یکی از مهمترین تفاوتها در مقصدهای حرفهای جدید متخصصان AI، سطح رقابت بسیار بالا میان شرکتها است؛ رقابتی که مستقیماً فرهنگ کاری سازمانها را شکل میدهد. در چنین فضایی، جذب حتی یک کاربر جدید ارزشمند است و همین موضوع باعث میشود تصمیمها دقیقتر، برنامهریزیها جدیتر و مسیرها تا حد ممکن قابل پیشبینی باشند. «غافلگیری» در این شرکتها یک استثناست، نه قاعده.
از منظر زیرساختی نیز، بهروز بودن سیستمها نقش تعیینکنندهای دارد. وقتی ابزارها، سرویسهای ابری و پلتفرمها پایدار و در دسترس هستند، متخصص میتواند تمام تمرکز خود را روی مسئله اصلی بگذارد؛ نه اینکه انرژیاش صرف دور زدن محدودیتها، قطعیها یا ناسازگاریهای فنی شود.
داده؛ حلقه مفقوده هوش مصنوعی در ایران
یکی از موانع جدی رشد پروژههای هوش مصنوعی در ایران نبود دسترسی به دادههای باز، باکیفیت و قابلاعتماد است. بسیاری از شرکتها در ایران حاضر نیستند دادههای خود را حتی بهصورت رمزگذاریشده در اختیار پژوهشگران یا توسعهدهندگان قرار دهند؛ در حالی که در بسیاری از شرکتها و اکوسیستمهای خارجی، اشتراکگذاری داده یک رویه رایج و پذیرفتهشده است.
مشکل فقط کمبود داده نیست؛ کیفیت دادههای موجود هم چالشبرانگیز است. از یک مجموعه داده شناختهشده در حوزه پردازش زبان فارسی حدود یک درصد برچسبهای آن دچار خطاست. شاید این عدد در نگاه اول ناچیز به نظر برسد، اما وقتی دقت مدلها روی همین دادهها حدود ۹۸ درصد است، همان یک درصد خطا میتواند نتیجه کل ارزیابی را مخدوش کند و مسیر توسعه را به بیراهه ببرد.
GPU و ابر؛ سوخت مدلهای مدرن
کمبود پردازندههای گرافیکی پیشرفته (GPU) و محدودیت دسترسی به سرویسهای ابری، یکی از مهمترین عوامل تقویتکننده مهاجرت متخصصان هوش مصنوعی از ایران است. هر روز مدلهای جدیدی در حوزههای مختلف از مدلهای زبانی تا بینایی ماشین، معرفی میشوند و بدون توان پردازشی مناسب، فاصله ایران با جریان جهانی فناوری بهصورت تصاعدی افزایش پیدا میکند.
در چنین شرایطی، حتی اگر دانش فنی وجود داشته باشد، نبود زیرساخت محاسباتی عملاً امکان رقابت را از بین میبرد؛ موضوعی که برای بسیاری از متخصصان AI، تصمیم به مهاجرت را از یک انتخاب شخصی به یک ضرورت حرفهای تبدیل کرده است.
*مهندس یادگیری ماشین
۲۲۷۲۲۷





نظر شما