امروز 8 رجب مصادف با ولادت دانشمند حدیث شناس "شیخ حر عاملی" که در لبنان متولد شد و در مشهد مقدس وفات نمود و در صحن شریف امام رضا(ع) مدفون شد.

محمد بن حسن عاملی معروف به شیخ حرّ عاملی در روستای مَشغَره از توابع جبل عامل لبنان متولد گردید. شیخ حسن ظهیر، شهید ثانی، پدر، عمو و دایى وی از اساتید شیخ حُرّ عاملی بودند.

او تا چهل سالگی در کشور سوریه و منطقه‏ی جَبَل عامل، نزد استادان شیعی تعلیم یافت و بعدها به عراق و خراسان عزیمت نمود. شیخ حُرِّ عاملی در مشهد به منصَب شیخ الاسلامی و قاضیُ القضاتی این شهر منصوب شد و در اصفهان نیز مورد احترام علامه محمد باقر مجلسی و شاهِ صفوی قرار گرفت.

از ایشان بیش از 20 کتاب و رساله بر جای مانده است. اما معروف‏ترین اثر شیخ حرُّ عاملی، کتاب عظیم وسایل الشیعه در 30 جلد می‏باشد که کار تالیف آن، هجده سال به درازا انجامید. وی در این کتاب، همه‏ی روایات و اخباری را که در قرن چهارم هجری در کتب ششگانه‏ی روایی شیعه(شامل اصول کافی، مَن لایحضُرُهُ الفقیه، تهذیب و استِبصار، محاسن برقی و قُربُ الاستاد) گرد آمده بود، یک‏جا جمع‏آوری کرد و روایاتی بسیار بر آن‏ها افزود.

هم‏چنین کتب: صحیفه‏ی ثانی، الفُصولُ المُهمَّه، الفَوایدُ الطوسیَّه و تواترُ القرآن از جمله آثار این عالم بزرگ مسلمان می‏باشند. این عالم برجسته در 21 رمضان 1104 قمری در مشهد مقدس وفات نمود و در صحن شریف امام رضا(ع) مدفون گردید.

شیخ حر عاملی و عنایتی از امام زمان علیه السلام

از علمای بزرگ و صاحب نام شیعه مرحوم شیخ حر عاملی قدس سره ( 1033 - 1104 قمری ) صاحب کتابهای ارزشمندی چون وسائل الشیعه و اثباة الهداة می باشند .

آن بزرگوار در کتاب « اثباة الهداة » یکی از خاطرات دوران کودکی خود را در ردیف معجزاتی آورده که به چشم خود دیده است . وی می نویسند :

در کودکی - حدود ده سالگی - به مرض بسیار سختی دچار شدم که بستگانم گرد من جمع شدند و در حال گریه زاری مهیای عزا شدند و یقین داشتند که من همان شب از دنیا خواهم رفت . در همان حال بین خواب و بیداری ، پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امامان دوازدهگانه علیهم السلام را دیدم .

به آنها عرض سلام نمودم و با یک یک آنها مصافحه کردم ، بخصوص با امام جعفر صادق علیه السلام گفتگو نمودم که مضمون آن الان در خاطرم نیست ، جز اینکه می دانم در حق من دعا کردند . چون به امام زمان علیه السلام سلام گردد و با ایشان مصافحه نمودم ، گریستم و عرض کردم : مولای من ؛ می ترسم در این مرض بمیرم در صورتی که هنوز بهره خویش را از علم و عمل نگرفته ام .

امام زمان علیه السلام فرمود : نترس که در این بیماری نمی میری بلکه خداوند تو را شفا می دهد و عمر درازی خواهی کرد . سپس کاسه ای که در دست داشت به من داد . من نیز نوشیدم و در همان لحظه خوب شدم و بیماری ام به کلی برطرف شد و نشستم . بستگانم از این حال شگفت زده شدند و من هم تا چند روز قضیه را برای آنها نقل نکردم .

به نقل از کتاب اثباة الهداة ، جلد7 ، صفحه 378 .

/6262

کد خبر 156479

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =