افسانه  بی‌گناهی لطفعلی‌خان بیشتر توسط سه بریتانیایی روایت شده است

واقعیت این است که دندان طمع روس‌ها و عثمانی‌ها، چند سال پیش از سقوط امپراتوری صفویه برای اشغال و تجزیه ایران، تیز شده بود. پتر اول، سیاست گسترش امپراتوری روس را اساس سلطنت خود قرار داده بود و حاکمان گرجی و ارمنی ماوراء ارس محرمانه به روس‌ها ابراز وفاداری می‌کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روزنامه اعتماد - نیوشا طبیبی: تاریخ‌نویسی ایرانی، بخصوص درباره آن‌چه در دویست سال گذشته بر سر ما رفته، پر است از روایت‌های برساخته‌ای که با واقعیت ماجرا چندان مطابقت نداشته و ندارد. آن‌چه درباره قاجارها گفته شده است، غالبا «ساختن کوهی از کاه» بوده و روایت‌های مجعول چنان جای پایی در ذهن جمعی ما پیدا کرده که تبدیل به باوری قطعی و عمومی شده. آموزش تاریخ آن هم روایتی درست و عاری از قرائت‌های ایدئولوژیک از سنین دبستان، ضمن این‌که نسل‌های بعدی را با پیشینه ملی خود آشنا می‌کند، در تربیت انسانی‌هایی معتدل و منصف که در بحران‌های پیش رو هم قادر هستند موضعی بر پایه عقلانیت و انصاف بگیرند، بسیار موثر است.

سویه آموزش تاریخ در مدارس ما، از ابتدای کار، براساس قرائتی مصلحت‌جویانه از تاریخ بوده است. تاریخی که روایت می‌شود، بنا بر سلیقه حاکمیت - چه در این دوره و چه در دوره‌های قبلی - با دیدگاه حاکمیت و سلیقه شخصی نویسندگان کتاب‌های درسی تاریخ هماهنگ می‌شده. این دیدگاه درنهایت به ضرر کشور و آینده آن است. تاریخ هیچ کشوری و بخصوص تاریخ ایران را نمی‌توان به صورت خطی و صرفا با استناد به هر منبعی که انطباق بیشتری با روایت مالوف دارد، بازگو کرد. ژرف نگریستن به تاریخ نشان می‌دهد که هیچ حاکمیتی مطلقا سیاه و مطلقا سفید نبوده.

شاهد آن، سلسله ایلخانان مغول و تاریخ حکومت‌شان در ایران است. حتی این اشغالگران که در تاریخ ما به خرابکاری و وحشی‌گری و ایلغار و کشتار وسیع اشتهار پیدا کرده‌اند را نمی‌توان یکسره سیاه و مخرب دانست. آن‌ها وقتی بر تخت سلطنت تکیه زدند پس از قرن‌ها موفق شدند دوباره ایران را یکپارچه کنند، از شاخه‌های دیگر امپراتوری مغول فاصله گرفتند و روز به روز بیش از پیش صفات ایرانی گرفتند و حتی در آباد کردن کشور و اعتلای فرهنگ ایرانی نقشی عمیق و ماندگار برجای گذاشتند.

نشانه بارز آن درخشندگی هنر و ادبیات در قرن هفتم و پس از هجوم آن‌هاست. مغول‌ها، نام‌های ایرانی بر فرزندان خود گذاشتند و اسلام آوردند و مشوق علم و هنر و ادب شدند. رشیدالدین فضل‌الله، طبیبی حاذق و سیاستمداری وطن‌دوست و معمار فرهنگی ایلخانان و پایه‌گذار «ربع رشیدی» در تبریز و نویسنده «جامع‌التواریخ» بود. «ربع رشیدی» که اکنون بقایای آن در تبریز وجود دارد، نخستین شهر دانشگاهی جهان است - مانند آن‌چه امروز به آن «کمپوس» می‌گویند. اداره این شهر دانشگاهی حتی پیشرفته‌تر از شهرهای دانشگاهی امروز جهان بود.

در دنیای قدیم این مرکز علمی از تمامی جهان متمدن آن روز دانشجو می‌پذیرفت، مرکز تحقیقات و بیمارستان خودش را داشت و برای ادامه حیاتش، منابع مالی دقیقی براساس «نظام وقف» پیش‌بینی شده بود. تمامی آن‌چه استادان و دانشجوها نیاز داشتند در یک‌جا، تجمیع شده بود و حتی درباره جزئیات تامین مواد اولیه و خوراک روزانه دانشجویان و استادان و بیماران هم تمهیداتی اندیشیده شده بود تا آن‌جا که مواد اولیه آشپزخانه آن از باغات و مزارع خود این «کمپوس» تامین می‌شد. کتابخانه این شهر دانشگاهی بیش از شصت ‌هزار جلد کتاب در خود داشت، کارگاه کاغذسازی این دانشگاه بی‌وقفه مشغول تولید بود تا نیاز نویسندگان را برای تولید کتاب‌های جدید تامین کند.
درباره قاجارها هم سوءبرداشت‌ها و کج‌فهمی‌ها فراوانی وجود دارد. عده زیادی آن‌ها را مقصر قطعی جدا شدن سرزمین‌های ایرانی قفقاز می‌دانند، اما واقعیت این است که دندان طمع روس‌ها و عثمانی‌ها، چند سال پیش از سقوط امپراتوری صفویه برای اشغال و تجزیه ایران، تیز شده بود. پتر اول، سیاست گسترش امپراتوری روس را اساس سلطنت خود قرار داده بود و حاکمان گرجی و ارمنی ماورای ارس محرمانه به روس‌ها ابراز وفاداری می‌کردند و می‌گفتند ما با آغوش باز از هم‌کیشان مسیحی خود استقبال می‌کنیم و آماده‌ایم تا در لوای امپراتور روس زندگی کنیم. درواقع قرارداد ترکمانچای، نه سند تسلیم که صحه گذاشتن بر پایان کشمکشی بود که در چندین دهه قبل و با استفاده خارجی از درگیری‌های داخلی دولت صفوی آغاز شده بود. دولت ایران با قرارداد ترکمانچای موفق شد قوای روس را به پشت ارس هدایت کند و ادعاهای آن‌ها را درباره تبریز و آذربایجان و خطر نفوذ عثمانی را برای همیشه خنثی سازد. 
همچنین تامل در روایت مظلومیت و بی‌گناهی «لطفعلی خان زند» و قساوت و خونریزی «آقا محمد خان قاجار» نشان می‌دهد که لطفعلی‌خان قصد داشت که بخشی از جواهرات گنج نادری را به «سرهارفورد جونز»، نماینده کمپانی هند شرقی بفروشد. آقامحمدخان قاجار و حسابگری او برای جمع‌آوری گنج نادری و سپردنش به خزانه سلطنتی، مانع او شد. جالب است که افسانه مظلومیت و بی‌گناهی لطفعلی‌خان بیشتر توسط سه بریتانیایی یعنی جونز، سرجان ملکم و سرپرسی سایکس روایت شده است.
این نکته را داشته باشید که جنگ‌های بی‌وقفه خان قاجار به هشت دهه هرج و مرج و غارت خان‌های محلی پایان داد و ایران را کم و بیش در مرزهای تاریخی‌اش تثبیت کرد. آغاز حکومت قاجار، دوره تثبیت و آرامش مردم پس از سال‌ها رنج و کشتار بود. دوره‌ آرامشی که در سلطنت پادشاه نیک‌خو و فرهیخته‌ای چون ناصرالدین‌شاه به اوج رسید. سپاسگزاری از دوره وفور و آرامش این شاه از سوی مردم در نقش صورت او روی استکان و قوری خود را می‌نمایاند. دو رکعت نماز خواندن به نیت «شاه شهید» در حرم شاه‌عبدالعظیم هم از سنت‌های یکی، دو نسل پیش از ماست. تاریخ را عاری از سوگیری سیاسی بخوانیم تا فهمی واقعی از امروز داشته باشیم. شما را به خواندن کتاب ارزشمند «برآمدن قاجار» نوشته دکتر زرگری‌نژاد توصیه می‌کنم.

۲۵۹

کد مطلب 2185647

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 2
  • بی نام IR ۱۵:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۳
    1 1
    ناصرالدین شاه نیک خو وفرهیخته بود؟ قاجار وپهلوی هردو آبروی شاهنشاهی ایران را بردند ، خود فتحعلیشاه قاجار می گوید تاابد از بابت جنایتی که آغا محمدخان درحق لطفعلی خان زند وخانواده اش کرده شرمنده وروسیاه است ،‌آنوقت شما می خواهید اورا تطهیر کنید ؟ واقعا” که.
  • IR ۱۸:۲۳ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۳
    1 1
    آها! حتما ما هم دچار فلج مغزی شده‌ایم که مزدوران عثمانی برایمان از توانایی های نامردان و شاهان بی‌ارزش قاجار و مغول برایمان افسانه بسازند!

آخرین اخبار