محمدرضا تاجدوزیان - مهدی همدانی - «آرش برهانی که در آستانه پیوستن به پرسپولیس قرار داشت دیروز با استقلال قرارداد بست و عکس یادگاری هم گرفت تا آبیپوشان یکی از مردان حاضر در جامجهانی را جذب کرده باشد.»
این خبری بود که اوایل تیر ماه سال 86 در خبرورزشی و سایر نشریات ورزشی وقت چاپ شد و اتفاقاً سروصدای زیادی به راه انداخت چون قرار بود این بازیکن را سرخپوش ببینیم اما... به ناگهان پیراهن آبی بر تن کرد.
برهانی از جمله مهرههای معتمد ناصر حجازی بود و سرمربی اسبق استقلال اتفاقاً به خاطر او انتقادات بسیاری را هم متحمل شد اما هرگز اعتقادش به آرش را از کف نداد. پس از رفتن حجازی کمتر کسی گمان میکرد برهانی در استقلال ماندگار شود اما امیر قلعهنویی هم همان راه ناصرخان را در پیش گرفت و اتفاقاً بر روی جنبههای روانی آرش هم کار کرد تا این مهاجم همراه با دومین قهرمانی استقلال در لیگبرتر عنوان بهترین گلزن فصل آبیپوشان را هم مال خود کند و حالا همگان انتظار آن را داشتند که این مهاجم جایگاه ثابتی در نوک حمله تیمملی به دست آورد اما...
صمد مرفاوی که از قضا خودش مهاجم ثابت تیمملی بود اعتقاد چندانی به آقای گل نداشت و... کار به جایی رسید که برهانی در اواسط فصل قبل به یک نیمکتنشین بدل شده و حتی در فصل نقلوانتقالات تا مرز جدایی از جمع آبیپوشان هم پیش رفت اما روی کار آمدن فتحا...زاده و صاحب منصب شدن پرویز مظلومی ورق را برای مرد کمانگیر استقلال عوض کرد تا این مهاجم دوباره متولد شود. البته او در فصل جاری هم فراز و نشیبهای فراوانی داشته و با هیولای مصدومیت هم دستوپنجه نرم کرده است اما با این وجود گلهای حساسی به ثمر رساند که بدون شک مهمترین آن فرصتطلبی او در دربی بود که با یک ضربه فنی موجب برتری متوالی استقلال مقابل حریف سنتی خویش شد.
مهاجم کمحرف و خوشاخلاق آبیها که حالا به معنای واقعی کلمه «محبوب دل» هواداران این تیم محسوب میشود در آخرین روزهای تعطیلات مهمان خبرورزشی بود و گلزنی در دربی بهانه خوبی بود برای انجام یک گفتوگوی مفصل با او . مصاحبهای که از اواسط بازی سپاهان - پیکان آغاز شد و تا بعد از پیروزی شاگردان قلعهنویی و تداوم صدرنشینی طلاییپوشان اصفهان در لیگبرتر به طول انجامید.
*بعد از قهرمانی همراه با استقلال همه ما تصور تداوم یک فصل موفق دیگر در این تیم را داشتیم اما پیشبینی ما درست از آب در نیامد. چرا آرش برهانی فصل قبل آنطور که باید موفق نشد؟
صمد مرفاوی مربی ام بوده و پیشکسوتم هم محسوب میشود به همین خاطر حالا که با او کار نمیکنم هرگز دلم نمیخواهد حرفی بزنم که باعث ناراحتیاش شده یا اینکه مردم فکر کنند چون از استقلال رفته این حرفها را میزنم، به همین خاطر یکسری مسائل را برای همیشه به عنوان راز پیش خودم حفظ خواهم کرد، اما اگر به لحاظ فنی بخواهیم بحث کنیم؛ نیمکتنشینی در بسیاری از بازیهای فصل قبل حقم نبود اما با این وجود حرفی نمیزدم. گل میزدم و به من قول حضور در بازیهای بعد را میدادند اما...
در مقطعی برای آنکه مهاجم نداشتند به من بازی میدادند تا کارشان راه بیفتد. خیلی از بازیها را به دلایل غیر فنی از دست دادم و میدانم یکسری مسائل غیر فنی هم در آن بیتأثیر نبود. فصل قبل در 15 بازی دوازده گل زدم اما با این وجود از همان اوایل فصل نیمکتنشین شدم. وظیفه یک مهاجم گلزنی است و به واسطه انجام این عمل میتواند جلب اعتماد کند. من در زمان مرفاوی بد کار نکردم اما نمیدانم دیگر چطوری باید حقم را میگرفتم. هرگز فصل قبل را فراموش نمیکنم چون میتوانستم یک فصل خوب را پشتسر بگذارم اما...
*چرا مرفاوی تورا نیمکتنشین میکرد؟
نمیدانم. یک بار با آقای واعظی آشتیانی هم در این مورد حرف زدم و ایشان به من گفت: «مربیگری یک امر سلیقهای است.»
من این تئوری را قبول دارم اما فراموش نکنیم که همین سلایق در نهایت نتایج را رقم میزند. البته منظورم این نیست که مرفاوی تعمداً از من استفاده نمیکرد.
ولی ایشان اعتقادی به من نداشت. یادم میآید فروردین پارسال قبل از بازی با صبای قم به من گفت: «اگر خوب بازی کنی در جدال با الاهلی عربستان هم فیکس هستی». اتفاقاً در آن مسابقه برای استقلال گل زدم اما در جدال با نماینده عربستان نیمکتنشین شدم و در اواخر کار به میدان آمدم و یک موقعیت خوب را هم خراب کردم. آن زمان شرایط روحی بسیار بدی داشتم اما طبیعی بود که هواداران در جریان چنین وقایعی نبوده و از من به خاطر آنکه توپ را گل نکردم ناراحت شدند. ماجراهای فصل قبل موجب شد تورنمنت مهم جام ملتها را از دست بدهم.
*میگویند مجید نامجو مطلق برخلاف صمد مرفاوی اعتقاد فراوانی به تو داشت و حتی در بازی با الشباب بر سر نیمکتنشینیات با مرفاوی بحث کرده بود.
من در جریان این ماجرا نبودم و هرگز پیرامون آن کنجکاوی نکردم ولی باور کنید میتوانستیم الشباب را در خانهاش شکست دهیم. این را به خاطر نیمکتنشینی در آن بازی نمیگویم. ما واقعاً برتر بودیم ولی حیف که شرایط به شکل دیگری رقم خورد.
*صمد مرفاوی خودش مهاجم بزرگی بوده اما چرا استقلال در زمان او مشکل گلزنی داشت و اتفاقاً دفاعی بازی میکرد؟
ما مشکل گلزنی نداشتیم بلکه ناهماهنگیهای تاکتیکی موجب میشد تا برخی مواقع در گلزنی ناکام بمانیم. در واقع تاکتیک مشخصی برای گلزنی نداشتیم و همین مسئله برایمان دردسر ایجاد میکرد.
*پرونده فصل قبل و مرفاوی را میبندیم. در تابستان سال گذشته صحبت از جدایی تو و حضورت در استیلآذین مطرح شد. از آن روزها بگو.
به خاطر همان اتفاقاتی که توضیح دادم میخواستم از استقلال بروم. یک فصل بسیار بد را پستسر گذاشته بودم و تا آخرین روزهای فصل نقل و انتقالات برخلاف میل باطنیام قصد جدایی داشتم ولی با آمدن آقایان فتحا...زاده و مظلومی شرایط عوض شد.
*الان چطور، خوشحالی که در استقلال ماندی؟
باور کنید خیلی خوشحالم. شاید اگر از استقلال میرفتم نابود میشدم.
*ماجرای بی.ام.و پیشنهادی از طرف حسین هدایتی هم خیلی هیاهو به راه انداخت.
آقای هدایتی سوئیچ بی.ام.و را نشان داد و گفت: «اگر آقای گل شدی ما تو» به هر حال گذشتهها گذشته و خوشحالم که در فصل نقلوانتقالات از استقلال جدا نشدم.
*به فصل جاری میرسیم. در همان بازی اول مقابل شهرداری تبریز گل زدی اما...
بله. گل زدم اما بلافاصله مصدوم شدم و همین مصدومیت مرا از گردونه مسابقات عقب انداخت. از همان آغاز کار میخواستم خیلی چیزها را ثابت کنم اما آسیبدیدگی مرا از هدفم دور کرد. چند روز پیش داشتم با یکی از دوستانم حساب میکردم و دیدم در طول این فصل تاکنون فقط در 14 بازی لیگ فیکس بودهام و مسابقات زیادی را به خاطر مصدومیت از کف دادم اما با این وجود از عملکرد خودم راضیام.
