سریالی از تلویزیون پخش می شود و پسربچه ای به تاسی از داستان آن خود را می کشد تا به پدر و مادرش نزدیک تر شود. تا بفهمد آن ها درباره وی چگونه فکر می کنند و آیا اصلا دوستش دارند یا نه و این که ... او خود را می کشد تا برای هزار و یک پرسش خود درباره والدینش پاسخی پیدا کند. این ها را می توان از آخرین گفت وگوی وی با برادر کوچکترش فهمید. محمد مهدی رفت و شاید حالا برای تمام سئوالاتش جواب هایی یافته که دیگر به کارش نمی آید.
اما در این میان - به عادت مالوف سرزمینمان - هرکس گناه این مرگ را به گردن دیگری می اندازد. وزارت بهداشت، صدا و سیما و برنامه سازان را هدف قرار می دهد، دیگری آموزش و پرورش را و دیگری نهاد و سازمانی دیگر را. لابد والدین محمد مهدی نیز بیش از آن که خود را مقصر بدانند، تمام نهادهای کشوری و لشکری را در مرگ پسرشان دخیل می دانند!
ضمن اظهار تاسف و تسلیت به این پدر و مادر داغدار، باید مقصر اصلی در این حادثه تلخ را خود ایشان دانست. بی شک محمد مهدی کودکی معمولی نبود و نیازمند مراقبت های جدی روحی بوده است که اگر جز این بود، چنین اتفاقی هرگز به وقوع نمی پیوست. در این میان باید به این اندیشید که مهمترین وظایف والدین در قبال فرزندانشان چیست؟ آیا چیزی جز ارضاء نیازهای روحی و روانی بچه ها و تلاش برای نزدیک شدن هرچه بیشتر به آن هاست؟ این چه رابطه مبهم و عجیبی است که یک کودک 12 ساله برای درک احساسات والدینش نسبت به خود، دست به خودکشی می زند؟! آن چه مسلم است محمد مهدی و والدینش نیازمند مشاوره های مختلف بوده اند که از آن غفلت شده است.
در تمام دنیا تلویزیون به عنوان رسانه ای فراگیر و مختص تمام اقشار اجتماعی شناخته می شود. با این حال به دو شیوه مختلف مخاطبان این رسانه غربال می شوند. اول آن که خود تلویزیون برنامه هایش را طبقه بندی کرده و با نشان های ویژه ای سن مخاطبانی که می توانند از این برنامه ها استفاده کنند را به اطلاع می رساند. ضمن آن که شبکه های ویژه ای نیز برای برنامه های خاص تر به وجود آمده است. از سوی دیگر برنامه هایی که برای کودکان مناسب نیستند نیز معمولا به ساعات پایانی شب منتقل می شوند. اما والدین نیز نقش مهمی در این غربالگری دارند. در روزگاری که زن سالاری و مردسالاری ، جای خود را به بچه سالاری افراطی در طبقه متوسط و بالا داده است، خوابیدن بچه ها در ساعت 10-9 شب به یک شوخی بی مزه شبیه است. بچه های امروز تا آخرین دقایق شب بیدارند و طبعا مخاطبان جدی تلویزیون.(هر برنامه ای که باشد ، فرقی نمی کند) آن ها برنامه های مختلف را می بلعند و بالطبع از آن ها در راستای احساسات خود بهره برداری می کنند. در این میان پدران و مادران هستند که باید با تربیتی صحیح و اصولی - آن هم از ابتدای تولد - فرزندان خود را برای پذیرش انواع و اقسام موانع خانوادگی و اجتماعی آماده کنند. عدم تماشای هر برنامه تلویزیونی و خوابیدن به موقع یکی از این موانع است. مانع مهمی که این روزها کمتر به آن توجه می شود.
به هرحال به نظر می رسد در جایی که تلویزیون چندان به مرزبندی مخاطبان خود دقت نمی کند، نقش والدین بسیار پررنگ تر شده و از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود. در جایی که مهمترین مدافع سلامت روانی و امنیت یک خانواده، پدر و مادر آن خانواده است.







نظر شما