۰ نفر
۲۸ فروردین ۱۳۹۱ - ۱۹:۰۷

ظاهرا استیضاح وزیر کار با قول شرافتمندانه آقای سعید مرتضوی به جناب حداد عادل منتفی شده است.

 این طور که در اخبار آمده آقای مرتضوی به آقای حداد عادل دست مردانه داده و قول شرف که استعفا بدهد. جمعی از نمایندگان خواستار استیضاح هم با شنیدن این خبر امضاهایشان را پس گرفته‌اند. خب، خیر است انشاالله.
جای خالی فتوت و جوانمردی در فضای سیاسی کشور کاملا مشهود است. سکه رایج این روزها تهمت و دروغ و افشاگری و تهدید و عربده‌کشی است. در چنین فضای مسمومی شنیدن کلماتی مثل «مردانه» و «شرافتمندانه» باعث خوشحالی است. اما آیا ماجرا به همین سادگی است؟ یعنی آنها که قرار بود یک وزیر را استیضاح کنند با شنیدن واژه «دست مردانه» باید آنقدر احساساتی شوند که از خیر استیضاح بگذرند؟ اشتباه نکنید، من طرفدار استیضاح نیستم. به اندازه کافی در زندگی روزمره ما تنش و استرس وجود دارد. سن من هم از به وجد آمدن از این هیجان‌های کاذب گذشته است. آنقدر عقل هم دارم که بفهمم برکناری یک وزیر و معرفی یک وزیر دیگر چه هزینه هایی بر مردم و حاکمیت تحمیل خواهد کرد. حرف من چیز دیگری است. من می گویم استیضاح یک وزیر کار ساده و پیش پا افتاده ای نیست. شوخی هم نیست. وقتی جمعی از نمایندگان به نتیجه می‌رسند که یک وزیر را استیضاح کنند یعنی خیلی از بایدها و نبایدها را در نظر گرفته‌اند. یعنی حساب خیلی چیزها را کرده‌اند. وقتی کاری حساب و کتاب پیدا می‌کند، از خیر آن گذشتن هم باید حساب و کتاب داشته باشد. اگر فردا روزی آقای مرتضوی زد زیر همه چیز و نخواست استعفا بدهد نمی‌توان گفت: «مرد حسابی ما روی قول مردانه‌ات حساب کرده بودیم پس کو مرام و معرفتت داش؟» اگر در سیاست تار سبیل و قول شرف و قسم حضرت عباس اعتباری می داشت خوب بود اما می دانم و می دانید که سیاست جای این حرف‌ها نیست. هر تعریفی که از سیاست داشته باشیم «تدبیر» را نمی توانیم از آن حذف کنیم. هر تعریفی هم که از تدبیر داشته باشیم نمی توانیم روی دست مردانه و قول شرافتمندانه آقای مرتضوی حساب باز کنیم.
بحث من شخص مرتضوی نیست، شاید اصلا تا زمان انتشار این یادداشت ایشان واقعا استعفا داده باشد و ماجرا فیصله پیدا کرده باشد، بحث من بر سر روش و منشی است که داعیه‌داران سیاست  پیش گرفته‌اند. عامه مردم از جمله خود بنده تصویری که از کار سیاسی دارم با شنیدن چنین روایت‌هایی کاملا فرو می‌ریزد. البته شاید در پس پرده ماجراهای دیگری در کار است و آنچه ما می‌شنویم صرفا روایتی است برای مجاب کردن ساده‌دلانی چون بنده، که در آن صورت باید به سازندگان این روایت‌ها گفت این درست که مخاطب شما ساده‌دل (ساده‌لوح؟) است و بارها و بارها ساده‌دلی خود را نیز به اثبات رسانده اما آنقدرها هم که شما فکر می‌کنید از مرحله پرت نیست، لطف کنید و کمی ذوق و وقت صرف این روایت‌ها کنید. پیشاپیش از لطف و عنایت شما سپاسگذارم.
 

کد مطلب 208226

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 17
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۲۲:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۸
    52 2
    عالی
  • بدون نام IR ۰۷:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    45 2
    زنده باد
  • بدون نام IR ۰۸:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    56 2
    با خواندن یادداشتهای شما حداقل حالتی که بهم دست می دهد این است که کمی دلم خنک می شود
  • کیا IR ۱۱:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    63 2
    شب- خارجی - کوچه پشت بهارستان حداد عادل:مرد حسابی ما روی قول مردانه‌ات حساب کرده بودیم پس کو مرام و معرفتت داش؟ مرتضوی : مرده نوکرتم. خیلی وقته مرده. سر جریان کهریزک که نه ، قبلیش بود یا شاید دو تا قبلیش ..
  • بدون نام IR ۱۲:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    55 3
    سيد! توقعت از اين بنده خداها ( نماينده ها) خيلي بالاست!! سياست ورزي !! تعقل !! خردورزي!!!
  • بدون نام IR ۱۳:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    32 3
    جناب آقای مرتضوی قول شرف داده اند!!؟؟ بزن زنگ رو
  • بدون نام IR ۱۳:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    28 2
    آقای حداد بد نگفته منتها آن شرفی که او به استناد کرده در نزد مردم گرو مانده تا تکلیف اش توسط دستگاه قضا روشن شود
  • مهتاج IR ۱۴:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    24 2
    سپاسگزارم
  • فرهنگ IR ۱۶:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    34 1
    آقای رئیس جمهور ! شما که به هفتاد میلیون یارانه میدهی ! شمایی که به صدها خبرنگار و هنرمند عیدی میدهی!! شما که برای هزار چیز مهم و غیر مهم هزینه میکنی ! از یارانه هر ایرانی 100 تومان در ماه کم کن به آقای مرتضوی ببخش تا ایشان تا تبرئه شدن و رفع اتهام (در هیچ مسندی نباشد. ) من راضی ام تا کل یارانه ام را تا تعیین وضعیت ایشان دریافت نکنم. دست مردانه میدهم !!! قول شرف!!
  • بدون نام US ۱۷:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    11 6
    ‫اولا اخوی! از لطف ملت سپاسگزاری میکنند نه سپاسگذاری ! ثانیا اگر به هنگام همینرا نوشته بودی، مثل برخی از آل قلم مجبور به هل دادن خودرو زندان میشدی که در خیابان معطل نمانی- دیر رسیده ای برادر، دیر!
  • بدون نام US ۱۷:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    18 1
    ‫یک تار سبیل خاکستری نزد اینجانب ملت ایران برای سه میلیارد تومان پول به گرو مانده است. خریداران لطفا صف بکشند، یکی یکی!
    • بدون نام IR ۱۵:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۳۰
      10 1
      سه (هزار) میلیارد برادر کجای کاری؟
  • بدون نام IR ۱۷:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۹
    26 1
    آقاي موسوي به عنوان يك همكار مطبوعاتي هميشه از يادداشت‌هاي شما لذت برده ام. دلسوزانه مي‌نويسيد. حيف كه بنده در رسانه خود نمي‌توانم يادداشت انتقادي بنويسم. يا علي.
  • بدون نام IR ۰۰:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۱/۳۰
    13 1
    قربون مرامت داداش آنزمان گذشت وآن مردها مردن زمانی بود مردا پشت خط تو صف بودن برای شهادت مادر به داشتن جوانهای جوانمردشون افتخار میکردن شام شب بچه های یتیمشون را برای سیر شدن رزمنده ها میفرستادن خونشون را میدادن تا ناموس این مردم امان داشته باشه حرف خیلی وقت نیست انموقع درجه را خدا میداد عاقبت به خیری را دعای مادرا از صدقه سر ان مردا ..اگر چیزی نداشتیم یکدل وبا صفا بودیم.... بعد از ان صفا رفت وریا امد
  • مسعود IR ۱۶:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۳۰
    5 10
    سید عاشق خودتو قلمتم...سیاست رو ولش کن، سوژه های دیگه ای رو بچسپ
  • بدون نام IR ۰۶:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۱
    0 5
    عجب نوندونی شده این خبرانلاین هربچه ازننه اش قهرمیکنه میشه مطلب نوبس آن.
  • باكي IR ۱۴:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۱
    0 0
    بسم الله/ﺳﭙﺎﺳﮕﺬارم؟؟؟؟؟ﺳﭙﺎﺳﮕزارم!