۰ نفر
۲۰ فروردین ۱۳۹۱ - ۲۲:۲۲

سایت الف نوشت:

شاید اگر امروز سید مرتضی آوینی زنده بود و همان عقاید و سخنان خود را در بعضی زمینه های خاص تکرار می کرد او را هم به “جریان انحرافی” نسبت می دادند. آنجا که شهید آوینی پیرامون ایران و ایرانیان حرف می زند، آنجایی که از ویژگی های انسان کامل و خلیفه اللهی بودن انسان سخن می گوید.

این روزها وضعیت رسانه های ما با آنچه که سید شهیدان اهل قلم می گفت خیلی نزدیک شده و گویی این رسانه ها هر روز “حرفه ای تر” می شود. آوینی می گفت: “ژورنالیسم حرفه ای ناگزیر است که بنیان کار خویش را بر ضعف های بشر امروز بگذارد و از ترشح بزاق خوانندگان ارتزاق کند”(1)

چقدر خوب “سید” آن سال ها، فضای امروز رسانه های حرفه ای را با قلم به تصویر کشیده است: “دموکراسی شعار آزادی می دهد، اما در عمل، با نهان روشی و سیستم های کاملاً مخفی جاسوسی و شبکه های گسترده تبلیغاتی اجازه نمی دهد که احدالناسی آزادانه بیندیشد و آزادانه انتخاب کند. ولی ما شعار ولایت می دهیم، اما در عمل طوری رفتار می کنیم که آنها شعارش را می دهند.” (2)
*

به این جملات شهید آوینی دقت کنید:

“سنت است که قابلیت پذیرش دین را فراهم می آورد. پس فی المثل این واقعیت را که قوم ایرانی خود را در تشیع باز می یابد نمی توان به صدقه حواله کرد”(3)

“دین اسلام نیز نه تنها در تعارض با فرهنگ های ملی نیست، بلکه چون خاک آماده ای است که شجره فرهنگ های ملی را می پرورد و صفاتِ حسنی و استعدادهای نهفته آن را بر می گیزند و اظهار می کند.”(4)

“هویت ایرانی-نه زرتشتی- را عین هویت اسلام میدانم و معتقدم تقربی که ما به دین پیدا کرده ایم به این هویت ملی وابسته است و اگر این هویت ایرانی و ملی نبود، یا مثلا هویت دیگری داشتیم، این تقرب و این دین پیدا نمی شد”(5)

“«شاهنامه» به نظر من حکمت معنوی است و منافاتی با دین ندارد که هیچ، اصلا اسطوره هایی که فردوسی در شاهنامه بررسی یا جمع کرده است، اساطیری هستند که اگر بخوهیم آن ها را بر اساس تفکرات دینی و عرفانی خودمان تاویل کنیم، خواهیم دید که «شاهنامه» اصلا حکمت معنوی است و چه بسا از این لحاظ کم نظیر است. به نظر من ریشه حکمت معنوی شاهنامه همان تفکر عرفانی ماست؛ یعنی در تفکری که من خود را به آن منتسب می دانم، اسلام نسبتی با ملیت دارد”.(6)

“آمادگی ایرانیان برای قبول دین اسلام و مشی ولایی شیعه به گوهر فطری آنان رجوع دارد و آنان که تصور می کنند هر مشی و منش دیگری را می توان، فارغ از آمادگی های تاریخی و فطری این امت، جایگزین دین اسلام و مشی ولایی شیعی و رابطه ای که بین این مردم وپیشوایان مذهبی آنان وجود دارد قرار داد، با ماهیت تاریخ بیگانه اند و وهم می بافند”(7)

“منتسب است به مولایمان علی (ع) که فرموده “اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر…”این سخن فقط استعاره ای ادبی نیست. تاویل این سخن آن است که در حقیقت این انسان است که او را باید «عالم اکبر» دانست، نه عالمی که بیرون از وجود انسان تا لا یتناهی گسترده است . مفهوم «بیرون» و «درون» اینجا درهم می ریزد. در ظاهر، بشر جزئی از عالم هستی است و اما در باطن، عالم هستی آینه تجولات درونی بشر است.”(8)

“حقیقت دین را باید نه در عوالم انتزاعی، که در وجود انسان هایی جست که خلیفه اللهی مبعوث شده اند. فصل الخطاب با انسان کامل است و لا غیر.”(9)

