بی تردید دموکراسیهای غربی دارای آفتهایی است. بسیاری از این چالشها و آفات، نتیجه معایبی در دموکراسی های مزبور است که این معایب در مردمسالاری دینی مشاهده نمی شود. مادی گرایی افراطی، جایگزین نمودن انسان بجای خدا، فرد گرایی مطلق، دستکاری و فریب افکار عمومی، و امکان بروز استبداد اکثریت از قبیل این چالشها است
اما با وجود این اختلافهای اساسی که بین مردمسالاری دینی و دموکراسی لیبرال وجود دارد ، می توان مشابتهایی نیز بین آنها ترسیم نمود. به عنوان نمونه میان مردمسالاری دینی و لیبرالیسم به عنوان مهمترین منبع فکری، فلسفی و نظری نظامهای دموکراتیک می توان به موارد مشابهی مانند نمونههای زیر اشاره کرد:
1- دفاع از دولت مشروط و مقید به قانون، آزادیها و حقوق مدنی بویژه مالکیت خصوصی، و بیزاری از قدرت خود سرانه و استبدادی اعم از طبقاتی، تودهای، مذهبی، حزبی و…. و کوشش برای بوجود آوردن شکلهای دیگری از کار بست قدرت اجتماعی و تحدید و مشروط نمودن حکومت به خدمت در جهت مصالح عموم مردم و رعایت قانون.
2- تفکیک حوزه های دولت و جامعه و تحدید و کنترل قدرت دولتی در مقابل حقوق فرد و جامعه و تاکید بر چندگانگی مراکز قدرت.
3-محدود و مشخص نمودن حدود دخالت دولت در زندگی خصوصی و مدنی به قیود نیرومند و قابل اجرا و تاکید بر عدم دخالت دولت در امور خصوصی.
4-بیان آزادانه عقاید شخصی و تضمین حقوق و آزادیهای فردی و حق انتخاب برابر و آزاد.
5-حمایت از عدم تمرکز و پشتیبانی از آزادیهای محلی، گروهی و خودگردانی بومی.
6-برابر انگاشتن همه مردم در بهره گیری از فرصت ها و امکانات موجود.
7-حمایت از نظام نمایندگی و پارلمانتاریسم، انتخابی شدن مناصب و تاکید بر تفکیک قوا به عنوان یکی از ابزارهای کنترل قوا و نظرات بر سه قوه .
8-عدالت اجتماعی بر مبنای لحاظ شایستگی افراد.
همچنین به نظر میرسد برخی از مشابهات مردمسالاری دینی و دموکراسی های غربی بدین قرار باشد:
1- مشارکت سیاسی شهروندان برای اتخاذ تصمیم در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و .. .
2- آزادی افکار عمومی و اتکاء حکومت بر آن.
3- ضرورت حکومت قانون و تعدد گروههای قدرت.
4- وجود ساز و کارهای مشخص برای ابراز افکار عمومی از جمله احزاب سیاسی.
5- قوت جامعه مدنی و خودجوشی و تکثر آن
6- محدود بودن اعمال قدرت حکومتی به رعایت حقوق و آزادیهای فردی و گروهی.
7- تکثر و تعدد گروهها و منافع و ارزشهای اجتماعی.
8- امکان تبدیل اقلیت های فکری به اکثریت ازطریق تبلیغ نظارت گروهی.
9- امکان بحث و گفتگوی عمومی ومبادله آزاد افکار درباره کلیه مسائل مبتلا به اجتماع.
10-برابری سیاسی گروه های اجتماعی از لحاظ دسترسی به قدرت.
11- استقلال قوه قضائیه در راستای تأمین و تضمین آزادیهای مدنی افراد و گروهها.
12-تفکیک قوا یا حداقلی از استقلال سه قوه ازیکدیگر
13-امکان ابراز مخالفت سازمان یافته “در نظام“ و امکان وجود “اپوزیسیون قانونی“.







نظر شما