به گزارش خبرآنلاین، پروفسور جان میرشایمر، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و از برجستهترین نظریهپردازان رئالیسم در عصر حاضر، در مصاحبه با «العربی الجدید» به بررسی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، انگیزهها، پیامدها و آینده روابط واشنکتن با تلآویو و سایر متحدانش میپردازد.
مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانیم:
******************************************************************************
کاملاً روشن است که ایران پیروز این جنگ بوده
*** آیا معتقدید ایالات متحده و ایران به توافقی دست خواهند یافت؟
من فکر میکنم دولت دونالد ترامپ متوجه شده است که در این جنگ، کارتش سوخته و بازنده است. رئیسجمهور آمریکا انگیزه زیادی برای پایان دادن به این جنگ و توقف آن دارد. پیشبینی اینکه ترامپ و ایران به چه نوع توافقی دست خواهند یافت – اگر اصلاً توافقی حاصل شود – دشوار است. اما در هر صورت، کاملاً روشن است که ایران پیروز این جنگ بوده و هرگونه حلوفصل نهایی، بازتابدهنده این واقعیت خواهد بود که ایران طرف پیروز این درگیری است، نه ایالات متحده.
نتیجهای که به روابط آمریکا و اسرائیل آسیب خواهد زد
*** این جنگ چه تأثیری بر رابطه اسرائیل و ایالات متحده خواهد داشت؟
معتقدم این جنگ تأثیر منفی عمیقی بر جای خواهد گذاشت. بخش بزرگی از ماجرا این است که مردم در ایالات متحده درک خواهند کرد که آمریکا در این جنگ شکست خورده و این نبرد برای آنها یک فاجعه بوده است. آنها به دلیل وضوح شواهد، خواهند فهمید که این اسرائیل بود که ما را به این جنگ کشاند و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نقش کلیدی در متقاعد کردن ترامپ داشت که میتوانیم به یک پیروزی سریع و قاطع دست یابیم. پرزیدنت ترامپ این جنگ را به خاطر اسرائیل انجام داد و این چیزی است که مردم بهخوبی آن را میفهمند. بنابراین، اگر به خاطر منافع اسرائیل به جنگ بروید و آن جنگ به فاجعه تبدیل شود، اکثر آمریکاییها خواهند گفت که اسرائیل بابت این فاجعه سزاوار سرزنش است؛ نتیجهای که به روابط آمریکا و اسرائیل آسیب خواهد زد.
سطح حمایت از اسرائیل در آمریکا هرگز تا این حد پایین نبوده و ادامه خواهد داشت
*** علیرغم نارضایتی عمومی فعلی از اسرائیل، لابیها و کسانی که قدرت و ثروت را در دست دارند همچنان حامی اسرائیل هستند؛ این جنگ چگونه این وضعیت را تغییر میدهد؟
ببینید، لابیها در دو سطح فعالیت میکنند: اول سطح سیاستگذاری و دوم سطح تأثیر بر گفتمان عمومی. شما کاملاً درست میگویید که «لابی اسرائیل» نفوذ فوقالعادهای در سیاستهای آمریکا دارد و در این شک ندارم. آنها همچنان در تأثیرگذاری بر سیاستهای عملی قدرتمند خواهند ماند. اما در مورد گفتمان عمومی و اینکه توده مردم و نخبگان چگونه درباره رابطه آمریکا و اسرائیل و جنگ اخیر صحبت میکنند، نفوذ لابی حامی اسرائیل بسیار محدود خواهد بود و این گفتمان تا حد زیادی نسبت به اسرائیل خصمانه خواهد شد.
همین حالا هم شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد افکار عمومی آمریکا، حتی در میان مسیحیان انجیلی و جمهوریخواهان زیر ۵۰ سال، با کاهش چشمگیر حمایت از اسرائیل روبروست. سطح حمایت از اسرائیل در آمریکا هرگز تا این حد پایین نبوده و معتقدم این روند ادامه خواهد داشت. بنابراین لابیها نتوانستهاند جلوی این سقوط یا تغییر گفتمان عمومی را بگیرند، هرچند در نهایت در راهروهای قدرت (چه دموکرات و چه جمهوریخواه) همچنان نفوذ غیرعادی خود را حفظ خواهند کرد.
*** آیا این وضعیت در بلندمدت تغییر میکند؟
در کوتاهمدت خیر. در میانمدت یا بلندمدت؟ دشوار است بگوییم، اما شرط میبندم در میانمدت نفوذ لابی بر سیاستها همچنان پابرجا بماند. تغییر در سطح سیاستگذاری فقط در یک بازه بسیار طولانی رخ میدهد. اما چه کسی از آینده مطمئن است؟ من و استیو والت کتابمان درباره لابی اسرائیل را در سال ۲۰۰۷ نوشتیم؛ هیچکدام فکر نمیکردیم در سال ۲۰۲۶ اوضاع تا این حد تغییر کند که مردم تا این حد از قدرت لابی آگاه باشند و تندترین انتقادات را به آن بکنند، یا اینکه اسرائیل و آمریکا تا این حد احمق باشند که چنین جنگی را با پیامدهای فاجعهبار برای هر دو کشور آغاز کنند.
اکنون فاجعه بزرگ سوم «ایران» است
*** آیا فکر میکنید این آخرین جنگ آمریکا در خاورمیانه خواهد بود؟
هرگز تا این حد پیش نمیروم. هیچکس نمیتواند بگوید این آخرین جنگ در هر کجاست. اما حدس من این است که پس از این جنگ، ایالات متحده برای ورود به جنگی دیگر در خاورمیانه به شدت دچار تردید خواهد شد. ما جنگهای متعددی در «خاورمیانه بزرگ» داشتهایم؛ افغانستان و عراق بارزترین نمونهها بودند که با هر معیاری فاجعهبار بودند. اکنون فاجعه بزرگ سوم «ایران» است. لذا فکر میکنم در شروع جنگی دیگر به طرز محسوسی مردد خواهیم بود.
اصلاً ربطی به نفت نداشت! این جنگ برای تغییر رژیم در ایران بود، نتانیاهو او را متقاعد کرد
*** ترامپ گفته است که سهمی از نفت ایران میخواهد، مشابه آنچه در ونزوئلا دنبال میکرد. این ادبیات ترامپ چه تغییری در نظم و حقوق بینالملل ایجاد میکند؟
فکر نمیکنم پرزیدنت ترامپ به خاطر نفت علیه ایران وارد جنگ شده باشد. اصلاً ربطی به نفت نداشت. او اکنون این حرفها را میزند، اما اینها فقط لفاظیهای پوچ پس از وقوع حوادث است. این جنگ برای تغییر رژیم در ایران بود. نتانیاهو او را متقاعد کرد که میتوانیم پیروزی سریع به دست آوریم و رژیم را ساقط کنیم و این به نفع آمریکا و اسرائیل است. البته نتانیاهو اشتباه میکرد و ترامپ احمق بود که به او گوش داد.
این جنگی برای اسرائیل است. بسیار مهم است درک کنیم که ایران تهدیدی برای ایالات متحده نبود و دلیلی برای جنگ وجود نداشت. ایران به آمریکا حمله نکرده بود؛ بلکه آمریکا و اسرائیل بودند که به ایران حمله کردند. دلیل آن فقط امنیت اسرائیل بود. نتانیاهو مدتهاست که دچار وسواس فکری نسبت به «تهدید ایران» است و میخواست آمریکا را در جنگ علیه ایران با خود همراه کند. در ۲۸ فوریه گذشته، او به آنچه میخواست رسید و این منجر به فاجعه شد.
ما در دردسر بزرگی افتادیم
*** این جنگ تا چه حد بر روابط آمریکا با ناتو تأثیر میگذارد؟
روشن است که این جنگ آثار منفی بر روابط آمریکا با ناتو خواهد داشت. پیش از ۲۸ فوریه هم روابط آمریکا و اروپا به دلیل اختلافات بر سر جنگ اوکراین و تهدید ترامپ به خرید یا تهاجم به گرینلند (از دانمارک) در وضعیت بسیار بدی بود. اکنون با وقوع این جنگ، روابط اروپا و آمریکا بیش از پیش رو به وخامت گذاشته است.
در مورد روابط آمریکا و اسرائیل هم تردیدی نیست که تأثیر منفی خواهد داشت. ترامپ حدود سه سال دیگر در قدرت است و از دست اسرائیلیها، بهویژه نتانیاهو، خشمگین خواهد بود، چون او را به این جنگ فاجعهبار کشاندند. وقتی آن پیروزی سریعی که وعده داده بودند محقق نشد، ما در دردسر بزرگی افتادیم. این قطعاً باعث تنش در روابط واشینگتن و تلآویو خواهد شد.
ایالات متحده نشان داد که به یک «بارِ اضافه» و هزینه برای اکثر متحدانش تبدیل شده است/ از دیدگاه آنها، «متحد آمریکا بودن» اکنون آشکارا یک پوئن منفی است
*** استفاده ترامپ از اصل «زور» در تعاملات جهانی، چه تأثیری بر آینده آمریکا دارد؟
این جنگ پیامدهای منفی برای ریاستجمهوری ترامپ خواهد داشت، چرا که یک شکست بزرگ در سیاست خارجی محسوب میشود و عواقب اقتصادی و سیاسی سنگینی برای آمریکا دارد. در مورد رابطه با بقیه جهان، از جمله متحدان در شرق آسیا، اروپا و خلیجفارس، آثار منفی جدی خواهد داشت. در این مقطع، چه کسی میتواند به آمریکا اعتماد کند؟ چه کسی میخواهد زیر چتر امنیتی آمریکا برود، وقتی میبیند در یک ماه و نیم گذشته در جنگ علیه ایران چه رخ داده است؟
ایالات متحده نشان داد که به یک «بارِ اضافه» و هزینه برای اکثر متحدانش تبدیل شده است. کشورهای حوزه خلیجفارس را در نظر بگیرید؛ آنها فکر میکردند آمریکا امنیتشان را تأمین میکند، اما در عوض آمریکا جنگی را شروع کرد که باعث شد ایران به آن کشورها حمله کند و آسیبهای جدی به آنها وارد شود. علاوه بر این، جنگ باعث تسلط ایران بر تنگه هرمز و توقف جریان نفت شد که به کشورهای شورای همکاری خلیجفارس آسیب میزند. بنابراین از دیدگاه آنها، «متحد آمریکا بودن» اکنون آشکارا یک پوئن منفی است.
315




نظر شما