“تمدن کنونی که ذاتاً اروپایی است چنین نشان می دهد که هرگز از «نوشدن» -تجدد- باز نمی ایستد و این گونه، طمع کرده است که «فطرت نوجویی و طلب تحول» را در بشر امروز مهار کند. اما همچنان که بشر جدید «حقیقت ازلی» وجود خویش را به مثابه انسانی که خلیفةالله است انکار می کند، در این «تجدد مداوم» نیز از آن حقایق ثابت که همچون فصول طبیعت و منازل متناظر آن در حیات انسان –کودکی، جوانی، پختگی و پیری- ظهوری ادواری دارند، عدول کرده است”(10)

“انسان کامل مظهر اسم « عدل » است و این تخاصم وتضاد و تزاحم که از آن سخن رفت تحت « ولایت اسم عدل » از میان برمی خیزد، که اگر چه این عالم هرگز از ظهور ذاتی و صفاتی آن خالی نیست – که گفته اند بالعَدل قامَتِ السَّماواتُ و الاَرض – اما « تحقق فعلی » آن جز در آخر الزمان اتفاق نمی افتد و اگر گفته اند که در مدینه موعود، گرگ و میش در کنار یکدیگر به صلح و سِلم می زیند، اشاره است به همین معنا که با ظهور فعلی اسم عدل – به طور مطلق و نه مقید – تخاصم و تضاد و تزاحم از میان برمی خیزد.”(11)

” چگونه باور کند فنا را، آنجا که بقای جهان به «وجه باقی حق» است، تجلی یافته از حضور انسان های کامل؟”(12)

************************************
پی نوشت:

1- کتاب حلزون های خانه به دوش صفحه ی 53

2- همان

3- کتاب رستاخیز جان صفحه ی 57

4- مقاله “نظم نوین جهانی و راه فطرت” از مجموعه “آینده بشریت” http://www.aviny.com/

5- کتاب آیینه جادو (مجموعه مقالات شهید آوینی پیرامون سینما و هنر) ص 131 – 134

6- همان

7- کتاب حلزون های خانه به دوش صفحه ی 91

8- مقاله “دولت پایدار حق” از مجموعه “آینده بشریت” در http://www.aviny.com/

9- مقاله “آغازی بر یک پایان” از مجموعه “آینده بشریت” در http://www.aviny.com/

10- مقاله “تجدید و تجدد” از مجموعه “آینده بشریت” در http://www.aviny.com/

11- کتاب رستاخیز جان صفحه ی 19

12- مقاله “تجدید و تجدد” از مجموعه “آینده بشریت” http://www.aviny.com/

13- مقاله ” هنر ، تاریخ و میثاق ولایت” از مجموعه ” درباره امام خمینی(ره)” در http://www.aviny.com/

کد خبر 207023

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 13
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • امین IR ۲۲:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۰
    37 6
    هویت ایرانی ریشه در دین الهی زردتشت داشته است وجدا از آن نبوده .. کوروش که تعبیرش در قرآن نیز آمده (به نقل علامه طباطبایی) پاسدار دین زردتشت بوده.. مگر نه اینکه به لطف زرتشت ایرانیان همواره یکتا پرست بوده اند پس چرا بعضی سعی دارند نام زرتشت نبی رو به خاطر تعصبات ،از گذشته ایرانیان فاکنور بگیرند.. کسانیکه زرتشت رو قبول ندراند حکم خدا در قرآن رو قبول ندارند..چون طبق حکم خدا پیامبر خاتم تمام پیام آوران قبل از خود را مورد تایید قرار داده.
    • منصور IR ۰۸:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
      10 7
      سلام لطفا اگر ممکن است بفرمایید علامه طباطبایی کجا از کوروش به عنوان پاسدار دین زرتشت نام برده و کجای قرآن از زرتشت به نام یکی از پیامبران اسم برده است؟ چرا عادت نمیکنیم مستدل و علمی حرف بزنیم؟
    • بدون نام IR ۱۲:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
      0 3
      دوست عزيز منصور!!!! مطالب سندي را برات مي ذارم شايد مورد توجهت قرار بگيره و خودت هم پويا باشي چون همه در يه جا كامل نميشه با اسم (اينم سنديت) قرار ميدم زرتشت در قرآن : جواب در سه محور سامان مي‏يابد: يكم: به رغم اين كه درباره دين زرتشت اختلاف وجود دارد كه از اديان الهي است يا نه، در منابع اسلامي تأكيد شده است كه دين زرتشت يكي از اديان الهي بوده و زرتشتيان از اهل كتاب هستند.(1) قرآن به اصالت مذهبي زرتشتيان تصريح مي‏كند. (2) و پيروان اين دين را به عنوان صاحب كتاب به رسميت مي‏شناسد. بر همين اساس در فقه اسلامي زرتشتيان در كنار يهوديان و مسيحيان قرار گرفته‏اند. در سيره و سنت پيامبر اسلام و ائمه(ع) نيز رهنمودهايي درباره برخورد با زرتشتيان وجود دارد كه بيانگر اهل كتاب بودن آنها است. ابن عباس مي‏گويد
    • قابل توجه منصور عزيز IR ۱۲:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
      2 1
      ابن عباس مي‏گويد: پيامبر اسلام دستور داد از زرتشتيان مقيم يمن جزيه بگيرند. زرتشتيان جزيه دادند و بر آيين خود باقي ماندند.(3) يكي از فرمود: مجوسيان چون داراي كتاب آسماني بودند، مانند اهل كتاب جزيه مي‏دادند". (4) اسلام شناسان و فقيهان نيز از آنان به عنوان اهل كتاب ياد كرده و تصريح نموده‏اند كه هم براي آنان دين بوده و هم كتاب داشته‏اند.(5) دوم: از برخي متون و منابع ديني استفاده مي‏شود كه براي زرتشتيان كتاب آسمان نيز بوده است. در روايتي از امام علي(ع) آمده است كه براي مجوسيان كتاب وجود دارد.(6) مرحوم شيخ طوسي تصريح مي‏كند كه براي زرتشتيان كتاب آسماني وجود دارد.(7) مرحوم علامه طباطبايي عقيده دارد: زرتشتيان داراي كتاب آسماني و پيامبر بوده، بر اين اساس دين زرتشت پذيرفته شده است. سوم: درخصوص عدم ذكر
    • قابل توجه منصور عزيز IR ۱۲:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
      0 0
      سوم: درخصوص عدم ذكر دين زرتشت در قرآن بايد گفت: عدم ذكر برخي اسامي و اديان در قرآن بدان معنا نيست كه پيامبران و اديان ديگر وجود ندارد. در برخي روايات تصريح شده است كه تعداد پيامبران 124 هزار بوده(8) و برخي ديگر هشت هزار بيان نموده‏اند. (9) بيان اسامي همه پيامبران با اهداف قرآن كه بيان مسائل مهم و كليات معارف است، همسويي ندارد. از سوي ديگر در برخي آيات به برخي از اسامي پيامبران و اسامي كتاب‏هاي آنان تصريح شده است.(10) در برخي آيات به طور كلي از پيامبران سخن به ميان آمده است(11) و در برخي ديگر از بعضي پيامبران با اشاره سخن گفته شده است.(12) بيان سرگذشت پيامبران با شيوه‏هاي مذكور كفايت مي‏كند.
    • قابل توجه منصور عزيز IR ۱۲:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
      0 0
      در قرآن آمده است: "و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك منهم من لم نقصص؛(13) پيش از تو، رسولاني فرستاديم. سرگذشت گروهي از آنان را براي تو بازگو كرديم و گروهي را براي تو بازگو نكرده‏ايم". "از اين آيه استفاده مي‏شود كه نام گروهي از انبيا و رسولان الهي در قرآن مجيد نيامده، و عدد آنها بيش از آن است كه در قرآن ذكر شده است".(14) پي‏نوشت‏ها: 1. عبدالله مبلغي، تاريخ اديان و مذاهب در جهان، ص 365 به بعد. 2. حج (22) آيه 17؛ الميزان، ج 4، ص 358. 3. مروج الذهب، ج 1، ص 225. 4. وسائل الشيعه، ج 11، ص 96. 5. الخلاف، ج 2، ص 199. 6. وسائل الشيعه، ج 11، ص 98. 7. المبسوط، ج 4، ص 210. 8. بحارالانوار، ج 11، ص 30. 9. تفسير نور الثقلين، ج 4، ص 537، به نقل از پيام قرآن، ج 7، ص 360. 10. انعام (6) آيه 83 - 86. 11. پيام قرآن، ج 7
    • قابل توجه منصور عزيز IR ۱۳:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
      0 0
      . بقره (2) آيه 247، يوسف (12) آيه 60. 13. مؤمن (40) آيه 78. 14. ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 7، ص 356.
  • عليرضا CA ۲۳:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۰
    4 15
    شهيد اويني از كوروش تمجيد نكرده حتي از زرتشتم تعريف نكره. من اول شيعه هستم بعد ايراني بعد يك اذري ترك. من وقتي قتل عام بحريني ها و يمنيهارا ميشنوم حس ميكنم برادران خودمو كشتند. ما ايراني هستيم ولي يادمان نرود اين عربها بودند كه اسلام را ياي كردند. يادمان نرود ما امامان ما عرب بودند. من نميدونم اين چه مرضي هستش كه بعضيها گرفتند . به قول شهريار دين من محبت هست و وطنم جهان
    • بدون نام IR ۱۲:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
      3 2
      من عربم اما عرب از من نيست. پيامبر اكرم (ص) دوست من من اول ايرانيم چون زمان تولد اولين مشخصه ايراني بودن است و تولد در ايران چون بعد از اون مي تونم هر ديني داشته باشم مگر اينكه بگيد اين مملكت فقط مال شيعه هاست. آيا در جنگ فقط مسلمونا اونم فقط شيعه ها جنگيدند؟؟؟؟؟؟؟؟
    • جواد IR ۱۷:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۸
      0 0
      دوستان از افراط و تفریط در این زمینه بر حذر باشید.
  • عليرضا CA ۲۳:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۰
    3 4
    شهيد اويني از كوروش تمجيد نكرده حتي از زرتشتم تعريف نكره. من اول شيعه هستم بعد ايراني بعد يك اذري ترك. من وقتي قتل عام بحريني ها و يمنيهارا ميشنوم حس ميكنم برادران خودمو كشتند. ما ايراني هستيم ولي يادمان نرود اين عربها بودند كه اسلام را ياي كردند. يادمان نرود ما امامان ما عرب بودند. من نميدونم اين چه مرضي هستش كه بعضيها گرفتند . به قول شهريار دين من محبت هست و وطنم جهان
  • بدون نام IR ۰۱:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
    10 1
    امین جان اتفاقا منظور شهید آوینی هم همین بوده که چون ایرانیان توسط زرتشت یکتاپرستی را تجربه کرده بودند دین اسلام که کامل ترین دین هاست را در جهت کمال معنوی به راحتی پذیرفتند. مذهب زرتشت حتی در قانون اساسی ما جزو مذاهب رسمی است و این نگاه عالمان دینی اسلام به این دین توحیدی را نشان می دهد. به یاد داشته باشیم که همانطور که حضرت مسیح(ع) فرمودند هیچ پیامبری نیامده که پیامبر قبل از خود را نفی کند بلکه آمده تا دین را که از سوی خداوند نازل می شود کامل نماید. این هم حکمتی دارد که در حد فهم من نیست.
  • محسن IR ۱۴:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
    4 0
    زرتشت دین اغلب ایرانیان پیش از اسلام بوده و هیچ دلیلی هم برای کوبیدن زرتشت و زرتشتیان وجود نداره. زرتشت یک دین توحیدی و الهی بوده و اغلب فقها از جمله علامه طباطبایی، این دین رو توحیدی و زرتشتیان رو اهل کتاب میدونن. باعث افتخار ما ایرانی هاس که قبل از اسلام هم عقیده توحیدی داشتیم. منتها ایرانیت مساوی با زرشتی گری نیست. بسیاری از اعیاد ملی ایران اساساً ارتباطی با دین زرتشت نداره. کوروش هم افتخار ما ایرانی هاست اما من کوروش پرست نیستم و کوروش رو انسان معصوم نمیدونم. علامه طبابایی در تفسیر المیزان، نظرشون بر اینه که، ذوالقرنین که در قرآن ذکر شده، به احتمال قوی همون کوروش هستش. ضمن اینکه نگاه شهید آوینی به ایرانیت و ملیت و رابطه اون با اسلام و تشیع، با تفکرات امثال مشائی خیلی تفاوت داره.