۰ نفر
۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۱
ارمغان چهار نسل و آینده پیش رو 

چهار نسل است که دنبال آزادی هستیم و نبود آن را به وجود عده ای مربوط می دانیم. فرمول آزادی هم چیزی نبوده جز حذف (حذف این گروه= آزادی). در آینده هم شکست می خوریم، اگر در این خط فکری بمانیم. برای مدتی، می شود از شر عده ای خلاص شد اما برای مدتی بعد به دام عده دیگری می افتیم. آزادی، رها شدن از شر دولتی ضعیف و مستبد و جامعه ای ضعیف و استبدادخواه است. برای رسیدن به آزادی و حفظ آزادی، باید دولتی قوی ساخت و جامعه را توانمند کرد. آزادی، محصول توازن قوا میان "دولتی توانمند و جامعه ای توانمند" است. راه آزادی، دشوار است. تلاش های یک نسل دارای ظرفیت فکری و زیرساختی، لازم است تا این توازن ایجاد شود.

گروه اندیشه: دکتر سعید عطار عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه یزد،که در کارنامه خود دو کتاب حکمرانی بد و فساد، و توسعه اماراتی منتشر شده دارد، در مطلب پیش رو که در کانل اش منتشر کرده شکست های چهار نسل از مشروطه تا کنون را ترسیم کرده است. این مطلب را می خوانید: 

****

 در پس هر دوره ای از تاریخ ایران با همه تلخی ها و بن بست هایش، تجربه ای گرانبها نهفته است برای فهم آنچه هستیم و آنچه می توانیم باشیم. آینده، نام ایستگاهی است در جاده فهم امروز و دیروز. در ایران، حداقل از مشروطه تا کنون:

۱. چهار نسل است که آرزو را با واقعیت یکی می‌گیریم و رویای عظمت داریم. هر چهار نسل هم شکست خوردیم. خطر شکست بعدی، پیش روی ماست اگر نتوانیم به اندازه کافی از رنج هایمان درس بگیریم و واقع گرا شویم.

واقعیت که نام دیگر امکان ها و محدودیت های ذهنی و عینی ما در محیط داخلی و خارجی است، عمدتا تلخ است اما واقعیت است. در سیاست، سرنوشت را واقعیت تعیین می کند نه آرزو. یک قرن در رویای بزرگ بودن، پایان یافته است.

۲. چهار نسل است که ما مانند نسل های قبل ترمان، در سیاست به دنبال آدم خوب هستیم. هر چهار نسل هم شکست خوردیم. در آینده هم شکست می خوریم. در سیاست، کار درست (و سخت) ساختن سیستم خوب است نه پیدا کردن فرد خوب. فرد خوب در سیستم بد، بد می شود و فرد بد در سیستم خوب، اثری می گذارد و می رود. کشور را سیستم خوب به فرجام خوب می رساند.

۳. چهار نسل است که مانند نسل های قبل ترمان، سیستم خوب را پدر خوب (قیّم) می دانیم و می گوییم بابا، آب و نان داد. هنوز هم به دنبال پدرهای خوب هستیم. جز پدر هر فرد، هیچ پدر خوب سیاسی وجود ندارد. تاریخ ایران، زمانی وارد دوران مُدرنش می شود که در ذهن ها قیم ها محو شوند و کسر قابل توجهی از جامعه، از نابالغی خارج شود و به این درک برسد که باید قایق ساخت و نه کشتی.

این قایقِ پُر از همهمه نظام حکمرانی را باید با "اجماع" بر روی "شیوه" تحقق منافع ملی به جلو ببریم؛ یعنی اجماع عموم ما در مورد شیوه تحقق امنیت همگانی- همبستگی اجتماعی- حقوق و آزادی های پایه ای- توسعه اقتصادی.
پدرهای خوب و خوش نیت سیاسی، کشتی آهنین پرسرعتی هستند که به صخره ها می خورند اما آن قایق پرهیاهو که آرام تر می رود، چون بر اجماع عمومی بنا شده، صخره ها را دور می زند.

۴. چهار نسل است که دنبال کم کار کردن و زیاد پولدارشدن هستیم و همچنان نیز این چنین ایم. با کمک جهانی که به نفت ما نیاز داشت، بخش های قابل توجهی از مردمان دو نسل قبلی، تا حدی توانستند مثل پاکستانی ها کار کنند و مثل سوییسی ها زندگی کنند. آن دوران، دوران وفور منابع، برای همیشه تمام شده است. هر اتفاقی در سیاست ایران بیافتد فرقی نمی کند. حداقل یک دهه "کار زیاد و حرف کم" پیش روی ماست تا ایران، شروع به جان گرفتن کند.

۵. چهار نسل است که دنبال عدالت هستیم و آن را زودبازده می خواهیم و فکر می کنیم، داشتن منابع طبیعی یعنی ثروتمندبودن و رفاه داشتن. هر چهار نسل، طفل گمشده ای به نام عدالت داشت. طفل عدالت، گمشده باقی می ماند اگر در جاده تمدن فسیلی بمانیم. در مختصات کشوری مانند ایران، هیچ عدالتی (اقتصادی) دوام چندانی ندارد بدون کار با جهان و کار برای جهان پیشرفته (صادرات کالا و خدمات سطح بالا) و تولید دلار به جای خرید دلار.

۶. چهار نسل است که دنبال آزادی هستیم و نبود آن را به وجود عده ای مربوط می دانیم. فرمول آزادی هم چیزی نبوده جز حذف (حذف این گروه= آزادی). در آینده هم شکست می خوریم، اگر در این خط فکری بمانیم. برای مدتی، می شود از شر عده ای خلاص شد اما برای مدتی بعد به دام عده دیگری می افتیم.

آزادی، رها شدن از شر دولتی ضعیف و مستبد و جامعه ای ضعیف و استبدادخواه است. برای رسیدن به آزادی و حفظ آزادی، باید دولتی قوی ساخت و جامعه را توانمند کرد. آزادی، محصول توازن قوا میان "دولتی توانمند و جامعه ای توانمند" است. راه آزادی، دشوار است. تلاش های یک نسل دارای ظرفیت فکری و زیرساختی، لازم است تا این توازن ایجاد شود.

۷. چهار نسل است که به ایران، جدا از منطقه اش و جهان بزرگتر نگاه می کردیم. از نسل کنونی تا آینده ای معلوم، فهم سرنوشت ایران بدون فهم تحولات پیرامونش، بدون فهم جهان، ناممکن شده است. ایرانیان آرام آرام باید کشورشان را نه نگینی در تاریخ جهان، بلکه بخشی از جهان بفهمند و آماده اجرای عملی این درک باشند.

۲۱۶۲۱۶
 

کد مطلب 2187599

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین