چند روز دیگر که آقای وزیر ورزش رأی اعتماد بگیرد، چشمان مرحوم سازمان ملی جوانان را میبندند و روی صورتش پارچه سفید میکشند. سازمانی که عمرش به 18 سالگی قد نداد و جوانمرگ شد! نسخهاش را با ادغام با تربیتبدنی پیچیندند تا قضیه برعکس شود و جوانان بشوند زیر شاخه ورزش، حالا دیگر اشتغال، مشکل ، اعتیاد، ازدواج و همه مسائلی را که به جوانان مربوط میشود میدهند دست کسی که خوب از مسابقات جهانی المپیک و بازیهای آسیایی سر دربیاورد و اگر هم کمی وقت کرد به امور جوانان نیمنگاهی بیندازد. گزارشی که میبینید، مهمترین اتفاقهایی است که در 18 سال گذشته برای سازمان ملی جوانام افتاده.
از شورا تا سازمان
ماجرا به 19 سال قبل برمیگردد؛ زمانی که شورای عالی انقلاب فرهنگی تصمیم گرفت در تابستان 71 «شورای عال جوانان» را به ریاست رئیسجمهور وقت در قالب 27 پست سازمانی،طراحی و راهاندازی کند. پنج سال از فعالیتهای دبیرخانه این شورا گذشته بود که همه فهمیدند دستگاههایی که به نوعی در امور جوانان دخالت داشتند در انجام دادن اقدامات مؤثر و کارساز در زمینه مصوبات این شورا توفیق لازم را نداشتند. دوزاری مدیران افتاده بود که این دبیرخانه با توجه به گستردگی فعالیتهای مربوط به جوانان و تنوع دستگاههای دولتی، از اقتدار لازم و پشتوانه کافی برای پیگیری امور و تشویق دستگاههای اجرای سیاستها و خط مشیهای «شورای عالی جوانان» برخوردار نیست.
از سازمان به وزارتخانه
این سازمان از همان زمان مسئولیت، تحقیق و پژوهش مستمر از وضعیت جوانان کشور، مشارکت و هماهنگی بین دستگاهها و فعالسازی بخش غیردولتی در حوزه جوانان را برعهده گرفت؛ هر چند در این سالها کمتر پژوهشی از سازمان ملی جوانان موجود است که روی آن مهر محرمانه نخورده باشد؛ اما سازمان مدعی انجام پژوهشهای میدانی بوده. سازمان ملی جوانان حتی در دوره دولت نهم و دهم هم همین مسئولیتها و وظیفهها را دنبال کرد و نام اصلیترین متولی امور جوانان را به خود گرفت؛سازمانی که در دوره مدیریت محمدجواد علیاکبری دوره نسبتاً آرامی را پشتسر گذاشته بود، تلاش داشت تا در آخرین سالهای فعالیتش کارهای عملیاتی پررنگتری مثل اهدای گواهینامه ازدواج به جوانان داشته باشد.
سازمانی که دوران زندگیاش با ادغام با سازمان تربیتبدنی به پایان رسید و شد «وزارت ورزش و امور جوانان» ادغامی که از اولین روز حرف و حدیثهایش تمامی نداشت و آخر سر هم در صحن علنی مهر تأییدی بر پرونده آن کوبیده شد تا عمر سازمان ملی جوانان تمام و دوره جدیدی شروع شود. عمده این سازمان، تشکیل نهادی بود که بتواند در سازمانها برای خودشان حیاط خلوتب درست کردهاند که پول بیتالمال حیف و میل میشود و خروجی قابل توجهی هم ندارند. دفاع مسئولان و بقیه هم این بود که این سازمان باید وظیفه سیاستگذاری را به دوش بکشد نه کار اجرایی را. اما به هر ضرب و زوری بود، کار این سازمان یکسره شد و حالا همین روزها قرار است وزیر پیشنهادی وزارتخانه جدید از مجلسیها رأی اعتماد بگیرد.
خبرگزاری برنا
سال 83 سازمان یک شبکه ملی اطلاع رسانی جوانان راه انداخت که اوایل اسمش «سینا» بود و بعدها شد «برنا». این مجموعه که زیر نظر برگزاری ایرنا بود، میخواست به عنوان الگوی تمرکز اطلاع رسانی ارکان دولت درخبرگزاری رسمی کشور با هدف انعکاس ایدهها و مطالبات جامعه جوان کشور کار کند. مصوبات و تصمیمات دولت در حوزه جوانان و پیگیری کیفیت اجرای آنها را اصلاع رسانی و فضای مناسب جهت فعالسازی ظرفیتها خودجوش و غیردولتی انجاد کند. این خبرگزاری هنوز هم پابرجاست.
ساماندهی ازدواج
حاج علیاکبری - رئیس سوم سازمان- اعتقاد ویژهای نسبت به بحث ازدواج جوانان داشت و رویکرد خیلی از فعالیتهای سارمان را به آن سمت برد؛ تسهیلاتی مثل گسترش کمی و کیفی مشاوره ازدواج با همکاری سازمان بهزیستی و سازمان نظام مشاوره و روانشناسی و افزایش اعتبارات تسهیلات دانشجویی برای اعطای وام ازدواج به آنان همکاری وزارت علوم را در نظر گرفت. روز بدون طلاق تعیین کرد نماشگاه زوج خوشبخت ایرانی را با همکاری وزارت بازرگانی راه انداخت.
یک میلیون تومان وام ازدواج را زیاد کرد. طرح ترویج ازدواج آسان با محوریت قرار دادن جهزیه و مهریه آسان و ازدواجهای نیمه مستقل را در دستور کارش قرارداد. کمیتههای سامان ازدواج جوانان را در سراسر کشور با هدف ساماندهی ازدواج در بخشهای مردمی و حاکمیتی راه انداخت و طرح «ساج» یا همان سامانه ازدواج جوانان را کلید زد و امیدوار بود روزی برسد که هر جوانی برای ازدواج میبایست سراغ گواهینامه این طرح را بگیرد.
کارت ملی جوان
یک زمانی سازمان ملی جوانان، طرح کارت ملی جوان را با همکاری بانک کشاورزی پیاده میکرد. در این طرح جوانان 15 تا 19 ساله میتوانستند از تسهیلات این کارت استفاده کنند؛ تسهیلاتی مثل تخفیف گرفتن از مراکز پذیرنده کارت، امکان دریافت تسهیلات یک میلیون ریالی قرضالحسنه و استفاده از بیمه.
جشنواره حضرت علیاکبر(ع)
جشنوارهای بود که در مراسمی از جوانان نمونه هر استان تقدریر میکردند؛ ویژه انتخاب جوانان برتر با هدف شناسایی، معرفی و تجلیل از جوانان برگزیده و موفق کشور بود. مسئولان وقت سازمان اعتقاد داشتند این جشنواره میتواند به ارائه توانمندیهای و ایجاد نگاه مثبت از استان در بعد ملی کمک کند و باید برای آن اهمیت ویژهای قائل بود.
سمنها (( NGOمهمترین فعالیت
سازمان غیردولتی جوانان یا به عبارتی همان NGO ها در سال اخیر به مهمترین فعالیت سازمانی ملی جوانان تبدیل شده بود، تعداد این سمنها رشد کمی داشت، اما کمتر کسی به رشد کیفیاش فکر کرده بود.
داستان بودجههای میلیاردی
این روزها وضعیت ساختمان 14 طبقه شیک و مهندسی شده سازمان با همه 270 نفر پرسنلش در یکی از بهترین فرعیهای خیابان آفریقای تهران روی هواست. بیشتر فعالیتهای سازمان به حال تعلیق درآده و با وجود سرپرستی که ظاهراً امور آن را در دست گرفته اما سازمان عملاً دیگر نقشی در روند تصمیم گیریها ندارد و نفسهای آخر را میکشد. روزگاری قبل از این به شمار افتادن نفسها بود که همه امیدوار شده بودند که نهادی کار جوانان را در دست گرفته که این کار را خوب بلد است. این اواخر بودجه خوبی هم برای آن تصویب میشد؛ 41 میلیاردی سال 85 ، 28 میلیارد تومان در سال 87، 34 میلیارد تومان برای 88 و بودجه 39 میلیاردی سال 89 نوید روزهای میدادند که میشد امیدوار بود. تغییر و تحولاتی در امور جوانان رخ بدهد. در طول این سالها هر کدام از روسا بر اساس برنامهریزیهایی که کرده بودند این بودجهها را به زخمی میزدند تا شاید گوشهای از کار 20 میلیون جوان تأثیر زیادی در برنامههای جوانان و حل مشکلات و چالشهای آنها نداشت و بیشتر کیفی بود تا کمی طوری که نمیشد نتایجش را بررسی کرد.
47301







نظر شما