مذاكرات اسلام آباد

لزوم جنگ و جهاد در کلام امیرالمومنین علیه‌السلام

آن‌طور که امیرالمومنین علی علیه السلام می‌گوید، مردمی که از جنگ روی‌گردان باشند،محکومند به ذلیل بودن و غارت شدن به پست‌ترین خلق خدا. اینجاست که حماسه متولد می‌شود: شجاعت و ایستادگی بر سر حق.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، روزگار حکومت امیرالمومنین علی علیه‌السلام، هرچند کوتاه بود اما لبریز از وقایعی است که موجب بیان خطبه‌هایی شد که او را، برادر و ابن عم رسول خدا و قهرمان بی‌بدیل بدر و احد و خیبر و دلاور عرب را، به قهرمان عرصه خطابه نیز تبدیل کرده است.

بنابر روایت مهر، این خطبه‌ها درسی است عملی، برای هرکس که بخواهد در راه او قدم بگذارد. به قول مرحوم مهدی سهیلی:

به ادعا نتوان شیعه بود، شیعه کسی است
که پای خود بگذارد به جای پای علی (ع)

در میان خطبه‌های جمع آوری و انتخاب شده توسط سید رضی، خطبه ۱۶ نهج‌البلاغه که پس از به حکومت رسیدن امام علی (علیه‌السلام) در مدینه ایراد شد، خطبه مهمی است که با عبارتی تاثیرگذار شروع می‌شود، که ترجمه زیبا و ادبی سید جعفر شهیدی نیز در ادامه آن می‌آید:

«ذِمَّتِی بِمَا أَقُولُ رَهِینَةٌ؛ آنچه می‌گویم در عهده خویش می‌دانم و خود آن‌ را پای ندانم.»

امیرالمومنین در این خطبه به تشریح شرایط حساس آن زمان و یک تحول فرهنگی و سیاسی می‌پردازد و به مردم هشدار می‌دهد که در آینده امتحان‌های سختی در انتظار آنان است و دوران خلافت خود را همچون دوران رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌داند که گذار از جاهلیت به هدایت را به همراه دارد، هرچند تحمل آن برای بسیاری دشوار است. ایشان انحرافات پس از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مانند تبعیض در بیت‌المال و واگذاری مناصب به بازماندگان جاهلیت را عامل اصلی نیاز به این تغییرات می‌داند و از مردم می‌خواهد با عبرت‌گیری از تاریخ، هوشیار باشند:

«آنکه عبرت‌های روزگار او را آشکار شود، و از آن پند پذیرد، و از کیفرها که پیش چشم اوست عبرت گیرد، تقوی او را نگهدارد و به سرنگون شدنش در شبهه‌ها نگذارد.»

در بخش دیگری از این خطبه، امام علی (علیه‌السلام) به مقایسه گناه با تقوا پرداخته و بیان می‌کند که مسیر گناه و خطا خارج از کنترل انسان است و عواقب خطرناکی دارد، در حالی که تقوا کاملاً تحت اختیار و کنترل اوست:

«أَلَا وَ إِنَّ الْخَطَایَا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی النَّارِ، أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَی مَطَایَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ؛ هان ای مردم! خطاکاری‌ها چون اسب‌های بدرفتارند و خطاکاران بر آن سوار؛ عنان گشاده می‌تازند تا سوار خود را به آتش دراندازند. هان ای مردم! پرهیزگاری بارگی‌هایی را مانَد رام، سواران بر آنها عنان به دست و آرام. میرانند تا سواران خود را به بهشت درآرند.»

در اینجا آن حضرت جمله‌ای می‌گویند که می‌توان آن را در تمامی نبردها و جنگ‌های تاریخ بارها و بارها خواند:

«حَقٌّ وَ بَاطِلٌ، وَ لِکُلٍّ أَهْلٌ، فَلَئِنْ أَمِرَ الْبَاطِلُ لَقَدِیماً فَعَلَ، وَ لَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّمَا وَ لَعَلَّ، وَ لَقَلَّمَا أَدْبَرَ شَیْءٌ فَأَقْبَلَ.
از دیرباز حق و باطل (در پیکارند) و هریک را گروهی خریدار، اگر باطل پیروز شود شیوه دیرین اوست؛ و اگر حق اندک است روزی قدرت قرین اوست، اما کم افتد که بینی آب رفته در جوست.»

ایشان مردم را از ترسِ کم‌بودن یاران حق و زیاد بودن پیروان باطل برحذر می‌دارد و تأکید می‌کند که نباید از این وضعیت هراسید، بلکه باید با استواری بر راه حق گام برداشت و منتظر نصرت الهی بود.

در پایان، این خطبه مشتمل بر مجموعه‌ای از اندرزهای اساسی برای زندگی اجتماعی و فردی است که شامل دوری از افراط و تفریط، پافشاری بر قرآن و سنت، شناخت جایگاه خویش، دعوت به اتحاد و اصلاح ذات‌البین و توبه از گناهان می‌شود. امام (علیه‌السلام) همه برکات را مرهون توفیق الهی می‌داند و این موارد را به عنوان اصولی ضروری برای سعادت جامعه معرفی می‌کند.

لزوم جنگ و جهاد در کلام امیرالمومنین علیه‌السلام

برای دانستن جایگاه جهاد و جنگ در نگاه امیرالمومنین، خواندن خطبه 27 که معروف به خطبه جهاد است راهگشاست، این خطبه یکی از مشهورترین سخنرانی‌های امام علی (علیه‌السلام) است که تمام محور آن بر اهمیت جهاد می‌چرخد. در بخش نخست، ایشان با بیانی گویا و زیبا، آثار و برکات مهم جهاد را تشریح کرده و پیامدهای شوم ترک آن برای امت‌ها را تبیین می‌کنند. آن حضرت می‌فرمایند:

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَی وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَةُ؛ اما بعد، جهاد دریست از درهای بهشت که خدا به روی گزیده دوستان خود گشوده است و جامه تقوی است که بر تن آنان پوشیده است، زره استوار الهی است که آسیب نبیند، و سپر محکم اوست(که تیر در آن ننشیند).

در بخش بعدی، امیرالمومنین به واگذاشتن و ترک جهاد و آثارش اشاره می‌کنند:

«فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ؛ هرکه جهاد را واگذارد و ناخوشایند داند، خدا جامه خواری بر تن او پوشانَد و در زبونی و فرومایگی بمانَد.

وَ ضُرِبَ عَلَی قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ.
دلِ او در پرده های گمراهی نهان، و حق از او رویگردان. به خواری محکوم و از عدالت محروم.»

در ادامه، امام (علیه‌السلام) مردم کوفه را به شدت مورد ملامت قرار می‌دهند و از حمله «سفیان غامدی» به شهر مرزی «انبار» میگویند که منجر به شهادت «حسان ابن حسان»، نماینده شجاع و باوفای ایشان، و ویرانی‌های بسیاری توسط لشکر شام شد. و آن عبارت معروف مردن مرد مسلمان از غم بازکردن خلخال از پای زنی یهودی را اینجا می‌خوانیم:

«شنیده ام که مهاجم به خانه های مسلمانان و کسانی که در پناه اسلام‌اند درآمده، گردنبند و دستبند و گوشواره و خلخال از گردن و دست و پای زنان به در میکرده است؛ حالی که آن ستمدیدگان برابر آن متجاوزان جز زاری و رحمت خواستن سلاحی نداشته اند. سپس غارتگران پشتواره‌ها از مال مسلمانان بسته؛ نه کشته ای بر جای نهاده نه خسته(زخمی)، به شهر خود بازگشته اند. اگر از این پس مرد مسلمانی از غم چنین حادثه بمیرد چه جای ملامت است، که در دیده من شایسته چنین کرامت است.»

ایشان همچنین بار دیگر مردم سست‌عنصر عراق را سرزنش کرده و آن‌ها را به دلیل کوتاهی‌شان مورد شماتت قرار می‌دهند. این خطبه با روحی کاملاً حماسی و تأثیرگذار به پایان می‌رسد؛ جایی که امام (علیه‌السلام) آمادگی کامل خود را برای نبرد با دشمنان خونخوار و بی‌رحم اعلام می‌کنند و به سوابق درخشان خود در امر جهاد اشاره می‌کنند که هر شنونده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد:

«ای نه مردان به صورت مرد، ای کم‌خردانِ نازپرورد! کاش شما را ندیده بودم و نمی‌شناختم که به خدا، پایان این آشنایی ندامت بود و دستاورد آن اندوه و حسرت. خدایتان بمیراناد! که دلم از دست شما پرخون است و سینه ام مالامال خشمِ شما مردمِ دون، که پیاپی کار را به هم درمی‌آمیزید ، تا آنجا که قریش میگوید پسر ابوطالب دلیر است اما علم جنگ نمیداند! خدا پدرانشان را مزد دهاد! کدام یک از آنان پیشتر از من در میدان جنگ بوده و بیشتر از من دلیران را آزموده؟ هنوز بیست سال نداشتم که پا در معرکه گذاشتم، و اکنون سالیان عمرم از شصت فزون است. اما آن را که فرمان نبرند سررشته کار از دستش برون است...»

عزت و استقلال سرزمین‌ها، در گرو شجاعت مردان و زنانی است که سلطه بیگانگان و خداناباوران را نپذیرند و در راه این عزت به نبرد با اهریمن بپردازند. امروز و پس از هزار و اندی سال، می‌بینیم که مردمان سازشکار، که خاک و منابع و دارایی خود را در اختیار سلطه جویان بیگانه گذاشته اند، چطور وابسته و سرافکنده و زبون اند در برابر زیاده خواهی‌های آنان و چطور به عنوان یک مسلمان نمی‌توانند خلاف میل اربابان قدرت، که شهوت رانی شان از کفرابلیس مشهورتر است، سر بلند کرده و کوچکترین اعتراضی بکنند.

تلخ‌تر از آن، خوش خدمتی اینان است که برای نفع شخصی یا مقداری مال بیشتر، حتی نمادهای ارزشمند برای تمامی جمعیت مسلمان مانند پرده کعبه که مزین به آیات قرآن مجید است را به دشمنان اسلام بفروشند تا فرش زیر پایشان باشد؛ و از این معامله راضی و خشنود هم باشند. در پرونده این مردم زبون، هنوز زوایای تاریکی هست که بر جهانیان گشوده نشده است.

آنطور که امیرالمومنین علی علیه السلام میگوید، مردمی که از جنگ روی‌گردان باشند، محکومند به ذلیل بودن و غارت شدن به دست پست ترین خلق خدا. اینجاست که حماسه متولد می‌شود: شجاعت و ایستادگی بر سر حق و موطن، عزت می‌آفریند و مردمان دلیر و شجاع، سربلند و به عزت الهی عزیز خواهند بود.

کد مطلب 2192486

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

آخرین اخبار