچیزی نگه؟خواهشا این پیام منو درج کنید من از قوه قضاییه تقاضای عاجزانه دارم در اسرع وقت این پدر آزادبشه وبرای آزادیش شروع میکنم جمع کردن امضا از تمام پدران باغیرت نه آنهایی که شرف وغیرتشان را چوب حراج زده اند واز این دخترک حمایت میکنند
  • Nasrkzmi NL ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    22 6
    رضا اشرفی چکار کردی ،من اهل سیرجانم اشک از چشمام خشک نمیشه
  • IR ۲۰:۰۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    1 7
    مقسر دوختر بوده که بایه مرده که از خودش خیلی بزرگتره رفته بود و شاید هم آن مرد بلای سرش آورده و فیلم و عکس آن را برای پدرش فرستاده باشد
  • علی ۲۳:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    8 0
    چطور مردا اشتباه میکنن خیانت میکن فساد میکنن برای خودشون کسی مهم نیست ولی این بچه تو خواب بمیره. همون پدراگه زنه یا دختر زیبا تحویلش بگیره جدا میره تا اخرش و برمیگرده. لعنت به این روزگار که این بچه اولین خطاش باید این تاوان و بده. پدرش بدن دست من بهش میگم دنیا چه خبره...
  • مصطفی DE ۲۳:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    3 3
    لطفا اطلاع رسانی کنید که عموی ردمینا پدرش رو تحریک به قتل کرده و عموش هم باید مجازات بشه . عموش معاون قاتل هست و تحریکش کرده. لطفا این موضوع رو استوری کنید
  • محمد رضا ۲۳:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    6 4
    رومینای عزیزم امیدوارم در حضور خداوند پدرت رو هیچ وقت نبخشی ومدام اون رو در دو دنیا روحش و جسمشو هزاران بار قصاص کنی لعنت به هم چین کثافتی وهمین جور اون پسره هرزه حوس باز رو سراون هم باید بریده بشه
  • ملیکا اباذری IR ۰۰:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    4 2
    خدا نسل اینجور پدر هارو کلا از زمین برداره آخه پدر هم انقدر بی رحم که سر دخترشو قطع کنه منای اون عذاب وجدان گرفتم
  • IR ۰۰:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    5 1
    بی شعورها عمو وعمو زا ده با این حرفهای مزخرفشون بچه را به کشتن دادند هنوز دست برنمیدارند به نظرم این خانواده باید این فامیل مزخرف را ترک کنند واز اونجا بروند خبری چاپ کن ببینند
  • امین IR ۰۰:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    2 0
    پدرش اعدام نمیشه چون ولیه دم به حساب میاد وصاحب خونه
  • بابا ول کنید دیگه. IR ۰۰:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    1 2
    حالا انگار یه چیز غیر عادی اتفاق افتاده. همه جا این چیزا هست.سر مردم گرم هست شما کاسه داغ تر از آتیش نشید
  • رستم IR ۰۲:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    2 5
    معلومه ‌پدره ابروشو دوست داشته
  • زهرا IR ۰۴:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    2 1
    پدرش چطور دونست دخترشو بکش چه پدر بی احساسی تسلیت به خانواده محترمشان
  • ک IR ۰۵:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    3 0
    سلام ...میخوام دعا کنم که ان شاءالله هیچ وقت همچین اتفاقی برا هیچ خانواده ایی پیش نیاد ...من یه مادرم هروقت نگاه به عکس رومینا میندازم باخودم میگم چقدپراز شور وشوق زندگی بوده چقدر سرزنده ...خوب بعضی از دختران ما زود به بلوغ جنسی میرسن و واقعا نیاز دارن زود ازدواج کنن یا با مشاوره وراهنمایی وس سرگرم کردنشون با کلاسهای هنری و محبت کردن بهشون کمکشون کرد که دوران سخت بالغ شدنو بگذرونن چه بسا اون سن که رومینای عزیزمون هم دراون بودن بگذره و به بلوغ عقلی برسن خودشون تشخیس بدن که واقعا این ازدواج به نفعشون نیست ...پس وای برما پدرو مادرانی که برای فرزندانمون وقت نمیزاریم و با پاک کردن مسله میخوایم خودمون رو راحت کنیم ...یکی مثل پدر رومینای عزیز میکشه و یکی مثل پدران ما بازود شوهر دادن و هرکسی ازراه رسید بهش دختر دادن یه جور دیگه دخترانشون وکشتن....خدا به مادرش صبر بده
  • محمدمعصومی IR ۱۳:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    2 3
    وای، بحال، مردمی، که، فکر می‌کنند، با، خدا، هستند، اما نیستند،،، فکر، می‌کنند، درست، هستند، اما نادرست، باشند،
  • IR ۱۴:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    0 0
    مقصر اون بی شرفی بوده که دختر رو برده بعد عکس گرفته برای پدر بیچاره فرستاده .شماها که نظر الکی میدین وپدر دختر رو مقصر میدونید نمیخواد خوتونو جای پدرش بزارید جای یکی از اقوام دختر بزارید اگه این عکس ها رو برای شما میفرستادن اگه اقوام دور هم بودید چه بر روح وروانتان میامد. اون پسر به ظاهر عاشق اگه واقعا دختر رو‌دوست داشت نمیدونست یه پدر وقتی این عکسها رو ببینه اروم نمیگیره اون پسر بی شرف نه تنها دختر بیچاره رو دوست نداشت انتطار مرگش رو هم داشت
  • IR ۱۶:۴۸ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
    0 0
    به نظرم اصلا نمیشه قضاوت کرد