*سیدصالحی، فرهاد مجیدی، اسماعیل شریفات، میلاد میداودی و... با ترافیک مهاجمان و عناصر تهاجمی در استقلال چگونه کنار میآیی؟
وقتی حق را به حقدار بدهند مشکلی ایجاد نمیشود. فراموش نکنید ما در سه جام به صورت متوالی میجنگیم و برای موفقیت در آنها به نیروهای زیادی احتیاج داریم. یک تیم در چنین ماراتنی نمیتواند فقط به عدهای معدود و محدود اکتفا کند.
*استقلال فصل را خوب شروع کرد اما ناگهان مقابل شهرداری تبریز متوقف شد و پس از آن مقابل فولاد و ذوبآهن شکست خورد تا از کورس قهرمانی تا حدی دور بیفتد.
قبول دارم که در بازی با فولاد اصلاً خوب نبودیم اما مطمئن باشید آن مسابقه دیگر تکرار نمیشود. در جدال با ذوبآهن خیلی خوب بودیم و به اتفاقات فوتبال باختیم. البته بعد از آن به ترکیه رفتیم و به خوبی بدنسازی کردیم. خودتان دیدید که بعد از تعطیلات لیگ چقدر بهتر نتیجه گرفتیم و دوباره مدعی شدیم.
*در دور برگشت هم شاهد فراز و نشیبهای متوالی تو برای حضور در ترکیب ثابت استقلال بودیم.
مرتب دنبال فرصت بودم تا خودم را نشان بدهم و در بازی با نفت توانستم نتیجه را عوض کنم. البته در دیدار با سپاهان نیمکتنشین شدم و دوباره روحیهام بههم ریخت. به همین خاطر در جدال با السد هم نتوانستم خوب بازی کنم.
در واقع اوضاع طوری شده بود که یکی در میان بازی میکردم اما خوشبختانه در جدال با صبا همه چیز آن طور که خواستم پیش رفت و بعد از آن هم گلزنی در دربی و...
*استقلال امسال در خط هافبک مهرههایی همچون جباری و مبعلی را دارد که به نظر میرسد نقش مؤثری در تغذیه مطلوب مهاجمان دارند.
بله. جباری ومبعلی واقعاً جزو بهترینهای ایران هستند و همین مسئله به من کمک میکند تا توپهای خوبی را دریافت کنم. البته نباید از کنار تلاش سایر بچهها هم با بیتفاوتی عبور کرد، همه زحمت میکشند.
*برسیم به دربی و گل حساسی که زدی.
قبل از دربی پیش خودم میگفتم شاید در این بازی فقط یک فرصت برایم فراهم شود بنابراین اولین فرصت میتواند آخرین آن هم باشد و به هیچ وجه نباید آن را از کف داد. وقتی مهدی امیرآبادی به زیبایی و ظرافت آن توپ را سانتر کرد تمام حواسم بر این بود که توپ را به زمین بکوبم تا مهار آن برای دروازهبان سخت باشد و شکر خدا همینطور هم شد تا تک گل بازی به نامم ثبت شود. در واقع اولین فرصت، آخرین آن شد و خوشحالم که از آن درست استفاده کردم.
*قبول داری که رحمان احمدی هم بر روی این گل مقصر بود؟
رحمان فکر نمیکرد من به توپ برسم و آن را بزنم. از طرف دیگر زمین خوردن توپ هم تمرکز او را بر هم زد و نتوانست آن را مهار کند. گرفتن چنین توپهایی واقعاً دشوار است.
*بعد از بازی، پرسپولیسیها خیلی از استقلال انتقاد کردند و همین مسئله باعث ناراحتی تو شد.
انصافاً سنجیده حرف نزدند. البته یک بخشی از حرف های پرسپولیسیها در مورد استقلال هم به ناکامی آنها در هر دو بازی رفت و برگشت برمیگردد. سؤال من اینجاست که اگر استقلال آنقدر که این آقایان میگویند ضعیف بود پس چرا نتوانستند همین تیم ضعیف را شکست بدهند و مانع از ناکامی خودشان در هر دو بازی رفت و برگشت شوند؟البته انصافاً علی دایی هرگز مدعی بازی ضعیف استقلال نشد و نشان داد که به معنای واقعی کلمه یک فوتبالی حرفهای است. قبول دارم که پرسپولیس نیمه دوم خوب بازی کرد اما این مسئله طبیعی بود چون عقب افتاده بودند و میخواستند جبران کنند. شاید اگر ما هم عقب میافتادیم ماجرا برعکس میشد.
*استقلال با پیروزی در دربی دوباره مدعی جدی قهرمانی شده است.
خوشبختانه بله. البته همه بازیهای لیگبرتر دشوارند اما بر روی کاغذ ما در قیاس با سپاهان و ذوبآهن کار آسانتری را پیشرو داریم چون بازی های خانگیمان بیشتر است و همین مسئله تمرکزمان برای قهرمانی را افزایش میدهد. از سوی دیگر در جامحذفی هم خیلی امیدواریم چون پیروزی در 3 بازی متوالی ما را فاتح این جام میکند. در لیگ قهرمانان آسیا نیز اگرچه پاختاکور ازبکستان تیم بسیار خوبی است اما آنها را در تهران میبریم و دوباره مدعی صعود میشویم.
*میخواهیم کمی هم به گذشته برگردیم. شما در دوران ناصر حجازی به استقلال آمدی اما نتوانستی بازیهای خوبی در دوران ایشان انجام بدهی.
متأسفانه بله. زمان آقای حجازی بدترین فصل فوتبال من از نظر گلزنی بود. به نوعی میتوان گفت که اعتماد به نفس نداشتم چون تازه به استقلال آمده بودم. البته در آن فصل انصافاً دست ناصرخان هم از بابت مهرههای کلیدی تا حد زیادی خالی بود.
*بعضیها هنوز هم معتقدند اگر برهانی خوب کار میکرد سرنوشت حجازی در آن فصل عوض میشد.
واقعاً نمیدانم چرا چنین حرفهایی میزنند. ناکامی یک تیم را هرگز نمیتوان گردن یک نفر انداخت همان طور که کامیابی تیم هم نمیتواند متعلق به یک نفر باشد. خود ناصرخان میدید که من با تمام وجود کار میکنم و هرگز کم نمیگذارم.
*به بهار سال 82 می رویم. جایی که محمد مایلیکهن علیرغم حضور بازیکنان سرشناس به «آرش برهانی » که آن زمان نام و نشان چندانی نداشت اعتماد کرد و او را در تاشکند به عنوان مهره ثابت تیم امید به میدان فرستاد.
آن بازی در چارچوب مقدماتی المپیک 2004 آتن بود و در ورزشگاه ملی شهر تاشکند برگزار میشد. آقای مایلیکهن با وجود آن همه بازیکن سرشناس با من میدان داد تا در اولین بازی ملیام 2 گل بزنم و مسابقه را 3- یک ببریم. البته وقتی در شهرداری کرمان بازی میکردم در جامحذفی به سایپا خوردیم که مربی آن حاجی مایلی بود. ایشان از همان جا مرا شناخت و حتی قرار بود فصل بعد به سایپا بروم اما شرایط فراهم نشد. انصافاً مایلیکهن جوانان زیادی را به فوتبالمان معرفی کرده است؛ از داریوش یزدانی و فرهاد مجیدی گرفته تا علی موسوی و...
*برویم سراغ ملتها، به نظرت استفاده از قطبی کار درستی بود؟
نمیدانم. حالا قطبی رفته و حرف زدن در مورد او دردی را دوا نمیکند. باید قبل از جام ملتها به این مسائل میاندیشیدیم.
*نظرت در مورد آمدن کارلوس کرش چیست؟
ایشان مربی بزرگی است و کار کردن با او قطعاً میتواند چیزهای زیادی را به هر فوتبالیست یاد بدهد.
باور کنید لذت آن قابل توصیف نیست. در بازیهای دیگر وقتی یک روز از مسابقه میگذرد دیگر فکر کردن به گلی که زدم جذابیت چندانی برایم ندارد اما الان که با شما حرف میزنم با وجودی که 25 ساعت از پایان دربی میگذرد هنوز هم شیرینی آن را در خودم احساس میکنم.
فقط یک بار. البته به همراه صحنههای آهستهای که مجدداً پخش شد.
وظیفه حکم میکند به حمید استیلی بابت درگذشت برادرش تسلیت بگویم. حمیدخان بر گردن فوتبال ما حق دارند و جزو پیشکسوتان بااخلاق محسوب میشوند.






نظر شما