۰ نفر
۲ مهر ۱۳۹۰ - ۱۷:۰۲

شاید بعد از خواندن این شعر با خودتان بگویید پس چرا خنده‌دار نبود؟ اگر این را گفتید، بدانید که تعریف‌تان از طنز کامل نیست.

مرحوم عمران صلاحی این شعر را در کتاب «گزینه اشعار طنزآمیز» خویش با عنوان «چنین گفت...» منتشر کرده است.

«چنین گفت...» شعر طنزی تلخ و عمیق با تصویرسازی و فرم زیباست که شاعر در واکنش به بمباران مردم بی‌دفاع شهرها در جریان جنگ تحمیلی سروده است.

***
گل سرخ، روی چمن لخته شد
و خون، چتر فواره باز کرد
زنی داشت در باجه با یک نفر حرف می‌زدکه
                                                   پرواز کرد
و خون صدا از رگ پاره سیم
                                 بر خاک ریخت

در آن انفجار
به معراج رفتند پیغمبران کوپن‌های بی‌خواربار
در آن ایستگاه
به مقصد رسیدند مردان کار
به مقصد رسیدند چندین زن خانه‌دار
و راحت شدند از صف نان و گوشت
به مقصد رسیدند چندین زن کارمند
و آن ماه، شهریه مهد کودک نپرداختند
ز گهواره تا گور، یک خط کوتاه سرخ

تهمتن کجاست
که آید جوانمردی آموزد از پهلوانان این روزگار
جوانمردی آموز از پهلوانی که پیروز شد
بر آن کودک شیرخوار!

توانا بود هر که همدست شیطان بود
توانا بود هر که نادان بود
«چنین گفت فردوسی پاکزاد»
بر آن سنگپایه
                در آن بامداد

تهران - 65/6/1

28/242

کد مطلب 174922

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • منصور نوین IR ۱۹:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    0 0
    ما که اصلا نفهمیدیم چی به چی شد؟؟؟؟؟؟؟

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین