از اينكه ما بايد به چه چيزهايي دل خوش باشيم. به تعبير فروغ: بهانههاي كوچك خوشبختي. بله، صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران داشت سه جوان برومند را نشان ميداد كه در يك دكور زيباي ايراني مشغول هنرنمايي بودند. يكي سنتور مينواخت، ديگري تمبك و سومي هم آواز ميخواند. دوربين هم ناپرهيزي ميكرد و تمبكنوازي را بهصورت كامل و سنتورنوازي را نصفه و نيمه نشان ميداد. همين. آنچه دوست مرا بر سر ذوق آورده بود و آخر شبي بغض در گلوي من نشانده بود همين تصوير سادهاي بود كه عرض كردم. تصويري كه بار ديگر اين پرسش تكراري و بيپاسخ را در ذهنم طنينانداز كرد كه به راستي چرا بايد از ديدن چنين صحنه ساده و بيمسئلهاي محروم باشيم؟
باور بفرماييد بنده آنقدر هم سادهلوح نيستم كه فكر كنم نمايش يا عدمنمايشساز در صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران مسئلهاي حياتي و ضروري است اما تكليف بعضي از چيزها بايد روشن شود يا نه؟ بزرگان و مديران فرهنگي نظام در مقابل پرسش جوانهايي كه ميگويند چهطور ميشود پخش موسيقي حلال باشد اما نشان دادن ساز حرام، چه دارند بگويند؟ از بعضيها شنيدهام كه نمايش ساز از رسانه ملي ممكن است تبعات بدي در پي داشته باشد و آثار مخرب فرهنگي برجاي بگذارد. نميدانم. ولي من تا به حال نشنيدهام كسي با ديدن تار تحريك شود و به نواميس مردم تجاوز كند و يا با رويت دف دست به سرقت مسلحانه بزند و يا اينكه تحت تأثير مشاهده سنتور قتلهاي زنجيرهاي انجام دهد. ديگر آنكه موسيقي خوب يا بد، حلال يا حرام يكي از اركان مهم فرهنگ است. در خلأ كه نميتوان از ارتقاي فرهنگ و مبارزه با تهاجم فرهنگي سخن گفت. نميتوان دست بسته به مقابله با فرهنگي كه به هيچ حد و مرزي پايبند نيست، رفت. مدام ميگوييم فرهنگ غرب به جنگ فرهنگ ما آمده. سلّمنا. با توپ و تانك كه به جنگ فرهنگ نميروند. هر جنگي ابزار و ادوات خودش را دارد. ابزار و ادوات فرهنگ هم كه مشخص است. شعر و موسيقي و داستان و سينما و... الخ. اگر قرار باشد بر سر راه همين فرهنگ خودي فقط مانع ايجاد كنيم و هنرمندان و هنردوستان را مدام دلسرد كنيم و با بهانههاي واهي آنان را برنجانيم پيشاپيش نتيجه مبارزه با تهاجم فرهنگي مشخص و معين است. نتيجهاي كه بدون شك دلخواه هيچ ايراني باشرف و باغيرتي نيست.
دوستم دیروقت شب زنگ زد، آن هم با چه هیجانی که: فلانی برو فلان شبکه را نگاه کن ببین چه نشان میدهند. با عجله تلویزیون را روشن کردم و شبکهای را که گفته بود پیدا کردم. بغض گلویم را گرفت.<BR>
کد مطلب 206305







نظر شما