اما در ایران این گونه نیست، آدمهایی که به اتکای فکر و اندیشه خود پولدار میشوند در بسیاری از مواقع فقط انگیزه افزایش سرمایه ندارند بلکه به خاطر عشقی است که به این کار دارند و عاشق کارآفرینی، صنعت و تولید هستند. اگر میخواهیم نقش بخش خصوصی در کمک به موسسات خیریه، نه صرفا موسسات اسمی و شعاری، پر رنگ شود شرکتهای خیریه باید از پرداخت مالیات معاف شوند.
الان خیلی از بنگاهداران را میبینیم که با وجودی که درگیر مسائل داخلی بنگاههای خود هستند، اما اصلا به مسائل اجتماعی بیتوجه نیستند. تاریخ را که مطالعه میکنیم میبینیم که خیلیها به امور خیریه پرداختهاند، اما به دو دلیل نمیخواهند که مطرح شوند. یکی این که اصولا خیرهای واقعی که به صورت دینی، اخلاقی و انسانی به موضوع نگاه میکنند میگویند که اعلام کار خیر تظاهر و فریب دادن اذهان عمومی است. دوم اینکه وقتی کسی کمک میکند مردم میگویند که او دستش باز است و انتظار از او بالا میرود، اما گاهی برخی خیرها از سهم خود و خانواده خود میزنند تا به مردم کمک کنند.
وقتی در محله و منطقهای مطرح میشود که کسی سفره گشادهای دارد از یک سو تقاضا برای دریافت کمک زیاد میشود و ممکن است که شخص خیر نتواند به همه این تقاضاها پاسخ بدهد و شرمنده شود. از سوی دیگر کسانی که به صورت نظاممند به تولید و تجارت مشغولند با مشکل دیون دولتی مواجه میشوند. یعنی واقعا آنقدر بررسیها غیرکارشناسانه است که تا میشنوند شخصی به دیگران کمک میکند به سراغش میروند و مالیات میگیرند.




نظر شما