تفاوت راهبرد سپاه و آیت الله هاشمی درباره پایان جنگ از زبان سردار علایی /به بغداد هم می‌رسیدیم، آیا ادامه این راه برای ما ممکن بود؟

سردار علایی می گوید: صدام را علیه انقلاب اسلامی تجهیز کرده بودند و حالا یک ارتش بزرگ روی دست کسی مانده بود که روحیه جنگ‌طلبی و توسعه‌طلبی داشت و بعد از اینکه در جنگ با ایران موفق نشد، به سراغ کویت رفت.

به گزارش خبرآنلاین، سردار حسین علایی در مراسم «سی‌امین سالگرد پیروزی ایران در جنگ تحمیلی  روز بازگشت صدام به قرارداد ۱۹۷۵ را روز بسیار مهمی دانست و گفت: ما باید نامه‌ها و دست خط صدام را در عراق و کشورهای عربی، منتشر کنیم و بدانیم که کارمان با عراق تمام نشده و باید طلب خود را بگیریم.

سردار علایی، از فرماندهان سپاه در دوران دفاع مقدس، با بیان اینکه «چگونه پایان هر جنگی، مسأله بسیار مهمی است»، گفت: جنگ برای پایان، به تصمیم‌گیران بیشتر متکی است تا به رزمندگان؛ رزمندگان با آفریدن پیروزی‌های میدانی شرط لازم پایان جنگ هستند ولی شرط کافی نیستند. خاتمه جنگ، نیازمند راهبرد عملیاتی است.

اهم اظهارات سردار علایی را به نقل از خبرگزاری ها بخوانید؛

* «در جنگ ما دو راهبرد مطرح بود»، راهبرد نخست را متعلق به نظامیان یا سپاه دانست که معتقد بودند ما باید تا ساقط کردن صدام بجنگیم و امروز نیز تأکید دارند اگر به ما امکانات می‌دادند می‌توانستیم این کار را بکنیم. این حرف قشنگی است اما باید دید حتی اگر صدام را ساقط می‌کردیم و به بغداد هم می‌رسیدیم، آیا ادامه این راه از نظر اجرایی برای ما ممکن بود؟

* دومین راهبرد مطرح در جنگ راهبرد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود، ایشان معتقد بود ما با دست برتر در میدان و با انجام یک کار بزرگ نظامی، می‌توانیم از طریق دیپلماسی جنگ را تمام کنیم.

*اگر ما این سیاست را در ساختار حاکمیت داشتیم که ابزار دیپلماسی را بیشتر استفاده کنیم، اگر در پخت و پز قطعنامه بیشتر حضور داشتیم و کنار نمی‌کشیدیم، اگر زمان مناسب‌تری آن را می‌پذیرفتیم، حتما دستاوردهای بهتری داشتیم. من خاطرات آقای هاشمی را کاملا خوانده‌ام، در این خاطرات هم روشن است که فضا و جوّ اجازه نمی‌داد ما از ظرفیت دیپلماسی به نفع منافع ملی بهتر استفاده کنیم.

*{با اشاره به حوادث پس از جنگ و تغییر معادلات جهانی}: صدام را علیه انقلاب اسلامی تجهیز کرده بودند و حالا یک ارتش بزرگ روی دست کسی مانده بود که روحیه جنگ‌طلبی و توسعه‌طلبی داشت و بعد از اینکه در جنگ با ایران موفق نشد، به سراغ کویت رفت. آمریکایی‌ها این روحیات او را به خوبی می‌دانستند و سیاست‌شان، مهار دوجانبه بود. آقای هاشمی این تغییرات را به خوبی دریافته بود و می‌دانست که در آن مقطع می‌تواند با استفاده از ظرفیت دیپلماسی صدام را تا بازگشت به ۱۹۷۵ بیاورد.

*نظام در برابر نامه صدام نگفت که او دشمن است و نباید به نامه‌اش پاسخ بدهیم، بلکه گفتند شاید خدا خواسته از مسیر دشمن راه را برای ما باز کند.

* دیپلماسی مکاتبه‌ای کار خودش را کرد و نکته مهم این بود که آقای هاشمی زمام این کار را شخصا در دست گرفت و البته اختیارات کافی هم داشت. صدام هم همین کار را کرد و برزان برادرش را برای این کار گذاشته بود و به این ترتیب، مذاکرات، مکاتبه‌ای و مع‌الواسطه ولی مستقیم در رأس دو کشور انجام شد.

*آقای هاشمی، تغییر سیاسی اوضاع را به خوبی درک کرد و با حمایت رهبری تصمیم درستی گرفت. کل این مکاتبات سه ماه و نیم طول کشید و این روز بزرگ رقم خورد.

*۲۳ مرداد روز بزرگ پیروزی ایران است، ما باید این روز را در بوق و کرنا کنیم. عراقی‌ها نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده است. نامه‌های صدام به آقای هاشمی در عراق پخش نشده است. این دست‌خط‌های شخصی صدام را باید در تمام عراق و در تمام کشورهای عربی پخش کنیم. مسأله ما با عراق تمام نشده است. ما هزار میلیارد دلار از عراقی‌ها طلب داریم. نباید این روزها که ما در تحریم هستیم، اینطور تصور شود که عراق، فضای تنفسی ایران است. باید ایران برود و این طلب را بگیرد، عراق به ایران بدهکار است.

2727

کد خبر 1421643

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =