رمان «سووشون» سیمین دانشور اثری است که بسیاری از درام نویسان ایران دوست دارند آن را به نمایشنامه یا فیلمنامه تبدیل کنند و تعداد زیادی از کارگردانان تئا‌تر و سینمای کشورمان در آرزوی اقتباس از روی آن هستند.

مهدی یاورمنش: در تمام طول زندگی سیمین دانشور، او بار‌ها درخواست تهیه کنندگان و کارگردانان زیادی را که اشتیاق کار روی رمان «سووشون» را داشتند، رد کرد و اجازه به تصویر کشیده شدن یا به روی صحنه بردن این اثر را نداد.


البته در تمام این سال‌ها، این استاد دانشگاه و نویسنده فقط برای یک بار راضی شد تا رمان خود را به دست کارگردان تئاتری دهد که مثل خودش زن بود و از جوانی او را می‌شناخت.


منیژه محامدی که در کارنامه خود به صحنه بردن بیش از 20 نمایش و انتشار ده‌ها کتاب و نمایشنامه را دارد، تنها کسی است که توانسته اجازه کار روی رمان «سووشون» را از نویسنده آن بگیرد و نمایشی را روی صحنه بیاورد.


این کارگردان که از اسفند 1379 تا اردیبهشت 1380، نمایش «سووشون» را روی صحنه سالن اصلی تئا‌تر شهر اجرا کرد، در باره آشنایی دیرپای خود با این نویسنده می‌گوید: «من از جوانی به واسطه آشنایی برادرم (زنده یاد دکتر حمید محامدی) با خانم دانشور به خانه او رفت و آمد داشتم و علاوه بر مطالعه آثارش، پای صحبت‌هایش می‌نشستم. او بسیار با سواد، فرهیخته، مسلط و خوش گفتار بود و هر کس می‌توانست چیزهای زیادی از او یاد بگیرد.»
 


سیمین دانشور در سال‌های پایانی عمر/ عکس: مهر

وی ادامه می‌دهد: «خانم دانشور تجربه‌های زیادی داشت و هم نشینی با او به دلیل تجربه‌های فوق العاده‌اش بسیار جالب و آموزنده بود.»


محامدی می‌افزاید: «سواد بسیار بالا و چیرده دستی در داستان نویسی، دانشور را به یکی از بزرگ‌ترین زنان عرصه علم و ادب ایران تبدیل کرده است و اگر زمانی را که او تحصیلات دانشگاهی‌اش را به پایان رساند و دست به قلم برد را به خاطر بیاوریم، متوجه پیشتازی‌اش در این امور می‌شویم.»


این مترجم و مدرس تئا‌تر در باره چگونگی شکل گرفتن اقتباس نمایشی خود از رمان «سووشون» توضیح می‌دهد: «سال 1379 وقتی برای به صحنه بردن نمایشی بر اساس رمان خانم دانشور از او اجازه خواستم، گفت که ابتدا نمایشنامه را بنویسم تا او بخواند و بعد در موردش تصمیم خواهد گرفت.»


او با اشاره به اینکه نوشتن نمایشنامه 6 هفته طول کشید و تنها در عرض یک روز دانشور موافقتش را با اجرای آن اعلام کرد، می‌گوید: «من بعد از تحویل نمایشنامه، انتظار داشتم یک هفته‌ای طول بکشد تا او آن را بخواند و اجازه کار را بدهد، اما فردایش ساعت 6 صبح با صدای زنگ تلفن بیدار شدم و از آن ور خط خانم دانشور که شب را بیدار مانده و متن را خوانده بود، با ابراز رضایت از اقتباس با اجرایش موافقت کرد.»


این کارگردان تاکید می‌کند: «با اینکه خانم دانشور وسواس زیادی داشت و برای همین اجازه کار روی داستان‌هایش را به هیچ کارگردان تئا‌تر یا سینما نمی‌داد، اما بعد از موافقت با متن من، دستم را بازگذاشت و هیچ دخالتی در روند نمایش نکرد.»
 

وی ادامه می‌دهد: «رمان «سووشون» تعداد زیادی صحنه و شخصیت دارد که گنجاندن آن‌ها در یک متن نمایشی بسیار سخت بود. من این کتاب 400 صفحه‌ای را به نمایشنامه‌ای 80 صفحه‌ای برگرداندم و بسیاری از فضا‌ها یا صحنه‌های آن را حذف، ادغام یا از روی آن‌ها گذرا و نمادین عبور کردم.»


منیژه محامدی در باره وجوه دراماتیک این رمان توضیح می‌دهد: «من در اقتباس نمایشی خود، هیچ چیز به رمان نیفزودم و به ویژه دست به دیالوگ‌های فوق العاده دراماتیک آن نزدم. به روی صحنه آوردن نزدیک به 60 شخصیت کار سختی بود که نمی‌توانستم در آن‌ها دخل و تصرف چندانی کنم.»


این مدرس دانشگاه با اشاره به گستردگی و بزرگی رمان «سووشون» تاکید می‌کند: «اعتقاد دارم که اگر بخواهیم دنیای درام حق مطلب را در باره این اثر ادا کند، تئا‌تر و سینما از پس آن بر نمی‌آیند و تنها باید به فکر تولید و ساخت سریال تلویزیونی فاخری بر اساس آن بود.»
کارگردان نمایش «سووشون» که در آن بازیگرانی چون افسانه بایگان (در نقش زری)، محمد اسکندری (در نقش یوسف)، مهدی میامی، محسن زهتاب، حبیب دهقان نسب و... بازی کرده بودند، می افزاید: «کار را اسفند 1379 روی صحنه بردیم که اجرایش تا سالگرد تولد خانم دانشور در اردیبهشت 1380 ادامه پیدا کرد و تماشاگران زیادی را پای خود نشاند.»


وی با ابراز تاسف از اینکه نمایش «سووشون» در زمان اجرایش با بی‌مهری رسانه‌ها ربرو شد، توضیح می‌دهد: «آن زمان بحث‌های حاشیه‌ای مثل اینکه با وجود مخالفت چند ساله دانشور، چگونه او اجازه کار را به من داده است یا چرا افسانه بایگان که ستاره سینما به شمار می‌آید، نقش اصلی را از آن خود کرده است بیشتر مورد توجه روزنامه‌ها و نشریات بود.»


محامدی با اشاره به اینکه آن زمان کسی در روزنامه‌ای نوشته بود با این نمایش جلال آل احمد در گور لرزیده است، یادآوری می‌کند: «این طعنه آن زمان خانم دانشور را خیلی ناراحت کرد. چرا که او می‌گفت این رمان اوست که هیچ ارتباطی به همسرش ندارد و چرا هرکس که می‌خواهد حرفی در باره او بزند، یک جوری بحث را به جلال می‌کشاند.»

57245

کد خبر 203005

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =