چرا آمریکا از اندیشه راهبردی تهی شده است؟

آخرین روسای جمهوری که در آمریکا، اندیشه ای راهبردی داشتند، یکی ریچارد نیکسون بود که راه تعامل با چین را گشود و راهبرد دو ستونی اش در خلیج فارس، ایران و عربستان را زیر یک چتر آورد تا سدی در برابر اتحاد شوروی باشند. دیگری جرج بوش پدر بود که سیر تهاجم عراق به کویت را وارونه کرد تا بخش بزرگی از ارتش صدام نابود شود.

به گزارش خبرآنلاین، اولمان هارلن، در نشریه هیل آمریکا نوشت:  شاید مشکل، "نبود یک راهبرد" نیست بلکه نبود راهبردی دقیق با جهت گیری های درست است.

برخلاف آمریکا، چین و روسیه از همان سرمشق های "سان ژو" ژنرال و فیلسوف بزرگ چینی پیروی کرده اند که چندهزار سال پیش گفت "بهترین راهبرد، پیروزی بدون جنگیدن است."

رهنمود دیگرش این است که به راهبرد دشمن حمله کن و بدترین رویکرد این است که اجازه دهیم تاکتیک به جای راهبرد بنشیند.

به نظر می رسد که آمریکا، سرمشق آخر را دنبال می کند که در آن، آرمان ها، فرایندها و تاکتیک ها، به راهبرد تبدیل شده اند.

اصلاح ناکامی در اندیشه راهبردی، از حیث ذهنی آسان است اما از نظر سیاسی، ناممکن.

 در گام نخست، ضرورت دارد که آمریکا به راهبرد روسیه و چین حمله کند. دوم، باید بیندیشیم که چرا آمریکا یک طرح و راهبرد کلان ملی ندارد.

از آنجا که انتخابات کنگره، هر دو سال یکبار انجام می شود، شاید بهتر باشد که یک طرح دو ساله داشته باشیم. هیچ کسب و کار یا سازمانی بدون داشتن یک طرح راهبردی، به موفقیت نمی رسد.

چه بسا که حمله به راهبردهای دیگران و داشتن یک طرح راهبردی ملی، تضمینی برای یک تفکر راهبردی نباشد اما هر دوی اینها از آنچه اکنون داریم بهتر است.

۳۱۱۳۱۱

کد خبر 1580451

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =