۰ نفر
۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۶
صدایی که از دل برمی‌خاست

در بزرگداشت حجة الاسلام شیخ محمد دماوندی

مرحوم حجّة‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد دماوندی، روحانیِ صاحب‌ذوق، منبریِ خوش‌بیان و سروده‌سرای کم‌نظیر، یادگاری باقی مانده است که نه‌تنها در حافظه دوستداران اهل‌بیت علیهم‌السلام که در تاریخ شفاهیِ منبر، دعا و مناجات، جایگاهی ممتاز و ماندگار دارد.

او روزگاری را در حوزه علمیه نجف اشرف گذراند؛  جایی که کلام، پیش از آنکه به صدا درآید، باید به معنا آراسته، و به صدق و اخلاص پیراسته باشد.

صدایی که از دل برمی‌خاست

سپس در قم و تهران، با همان تربیت نجفی و ذوق فطری، منبر را از قالبِ صرفِ وعظ فراتر برد و آن را به مجرایی زلال برای پیوند علم، شعر، نغمه، معرفت و اخلاص بدل ساخت.

هجرت آگاهانه‌اش به کویت نیز امتداد همین راه بود؛ هجرتی برای رساندن پیام، نه برای نام‌آوری و شهرت.

منبرها و سروده‌خوانی‌های او، در روزگار خویش، سبکی یگانه و تکرارناپذیر داشت؛ سبکی که نه تقلیدی بود و نه آموختنی.

بیانش در وصف جایگاه رفیع امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و خاندان پاک آل‌عبا علیهم‌السلام از چنان صدق، صفا و سوزی برخوردار بود که شنونده، پیش از آنکه اشک بریزد، دل می‌سپرد و خاموش می‌شد.

دریغ و درد آنجاست که امروز، با همه گسترش رسانه‌ها و تکثر صداها، جایگزینی هم‌سنگ برای آن شیوه خاصِ دعاخوانی و سروده‌سرایی نمی‌توان یافت؛  شیوه‌ای که اثرش نه در اوج‌گیری صدا، که در عمق معنا و حضور دل بود.

صدایی که از دل برمی‌خاست

ده‌ها دعا و مناجات، به‌ویژه در ماه مبارک رمضان، دعای کمیل، نجواهای شبانه و مناجات‌های سحرگاهی، با نَفَس گرم و نَوای آسمانی او در حافظه جان‌ها ثبت شد؛  صداهایی که شنونده را به این احساس می‌رسانْد که این دعا، اکنون و همین لحظه، با نداء فرشتگان آسمانی درآمیخته و تازه از عرش فرود آمده است.

آنچه صدای او را جاودانه ساخت، نه صرفاً خوش‌آهنگی، که هماهنگی کامل صدا با دل بود.

او دعا را می‌خوانْد، چون خود در حال دعا بود؛ و مناجات را زمزمه می‌کرد، چون پیش از زبان، دلش به نجوا نشسته بود. مرحوم دماوندی، نه در پی ثبت نام خویش، که در اندیشه حفظ معنا بود؛ و شاید همین گمنامیِ آگاهانه، راز ماندگاریِ باطنیِ او شد. 

چه انتخابِ نیکو و چه اقدامِ شایسته و دل‌انگیزی است بازنشر و طنین‌انداز ساختن اشعار و سروده‌خوانی‌های ماندگار او؛ آواهایی که نه‌تنها شعر، که روح، ایمان و معنا را  در جان مخاطب جاری می‌سازد.

بی‌گمان، تأسف‌بار است که این چهره کم‌نظیرِ شعر، منبر و بیان، با همه غنای علمی و هنری، زندگی‌ای به‌دور از هیاهوی رسانه را برگزید؛ حال آنکه آثار و یادگارهایش شایسته شناخته‌شدن در گستره‌ای بسیار فراتر بودند.

صدایی که از دل برمی‌خاست

او از زمره روحانیانی بود که شعر را با معرفت و منبر را با ذوق ادبی و اخلاص معنوی درآمیخت. در محافل علمی و فرهنگی قم و تهران، و در نشست‌های روحانیون، فرهیختگان و اهل ذوق، سروده‌هایی به دو زبان فارسی و عربی اجرا می‌کرد که شنونده را بی‌اختیار به سکوت، تأمل و تأثر وامی‌داشت.

حضور او در محافل علمی وابسته به مجتمع آیت‌الله العظمی سیستانی و مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام در قم، و بهره‌مندی از محضر شخصیت والامقام حضرت حجّةالاسلام والمسلمین حاج سید جواد شهرستانی، از جلوه‌های روشن حیات علمی و فرهنگی او بود؛ جایی که کلامش نه برای نمایش، که برای خدمت به فرهنگ اهل‌بیت علیهم‌السلام طنین می‌یافت.

مرحوم دماوندی، میراثی یگانه از خود به‌جا نهاد؛ ترکیبی کم‌نظیر از شعر، خطابه، زبان، معنا و اخلاص؛ چنان‌که امروز، در میان فارسی‌زبانان و عرب‌زبانان، جایگزینی هم‌تراز با او

به‌سختی می‌توان یافت.

امروز، هرگاه نوای آن مناجات‌ها به گوش می‌رسد، زمان مکث می‌کند، و دل، بی‌اختیار، به همان شب‌ها و همان صدا بازمی‌گردد؛ صدایی که هنوز زنده است، چرا که از اخلاص زاده شد.

صدایی که از دل برمی‌خاست

 حجّةالاسلام والمسلمین شیخ محمد دماوندی از جمله روحانیان خوش‌ذوق و واعظان صاحب‌بیانِ روزگار ما بود که نامش بیش از آن‌که در اسناد رسمی ثبت شده باشد، در حافظهٔ شفاهیِ منبر و دلِ مستمعان ماندگار شد. او از آن دست عالمانی بود که بی‌هیاهو زیست، بی‌ادعا گفت و بی‌آنکه در پی شهرت باشد، اثر گذاشت.

شیخ محمد دماوندی بخشی از سیر علمی خویش را در حوزهٔ علمیهٔ نجف اشرف گذراند؛ حوزه‌ای که در آن، کلام پیش از آن‌که بر زبان جاری شود، باید از صافیِ معنا و استحکام علمی عبور کند. حضور در نجف، به بیان او صلابت، به منبرش عمق و به نگاهش تأنی بخشید. پس از آن، در قم و تهران به فعالیت‌های علمی و تبلیغی ادامه داد و سالیانی نیز در کویت به تبلیغ، وعظ و برگزاری مجالس دینی پرداخت؛ هجرتی آگاهانه برای رساندن پیام، نه برای نام‌آوری.

منبرِ شیخ محمد دماوندی، منبری صرفاً خطابی یا شعاری نبود. او منبر را رسانه‌ای برای پیوند علم، شعر، دعا و اخلاص می‌دانست. بیانش آرام، واژگانش سنجیده و آهنگ کلامش متناسب با حال مجلس بود. از افراط در احساس‌برانگیزی می‌پرهیزید و در عین حال، جانِ مخاطب را با معنایی لطیف و صادقانه می‌نواخت. در منبرهای او، شعر نه زینتِ زائد، که ادامهٔ معنا بود؛ و دعا نه پایانِ مجلس، که جمع‌بندیِ دل.

شیخ محمد دماوندی سروده‌سرای آیینی بود؛ شاعری که شعرش برای خواندن در کتاب نوشته نمی‌شد، بلکه برای جاری شدن بر منبر سروده می‌شد. اشعارش ساده، روان و عاری از تکلف‌های متأخر بود و بیشتر بر ذوق شخصی و تجربهٔ زیستهٔ منبری تکیه داشت. بسیاری از این سروده‌ها منتشر نشد و در حافظهٔ شاگردان، مستمعان و گاه در نوارهای قدیمی باقی ماند؛ میراثی شفاهی که ارزش ثبت و گردآوری دارد.

صدایی که از دل برمی‌خاست

از نظر اخلاقی، او روحانی‌ای کم‌ادعا، مردمی و خوش‌مشرب بود. نه در پی عنوان می‌دوید و نه به نمایش خویش می‌اندیشید. تأثیر اجتماعی‌اش به‌ویژه در میان ایرانیان خارج از کشور محسوس بود؛ جایی که منبر او، هم پناه معنوی بود و هم پیونددهندهٔ هویت دینی و فرهنگی.

شوربختانه با رحلت او، یکی از صداهای آرام و اصیل منبر خاموش شد؛ اما اثرش در دل‌های شنیده و جان‌های متأثر باقی ماند. یاد او امروز در قالب خاطرات، یادنامه‌ها و روایت‌های شفاهی زنده است؛ روایتی از عالمی که گفتنش برای خدا بود و ماندنش برای مردم.

با نهایت تأسف و تأثر، جامعهٔ دینی و دوستداران منبر اهل‌بیت علیهم‌السلام، یکی از خادمان صادق و بی‌ادعای خویش را از دست داد؛ روحانیِ فاضل، واعظِ خوش‌بیان و سروده‌سرای صاحب‌ذوق، که عمر شریف خویش را یکسره در مسیر خدمت به دین، ترویج معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام و هدایت دل‌ها سپری کرد.

آن فقید سعید، پرورش‌یافتهٔ مکتب حوزهٔ علمیهٔ نجف اشرف بود؛ حوزه‌ای که ژرف‌اندیشی علمی، دقت در معنا و صلابت در بیان، از ویژگی‌های برجستهٔ آن به‌شمار می‌آید. این پشتوانهٔ علمی، در سراسر زندگی تبلیغی ایشان جلوه‌گر بود و منبرهای او را از سطح خطابه‌های رایج فراتر می‌برد و به مجالی برای پیوند دانش، اخلاق، شعر و اخلاص بدل می‌ساخت.

مرحوم شیخ محمد دماوندی پس از سال‌هایی حضور علمی و تبلیغی در نجف، قم و تهران، مدتی نیز در کویت به وعظ و ارشاد پرداخت و در آن دیار، با منبری آرام، متین و معناگرا، نقش مؤثری در تقویت پیوندهای دینی و فرهنگی جامعهٔ مؤمنان ایفا نمود. هجرت او، هجرتِ مسئولانه و آگاهانه بود؛ هجرتی برای ادای تکلیف، نه برای کسب نام و عنوان.

از ویژگی‌های برجستهٔ آن مرحوم، منش اخلاقی متواضعانه، پرهیز از خودنمایی و اخلاص در گفتار و کردار بود. شعر و سروده‌های آیینی او ـ که بیشتر برای اجرا بر منبر و در خدمت معنا سروده شده بود ـ گواهی روشن بر ذوق سلیم، احساس صادق و شناخت عمیق او از نیازهای معنوی مخاطب به‌شمار می‌آید. هرچند بخش عمده‌ای از این آثار به‌صورت مکتوب منتشر نشد، اما در حافظهٔ اهل منبر و مستمعان باقی مانده و شایستهٔ گردآوری و ثبت است.

اکنون که آن صدای صمیمی و آن بیان آرام خاموش شده است، یاد و نامش همچنان در خاطرهٔ شاگردان، دوستداران و شنوندگان منبرهایش زنده خواهد ماند. بی‌تردید، آثار معنوی و تربیتی چنین خادمانی، با گذر زمان فراموش نمی‌شود و در زمرهٔ باقیات صالحات آنان ثبت خواهد شد

یادش همواره گرامی، راهش روشن، و نَفَسِ معنوی‌اش در جان دوستداران اهل‌بیت علیهم‌السلام جاری و ماندگار باد. 

* خادم افتخاری اعتاب مقدسه عراق، عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران/ تهران - دوشنبه - ١٥ دی ماه ١٤٠٤ شمسی

کد مطلب 2165990

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =