۴ نفر
۲۹ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۷:۵۰
خاطرات وکیل/ پول خون پدرِ ماه صنم ،معطل هویت اولیاء دم!

نداشتن اوراق هویت و سند سجلی برای مهاجران افغان صرفا موجب محرومیت ایشان از خدماتی چون تحصیل و..نشده،بعضا گرفتاری و دردسرهایی را رقم می زند که تا کسی در آن شرایط قرار نگیرد برایش قابل تصور نیست.

چشمان گریان ماه صنم و کوکب همراه با نگاهِ غمبار مادرشان سکانسی بود از تراژدی تلخِ مرگ پدر و یتیمی دختران،آنقدر تلخ که در واحد ارجاع پرونده ها توجه هر مراجعه کننده ای را به خود جلب می کرد.وارد اتاق دادیار ارجاع* که شدم از مکالمه ی ایشان با مدیر دفتر متوجه مشکل ماه صنم و خانواده اش شدم.

 پدر ماه صنم کارگر شرکتی شهرداری بوده که پیش از سپیده دم در حین نظافت بلوار چمران با خودرویی تصادف کرده در راه بیمارستان فوت کرده بود.عریضه ی وقوع تصادف منجر به قتل غیر عمد توسط عریضه نویس های جلوی دادسرا تنظیم شده بود،غافل از اینکه در چنین موضوعی همسر مقتول حق شکایت ندارد*اولیا ءدم شامل فرزندان ووالدین متوفی می شود*لذا شکواییه تنظیمی به نام ماه سلطان همسر متوفی قابل پیگیرد قضایی نبود و باید فرزندان مرحوم یا پدر و مادرش اقدام به طرح شکایت می کردند.

والدین متوفی مقیم کابل، ماه صنم و کوکب نیز فاقد سند سجلی  مثبِت رابطه ی نسبی ایشان با پدر مرحومشان بودند.چالش های چنین موضوعی در کنار ثواب انجام کار خیر بهترین دلیل و توجیه بود برای اعلام آمادگی در کمک به ایشان،لذا کارت ویزیتم را تحویل ماه سلطان دادم و دعوتشان کردم دفتر،ردِ نگاه ماه سلطان به فرزندانش را گرفتم و گفتم:اصلا نگران هزینه ی وکالت نباشید،مدت ها برای پروژه دانشگاهی دنبال چنین موضوعی بودم و اگر قرار به دادن پول باشد این منم که باید به شما مبلغی بدهم تا اجازه دهید در پرونده دخالت کنم،حالا نوبت ماه صنم بود تا با نگاهش دروغ مصلحتی ام را دریابد و با لبخندی شیرین،خالصانه تشکر کند.

سند نکاح ماه سلطان را ملای مسجد افاغنه نوشته، اسم بچه ها در صفحه ی آخر سند ذکر شده بود،منتها برای محکمه آنچه اعتبار دارد سند سجلی* صادره از مراجع رسمی است،لذا لازم بود پیش از هر اقدامی رابطه نسبی فرزندان متوفی را با وی اثبات کنم که برای چنین دادخواستی نیاز به ادله ی محکمه پسند داشتم.از سند عادی نکاح ماه سلطان و شوهرش کپی تهیه کردم و در ذیل کپی سند متن استشهادیه را طوری تنظیم کردم تا علاوه بر ملا که عاقد نکاح ایشان و کاتب نام فرزندان بوده،سایرمطلعین نیز وجود رابطه ی نسبی متوفی با ماه صنم و کوکب را گواهی کنند*چند روز بعد که متن استشهادیه با امضاء گواهان به دستم رسید دادخواست اثبات نسب*آماده ارائه به دادگاه بود.برخلاف تحریر دادخواست  که ساده و سریع انجام شد سیر تشریفات پرونده به جهت عدم حضور والدین متوفی به عنوان اولیاء دم با چالش روبه رو می شد که چاره مشکل را در مراجعه ایشان به سفارت ایران در کابل دیدم ،از طریق مادر بچه ها با پدربزرگشان صحبت کرده تا به دفتر سفارت رفته متنی را که برایشان دیکته کرده ام  در دفتر سفارت گواهی امضا*کنند.

اگر شانس یاری می کرد و پیش از جلسه دادرسی گواهی امضاء سفارت به دستم می رسید گام اول پرونده به خوبی برداشته شده بود که با کمک یکی از همکاران در دانشگاه کابل این امر تحقق یافت.

 جلسه دادگاه  به استناد شهادت شهود و اقرار والدین متوفی به عنوان اولیاء دم و خواندگان *دادخواست اثبات نسب  به خوبی پیش رفت،با توجه به اقرارنامه ی رسمی*ایشان حکم قطعی اثبات نسب صادر شد.با صدور حکم، رابطه نسبی ماه صنم وکوکب که با متوفی محرز و مسلم شد نوبت به طرح شکایت قتل غیر عمد بود.

وجود رابطه ی قراردادی پدر ماه صنم با  پیمانکارشهرداری بهترین دلیل برای شکایت علیه کارفرما و مطالبه دیه و سنوات کارگری بود.

در چنین موضوعاتی ،شعب ویژه دادسرا از حیث شناسایی مقصرِ وقوع حادثه و اعلام درصد تقصیر،پیش از هر اقدامی،قرار ارجاع امر به کارشناس *صادر می کنند.

کارشناس منتخب دادگاه با بررسی محل وقوع تصادف و ملاحظه فیلم دوربین های راهنمایی-رانندگی مستقر در بلوار چمران اعلام کرد:نظر به اینکه مستند به فصل چهارم قانون حفاظت و ایمنی کارگاه ها در باب حفاظت فنی و بهداشتی کار،کارفرما مکلف بوده با توجه به ساعت کاری کارگر لباسی برای وی تهیه کند تا در تاریکی شب قابل رویت باشد و این امر بنا بر فیلم و عکس تهیه شده از زمان حادثه توسط کارفرما رعایت نشده است،به گونه ای که حضور متوفی در محدوده بلوار از فاصله ی نزدیک قابل تشخیص نبوده لذا مقصر اصلی حادثه به میزان هشتاد درصد کارفرما اعلام و راننده خودرو ضارب نیز علیرغم داشتن سرعت مطمئنه به لحاظ عدن رعایت احتیاط لازم در رانندکی شبانه بیست درصد مقصر شناخته می شود.

پس از کش و قوس های ناشی از اعتراض به نظریه کارشناسی و...قرار مجرمیت با موضوع قتل غیر عمد صادر و پرونده به دادگاه کیفری ارجاع شد.

پس از صدور حکم نهایی و تعیین میزان دیه،نوبت به مشکل بعدی بود:نداشتن حساب بانکی به نام ماه صنم و کوکب مانع واریز وجه دیه توسط شرکت های بیمه طرف قرارداد کارفرما و راننده مقصر حادثه بود.گرچه این موضوع با تفویض اختیار دریافت محکوم به* توسط وکیل قابل حل بود اما با توجه به میزان دیه و عدم شناخت قبلی موکلین از بنده،اصراری به اخذچنین اختیاری نکرده، با مادر بچه ها صحبت کردم تا هر چه سریع تر نسبت به اخذ کارت اقامت و سپس افتتاح حساب نزد بانک به نام بچه ها اقدام کنند.

از اجرای احکام که خارج شدم،برای لحظه ای ماه صنم را در حین صحبت با همکارانم دیدم،به روی خودم نیاورده راهی ایستگاه مترو شدم.عصربه محض ورود به دفتر جعبه شیرینی و دسته گلی در دستان کوکب خبر از اتفاقی تازه داد.آنقدر ساده و خالصانه لب به گلایه گشودند که هیچ حرفی برای گفتن نداشتم،با آن لهجه ی خاص که ترکیبی از فارسی و پشتو* بود گفتند:آقای وکیل شما صاحب اختیار ما و امین ما هستید که اگر پای شما در میان این پرونده نبود دست ما به هیچ نمی رسید خون شوی ما هدر رفته بود.امروز که از شما دور شدیم همقطاران شما گفتند که تو خودت میتونی پول بیمه را بگیری بعد به ما بدهی،چرا خودت این و نگفتی؟اگر برات زحمتی دارد بگو تا جبرانش کنیم...

کلامشان را با لبخندی قطع کردم و گفتم:نه هیچ زحمتی نیست،اما حرف از چند صد میلیون پول هست و ...مادر بچه ها کلامم را قطع کرد و گفت:همه ی زندگی ما فدای صداقت شما،کاری که شما برای این پدرمرده ها کردی کمتر کسی بود که قبول کند.من زیاد بلد نیستم فارسی قربان صدقه کنم فقط آمدم بگم هرچه که باید امضا کنیم بیاور تا امضاء کنیم،خودت شماره حساب بده،بعد که پول آمد اول حق الزحمت خودت را بردار هرچه ماند به ما بده.

آخرین قسط دریافتی بیمه را که تقدیمشان کردم،برای هزارمین مرتبه خدا را شاکر شدم تا در حرفه و مسیری قرارم داده که پس از انجام وظیفه ام دعا و ثنای بندگان وی بدرقه راهم شده،هریک بنا به وسع و لطف خویش، شده با شاخه گلی خستگی ناشی از چالش های پرونده را از تنم دور می کنند.

وکیل دادگستری

*چنانچه فردی ناشی از حادثه ای اعم از عمد و غیر عمد به قتل برسد،همسر وی هیچ حقی در طرح شکایت نداشته،از دیه ناشی از قتل غیر عمد سهمی نمی برد.

*مستند به ماده230 قانون آیین دادرسی مدنی  برای اثبات رابطه نسبی افراد شهادت دو مرد کافی است.

*شکواییه های ارسالی به دادسرا توسط مقام قضایی به شعب مشخصی ارجاع داده می شود که به ایشان دادیار ارجاع می گویند.

*سند سجلی شامل شناسنامه،کارت ملی و حتی سند ازدواج اشخاص می شود=اوراق هویتی اشخاص

*منظور از رابطه نسبی،قرابت و نسبتی است که ناشی از همخونی افراد است مانند رابطه برادر و خواهر/پدر و فرزند/اعمام و اخوال(عمو،عمه،خاله،دایی و فرزندان ایشان)برای اثبات رابطه نسبی با هر شخصی لازم است سایر اشخاصی که با طرف رابطه نسبی دارد به عنوان خوانده دعوی در پرونده حضور داشته باشند.

*چنانچه نوشته ای توسط افراد عادی تنظیم شود اما امضاء اشخاص در حضور مرجعی رسمی اخذ و تایید شود(گواهی امضاء)آن نوشته معادل سندی رسمی اعتبار دارد.حال چنانچه آن نوشته خبر از حقی برای غیر به ضرر مخاطب دهد به آن اقرار(اخبار به حق غیر به ضرر خویش)می گویند.

* از مواردی که دادگاه می تواند حکم قطعی،غیر قابل اعتراض صادر کند،زمانی است که خوانده دعوی اقرارنامه ای رسمی مبنی بر پذیرش ادعای خواهان به محکمه دهد.

*محکوم به:موضوع حکم دادگاه که به نفع خواهان صادر شده:در دعوی مطالبه پول،مبلغی را که دادگاه حکم می کند را محکوم به گویندیا در دعوی الزام به تنظیم سند رسمی،الزام خوانده به تنظیم سند رسمی به نام خواهان را محکوم به گویند.نتیجه ی حکم زمانی که به نفع مدعی باشد را محکوم به گویند

*بنا بر تحقیقاتی که در سال2017راجع به گویش افاغنه صورت گرفته،پس از زبان فارسی،زبان پشتو رایج ترین زبان افاغنه است.

کد خبر 1501768

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =