۷۷ نفر
۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۳۲
کرونای عمانی، کرونای ایرانی

اعلام شیوع بیماری کوید19 در اواخر بهمن ماه 1398 در ایران فرصت تازه ای را برای بحث های سیاسی و اجتماعی ایجاد کرد.

وقتی ویروس کرونا در ووهان چین عامل بیماری جدید کوید19 شناخته شد و همین طور معلوم شد که راه های انتقال این بیماری از طریق تماس های ساده و روزمره انسان ها با یکدیگر مانند دست دادن یا در معرض عطسه ی فرد بیمار قرار گرفتن و دست زدن به جاهای آلوده به این ویروس است؛ صحبت از این بود که این ویروس چه زمانی به ایران خواهد رسید؟

کرونا خیلی زود در مناطق نزدیک به چین گسترش یافت و کشورهای آسیای جنوب شرقی یکی پس از دیگری کشف مبتلایان جدید را گزارش دادند. برخورد دولت چین با این بیماری یک برخورد نظامی سخت گیرانه بود و آنها توانستند یک استان 60 میلیون نفری این کشور را به مدت چندین هفته در قرنطینه کامل نگه دارند تا از گسترش این بیماری به دیگر استان های این کشورجلوگیری کنند البته شهرهای دیگر این پرجمعیت ترین کشور جهان نیز آلوده به این ویروس شدند اما به نظر می رسد عملیات قرنطینه ووهان جواب داده است.

چینی ها در آخرین روزهای سال میلادی 2019 این بیماری را کشف کرده و به جهانیان در مورد آن اخطار دادند. در دیگر نقاط دنیا در هفته های اول به طور جدی با این بیماری برخورد نکردند و برخی معتقد بودند دولت چین از ترسِ بعضی انتقادات دست به اقدام های احتیاطی بیش از اندازه زده است. اما وقتی دیگر کشورهای دنیا نیز به تدریج گرفتار این بلا شدند و همه فهمیدند که چقدر راحت این ویروس می تواند منتشر شود ترس ها و نگرانی ها شروع شد. گزارش تعداد مبتلایان و کشته ها در کشورهای مختلف مردم دنیا را وحشت زده کرد. در این میان روسای دولت های بعضی از کشورها مانند آمریکا و برزیل از کنار موضوع به راحتی رد شدند و به مردم خود گفتند که خطر این بیماری آنطور هم که می گویند جدی نیست و هر ساله دهها هزار نفر در اثر آنفولانزا جانشان را از دست می دهند و کوید19 هم یکی از انواع این بیماری ها شبیه به آنفولانزا است. در ایران هم اعلام رئیس جمهور مبنی بر اینکه از شنبه همه چیز عادی می شود تعجب برانگیز بود. در انگلیس نخست وزیر افتخار می کرد که در اوج شیوع بیماری با همه بدون واهمه دست می دهد که این موضوع اعتراضاتی را برانگیخت و خود نخست وزیر را نیز روی تخت بیمارستان بستری کرد.

اولین گزارش مربوط به ویروس کرونا در ایران در مورد مرگ دو نفر در شهر قم در روز آخر بهمن 1398 بود که زنگ های خطر را به صدا درآورد. وقتی وزارت بهداشت خبر مرگ آن دو نفر را رسانه ای کرد سوال این بود که چند نفر مبتلا شده اند که دو نفر از آنها جانشان را از دست داده اند و انجام محاسبه های درصدی در شبکه های اجتماعی، رسانه ها و کانال های تلویزیونی آغاز شد که حداقل 100 نفر مبتلا در ایران وجود دارد اما وزارت بهداشت این خبر را اعلام نمی کند تا انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی تحت تاثیر قرار نگیرد. وزارت بهداشت اما مرگ آن دو نفر را قبل از انتخابات اعلام کرده بود. حتی گفته می شد مرگ آن دو نفر را اعلام کرده اند تا بهانه برای مشارکت پایین مردم در انتخابات فراهم شود. رد صلاحیت های گسترده و همین طور اتفاقات چند ماه پیش از انتخابات به علاوه فشارهای شدید اقتصادی روی مردم باعث کم رنگ شدن رقابت های انتخاباتی یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی شد و از قبل می شد تصور کرد که درصد مشارکت بالا نخواهد بود. طبق اعلام وزارت کشور میزان مشارکت در یازدهمین دوره انتخابات مجلس در حدود 42 درصد بود که در مقایسه با انتخابات دور قبل حدود 20 درصد کاهش نشان می داد.
وزارت بهداشت ایران در یک اقدام مبتنی بر شفافیت سخنگویی را تعیین کرده و هر روز تعداد مبتلایان بر اساس نتایج قطعی آزمایشات، تعداد مرگ و تعداد بهبود یافتگان و بیماران با شرایط وخیم و تست های انجام شده را به اطلاع رسانه ها می رساند. این کاری است که هنوز در حال انجام است اما انتقاداتی وجود داشت که اعداد واقعی نیستند و به اصطلاح مهندسی می شوند.

در عمان اولین بیماران مبتلا به کوید19 در پنجم اسفند ماه کشف و خبر آن اعلام شد و به سرعت معلوم شد اولین بیماران در چند هفته قبل به ایران سفر داشته اند. به این ترتیب نام ایران دوباره در شبکه های اجتماعی، رسانه ها وبحث های اهالی عمان و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بارها تکرار شد. رسانه ها بسته به نوع موضع سیاسی که دارند این خبرها را پیگیری و اعلام کردند. در میان مردم منطقه حتی شایع شده بود که ایران به عمد ویروس کرونا را در میان این کشورها پخش می کند تا انتقام ترور سردار سلیمانی را بگیرد.
دولت عمان از ابتدا با سیاست شفاف و روشن تصمیم گرفت تا اطلاع رسانی در مورد این بیماری را دقیق و به موقع انجام دهد. می شود گفت این اقدام یک روش جدید در مواجهه با اخبار حوادث در عمان بود . در سال های اولی که به این کشور آمدیم یادم هست که در روزنامه های انگلیسی زبان عمانی کمتر اثری از اخبار بد و حوادثی مانند قتل و دزدی و جنایت وجود داشت وسعی بر این بود که همه چیز خوب و امیدوارکننده و شاد تصویر بشود اما به تدریج با گسترش استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی روزنامه ها نیز به کار کردن بیشتر روی اخبار حوادث توجه کردند.
روشن است که درعمان تعداد بیمارستان ها و به خصوص تخت های مراقبت های ویژه در حدی نیست که بتواند پاسخگوی یک همه گیری گسترده و وسیع باشد. به همین دلیل دولت تصمیم گرفت بدون از دست دادن فرصت عملیات قرنطینه ی شهرها را آغاز کند. جمال هر روز از اوضاع ایران از من می پرسید و من به او گفتم تصور کن یک شهری دارد با بمباران زمینی و هوایی دشمن مبارزه می کند و سعی می کند تسلیم نشود. الان وضعیت ایران اینطوری است. همه مردم و مراکز درمانی دارند با این بیماری می جنگند. به جمال گفتم تصمیمات احتیاطی دولت عمان در رابطه با این بیماری درست و منطقی است چون باید دید تجربه ی گروه درمانی بیمارستان های عمان برای مدیریت مواقع بحرانی چقدراست؟ در ایران ما با بحران هایی مانند زلزله های مهیب، سیل های ویرانگر، جنگ،...درگیر بوده ایم و همین ها تجربه ی کادر درمانی را در مدیریت بحران خیلی زیاد کرده است اما در عمان در یک دهه اخیر جز چند طوفان عظیم اتفاقی که بتواند در سطح ملّی یک بحران نامیده شود رخ نداده است پس تصمیم دولت و کمیته مبارزه با کوید19 در اعمال قرنطینه حتی در زمانی که تعداد مبتلایان کمتر از صد نفر در کلّ کشور بود عاقلانه است.

جمال به من گفت ما می دانیم هر آنچه که مربوط به ایران است در رسانه ها بزرگ نمایی می شود. حالا همه ی نگاهها در منطقه به ایران بود و برخی ایران را عامل گسترش ویروس کرونا می دانستند. از طرف دیگر صداهایی در ایران و خارج از کشور که سعی داشتند دولت را در مهار این بیماری ناتوان نشان بدهند بر شک و شبهه ها و نگرانی ها می افزودند حتی صحبت از نامه هایی با چندین امضا به سازمان بهداشت جهانی به میان آمد که اعلام کرده بودند ایران توانایی مهار و مبارزه با این ویروس را ندارد و بهتر است سازمان های جهانی خود وارد میدان شوند که در واقع روی دیگر این سخن این بود که از سازمان های جهانی می خواهند عاملیت دولت ایران را در اداره امور کشور نادیده بگیرند و خود مدیریت امور را در دست گیرند. از طرف دیگر گزارش به اصطلاح شهروند-خبرنگارها از کمبود اقلام و لوازمی همچون ماسک و دستکش در بازار در شبکه های اجتماعی خبری خارج از ایران این بهانه ها را تقویت کردند که دولت در ایران در مقابله با این بیماری همه گیر عاجز و درمانده است. همه اینها در زمانی اتفاق می افتاد که ویروس هنوز گسترش به اروپا و آمریکا پیدا نکرده بود و بخشی از افکار عمومی دنیا فقط کشورهای ایران و چین را به عنوان مراکز گسترش این ویروس می شناختند. جنگ های تبلیغاتی و رسانه ای بر علیه ایران از داخل و خارج شروع شد و در واقع دیگر مرزهای خیالی بین ایران و جمهوری اسلامی برداشته شد چون همه دانستند برای این ویروس ایران یا جمهوری اسلامی تفاوت نمی کند پس با اطمینان و روشن بر علیه ایران تبلیغ شد که در مقابل این ویروس ناتوان است و این ناتوانی به قیمت آلوده شدن مردم ایران و کشورهای همسایه خواهد بود. این اتفاقات در شرایطی رخ می داد که گروه های درمانی در بیمارستان های کشور در خط مقدم مبارزه جان در کف گرفته و در مهار این بیماری می کوشیدند و تا حالا دهها قربانی در این راه داده اند.

موضوع دیگری که در آغاز گسترش ویروس کرونا در ایران دامنه وسیعی به خود گرفت اثر تحریم ها بر توانایی نظام بهداشت ایران در مبارزه با این ویروس بود. طرفداران تحریم در داخل و خارج از کشور نظرشان بر این بود که دولت ایران از فرصت کاهش تحریم ها برای مقابله با کوید19 استفاده نخواهد کرد بلکه به گسترش نفوذ خود در منطقه خواهد پرداخت و در سوی دیگر مخالفین تحریم ها استدلال کردند که ادامه این تحریم ها در شرایط همه گیری این بیماری مهلک فقط اوضاع مردم را وخیم تر خواهد کرد و ضرر مستقیم تحریم ها را مردم ایران خواهند پرداخت. البته تحریم ها کاهش نیافت و بلکه هر روز هم گسترده تر شد اما نهادها و سازمان های بین المللی فهمیدند که این ویروس مشکل یک یا چند کشور خاص نیست و می تواند به سرعت به یک مسئله ی جهانی تبدیل شود پس بعضی از کشورها از جمله امارات عربی متحده شروع به ارسال کمک های انسان دوستانه به ایران کردند. سخنگویان دولت آمریکا به طور دائم می گفتند که دارو و تجهیزات درمانی مشمول تحریم ها نیستند اما در مقابل این سوال که چگونه ایران با وجود تحریم ها می تواند مبلغ خرید دارو و اقلام درمانی را به شرکت های فروشنده پرداخت کند؛ سکوت می کردند. در واقع می شود گفت که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی منتظر به زانو درآمدن نظام درمانی کشور در مقابل این همه گیری مرگبار بودند اما گسترش بیماری کوید19 به کشورهای اروپایی و بعد قاره آمریکا داستان را عوض کرد. برای مدت طولانی قاره اروپا به عنوان مرکز این بیماری شناخته شد. کشورهای ایتالیا، اسپانیا و فرانسه هر روز گزارش صدها کشته  در اثر ابتلا به این بیماری را دادند و بعد خیلی زود معلوم شد که میزان کشته ها در برخی کشورها بسیار بیشتر از انتظارات است.

برخورد کشورهای اروپایی با کوید19 یکسان نبود. در واقع اتحادیه اروپا نتوانست یک نسخه واحد برای همه کشورهای عضوخود  توصیه کند پس هر کشور راهبرد خود را برای مقابله با این ویروس کشنده و خطرناک تعریف کرد. کشورهای خط مقدم مبارزه در جنوب اروپا رو به قرنطینه کامل آوردند به صورتی که حتی پیاده روی به منظور ورزش شهروندان در خیابان ها ممنوع شد اما برخی کشورهای شمال اروپا مانند سوئد راه دیگری را پیش گرفتند. خیلی زود مشخص شد که برای مقابله با کوید 19 دو راه وجود دارد یا باید مقررات قرنطینه را خیلی زودتر از شیوع و گسترش بیماری در جامعه انجام داد تا با کاهش میزان تلفات فرصت کافی به نظام درمانی کشور داده شود تا بتوانند به بیماران با وضعیت وخیم رسیدگی کنند یا اینکه با رها کردن یا اعمال مقررات حداقلی قرنطینه اجازه بدهند تعداد زیادی از افراد جامعه با ویروس درگیر شوند و به مرور زمان جامعه دچار پدیده ای که آن را ایمنی گلّه ای نامیدند بشود. در روش اول که محافظه کارانه به نظر می رسد با قرنطینه کامل تمام افراد جامعه مجبور به ماندن در خانه می شوند  که بلافاصله می تواند تبعات اقتصادی و البته امنیتی برای جامعه داشته باشد. وقتی اکثریت بزرگ مردم برای مدت طولانی در خانه بمانند یعنی بخش عظیمی از اقتصاد راکد و غیر مولد خواهد ماند و فقط بخش های تولید و توزیع کننده مواد غذایی و دارویی و مراکز درمانی و خدمات دولتی مثل آب و برق و آتش نشانی و همین طور پلیس و ارتش اجازه فعالیت روزمره را خواهند یافت و بقیه بخش های اقتصاد و خدمات از جمله صنعت، کشاورزی، مراکز خرید بزرگ، سرگرمی و غیره تعطیل خواهند شد. در روش دوم از قرنطینه کامل پرهیز می شود تا مشاغل آسیب نبینند اما به نوعی قرنطینه هوشمند با کمک فناوری های نوین انجام می شود و بنای کار را بر انجام فراوان آزمایش بر روی افراد مشکوک می گذارند و مبتلایانی را که وضعیت وخیم ندارند به روش های هوشمند در مدت قرنطینه خانگی تحت نظارت قرار می دهند. کره جنوبی در این مورد یک مثال بارز است که توانست موفقیت آمیزعمل کند.

 حالا سوال این بود که وظیفه دولت در این مورد چیست؟ آیا دولت باید به کمک شرکت ها و افراد برای پرداخت هزینه های زندگی بیاید یا این کار بر عهده دولت نیست. کشورهای مختلف در این مورد بر اساس مصالح خود تصمیم های مختلفی گرفتند. کشورهایی بودند که بسته های حمایتی به شهروندان و شرکت های خصوصی و دولتی ارائه دادند تا مردم مشکلات اقتصادی کمتری را تحمل کنند اما سوال مهم تر این بود که این کمک ها به چه میزان و تا چند مدت می تواند ادامه پیدا کند؟ کشورهای دیگری هم فقط به طبقات ضعیف جامعه کمک کردند و بسته های حمایتی محدودی را برای آنها در نظر گرفتند. در عمان هم دولت برای افراد عمانی با درآمد پایین بسته های حمایتی در نظر گرفت و همین طور اگر شرکتی که فرد در آن کار می کند تصمیم به کاهش حقوق داشت بانک ها موظف شدند در زمان کاهش حقوق اقساط وام ها را طبق شرایطی از حقوق ایشان کم نکنند و آنها را به تاخیر بیاندازند. در شرکت عمانی که من در آنجا کار می کنم هم اعلام شد روزهای قرنطینه به عنوان مرخصی کارکنان در نظر گرفته خواهد شد اما در همان حال کار در خانه هم باید انجام بشود و در قدم بعدی اعلام 40 درصد کاهش حقوق را در دستور کار قرار دادند.
تعداد مبتلایان در این کشور در روزهای ابتدایی شیوع ویروس با یک آهنگ آرام رشد کرد اما خیلی زود اعداد با اختلاف زیاد شروع به بالا و پایین شدن در هر روز کردند. سازمان بهداشت جهانی بر انجام آزمایش روی افراد مشکوک تاکید فراوان داشت و در واقع اعداد اعلام شده کشورها هم بیانگر تعداد انجام آزمایشات بودند نه تعداد واقعی مبتلایان. در ایران هم تا مدت ها در شبکه های خبری خارج از ایران و همین طور شبکه های اجتماعی تبلیغ می شد که اعداد اعلام شده واقعی نیستند و دولت عدد سازی می کند اما خیلی زود مشخص شد که در واقع هیچ کشوری در دنیا توانایی کشف عدد واقعی مبتلایان و حتی کشته ها را نخواهد داشت چون امکان انجام آزمایش محدود است و اعداد اعلام شده فقط حاصل نتایج قطعی آزمایشات هستند.
در عمان و دیگر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس درصد بالایی از جمعیت کشورها را خارجی های مقیم تشکیل می دهند که بخش بزرگی از خارجی ها هم کارگرهای ساده شرکت های ساختمانی و خدماتی مانند شرکت های تمیزکاری هستند که از کشورهای شرق آسیا به این منطقه آمده و کارگری می کنند. سال ها در مورد وضعیت غیر انسانی و مغایر با ارزش های حقوق بشری شرایط کار و زندگی این کارگران ساده در منطقه هشدار داده می شد. برای مثال فدراسیون جهانی فوتبال فیفا تحت فشار نهادهای حقوق بشری به همین خاطربه قطربه عنوان میزبان جام جهانی 2022 توصیه کرده بود تا وضعیت کار، حقوق و شرایط زندگی کارگران شاغل در کارگاه های عظیم ساختمانی و استادیوم های فوتبال را بهبود ببخشند اما به نظر نمی رسید که اقدام جدی و اثر گذاری انجام شده باشد تا وضعیت کار و زندگی انبوه کارگران خارجی مقیم این کشورها تغییر کند.
مقامات بهداشتی کشورهای منطقه خیلی زود دریافتند که تعداد بالایی از مبتلایان را کارگران ساده خارجی مقیم تشکیل می دهند که در شرایط غیر بهداشتی و به تعداد زیاد در فضاهای بسیار کوچک زندگی می کنند. اغلب مکان های زندگی این کارگران گاه آنچنان آلوده است که از شدت بوی بد به سختی می شود وارد محوطه زندگی آنها شد.
از وقتی اعلام قرنطینه شد و شرکت های مختلف تجاری، پیمانکاری و خدماتی تعطیل شدند مردمان طبقه متوسط و مرفه در خانه هایشان مانده اند و دستهایشان را روزی بیست بار و هر دفعه بیست ثانیه می شویند، از مواد ضد عفونی کننده استفاده می کنند، هر آنچه را که از فروشگاه ها می خرند و به خانه می آورند با دقت و وسواس می شویند تا اگر آلوده به ویروس باشند تمیز شوند تا مبادا به کوید19 دچار شوند اما وضعیت آن کارگران چگونه است؟ آیا آنها صابون یا مواد ضدعفونی کننده به مقدار کافی دارند تا دستهایشان را بشویند؟! مقامات بهداشتی کشورهای منطقه گاه با کمک پلیس شروع به انجام آزمایش از کارگران کردند. جمال گفت در یک کارگاه ساختمانی در یکی از کشورهای منطقه با انجام آزمایش حدود 40 نفر را با نتیجه مثبت کوید19 کشف کردند و بلافاصله آن کارگاه عظیم را توقیف موقت کردند تا تکلیف بیماران کشف شده روشن شود.
کارگران ارزان خارجی که زمانی مزیت انجام پروژه های بزرگ عمرانی در این منطقه محسوب می شدند حالا تبدیل شده اند به یک معضل و باعث شده اند تا ثروتمندان صاحب سرمایه در خانه هایشان محبوس شوند.
جدول جهانی کشورهای درگیر ویروس کرونا چیزی شبیه به جدول مدال های المپیک شده است. در ماه های اول کشورهای بالای جدول بسیار شبیه به جدول رقابت کنندگان در المپیک بود. چین تا مدت ها مقام اول را به لحاظ مبتلایان و تعداد کشته ها را داشت اما به سرعت کشورهای اروپایی و بعد آمریکا و بعدتر آمریکای لاتین با اختلاف بسیار زیاد جای چین را گرفتند.
کشور ترکیه تا هفته ها که ویروس در ایران به سرعت گسترش می یافت و کشتار می کرد گزارش مبتلایان خود را صفر اعلام می کرد و در شبکه های اجتماعی فارسی زبان پست هایی رد و بدل می شد در باب عملیات خارق العاده کشورهمسایه که چگونه از ورود ویروس به خاک کشور خود جلوگیری کرده است اما وقتی در ترکیه هم گزارش تعداد مبتلایان و مرگ و میر آغاز شد اعداد با سرعت بسیار زیاد بالا رفتند و حتی ازلحاظ  تعداد مبتلایان در دوره های زمانی مختلف از ایران هم پیشی گرفت اما آمار نشان از این داشت که تعداد مرگ و میر در ترکیه کمتر از ایران است.
همسایه شمالی ایران کشور ترکمنستان تا اواخر تیر ماه هنوز هیچ گزارشی از وجود بیمار مبتلا به کوید19 را اعلام نکرده است که در نوع خود جالب و سوال برانگیز است.
می شود نتیجه گیری کرد که در عمان به خاطر شروع بسیار زودهنگام قرنطینه ی شهرها تعداد مرگ و میر پایین بوده اما شرکت های غول پیکر پیمانکاری، ساختمانی و صنایع مختلف و از همه مهم تر صنعت نفت به سرعت شروع به اخراج کارگران و کارمندان خود کردند. چند تن از دوستان ایرانی من که در شرکت های نفتی بین المللی کار می کردند هم کارشان را از دست دادند. کمیته مبارزه با کرونا در عمان در یک مصوبه به شرکت ها اعلام کرد که مجاز هستند کارکنان خارجی خود را اخراج کنند. البته مواردی از اخراج کارکنان عمانی در برخی از شرکت ها که به طور کلّی تعطیل شده اند هم دیده شده است اما طبق برخی آمار تا به امروز حدود 70 هزار نفر خارجی شامل خانواده ها بعد از شیوع ویروس کرونا عمان را ترک کرده یا در انتظار خروج از کشور هستند. از دست دادن کار درعمان برای یک خارجی به معنای از دست دادن ویزای اقامت نیز هست. این روزها دیدن کارگران و کارمندانی که حقوقی نمی گیرند اما هنوز باید درعمان با هزینه های سنگین بمانند تا بتوانند به کشور خود برگردند تبدیل به موضوع عادی شده است. می شود تصور کرد برای آنهایی که بیش ازده یا بیست سال در عمان زندگی کرده اند برگشتن ناگهانی و بدون برنامه ریزی به کشورشان چقدر می تواند سخت باشد. دخل و خرج شرکت ها این روزها با هم سازگاری ندارند اما در این میان دیده شده که بعضی از شرکت های بین المللی با پرداخت سود سهام های کلان به سهامداران خود حتی در این شرایط اولویت را به رضایت سهامداران عمده ی خود داده اند و در همان حال دست به اخراج کارکنان خود می زنند. از دیگر ابزار کاهش هزینه ها کاهش حقوق کارکنان است که می شود گفت همه شرکت ها در عمان به آن متوسل شدند. جمال می گفت با کاهش حقوق 40 درصدی توانایی پرداخت بسیاری از هزینه های معمول خود را نخواهند داشت. این وضعیت برای کارمندان خارجی نیز صادق است. برای مثال هزینه های مدارس بین المللی در این کشور برای یک سال تحصیلی می تواند بیش از 20 هزار دلار باشد که با کاهش حقوق ها پرداخت آن با مشکلاتی مواجه می شود. از طرف دیگر برای یک خانواده ایرانی که فرزندانشان در مدارس بین المللی در عمان مشغول تحصیل بوده اند برگشتن به ایران و تطبیق با نظام آموزشی ایران به آسانی صورت نخواهد گرفت.
در یک اقدام دیگر دولت عمان اخراج 70 درصد نیروهای خارجی شاغل در بخش دولتی را در برنامه خود قرار داد. در بسیاری از وزارت خانه ها و ادارات دولتی در عمان می توان نیروهای خارجی زیادی را دید که مشغول کار هستند و تعداد آنها تا حدود 53 هزار نفر تخمین زده می شود. حتی شاغلین بخش بهداشت و درمان نیز از دستور دولت برای اخراج در امان نیستند. می شود گفت در عمان سه نوع شرکت های دولتی، عمانی و بین المللی وجود دارند و همه موظف به رعایت قوانین عمانی سازی مشاغل هستند که با جدیت بیشتر از گذشته در کشور در حال اجراست. کارمندان خارجی شرکت های بین المللی در واقع از دو سو تحت فشار هستند هم از طرف مدیریت شرکت خود و سهامداران بین المللی آنها که در هر شرایطی به دنبال سود هستند و هم قوانین عمانی سازی مشاغل که شرکت ها را تحت فشار می گذارند تا شغل ها را به عمانی ها بدهند. کسر بودجه شدید و مزمن دولت و در پی آن کاهش چشمگیر درآمدهای نفتی دولت عمان را مجبور به اتخاذ چنین تصمیم های سختی کرده است.
از طرف دیگر خروج انبوه کارگران و کارمندان خارجی می تواند حرکت چرخ اقتصاد کشور را کند و به ویژه فعالیت فروشگاه ها ی مواد غذایی، پوشاک و خدمات عمومی و همین طور بخش مسکن را تحت تاثیر قرار دهد. بخش مسکن عمان در سال های قبل از 2008 میلادی در اوج رونق خود بود اما پس از بحران جهانی اقتصاد درهمان سال و همین طور انبوه آپارتمان هایی که ساخته شد و از طرف دیگر خروج هزاران خارجی که مشتری اجاره کردن واحد های مسکونی بودند با مخاطراتی همراه شد و حالا تعداد زیادی آپارتمان خالی روی دست سازندگان مانده است. درعمان خرید واحد مسکونی برای خارجی ها فقط در مناطق خاصی امکان پذیر است که اغلب بسیار گرانقیمت تر از واحدهای مشابه در مناطق دیگرهستند و همان ها هم این روزها به خاطرترک کشور توسط خارجی ها از رونق خرید، فروش و اجاره سابق برخوردار نیستند.
در سال های قبل از 2008 اجاره خانه بخش مهمی از هزینه زندگی خارجی های مقیم این کشور را به خودش اختصاص می داد. خارجی های مقیم مسقط بنا به درآمد خود در مناطق مختلف این شهر زندگی می کنند. اغلب اهالی کشورهای جنوب شرق آسیا در مناطق با امکانات کمتر و تراکم جمعیتی بیشتر زندگی می کنند و خارجی های با درآمد بالاتر که به طور عمده اروپایی ها و برخی آسیایی های با رده های شغلی بالا را تشکیل می دهند در مناطق بهتری خانه اجاره کرده یا در مناطق آزاد خانه خریده اند. در سال های اخیر به خاطر ساخت و ساز فراوان مجتمع های آپارتمانی و همین طور ویلاها قیمت های اجاره به طور چشمگیری پایین آمده و باعث شده تا در مناطق مرفه تر همه نوع ملّیت دیده شود. ایرانی ها هم بسته به درآمد و شرایط دیگر از جمله نزدیکی به محل کار در مناطق مختلف زندگی می کنند و در کل می شود گفت عمده ایرانی ها از خارجی های متوسط به بالا و مرفه در عمان و به ویژه مسقط محسوب می شوند.
ویرویس کرونا هنوز که این کلمات را می نویسم در مناطق مختلف جهان از جمله در عمان و ایران زورمندانه می تازد و قربانی می گیرد. مقامات عمان با اینکه تعداد مبتلایان و تلفات هر روز در حال گسترش است اما دستور به برداشتن مقررات قرنطینه کرده اند. وقتی درمسقط در اولین روزهای سال 99 اعلام قرنطینه شد تعداد کل مبتلایان کمتر از 100 نفر و جان باختگان در حد یک یا دو نفر بود اما وقتی قوانین قرنطینه به تدریج برداشته شد تعداد مبتلایان روزانه متجاوز از هزار نفر در روز است که گاهی حتی به بیش از دو هزار نفر نیز افزایش یافته است . تعداد کل مبتلایان تا امروز نزدیک به 73 هزار نفر است که کمتر از 400 نفر آنها تا به امروز جان سپرده اند. عمان به لحاظ تعداد مبتلایان به نسبت جمعیت یکی از وخیم ترین کشورهای دنیاست البته با تعداد تلفات کم نسبت به تعداد مبتلایان در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر.
 وزارت بهداشت عمان همه روزه تعداد آزمایش ها، مبتلایان و کشته ها و بستری شدگان در بخش مراقبت های ویژه را به تفکیک مناطق استانی و حتی شهری اعلام می کند اما همانند خیلی از جاهای دیگر دنیا سوالاتی در مورد صحت آنها در افکار عمومی وجود دارد. یکی از نکات قابل بحث، اعلام مبتلایان و جان باختگان در اثر این بیماری در دو دسته عمانی ها و خارجی هاست. تا چندین هفته تعداد خارجی ها با اختلاف از عمانی ها بیشتر بود اما بعد از عید فطر و مراسم دید و بازدید که علی رغم ممنوعیت در برخی مناطق انجام شد تعداد عمانی های مبتلا در جداول روزانه از خارجی ها پیشی گرفت.  
دولت عمان برای جلوگیری از اتفاق مشابه عید فطر به مدت دو هفته تعطیلی مراکز خرید و محدودیت رفت و آمد را از یک هفته قبل از عید قربان به اجرا می گذارد.
نرخ انجام تست کرونا درعمان تا اواخر تیر ماه حدود 47 هزار تست در یک میلیون نفر بوده که در مقایسه با امارات با داشتن بالاترین نرخ تست در دنیا با 380 هزار تست در یک میلیون نفر عدد بالایی نیست. در ایران تاکنون حدود 24 هزار تست در یک میلیون نفر انجام شده که در ترکیه این عدد به 47 هزار تست در یک میلیون می رسد و همین عدد در فرانسه حدود 21 هزار تست در یک میلیون نفر است.
به طور قطع جهان از عهده ی این ویروس بر خواهد آمد و انسان بار دیگر طبیعت را تحت اختیار خود خواهد گرفت و این ویروس را از حالت همه گیری جهانی خارج خواهد کرد اما سوال اینجاست که نبرد انسان و کوید-١٩ چقدر طول خواهد کشید و چه هزینه های جانی و مالی به جا خواهد گذاشت؟!

جمال در انتظار سفر به ایران
وقتی در هفته های اول فروردین اعمال قوانین قرنطینه در عمان شروع شد کمتر کسی انتظار آن را داشت در پایان تیر ماه وضعیت به این صورت باشد که هیچ چیز را نشود پیش بینی کرد. انگار که قطعیت از جهان رخت بر بسته و دوران عدم قطعیت آغاز شده است. دیگر برای هیچ سوالی جواب قطعی وجود ندارد. جمال اما در یک چیز قطعیت دارد و آن برنامه سفر او به ایران است و امیدوار است هر چه زودتر پروازها شروع به کار کنند. هواپیمایی عمان پروازها را به چندین مقصد شروع کرده است حتی به کشورهایی که آمار ابتلای بسیار بالای کرونا را دارند اما پروازها از ایران به عمان هنوز منتظر هستند؛ منتظر آینده. به امید پرواز دوباره و گرفتن یک عکس با لبخندی از ته دل به همراه دوست عزیز عمانی ام جمال.

کد خبر 1414381

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =