۱ نفر
۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۰
راهبرد سلطه سریع امریکا، باز هم در ایران شکست خورد

در تعریف سنتی پیروزی در جنگ با در هم شکستن نظامی و ساختاری طرف دیگر تعریف می شود؛ در این نظریه اصول پیروزی نظامی سنتی کنار گذاشته می شود و به جای آن سلطه روانی و شناختی مد نظر قرار می گیرد. اما این راهبرد در بلند مدت کارآیی ندارد و اگر در مدت کوتاهی اثرگذار نباشد دیگر از میان می رود.

در ایام جنگ دوازده نوشته بودم که آمریکایی ها و اسرائیل از چند راهبرد استفاده می کنند که در مجموع راهبرد هول و وحشت نامیده می شود. نظریه ای که با نام رسمی سلطه سریع شناخته می شود. در تعریف سنتی پیروزی در جنگ با در هم شکستن نظامی و ساختاری طرف دیگر تعریف می شود؛ در این نظریه اصول پیروزی نظامی سنتی کنار گذاشته می شود و به جای آن سلطه روانی و شناختی مد نظر قرار می گیرد. به نحوی که با تسلیحات پیشرفته آتش زیاد و قابل دیدن تولید می شود تا اراده مقاومت طرف مقابل شکسته شود و تحت انقیاد شناختی و روانی قرار گیرد. مولفه های کلیدی این آموزه این است که بایدحجم آتش و انفجار دیده شود. به همین خاطر باید تصاویر و فیلم هایی از آتش و دود و انفجار و تخریب تولید شود؛ زیرا اساس این آموزه بر تضعیف نظامی به صورت سنتی نیست بلکه باید طرف مقابل «احساس» ضعف کند و اراده اش بشکند.

این راهبرد که در جنگ دوازده روزه استفاده شد و شکست خورد چند نقطه ضعف اساسی دارد: در بلند مدت کارآیی ندارد و اگر در مدت کوتاهی اثرگذار نباشد دیگر از میان می رود. در جنگ دوازده روزه دیدیم که پس از چند روز خود دشمن به این نتیجه رسید که اردوی جنگی شکست خورده است. در جنگ اخیر هم پس از آنکه چند روز از جنگ گذشت و در ساعات اولیه پس از شهادت رهبر و فرماندهان برجسته دفاع شروع شد دشمن غافلگیر شد. 

نقطه ضعف مهم دیگر این است که اگر بخش عملیات روانی شکست بخورد تمامی عملیات نظامی شکست می خورد؛ پپزیرا بنیاد نظریه بر این است که اراده شکسته شود. از طرف دیگر، در راهبرد سلطه سریع نیمی از ماجرا نظامی و تسلیحاتی است و نیمه دیگر عملیات روانی و رسانه ای. اگر عملیات روانی و رسانه ای شکست بخورد به این معنی است که اراده نشکسته است.

نقطه ضعف دیگر این دکترین این است که تنها اراده روان شناختی را از میان می برد نه اراده سیاسی را؛ به عبارتی اردوی نظامی نمی تواند سیاست پس از جنگ را تعیین کند. حتی اگر از جنبه نظامی پیروزی حاصل شود به این معنی نیست که توانسته است سیاست پس از جنگ را تعیین کند. این مورد در عراق پس از صدام به خوبی دیده می شود. 

آمریکا و اسرائیل از یک روش دیگر هم استفاده کردند که معمولا همراه با راهبرد هول و وحشت استفاده می شود: حذف مرکز اراده نظام سیاسی. معمولا همراه با سلطه سریع رهبران سیاسی بالا هدف قرار گرفته می شوند تا اراده مقاومت سست تر شود؛ در واقع، استفاده از این راهبرد مکمل و متمم راهبرد هول و وحشت است؛ هر کاری برای تضعیف یا شکستن اراده هدف اصلی است و هدف گرفتن رهبران طرف مقابل برای این است که با دیدن آنها بقیه تصمیم گیران سست شوند. این راهبرد هم نقاط ضعف خود را دارد؛ زیرا اگر مراکز تصمیم گیری دوباره ساخته شوند یا نظام سیاسی نهادی و غیرشخص محور باشد به نحوی که با شهادت رهبران و فرماندهان ساختار نهادی بتواند بدون افراد تاب آوری داشته باشد و دیگران را جایگزین کند تمامی راهبرد از میان می رود. در جنگ اخیری که هنوز ادامه دارد در ساعت صفر جنگ رهبر عظیم الشان ایران همراه با تعدادی از فرماندهان رشید شهید شدند؛ هدف دشمن از میان بردن اراده و تصمیم گیری بود اما چیزی برای همه جای شگفتی و مباهات بود این بود که کمتر از دو ساعت بعد مقاومت ملی و اسلامی ایران شروع شد و هنوز ادامه دارد. 

کد مطلب 2190686

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین