با ملاحظه اسناد مربوط به کودکان، حمله به سلامت جسمی و روحی کودک، منع هتک حرمت، مراقبتهای پزشکی از قبیل مؤسسات مخصوص پرستاری و تربیت اطفال و اولویت در اقدامات امدادرسانی و حق مراقبت و کمک برای زندگی مجدد و بازپروری جسمی و روحی، در این اسناد به چشم میخورد، بهطوری که تمام اقدامات صورت گرفته باید در جهت حفظ منافع و سلامت کودکان باشد، چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ و پس از آن. تأثیر درگیریهای مسلحانه بر کودکان، به مراتب شدیدتر از سایر مردم است، به طوری که هر سال هزاران کودک در جنگ کشته میشوند که البته بسیاری از آنها بر اثر سوءتغذیه و عدم ارائه خدمات بهداشتی و پزشکی جان خود را از دست میدهند. بهطور کلی، جنگ آثار زیادی بر کودکان دارد، از جمله از دستدادن جان، صدمه و بیماری، سوءتغذیه، معلولیت، شکنجه، سوءاستفاده جنسی، زندان، جدایی از خانواده، پریشانی روانی، جا به جایی، فقر، کمبود مواد غذایی و البسه، فروپاشی نظام آموزشی، از هم پاشیدگی برنامه واکسیناسیون، گسیختگی فرهنگی و اجتماعی و انحراف از ارزشها، پیامدهای جنگ نسبت به کودکان است.
حقوق بشردوستانه در زمینه ممنوعیت حمله به مکانهای غیرنظامی، به ویژه بیمارستانها و تأسیسات بهداشتی و تأمین وسایل بهداشتی و پزشکی برای غیر نظامیان، به ویژه کودکان و مادران بارداری در حال زایمان یا شیرده، تغذیه و پشتیبانی غذایی کودکان در مناطق جنگی مقرراتی دارد. چنانکه در ماده ۷۰ پروتکل ۱۹۷۷ تحت عنوان اقدامات امدادرسانی تأکید میکند، اشخاصی مانند خردسالان، مادران باردار، زنان شیرده و زنان در حال زایمان از رفتار ترجیحی و حمایت ویژه برخوردارند و بایستی در اولویت قرار گیرند و مطابق بند ۲ ماده مذکور، طرفهای مخاصمه هریک از طرفهای متعاهد باید عبور سریع و بیوقفه کلیه محمولهها، تجهیزات و کارکنان را اجازه دهند و آن را تسهیل کنند. پروتکل دوم نیز در ماده ۴ اشاره دارد که طرفین جنگ ملزم هستند تا کودکان را براساس نیازهایشان مورد حمایت و مراقبت خود قرار دهند. به علاوه، ماده ۳۹ پیماننامه حقوق کودک بیان میدارد: «دولتهای عضو میبایست اقدامات مناسب را به منظور پیشرفت بهبود جسمی و روانی کودکانی که قربانی درگیری مسلحانه بودهاند، به عمل آورند. اسناد حقوق بشری بر حق داشتن خوراک، مسکن، مراقبتهای پزشکی و خدمات اجتماعی تأکید دارند، از جمله ماده ۲۵ اعلامیه جهانی بشر ۱۹۴۸ و اصل ۸ اعلامیه حقوق کودک ۱۹۵۹ بیان میدارند کودک، باید در همه شرایط اولین کسی باشد که مورد حمایت قرار میگیرد. اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری رم در ماده ۸ خود، تخریب و ضبط گسترده اموال که ضرورتهای نظامیآن را توجیه نمیکند و هدایت عمدی حملات بر ضد کارکنان تأسیسات، مواد، واحدها یا وسایل نقلیهای که در کمک رسانی بشردوستانه به کار گرفته میشود و همچنین تحمیل گرسنگی به غیر نظامیان و جلوگیری خودسرانه را از رسیدن کمکهای امدادی پیشبینیشده در کنوانسیونهای ژنو، جنایت جنگی تلقی مینماید.
آسیبهای جسمی کودکان در زمان جنگ بود، در حالی که آسیبها تأثیرات روحی و روانی جنگ بر کودکان اغلب شدیدتر از آسیبهای جسمی بوده و درد و رنجی که یک کودک از نظر روحی تجربه می کند، بیشتر است. کودکی که والدین خود را از دست میدهد، غم و رنج شدیدی بر وی چیره میشود و در صورتی که خود شاهد کشتهشدن آنها باشد، این تألم چندین برابر میشود. بنابراین، زمانی که کودکان این غم و اندوه را در زمان جنگ تجربه میکنند یا فکر جدایی از خانواده خود را همیشه به یاد دارند، اندوه آنها شدیدتر میشود اسناد و قوانین بشردوستانه نیازهای روحی و روانی کودکان را مانند نیازهای جسمی مورد توجه قرار دادهاند، از جمله این اسناد پروتکل اول ۱۹۷۷ ژنو است که در ماده ۷۷ بند ۱ آن چنین آمده است: «کودکان باید مورد احترام خاصی قرار گیرند و در برابر هر شکل از حمله غیر محترمانه حمایت شوند». طرفهای مخاصمه باید مراقبت و کمکی را که کودکان، خواه به علت سن و یا به علت دیگری به آن نیاز دارند، برای آنها فراهم نمایند، چنانکه اصول ۲ و ۵ اعلامیه حقوق کودک ۱۹۵۹ به تأمین نیازهای روانی کودکان تأکید دارد، پیماننامه حقوق کودک ۱۹۸۹ نیز در مواد ۳۸ و ۳۹ خرد راجع به نیازهای روانی کودک بحث نموده است. ماده ۷ پروتکل ۲۰۰۰ نیز در زمینه بازگشت مجدد قربانیان به جامعه و کمکهای فنی و مالی به کودکان، تشویقها و الزاماتی برای دولتها دربر دارد. به هر حال، تجربه نشان داده است که با پشتیبانی غذایی و برقراری امنیت میتوان کاری کرد که کودکان سلامتی و بهبودی روانی خود را به تدریج به دست آوردند و بتوانند زندگی عادی خود را آغاز کنند. در همه این مراحل باید اقداماتی در اولویت قرار گیرند که نیازهای روانی آنها را تأمین کنند، مثلاً به خانوادههایی که از هم جدا شدهاند، باتوجه به «اصل وحدت خانوادگی» به هم بپیوندند و یا گروههای اضطراری بهداشت باید شامل پزشک اطفال و مجهز به مراقبتهای بهداشتی برای نوجوانان باشند. مراقبت روانی، اجتماعی کودکان بایستی با استفاده از منابع اجتماعی مانند حمایت و کمک افراد خانواده، معلمین مدرسه و دیگر مددکاران اجتماعی، برای حمایت درازمدت از کودکی که به آن نیازمند است، انجام گیرد.
بهطور کلی، میتوان اقدامات ذیل را جهت کاهش آسیبهای کودکان در زمان جنگ ارائه نمود:
1ـ اقدام سریع دولتها جهت الحاق به پیماننامه حقوق کودک و پروتکلهای آن و ورود مفاد آنها در قوانین داخلی، در نتیجه الزام به تعهدات بینالمللی؛
2ـ تأمین نیازهای کودک با توجه به کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹؛
3ـ دخالت جامعه جهانی لازم است، زیرا حمایت از کودکان از جمله موضوعاتی است که کل جامعه جهانی در برابر آن مسئولیت دارند و موضوع آن تمامیت انسان است، بنابراین در اختیار یک دولت نیست؛
4ـ تعقیب مجرمان و جنایتکاران نسبت به کودکان؛
5ـ نقش فعال کمیته حقوق کودک ملل متحد به عنوان نهاد نظارتی بر کنوانسیون حقوق کودک در ارتقای حقوق کودکان؛
6ـ آموزش و پرورش کودکان در زمان جنگ: هرچند مدارس در طول جنگ ممکن است تعطیل شوند، ولی باید دانست که برپایی نظام آموزشی در شرایط اضطراری جنگ میتواند نوعی احساس امنیت در کودکان به وجود آورد و نیازهای روحی، روانی و عاطفی آنها را تا حدی برطرف نموده، باعث شود که آنها کمتر به مصایب جنگ فکر کنند. از طرفی، مشغولنمودن کودکان در مدارس از ورود آنها در جنگ و بزهکاری آنها میکاهد.
* حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان




نظر شما